« فکرهای کوتاه پس از یک سفر طولانی: "خطای زنان" + "افتخار" ما به یک مسافرت فضایی | صفحه اصلی | آیا سال‌های «ادامه‌ی جنگ» یک نوستالوژی است؟ + دختران مدرسه‌ای و روزنامه‌های مشروطه »
September 25, 2006
باز هم درباره‌ی اولین انجمن‌های زنان ایرانی

سایت کنش‌گران که موضوع اصلی آن سازمان‌های غیر دولتی و اخبار نهادهای مدنی است بوسیله‌ی سه تن از وبلاگ‌نویسان آسیه امینی، جادی و محبوبه حسین‌زاده اداره می‌شود. البته تا جایی که در سایت آنها خوانده‌ام، این سازمان دارای دفتر و ساختمان در تهران است و فقط یک سایت اینترنتی نیست.
یکی از کارهای مفیدی که می‌کنند انعکاس اخبار گروه‌ها و سازمان‌های غیر دولتی است. گویا اخبار فعالیت‌های سازمان‌های مدنی را هم که در خارج از کشور فعالیت می‌کنند، انعکاس می‌دهند. تا جایی که می‌دانم در کشورهای مختلف انجمن‌های مختلف مدنی مانند انجمن‌های کمک به کودکان خیابانی یا حمایت از دانشجویانی که نیاز به کمک مالی دارند تشکیل شده است. انعکاس اخبار فعالیت‌های این‌ سازمان‌های مدنی می‌تواند شروعی برای ارتباط‌های بیشتر و دادوستد ایده‌ها و تجربه‌ها باشد. البته این خود نهادهای مدنی خارج از کشور هستند که باید برای انعکاس اخبارشان پیش‌قدم باشند.
این توضیح کوتاه را آسیه در ایمیلی فرستاد که در همین‌ جا می‌گذارم:
"من در مورد اين سايت و مديريتي كه نوشتي يه توضيح بدهم. مديريت سايت با من و همكارانم نيست.بلكه توليد مطالب خبري و گزارشي تحريريه با ماست. اين سايت تحت مديريت موسسه كنشگران اداره مي شود كه يك سازمان غير دولتي هست كه حوزه كاريش ظرفيت سازي براي ان.جي.او. هاي ديگر هست. اين سايت هم در همين راستا راه افتاده كه در واقع انعكاس صداي سازمانهاي غير دولتي باشد كه معمولا هم تريبوني ندارند".
----------
چند مطلب را برای نوشتن در یادداشت امشب سبک و سنگین می‌کردم، به یادم آمد که در اوایل این ماه (سپتامبر) نوشته بودم که موضوع شکل‌گیری انجمن‌های زنان را در دوران مشروطه پی‌ می‌گیرم. فکر کردم که همین را دنبال کنم تا موضوع را به سامانی بتوان رساند.

در پستی که به آن اشاره‌ کردم نوشتم: "انگیزه‌ی تشکیل اولین انجمن‌ها ایده‌ها و احساسات ملی و عطش برای استقلال و پیشرفت کشور بود". که جمع‌آوری پول برای تامین سرمایه‌ی اولیه‌ی بانک ملی به عاملی برای شرکت فعال زنان تبدیل شده بود. موضوع اهدای پول و جواهرات از طرف زنان (حتی زنان فقیر) را همه کم و بیش شنیده یا خوانده‌ایم.
و تازه این در حالی بود که با وجود پیروزی مشروطه و تشکیل مجلس اول،‌ این مجلس روی خوشی به فعالیت‌های سیاسی زنان و حتی شرکت آنها در انتخابات نشان نداده بود. در نظام‌نامه‌ی انتخابات مجلس اول آمده است:
"ماده‌ی سوم - اشخاصی که از انتخاب نمودن کلیه محروم هستند از قرار تفصیل‌اند: اولاً - طایفه‌ی نسوان (زنان) ..." و در موارد بعدی "اشخاص خارج از رشد"، "محتاج به قیّم"، "مشهور به فساد عقیده"، "ورشکسته‌گان به تقصیر" و "مرتکبین به قتل و سرقت" می‌آیند.
به نظر می‌رسد که اولا بسیاری از نمایندگان مجلس خودشان هم اعتقادی به شرکت اجتماعی زنان نداشتند و دوما آنها هم که طرفدار فعالیت‌های زنان (هرچند محدود) بودند، به خاطر ساکت نگاه داشتن روحانیان و فرار از اتهام بی‌دینی و هرج و مرج‌طلبی، زیاد پافشاری نمی‌کردند.

با این حال فعالیت‌های اجتماعی زنان،‌ با وجود رسمیت نداشتن ادامه پیدا می‌کرد. مخصوصا زنان ِ خانواده‌های رهبران و فعالان و روشن‌فکران مشروطه امکانات مناسب‌تری برای فعالیت داشتند. زنانی از خانواده‌های اسکندری و دولت‌آبادی تا سال‌ها پس از انقلاب مشروطه از فعال‌ترین‌ها بودند.
یکی از اولین انجمن‌های زنان به نام «انجمن آزادی زنان» حدود یک‌ سال پس از صدور فرمان مشروطه تشکیل شد. در همین سال (1907) «اتحادیه غیبی نسوان» تشکیل شد و همینطور «انجمن نسوان». دو سال بعد انجمن «مخدرات وطن» تشکیل شد. غیر از این انجمن‌ها، تشکل‌هایی هم برای انجام امور خیریه و کمک به مدارس دخترانه تشکیل شد. می‌دانیم که بخصوص در اوایل دوران پیروزی مشروطه، مدارس دختران از کمک‌های دولتی محروم بودند. همان چند مدرسه‌ای هم که با هزار زحمت و فشار تشکیل می‌شد باید از همین کمک‌های مردمی اداره می‌شدند. «شرکت خیریه خواتین» و «انجمن خواتین ایران» از این گونه انجمن‌ها بودند.

بخاطر عقب‌مانده‌گی و سنتی بودن جامعه و همینطور هیاهوی طرفداران استبداد به بهانه‌ی بی‌دینی، تشکیل جلسات این انجمن‌ها اصلا ساده نبود. در جامعه‌ای که زن حتی بخاطر بیرون رفتن از خانه مجبور به تمکین شوهرش بود، معلوم است که فعالیت اجتماعی زنان با چه موانعی رو به رو بود.
برای نمونه جلسات «انجمن آزادی زنان» هر دو هفته یک بار در باغ‌های اطراف تهران تشکیل می‌شد و در این جلسات، زنان بحث و سخنرانی داشتند. شرکت زنان به همراه پدر، شوهر و برادران بصورت خانوادگی انجام می‌شد و افراد مجرد حق شرکت در جلسات را نداشتند. بحث و گفتگوی زنان در حضور مردان غریبه پدیده‌ی تازه‌ای برای جامعه‌ی سنتی بود. با این همه وقتی که خبر تشکیل این جلسه‌ها به طرفداران استبداد رسید، فقط اطلاع رسانی یک جوان ارمنی به زنان و خانواده‌های‌شان، باعث شد تا آنها بتوانند از باغ جلسه فرار کنند.

طبق مدارکی که ژانت آفاری ارائه می‌کند، با اینکه انجمن‌های زنان در تهران از فعال‌ترین آنها بودند اما در شهرهای بزرگ و از جمله اصفهان هم چنین انجمن‌هایی تشکیل شده بود. زنان ایرانی مقیم استانبول هم انجمن خیریه‌ای برای حمایت از جنبش مشروطه ایجاد کرده‌ بودند.
برای اینکه این نوشته زیاد طولانی نشود، دنباله‌ی این یادداشت را در پست بعدی پی بگیریم.

نوشته شده توسط پویا در 06:18 PM

نظرات (6)


نظرهای نوشته شده:

خوب نیست آدم اینقدر یکطرفه به قاضی برود
آخر فمینیسم هم مرزهایی دارد!!!

نوشته شده توسط روح الله در September 26, 2006 03:44 AM

پویا جان من یک بیماری لاعلاجی دارم و اینه که معمولا نامه هامو دوباره خوانی نمی کنم! از اینکه مجبور شدی این متن پر از غلط رو بذاری شرمنده ام . تازه وقتی پابلیش می شه این گاف هامو می بینم :)

نوشته شده توسط آسیه در September 26, 2006 10:08 AM

روح‌الله گرامی، من متوجه نشدم. اگر منظور شما درباره‌ی این یادداشت است آنچه در تاریخ اتفاق افتاده است دیگر یک‌طرفه و غیر آن ندارد.
پویا

نوشته شده توسط پویا در September 26, 2006 05:05 PM

آسیه گرامی، چون می‌دانم دست به قلم هستی، وسواس‌ات را درک می‌کنم. اما خوب، تو هم ایمیل کوتاهی فرستاده بودی و خواسته بودی مطلبی را برای دوستی بشکافی. من فکر کردم همین چند خط را بگذارم برای آگاهی از سایت و اهداف شما کافی‌ست. تا علاقمندان خودشان سری بزنند و نوشته‌های‌تان را بخوانند. خیلی هم خوب بود.
شاد باشی.
پویا

نوشته شده توسط پویا در September 26, 2006 05:11 PM

ببینید به نظر من زندگی که به قانون کشید و اصول اولیه انسانی درش کمرنگ بود دیگه جای جرو بحث نداره
(( فاتحه))
اما خانمها ظاهرا نمیتونن ارام بشینن انتقام تاریخی مادراشون رو به هر عنوان میخان بگیرن
بگیرید حرفی نیست .
اما ظاهرا یه جای دیگه مشکل هست چون به تحقیق بارها دیدم و به تجربه سرم اومد اگر میدون باز باشه زنها در حق انسان ترین و روشن ترین مردها چه جنایتها که نمیکنند
صد البته که در همه موارد این دنیا استثتا هم هست اما قاعده همینه که کردند کردید و میکنید
زنان ..... از حق و حقوق زنان در سوئد و دیگر کشورها فقط ان قسمت مربوط به مردان نا صالح را شنیده اند
باید پرسید از رفتار زنان شایسته و بنیان خانواده در دیگر کشورها چه میدانید . دروغ است اگر یگوییم جوامع متمدن بر اساس هیچ بنا شده و اداره میشود ( شاید فقط قسمت آزادی دل خانمها را برده اما اگر ازاد بودید مثل انها و ازاده ماندید شرط است)
نسل ازاده در(بقول خودتان) اسارت چه کردید که در ازادی چه ها کنید
خانواده اخلاق تربیت .............. وا مصیبتا که اگر چشم باز کنید و دستکارتان را با چشم انصاف نگاه کنید
بقول یه نفر که سالها پیش جرات کرد حرف بزند(((متأسفم كه واقعيت بدين‌‌گونه است و كساني كه الان شمشيرهايشان را براي حمله كردن به من تيز مي‌كنند بايد بدانند كه من از قلب واقعيت هيچ نفعي نمي‌برم و چه بسيار دوست‌تر داشتم كه دنيا اين‌گونه كه مي‌بينيم نبود و همان‌طور بود كه دوستان ادعايش را دارند. برايم هيچ هم عجيب نيست كه مرا به داشتن عقدة حقارت يا حسرت يا حس انتقام‌جويي در اثر شكست‌هاي زندگي متهم كنند. اهميتي هم ندارد.
با سابقه‌اي كه برشمردم اينكه كسي با زنان محترمانه و انساني برخورد كرده باشد ولي هزينه‌هايش را پرداخت نكرده باشد عجيب است. حالا مي‌شود داد و فرياد دوباره‌اي راه انداخت و به‌خاطر اينكه مردي جرئت كرده به ساحت مقدس زنان توهين كند آسمان را به زمين دوخت. اما همة اينها هم كه بشود چه چيزي تغيير مي‌كند. زن‌ها همين‌اند كه بودند و هستند و خواهند بود.
ما خودمان را هم بكُشيم چيزي عوض نمي‌شود................. زنان بي‌شماري را مي‌شناسم كه در طول زندگي، براي رسيدن به راحتي بيشتر و زندگي آزادتر، از مردان خواسته‌اند تا محدوديت‌هاي كمتري بر آنها اعمال كنند؛ اما هميشه نتيجه همان بوده است. آنها به محض اينكه امكانش را پيدا كرده‌اند مردي را كه به آزادي‌شان احترام گذاشته خفه كرده‌اند! براي شادي و لذت بي‌حد و حصر زير همه‌چيز زده‌اند ي....... زنان بسياري را ديده‌ام كه مدام شعارهاي دلفريب سر مي‌داده‌اند و حتي آزاد‌انديش‌ترين مردان را به لمپن بودن، امل بودن، ستمگر بودن و بي‌فرهنگ بودن متهم كرده‌اند؛ اما همين زنان وقتش كه برسد مي‌دانيد چه مي‌كنند، براي چند ريال بيشتر يا براي امتيازهاي مادي و رفاهي بسيار كوچك همة آن شعارها را فراموش مي‌كنند و به بي‌سوادترين و وحشي‌ترين مردان لبخند مي‌زنند!
..)))
من موافق باکره نماندن پسران نیستم امه به جای ترویج فرهنگ مقابله به مثل بیایید و بیاییم فرهنگ باکره ماندن پ=سران را نیز پرورش دهیم . مگر نه ادعای حضانت و تربیت فرزندان دارید!! خوب یا علی!!
به جای مقابله به مثل در........................

فرهنگ محجوب بودن
پایبند بودن
با بند و بار بودن
یار بودن و........... انسان بودن را اموزش دهید ( انسان بودن نه بر معیار من و شما بر معیار انسانیت که جامعه و بشریت قرنهاست تدوین کرده و هر روز از نو میکند)
راحت ترین کار گناه را به گردن دیگران ((مردها)) انداختن و شانه از زیر بار مسئولیت خالی کردن است

اما فقط جای امید باقیست که تمام این انحرافات چه از زنها چه از مردها در برابر سیر تکامل بشریت هیچند هر چند گاهی اندکی بتوانند در ان وقفه ایجاد کنند .
دلم خوشست که هنوز زندگی برغم مدعیان بدرستی در اکثریت جوامع دنیا جریان دارد ..................

نوشته شده توسط ارام در September 27, 2006 07:59 PM

آرام گرامی، مسئله‌ی بحث اصلا بر سر «بهتر بودن» و «برتر بودن» زن یا مرد بعنوان یک جنس بر دیگری نیست. انسان (چه زن و چه مرد) مجموعه‌ای از خصوصیات ارثی و یادگیری‌های محیطی است. بحث بر سر این است که در جامعه باید برابری کامل میان این دو جنس برقرار باشد و هر دو جنس یکسان از امکانات و موقعیت‌ها بهره‌مند باشند. مثلا معلوم است که در یک سیستم مبتنی بر استبداد، چه زن و چه مرد می‌تواند مستبد باشد. برابری به معنی این است که اولا قوانین اجتماعی بر پایه‌ی برابری جنسیتی وضع شوند (مانند قانون حضانت یا ارث) و دوما مرد و زن در برابر این قوانین برابر باشند. از طرف دیگر آزادی‌ها و امکانات و موقعیت‌هایی در زندگی اجتماعی وجود دارد که باید به طور یکسان در دسترس افراد جامعه قرار بگیرد،‌ صرف نظر از جنسیت آنها. مانند آزادی لباس پوشیدن، امکانات تحصیلی و شغلی و برابری در موضوع حقوق ازدواج و خانواده. برای انسان بودن باید شرایط انسان بودن را فراهم آورد. انسان بودن یک معنی مجرد و انتزاعی نیست. انسان بودن در مناسبات انسانی شکل می‌گیرد. امیدوارم توانسته باشم لااقل خیلی کوتاه و خلاصه گفته باشم که اصولا بحث جنبش زنان و برابری جنسیتی بر سر چیست.
پویا

نوشته شده توسط پویا در September 28, 2006 02:18 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661