« رفتن عمران صلاحی کوله‌بار ما را خالی‌تر کرد | صفحه اصلی | جرقه‌های فکری این چند روزه: جنبش زنان و مشکل ارتباط با بخش‌های بسته‌ی جامعه + قتل خبرنگار روسی »
October 08, 2006
نگاهی به نوشته‌ی حاجی واشینگتن: آیا تحصن مشروطه‌خواهان یک مجلس آش و پلوی مفت برای مردم بود؟

این روزها مشغول کار روی مقاله‌ای برای شماره‌ی بعدی زنستان هستم و در کنار کارهای دیگر،‌ وقت کمتری برای وبلاگ‌نوشتن داشته‌ام. این مقاله همین یکی دو روزه تمام می‌شود و می‌توانم با فاصله‌ی همان تقریبا یک روز درمیان در اینجا بنویسم.

در یکی از گردش‌های اینترنتی و وبلاگی به این پست در وبلاگ حاجی واشینگتن برخوردم که به طور "نه خیلی جدی" پرسیده بود که " اگر بریتانیایی ها به مشروطه خواهان غذای مجانی نمی دادن، چند نفر برای بست نشینی به سفارت دولت فخیمه می رفتن؟".
با نگاهی به همان چند کامنت در نظرخواهی این یادداشت معلوم شد که خواننده‌گانش اتفاقا این سوال را خیلی هم جدی گرفته‌اند. متاسفانه در وبلاگستان بیشتر و بیشتر معمول می‌شود که مطالب را به صورت "غیر جدی" و "نه چندان جدی" بنویسند و معلوم نباشد گفتنی یا نوشتنی ِ واقعی چه بوده است. اگر منظور دوستان طنز نوشتن است که بد نیست بدانیم طنز ریشه در تناقض‌های واقعیت‌ پیرامون دارد.

من هم مایلم مانند کامنت نویسان آن نظرخواهی، موضوع را جدی بگیرم و برای همین فکر کردم چند جمله‌ای کوتاه بنویسم. منابع دست اول تاریخ دوران مشروطه نشان می‌دهند که با سخت گرفتن حکومت مستبد بر مشروطه‌خواهان و حتی آزار و اذیت آنها هنگام تحصن در مسجد (مسجد یکی از جاهایی بود که سنت تحصن و بست‌نشینی داشت)، عده‌ای از بازرگانان تصمیم گرفتند برای اینکه حکومت به سادگی نتواند جنبش آنها را برای ایجاد عدالت‌خانه سرکوب کند به درون حیاط سفارت انگلستان بروند و در آنجا بست بنشینند. ابتدا حدود 50 نفر از تجار در حیاط سفارت تحصن کردند ولی چند روزی نگذشت که تعداد مردم به حدود سیزده هزار نفر رسید. در حیاط سفارت هر دسته‌ای از بازاری‌ها و پیشه‌وران چادر خودشان را بر پا کرده بودند و در طول روز در چادرها سخنرانی‌ و بحث درباره‌ی مشروطه بر پا بود.

درباره‌ی "غذای مجانی" که حاجی واشینگتن درباره‌ی آن پرسیده باید گفت که طبق نوشته‌ی منابع تاریخی معتبر مثل ناظم الاسلام کرمانی، همه‌ی مخارج بعهده‌ی تاجران بازار و خود ِ صنف‌های مختلف پیشه‌وران بود که صبح به صبح برنج و مواد غذایی را به خرج خودشان می‌آوردند و در وقت ِ آن به مردم غذا می‌دادند. کسروی تاریخ‌نویس دیگر هم با اینکه با تحصن در سفارت بیگانه موافق نبود، با این حال تاکید می‌کند که خرج غذا و رفاه مردم را خود بازار و اصناف تامین می‌کردند. همه‌ی مخارج بعهده‌ حاجی محمد تقی بنکدار و برادرش حاج حسن بود. خرجی هم که بوسیله‌ی اصناف تهیه می‌شد به همین دو نفر داده می‌شد تا کارها را سر وسامان بدهند. این دو برادر از ابتدای جنبش مشروطیت، از فعالان بودند.
همه‌ی تاریخ‌نویسانی که یا خودشان از نزدیک شاهد تحصن بوده‌اند یا در همان زمان زندگی می‌کرده‌اند، تاکید دارند که کار این تحصن در آن چند روز در کمال نظم پیش می‌رفت. از طرف دیگر انجمن‌های مخفی و نیمه مخفی مشروطه‌خواه هم فرصت خوبی پیدا کرده بودند تا در چادرهای تحصن‌کننده‌گان سخنرانی داشته باشند و مردم را با آرمان‌ها و هدف‌های مشروطه آشنا کنند. بقول ناظم‌اسلام کرمانی حیاط سفارت‌خانه تبدیل به مدرسه‌ای برای مردم شده بود.
خواسته‌های اولیه‌ی متحصنین از جمله اینطور اعلام شده بود که البته بعدا رادیکال‌تر شد و به خواست مشروطه تبدیل شد:
اول - معاودت علمای مهاجرین بطهران
دوم - اطمینان بر اینکه احدی را ببهانه نخواهند گرفت و شکنجه نخواهند کرد.
سوم - امنیت مملکت، چه امروز کسی دارای مال و جان خود نیست.
چهارم - افتتاح عدالتخانه که از طبقه‌ی علما و تجار و سایر اصناف برای رسیدگی در مرافعات شرکت در او داشته باشند.

پس از چهارده روز تحصن، مظفرالدین شاه مجبور به امضای فرمان مشروطه شد.

این که یک جنبش اجتماعی را با تمام پیچیدگی‌ها و تحولاتش، یک مجلس آش و پلوخوران که تازه پولش را هم دولت بیگانه می‌دهد، جلوه بدهیم ما را به کجا می‌رساند؟ در حالی که هم واقعیت ِ تاریخی چیز دیگری است و هم اینکه کارکرد این تحصن و نتایج آن، با یک مجلس مفت‌خواری که نویسنده‌ی "حاجی واشینگتن" می‌خواهد تلقین کند زمین تا آسمان فرق دارد.

منابعی که به آ‌نها اشاره شد:
ناظم‌اسلام کرامانی - تاریخ ببداری ایرانیان. ج. 1 ص. 512
احمد کسروی- تاریخ مشروطه‌ ایران- ص. 110

نوشته شده توسط پویا در 03:18 PM

نظرات (2)


نظرهای نوشته شده:

پویا جان سلام
من اصلا نخواستم غذای مفت و مجانی رو با یکی از اصیل ترین حرکت های تاریخی ملتمون پیو.ند بدن. سوالی که پرسیدم درباره حضور تعداد خیلی زیاد متحصنین در باغ سفارت انگلیس بود. به منبه مالی بخور بخور هم کاری ندارم. سوال من اینه که آیا به غیر تعداد محدودی از فعال ها و نخبه های اجتماعی که از ظلم سلطانی به بیگانه پناه برده بودن، هدف بقیه از حضور در آن مرکز چه بوده؟ رو در بایستی که نداریم، ملت خودمون رو خوب می شناسیم. اگر غذا نمی دادن، باز هم این قدر آدم در اون محل جمع می شد؟ راستش رو بگو. در ضمن پدربزرگ مادری بنده یکی از همون افرادی بوده که تفنگ بدست علیه استبداد محمد علی شاهی جنگیده.
راستی مطلبت از نظر دقت و محتوا حرف نداشت. دستت درد نکنه.

نوشته شده توسط حاجی واشنگتن در October 8, 2006 03:58 PM

حاجی گرامی ما که نمی‌توانیم درباره‌ی انگیزه‌های شخصی تک تک افراد در یک جنبش اجتماعی قضاوت کنیم. انسان‌ها با انگیزه‌های مختلف در یک حرکت اجتماعی شرکت می‌کنند. به نظر من مهم آن بحث‌ها و گفتگوها و روزنامه‌خوانی‌هایی‌ست که در زیر چادرها در طول روز می‌شده و همان مردم هم گوش می‌کردند و یاد می‌گرفتند. در ضمن همه‌ی مردم هم بخاطر یک بشقاب پلو، هستی خودشان را از ظلم و خشونت حاکم تهران به خطر نمی‌انداختند. به این هم باید توجه کرد که اگر کسی بخاطر یک کاسه‌ آش آنجا می‌آمده، در طول روز چیزی هم یاد می‌گرفته است و با مفاهیم مشروطه در همان حدی که می‌شنیده آشنا می‌شده است. نظم و آرامش آن تحصن در همه جا گفته شده است. یک سری آدم بی‌انگیزه و مفت‌خوار که نمی‌توانند نظمی چند روزه را تاب بیاورند.
پویا

نوشته شده توسط پویا در October 8, 2006 04:29 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661