« باز هم درباره‌ی اولین انجمن‌های زنان ایرانی | صفحه اصلی | «نامه» آشکار شد، «مسئولیت‌ها» چه می‌شود؟ »
September 29, 2006
آیا سال‌های «ادامه‌ی جنگ» یک نوستالوژی است؟ + دختران مدرسه‌ای و روزنامه‌های مشروطه

موضوع اصلی این یادداشت چیز دیگری‌‌ست، اما با خواندن این نوشته خواستم بگویم که تلاش نکنیم از جریان "ادامه‌ی جنگ" پس از فتح خرمشهر یک نوستالوژی بنا کنیم. شاید متواضعانه‌تر آن است که نه شکست از دشمن خارجی، که فریب آنانی را که گوش به فرمان‌شان بوده‌ایم،‌ بپذیریم. روزی آیت‌الله منتظری این تواضع را داشت که از بالاترین‌ احترام‌ و مقام چشم بپوشد و فریب «ادامه‌ی جنگ» را آشکاربگوید. هر چند که یک‌شبه از «فقیه عالیقدر» به «شیخ ساده‌لوح» تنزل مقام پیدا کند. سال‌ها بعد اکبر گنجی هم در روزنامه‌ی «فتح» دوباره‌ پرونده‌ی «ادامه‌ی جنگ» را به میان کشید و بر سرش آن رفت که همه دیدیم و شنیدیم.
برای این می‌گویم متواضع باشیم، چرا که زمان زیادی برای اندیشیدن و حساب کردن نمی‌خواهد تا ببینیم بر سر این کشور از نیروی انسانی و اقتصادی چه آمد، چه ثروت‌ها که اندوخته شد و چه‌ قدرت‌ها که بر پایه‌ی این فریب بزرگ محکم شد. احساس رقیق و عاطفی من در برابر رنج هزاران کودک خیابانی که باید تاوان ثروت و قدرت فریب‌کاران را بدهند چقدر کم‌رنگ و کم جلوه است. نمونه‌ها فراوان‌اند. شما بهتر از من می‌دانید، چرا که هر روز در کوچه و خیابان شاهدش هستید. پذیرش «فریب بزرگ» شاید متواضعانه‌تر باشد و همان‌طور شاید تلنگری بر جانی و اندیشه‌ای تا بار دیگر در چرخش تاریخی دیگری هوشیارتر باشیم. یک‌دلی مردم، در دوران امیدواری‌ها و آزادی و تلاش هم می‌تواند باشد. چرا در جنگ و خون و ویرانی به دنبال آن باشیم؟ جنگ یک نعمت نیست. بهایی سنگین برای فهمیدن این پرداخته‌ایم.
پی‌نوشت: فکر می‌کنم خواندن این نوشته‌ی حمید احمدی در سایت گویا با عنون "فاجعه جنگ هشت ساله ایران و عراق فراموش شدنی نیست" (و بویژه بخش دوم آن)، به درک تصویری واقعی از تحولات جنگ ایران و عراق کمک زیادی می‌کند: بخش اول - بخش دوم
----------
شماره‌ی 12 زنستان منتشر شده است با موضوع «آموزش». ترجمه‌ای از من هم با عنوان "دخترها این‌جور هستند ... پسرها آن‌جور، افسانه‌پردازی‌ها، کلیشه‌ها و تفاوت‌های جنسیتی" در این شماره است که می‌توانید در با کلیک کردن در اینجا آ‌ن را بخوانید. موضوع آن درباره‌ی افسانه‌پردازی‌ها و پیش‌داوری‌های جنسیتی است که گویا در سیستم آموزشی تفاوتی میان دختران و پسران از نظر یادگیری درس‌های ریاضی و فیزیک و به اصطلاح "رشته‌های پسرانه" است.
این تفاوت‌ها فقط در ایران نیستند، در پیشرفته‌ترین کشورهای اروپایی هم چنین کلیشه‌ها و برداشتی وجود دارد. در موسسه‌ی پژوهشی که من در آن کار می‌کنم، ما فقط 3 مهندس زن در رشته‌های فیزیک و الکترونیک داریم. اما در بخش شیمی که بعنوان یک "رشته‌ی دخترانه" محسوب می‌شود، 90 درصد پژوهش‌گران زن هستند! در مورد رشته‌های علوم انسانی مانند روان‌شناسی یا جامعه‌شناسی دانشگا‌ه‌ها یا رشته‌هایی مانند پرستاری که تفاوت‌ها خیلی بیشتر از این آشکار است. به هر حال این مقاله‌ی علمی تلاش می‌کند که بی‌پایه بودن چنین کلیشه‌هایی را نشان بدهد.
----------
در این یادداشت می‌خواستم موضوع انجمن‌های زنان را پی بگیرم که فکر می‌کنم نوشته را طولانی می‌کند. پس به یک پاورقی کوتاه وبلاگی می‌پردازم که هر چند ممکن است کمی طولانی باشد اما دانستن آن خالی از فایده نیست.
بسیاری از روزنامه‌هایی که پس از پیروزی جنبش مشروطه، در ایران توسط روشن‌فکران منتشر می‌شدند در برابر مسائل زنان بی‌تفاوت نبودند و ضرورت کشانیده شدن زنان به عرصه‌ی فعالیت‌های اجتماعی را، هم می‌دیدند و هم مطرح می‌کردند. یکی از موضوع‌های محوری، مدارس دخترانه و ضرورت آموزش دختران در مدارس جدید بود. از جریان‌ها و روزنامه‌های بسیار رادیکال که بگذریم، روزنامه‌ی «نسیم شمال» که به همت اشرف‌الدین حسینی منتشر می‌شد و محتوای اصلی آن شعرهایی در پشتیبانی از تجددخواهی و ضرورت تغییرات اجتماعی، بصورت طنز بود، تقریبا در هر شماره، موضوعی را مستقیم یا غیر مستقیم به آموزش زنان و مبارزه با خرافات و سنت‌گرایی اختصاص می‌داد. تازه نسیم شمال دارای گرایش‌های مذهبی هم بود و دیدگاه‌های آن فاصله‌ی زیادی با مثلا دیدگاه‌های رادیکال ایرج‌میرزا داشت. «نسیم شمال»‌ ابتکار جالبی داشت که در هر شماره یک مسئله‌ی ساده‌ی ریاضی را مطرح می‌کرد و از خواننده‌گانش می‌خواست که به آن جواب بدهند و جایزه‌ای هم، مثلا کتابی، به اولین نفری که پاسخ را داده بود تعلق می‌گرفت. جالب این است که اکثر کسانی که جواب‌های درست را می‌دادند و نام‌‌شان در روزنامه می‌آمد دخترهای مدارس دخترانه بودند که نسبت به پسران در اقلیت بودند. از طرف دیگر شور و شوق‌ ِ حداقل بخش‌هایی از جامعه را نسبت به این موضوع نشان می‌دهد. برای اینکه نمونه‌ای را آورده باشم مسئله‌ی شماره‌ی 20 نسیم شمال به تاریخ 16 تیر 1294 (1915) را می‌آورم: (طرز نوشتن نسیم شمال را حفظ کرده‌ام)
"آقایی به نوکرش گفت سی عدد تخم مرغ بخر از قرار سه عدد یکشاهی، و سی عدد هم تخم مرغ بخر از قرار دو عدد یکشاهی. مجموع پولها از اینقرار یکریال میشود (3 عدد یکشاهی) و 2 عدد یکشاهی میشود پنج عدد صد دینار. مجموع تخم مرغها شصت عدد است که 12 پنج تا است. دوازده صد دینار شش عباسی میشود. پس آن یکشاهی که از یکریال زیاد میاید در جزء کدام حساب محسوب است. هر شاگرد مدرسه که اینمسئله را حل کند اسمش را بعلم و هوش در نمره آتیه خواهیم آورد".
روزنامه در شماره‌ی 23 نام برندگان را این‌طور می‌آورد:
"اینکه نوشته بودید چرا اسامی شاگردانیکه مسئله تخم مرغ را حل کردند در نسیم شمال ننوشتید- اینک بشما مینویسم این روزنامه محقر گنجایش ندارد اسم دویست نفر را که بعد از ده روز جواب مسئله آورده‌اند بنویسیم. اگر کسی جواب مسئله را فردای همان روز بیاورد اسمش درج خواهد شد. کسانیکه جواب مسائل را فورا بعد از انتشار روزنامه آوردند چند نفر بودند: اول طلعت‌الملوک خانم صبیه (دختر) اعلم‌السلطنه - 2 - محترم خانم بسن 12 ساله صبیه آقامیرزا؛ حسن خان معظم‌الممالک شاگرد مدرسه حسنات - 4 - صغرا خانم - 5 - سکینه خانم - 6 - عصمت خانم بسن 11 ساله و چند نفر دختر دیگر. از این قرار معلوم شد که مدارس نسوان هم در علم کمتر از مدارس ذکور نبوده و نیستند". ‌

نوشته شده توسط پویا در 08:41 PM

نظرات (2)


نظرهای نوشته شده:

ممنون‌ام که نظرت را نوشتی. من هم به هیچ وجه نمی‌خواهم و قبول هم ندارم که از جنگ نوستالوژی بسازیم. با نظرت کاملاً موافق‌ام. نوشته‌ی من، راه به جای دیگری داشت، که شرحش از توانم بیرون است.

نوشته شده توسط :::: خوابگرد در September 29, 2006 09:55 PM

اميدوارم هميشه شاد باشي

نوشته شده توسط سالومه در September 30, 2006 08:30 AM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
سایت پربار جنبش زنان + روز اول ماه مه - سمبل برابری طلبی برای قشرهای وسیع اجتماعی نه یک "قوم برگزیده"
کتابخوانی ما ایرانی ها - به فرهنگ شفاهی خو گرفته ایم
بر رحمان ها در سیبری چه گذشت؟ - نسل گمشده
تصاویری از تاریخ تئاتر ایران در سالهای 20
خانواده ی بدون مشکل یا تابوهای ریشه دار ما؟ -! Perfect family
چارچوب هایی اینقدر متفاوت
«فتنه» ؟
درگذشت زنده یاد فریدون آدمیت- و آرامگاه احمد کسروی کجاست؟
ضرورت استقلال جنبش زنان- به بهانه ی درگذشت مریم فیروز
آلبوم عکس های کارل هوئکر افسر SS آلمان

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661