« زنان و رسانه‌ها - یک رشد ناهماهنگ | صفحه اصلی | دلیل خوبی برای چند روز ننوشتن »
November 04, 2006
درباره‌ی مسابقه‌ی وبلاگ‌نویسی- وبلاگستان را به آفت نخبه‌گرایی دچار نکنیم

امروز می‌خواستم مطلب کوتاهی درباره‌ی یک موضوع تاریخی مربوط به جنبش جنگل در سا‌ل‌های 1920 بنویسم. با دیدن بحث‌ها‌ی مربوط به مسابقه‌ی وبلاگ‌نویسی و انتقادها و پیشنهادهایی که در اینجا و آنجا دیدم، فکر کردم بد نیست من هم نظرم را بگویم.
موضوع گویا از آنجا شروع شد که عده‌ای معتقد بودند داوری این مسابقه و بخصوص بخش ایرانی آن یعنی حسین درخشان و هم‌فکرانش دید محدودی از وبلاگ‌ها دارند و اصولا این اشخاص صلاحیت داوری را ندارند. پیشنهادی دیگر مطرح شد که بیاییم یک مسابقه‌ی "ایرانی" با انتخاب کننده‌گان و داوران ایرانی به راه بیاندازیم. بعضی دوستان مانند اسد در وبلاگ بیلی و من پیشنهاد کردند که چند سایت گروهی مانند هفتان و دو در دو و بلاگ‌نیوز و چند نفر ریش‌سفید مورد انتخاب خودش مسئولیت برگزاری را بعهده بگیرند-که همین انتخاب هم نشان داد هر یک از ما بیشتر در محدوده‌ی مشخصی و نه در همه‌ی وبلاگستان بسر می‌بریم. در جایی هم که فکر می‌کنم نیک آهنگ کوثر بود رادیو زمانه ارگان مناسبی برای برگزاری و داوری تشخیص داده شد.

صرف نظر از این بحث‌های مربوط به انتخاب و داوری که بعضی ریشه‌های شخصی و خصوصی دارند و بعضی دیگر هم موضع‌گیری‌های سیاسی و انتخاب‌ از روی رفاقت و مانند اینها، من ترجیح می‌دهم به خود موضوع «رقابت در میان وبلاگ‌ها» نگاهی کنم.

اول اینکه آیا یک کاتگوری مانند "وبلاگ‌های فارسی" پایه‌ی مناسبی برای رقابت هست؟ آیا اصولا در وبلاگ چیزی به نام "برتر" و "بهتر" وجود دارد و نتیجه‌ی انتخاب این "برتر"‌ها چه می‌تواند باشد.
کاتگوری "وبلاگ‌های فارسی" تنها وجه مشترکی که دارند همان به فارسی نوشته شدن آنهاست. این، فقط شکل بیان افکار و مطالب است. در محتوا آنقدر تفاوت هست که من فکر نمی‌کنم حتی بتوان پایه‌ای برای مقایسه پیدا کرد، چه رسد به اینکه بتوان یکی یا چندتا ازآنها را بهنوان "برتر" انتخاب کرد. در این نوشته مجبورم برای روشن کردن مطلبم به نام وبلاگ‌ها اشاره کنم و پایه را هم روی همین کاندیداهای نهایی مسابقه‌ی رادیو آلمان می‌گذارم.
بعنوان مثال وبلاگ « زیتون»، «چای داغ» و «آق بهمن» هر سه به زبان فارسی می‌نویسند.
مطالب اولی بیشتر بر پایه‌ی تجربیات شخصی نویسنده در زندگی روزمره‌ی اجتماعی‌اش است. زندگی اجتماعی هم طیف خیلی گسترده‌ای را در بر می‌گیرد. نظراتی که مطرح می‌کند لزوما با استناد بر تئوری‌های علمی نیست. نه اینکه غیر علمی باشند اما نویسنده ترجیح می‌دهد برداشتی آزاد را ارائه بدهد.
مطالب دومی بیشتر محدود به نظرات و تحلیل‌های اقتصادی نویسنده‌اش است که به رشته‌ی تحصیلی‌اش بر می‌گردد. برداشت آزاد به صورت اولی خیلی کم در نوشته‌هایش جا دارد.
مطالب سومی را روزنامه‌نگاری می‌نویسد که به خاطر موقعیت شغلی‌اش دسترسی به خبرهای دست اول مختلف دارد. به روز بودن و تازه بودن خبرهایش از ویژگی‌ وبلاگ اوست.

واقعا پایه‌ی مقایسه میان این سه وبلاگ چیست؟ هر کدام‌شان ویژگی خاص خودشان را دارند. هر سه تا وجود دارند بدون اینکه یکی بر دیگری برتری داشته باشد. نمی‌توان گفت بحث درباره‌ی نرخ رشد اقتصادی چین (چای داغ)، "برتر" و "بهتر" از بیان مشاهده‌ی روزه‌خواری و دوگانه رفتار کردن مردم در ماه رمضان (زیتون) است. هر دو، جنبه‌های مختلفی از زندگی "ایرانی" و وبلاگستان فارسی را در بر می‌گیرند.
با یک نگاه کوتاه به لیست کاندیداهای برتر می‌توان دید که مجموعه‌ای تصادفی فراهم آمده و در چنین مجموعه‌ای اصولا مقایسه، کاری نشدنی است. مانند مقایسه‌ی ارکستر سمفونی تهران با یک باشگاه پر طرفدارفوتبال. کدام‌شان "برتر" هستند؟ شاید یک روشن‌فکر هنردوست بگوید اولی چون در حد عالی هنر موسیقی است، ولی دومی می‌تواند هر هفته 50‌هزار آدم را به استادیوم بکشاند و توجه خیلی از جوان‌ها را به ورزش جلب کند. اینها اصولا با هم قابل مقایسه نیستند. این‌ها فقط نشان‌دهنده‌ی ماهیت چند جانبه‌ی زندگی اجتماعی آدم‌ها هستند. اگر به همان لیست برگردیم، مطالب وبلاگ هاله اصلا قرار نیست مانند مطالب ملکوت باشد. این‌ها بیان دغدغه‌های دو انسان متفاوت هستند که هر دو را می‌توان نمونه‌ای از تیپ‌های اجتماعی مختلف دید. اما "برتری"؟ به نظر من اصولا این سوال از پایه جای‌ اشکال دارد.

پیشنهاد دیگر دسته‌بندی وبلاگ‌ها و مقایسه میان آنها در کاتگوری خودشان است، آنهم با هیئت‌های انتخابی جدید و داوران جدید. هیئت‌ها و داورانی که باز هم انتخاب وبلاگ‌نویسان محدودی هستند. اما من باز هم تلاش می‌کنم در روابط شخصی و ارتباطات دوستی دیگران وارد نشوم. فکر اساسی من در اینجا همان مقایسه‌ در بخش‌های محدودتر است. مثلا کاتگوری وبلاگ‌های خبری، کاتگوری وبلاگ‌های سیاسی‌، کاتگوری وبلاگ‌های علمی و ...

اولا که در این صورت بسیاری از وبلاگ‌ها در هیچ دسته‌ی مشخصی جای نخواهند گرفت چرا که خیلی‌ها راضی یا قادر به محدود کردن دغدغه‌های‌شان در یک چارچوب نیستند. از طرف دیگر در اینجا به نظر من این مشکل مهم وجود دارد که کار از همان ابتدا به یک نخبه‌گرایی کشیده خواهد شد. وبلاگ‌نویسی عرصه‌ی به امتحان گذاشتن دانسته‌ها، نظرات و فعالیت‌ها و توانایی‌ها نیست. عرصه‌ی بیان دغدغه‌های انسان‌هایی است که با استفاده از این امکان به میدان عمومی پا گذاشته‌اند.
کدام وبلاگ سیاسی‌نویس "برتر" است؟ مگر بی‌تفاوت نبودن در برابر اتفاقات سیاسی یک ویژگی زندگی مدنی نیست؟ پس چرا باید جوی را فراهم آورد که میدان را مختص به نخبه‌گان سیاسی کرد و "برتری" آنان را هر ساله یادآوری کرد؟
این یک نمونه بود. به نظر من حتی در صورت دسته‌بندی وبلاگ‌ها، رقابت در نهایت میان چند "نخبه" محدود خواهد بود. و باز به نظر من بتدریج وبلاگ‌ها را به عرصه‌های بسیار محدود و تخصصی بدل می‌کنیم که اصلا با ذات وبلاگ، خوانایی ندارد. دسته‌ی سیاسیون، دسته‌ی جامعه‌شناسان، دسته‌ی تاریخ‌دانان، دسته‌ی شاعران و ... طبیعتا هم کمتر موقعیت فراهم می‌شود تا بتوان پلی میان این دسته‌های "نخبه‌گان" زد.

معنی تمام این حرف‌ها این نیست که وبلاگ‌نویسی با «دَرهم‌نویسی» و «بی‌دقتی» و «غلط‌نویسی» (منظورم اشتباهات فاحش در موضوعی است که می‌نویسیم)، یکی است. منظورم این است که به افراد فرصت و جرات بدهیم که از دغدغه‌ها و اندیشه‌ها و احساسات‌شان بنویسند. اشتباهات را با گفتگو و بحث می‌توان برطرف کرد.
من فکر می‌کنم با ایجاد بحث و گفتگو بهتر می‌توانیم جمع وبلاگ‌نویسان را تقویت کنیم، تا با نخبه‌گرایی و تخصصی کردن‌ این جمع. با این تخصصی شدن وبلاگ‌نویسی، سرانجام دسته‌های کوچکی از "نخبه‌گان" خواهند ماند و بقیه به حاشیه‌نشینی و زده‌گی از وبلاگ‌نویسی روی خواهند آورد. همین امروز هم من دوستان زیادی را می‌شناسم که وبلاگ‌ها را می‌خوانند و نوشتنی و گفتنی هم زیاد دارند ولی با جوی که وجود دارد کمتر پا به میدان می‌گذارند.

به نظر من آنچه که امروز در وبلاگستان احتیاج داریم ایجاد یک فضای آرام و دوستانه برای طرح و بحث اندیشه‌هاست و دوری گرفتن از این "رفیق‌بازی" و باند و دسته‌ی "خاصان" درست کردن. با "نخبه‌گرایی" وضع از همین هم که هست بدتر خواهد شد.

نوشته شده توسط پویا در 05:20 PM

نظرات (8)


نظرهای نوشته شده:

سلام، پویا جان این بحث انتخاب وبلاگها حکایت قدیمی و دراز دامنی است که حتما خودت بهتر می دانی آنچه من گفته ام یک پیشنهاد خام است و حتا افرادی را هم که پیشنهاد کرده ام در واقع نوعی زدن کلید بود چون ممکن است اگر قرار شد فردا چنین انتخابی برگزار شود هیچکدام از آن افراد در هیات داواران نباشند. در ضمن همان آغاز گفته ام که در حال حاضر با چنین مسابقاتی موافق نیستم و علت پیشنهاد هم این بود که یکعده در این وبلاگستان کارشان غر زدن است بدون اینکه راهی و کاری و باری را مطرح کنند. اما چندان موافق نیستم که می گویی نمی شود وبلاگ سال و نه برتر و بهتر را اتخاب کرد مگر هرساله این همه فیلم اول نمی شود، مگر بهترین داستان و بهترین شعر و بهترین نقاشی و... انتخاب نمی شود اینها را چگونه و چه کسانی انتخاب می کنند؟ هیچ چیز نشدنی نیست منتهاش مشکل جای دیگری است و آنهم این فرهنگ لعنتی ایرانی است که هم چیز را دفرمه می کند. مثلا ما ایرانی ها در مورد موسیقی دیگر ملل هیچ مشکلی نداریم زود می گویم موسیقی ترکی، موسیقی عربی و یا موسیقی غربی... اما همین که به موسیقی ایرانی می رسیم می گوییم موسیقی سنتی، جدی، ملی، دستگاهی خلاصه نه اهل موسیقی و نه ملت هنوز به یک تفاهم ملی نرسیده اند که بگویند آقا چی موسیقی ایرانی است!تو خود حدیث مفصل بخوان...

نوشته شده توسط بیلی و من در November 4, 2006 09:51 PM

پویا جان ممنون که نوشتی و اگر مطلب آخر و نظرخواهی مربوط به اون رو در سرزمین آفتاب (چه از خود راضی! :)) بخونی احساس من‌ام شبیه به خودت است.

در پاسخ به اسد مهربان، خوب این به‌ترین‌ها که در دنیا انتخاب می‌شن کاتگوری دارند، داوران و رای دهندگان موضوع را دیده‌اند یا خوانده‌اند، داورها به تعداد و متنوع هستند و و و ... آخر چه طور می‌شه دو چیز نامشابه را با هم حتی مقایسه کرد؟

نوشته شده توسط هاله در November 5, 2006 01:28 AM

پویا جان باهات کاملاً موافقم. در اینجا باید در مورد مثالیهایی که آقای علیخانی زدندآ بگویم که ایشان هم خلط مبحث کرده اند. وبلاگ نویسی مانند یک رسانه مطبوعاتی موصوعات مختلفی را در بر میگیرد و از ایشان سؤال میکنم آیا میشود بهترین مجله سیاسی را با مجله ای که در باره موسیقی و یا مد لباس و یا تازه های الکترونیک مینویسد مقایسه کرد؟

نوشته شده توسط موناهیتا در November 5, 2006 02:13 PM

با حرفات کاملآ موافقم منم همين حرفا رو با زبون خودم و البته نه به قشنگي مشا توي وبلاگم نوشتم . اگه بخونيش خوشحال ميشم .

نوشته شده توسط MED در November 5, 2006 03:12 PM

ها.....!
قربون دهنت پویا جان.
دو روزه میام وبلاگت فقط تا چند خطش برام میومد و دیگر هیچ...

فقط خواستم بگم من این چند روز سعی می‌کردم تو مطلب و کامنت‌هایی که برای دوستان می‌نوشتم اینو راجه به مسابقه‌ی دوبچه وله و بقیه‌ی مسابقات بگم و درست حسابی نمی‌تونستم!
اصلا مشکل ما داوری حسین‌درخشان و ایکس و ایگرگ نیست. هر کی باشه می‌خواد از دوستان و باند خودش بیان بالا...
اصلا هم موافق با انجام این کار با وبلاگ‌های گروهی نیستم چون نتیجه از قبل معلومه:)
با عرض معذرت به خاطر بی‌حیایی:
با این حرفات، جیگر من بیدی:)

نوشته شده توسط زيتون در November 6, 2006 12:57 AM

ها.....!
قربون دهنت پویا جان.
دو روزه میام وبلاگت فقط تا چند خطش برام میومد و دیگر هیچ...

فقط خواستم بگم من این چند روز سعی می‌کردم تو مطلب و کامنت‌هایی که برای دوستان می‌نوشتم اینو راجه به مسابقه‌ی دوبچه وله و بقیه‌ی مسابقات بگم و درست حسابی نمی‌تونستم!
اصلا مشکل ما داوری حسین‌درخشان و ایکس و ایگرگ نیست. هر کی باشه می‌خواد از دوستان و باند خودش بیان بالا...
اصلا هم موافق با انجام این کار با وبلاگ‌های گروهی نیستم چون نتیجه از قبل معلومه:)
با عرض معذرت به خاطر بی‌حیایی:
با این حرفات، دربست مخلصتیم!

نوشته شده توسط زيتون در November 6, 2006 12:57 AM

حامد قدوسی نظرش را در ایمیلی فرستاده که من ترجیح دادم در اینجا بگذارم که عمومی‌تر باشد - پویا
----
پویای عزیز
سلام

خیلی ممنون از مطلبت و اطلاع دادنت. البته من هم خیلی چسبیده به اقتصاد نیستم و هر از چندی مشاهدات روزمره ای می نویسم ولی در کلیات بیش تر به اقتصاد نزدیک هستم. من یک نکته در باب مطلبت داشتم. ببین درسته که مطلب رشد اقتصادی چین و روزه خواری را نمی شه مقایسه کرد ولی معیارهای عمومی وبلاگ نویسی را می شه وارد کرد. مثلا منظم بودن نوشتن مطالب، طولانی نبودن، جدید بودن برای خواننده، شکل ظاهری وبلاگ، میزان بحث های حول موضوع و الخ که در مورد هر وبلاگی صادق است. یعنی همون طور که فیلم های با موضوعات مختلف جشن واره واحدی دارند وبلاگ های با موضوعات مختلفی هم می توانند با هم رقابت کنند.
ارادت
حامد

نوشته شده توسط پویا در November 6, 2006 06:50 AM

مطالب جالبیه به من سر بزن.

نوشته شده توسط ماندانا در November 6, 2006 11:20 AM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661