![]() |
|
|
« جای زن ایرانی هنوز در آشپزخانه است- آگهیهای تجارتی این را میگویند |
صفحه اصلی
| باز هم درباره زنان خانه نشین؛ نگاهی به نقد کلنگ »
September 12, 2006
توقیف «شرق» - وقتی که تئوری بقا و قیمتهای گزاف هم بیثمر میشوند. جامعه بیتفاوت است؟ در خبرها خواندم که روزنامهی شرق هم توقیف شد. محمد قوچانی روزنامهنگار با استعداد و جوان که میخواست با "اثبات تئوری بقا"*، با عقبنشینیهایی در برابر محافظهکاران، «شرق» را بعنوان صدایی ناهماهنگ و نه لزوما ناهمخوان با صدای رسمی حکومت نگاه دارد. «شرق» به قول قوچانی آمده بود که بماند، "نه به هر قیمتی اما به قیمتی گزاف". به هرحال شرق در بازتاب اندیشههای کسانی که در واقع هیچ تریبونی برای ابراز نظر و حرفشان ندارند، با وجود تمام دست به عصا راه رفتنها و ملاحظهکردنها، موفق بود. بخصوص بصورت مصاحبهها. مثلا با چهرههایی مانند دکتر پیمان یا هنرمندانی مانند توران مهرزاد و بهآذین. گاهی که همهی مصاحیه هم قابل چاپ نبود، میتوانستی قسمتهای سانسورنشده را در اینترنت پیدا کنی. خبر تعطیلی نشریهی خواندنی «نامه» هم رسید. «نامه» که روی اینترنت هم منتشر میشد از مجلههای خوب تحلیلی بود که امیدوارم انتشار آن در اینترنت ادامه پیدا کند. یکی از ویژگیهای «نامه» پر و پیمان بودن مطالب بخش زنان آن بود که موضوع مهم جنبش زنان ایران و مسائل آن را مطرح میکرد. توقیف هر روزنامه و نشریهای صرفنظر از همه چیز یک جنبهی انسانی و شخصی مهم هم دارد: بیکاری و آوارگی شغلی، آنهم اگر خوششانس باشی و کاری پیدا کنی. من دقیقا نمیدانم اما فکر نمیکنم روزنامهنگاران از بیمههای شغلی و حقوق بیکاری برخوردار باشند. میتوان نه حتی با یک بخشنامه، که با یک تلفن شبانه، روزنامهای را بست، دهها نفر را بیکار کرد و تازه پروندهی قطوری هم ساخت تا بتوان در فرصتی دیگر ضرب شستی نشان داد. همیشه فکر کردهام که در این روزهای گرانی و بیکاری، سرنوشت خود این روزنامهنگاران و خانوادههایشان چه میشود. همه که از کشور بیرون نمیآیند و همه هم که از رانت ارتباط با جناحهای قدرت برخوردار نیستند تا "کسی" دستشان را بگیرد. زندگی آن اکثریت چگونه میگذرد؟ * اصطلاحات "اثبات تئوری بقا" و "قیمت گزاف" را از خود محمد قوچانی وام گرفتهام. نوشته شده توسط پویا در 08:04 PM آفتاب در شرق غروب میکند ... ؟!
نوشته شده توسط روشن نوروزی در September 13, 2006 02:07 PM سلام دوست عزیزم پویا جان وبلاگ خوبی داری و زیبا نوشته ایی ولی سری به سایت صدای گیله مرد بزن
نوشته شده توسط گیله مرد در September 13, 2006 10:36 PM من فکر می کنم ما ایرانیا اسیر سمبل هستیم و تا یکی سمبل نشه، ازش دفاع نمی کنیم. البته اگه بکنیم. اکبر گنجی قطعا این نظریه رو قبول نداره. پس اگه خود قوچانی رو بندازن زندان، انتظاری از مردم نداشته باش.
نوشته شده توسط حاجی کنزینگتن در September 14, 2006 12:14 AM پویا جان دربدر به دنبال آن لینک تو هستم که از شرق در رابطه با مکتب تبریز در وبلاگت زده بودی. چرا پیدایش نمیکنم؟ مگر آن پست را پاک کرده ای؟
نوشته شده توسط موناهیتا در September 14, 2006 01:12 PM مونا جان این لینک مطلب شرق است: که در این پس وبلاگ من هست: شاد باشی
نوشته شده توسط پویا در September 14, 2006 02:02 PM سلام
نوشته شده توسط دانشجو در September 14, 2006 04:57 PM http://qolang.blogspot.com/2006/09/blog-post_14.html D:
نوشته شده توسط نازلی دختر آيدين در September 14, 2006 06:40 PM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: