![]() |
|
|
« جرقههای فکری این چند روزه: جنبش زنان و مشکل ارتباط با بخشهای بستهی جامعه + قتل خبرنگار روسی |
صفحه اصلی
| نمایشگاه نقاشی یک دختر محکوم به اعدام در تهران »
October 14, 2006
آیا آقای وزیر باید طور دیگری پاسخ خبرنگار را میداد؟ چرا این توقع را داریم؟ پینوشت: زنستان شمارهی 13 با موضوع کودکان به همت دوستان منتشر شد. در این شماره مقالهای با عنوان «کودکان سرباز» نوشتهام که در این آدرس قرار دارد. امیدوارم کمکی به درک خود موضوع و اهمیت ِ آن باشد. روزنامهها و رسانههای ما هم که یا مستقیما وابسته به قدرت حاکم هستند و فقط نقش تبلیغگری را دارند و یا در بهترین حالت مجبورند به هر حال تکیهگاه خودشان را در یکی از جناحهای قدرت - هرچند حاشیهای- پیدا کنند تا اصولا بتوانند حق حیات داشته باشند. حق حیاتشان هم میدانیم بسته به آن است که وزنهی قدرت ِ تکیهگاهشان در حکومت چقدر سنگین است. هر چقدر هم عقبنشینی کنی، خطوط نارنجی و قرمز عجیب و غریب را رعایت کنی و استراتژی "بقا" و ماندن بریزی، باز هم قدرت حاکم در جایی به تو یادآوری میکند که حدّ تو چقدر است و سایهی او تا کجا پهن است. صد سال پیش - از همان آغاز جنبش مشروطه- امیدوار بودیم مطبوعات (بخوانید رسانههای) آزاد یکی از رکنهای اساسی زندگی سیاسی و اجتماعی کشور باشند تا حاکمان مانند سابق نتوانند آنچه میخواهند بکنند و پاسخگو هم نباشند. امروز که به همت آقایان به مشروعه رسیدهایم، خیالشان راحت است که قدرت میدان باز و فراخی برای تاختن است. خیالشان راحت است که روزنامهنگار هم تنها به لطف ِ تحمل ِ قدرت حاکم است که بر سر راه او سبز شده و چند سوالی را مطرح میکند. خیالش راحت است که روزنامهی او وزنهای نیست تا قدرت او را به چالش بکشد. منشاء قدرت او جای دیگر است. حدود دو ماه پیش این نمونه را از رسالهی مجدالملک - از روشناندیشان پیش از مشروطه- آوردم. با خواندن مصاحبهی آقای وزیر کشاورزی به یاد این گفتهی این آقای وزیر جنگ افتادم. او هم صد و اندی سال پیش قدرتش را با پرسشی مواجه دیده بود. در بر همان پاشنهی کهنهی تاریخ میگردد، نه؟ این، یکی از نشانههای سنت است. نوشته شده توسط پویا در 12:47 PM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: