![]() |
|
|
« حضور زنان ایرانی در استادیوم دمشق اما نه در استادیوم آزادی + انجمنهای زنان در دوران مشروطه |
صفحه اصلی
| توقیف «شرق» - وقتی که تئوری بقا و قیمتهای گزاف هم بیثمر میشوند. جامعه بیتفاوت است؟ »
September 10, 2006
جای زن ایرانی هنوز در آشپزخانه است- آگهیهای تجارتی این را میگویند ![]() همانطور که در آخر یادداشت قبلی نوشته بودم، میخواستم مطلب مربوط به انجمنهای زنان را در دوران مشروطه ادامه بدهم. اما برای تنوع، تصمیم گرفتم در این پست دربارهی رابطهی آگهیهای تجارتی که در رسانههای خارج از کشور پخش میشوند با موضوع جنسیت بنویسم. مطلب مربوط به انجمنهای زنان را در پست بعدی پی میگیرم. فکر میکنم همهی دوستان که کانالهای ماهوارهای ایرانی را مرتب یا گاهگاه و اتفاقی تماشا میکنند یا گوش میدهند، از "شانس" اجباری دیدن آگهیهای تجارتی آنها محروم نشدهاند. میدانیم که آگهیهای تجارتی هم از فرهنگ حاکم بر جامعه تاثیر میگیرند و هم تا حدود زیادی روی شکلگیری تصویری که جامعه از خودش دارد در ذهن تک تک افراد تاثیر میگذارند. رابطهی آگهی تجارتی و فرهنگ یک رابطهی دو طرفه است. فکر میکنم این موضوع آنقدر وسیع است که واقعا نمیشود، هم دراین باره نوشت و هم دربارهی موضوع رابطهی آگهیهای تجارتی ایرانی و نقش اجتماعی زن و مرد بر اساس جنسیت آنها که موضوع این یادداشت است. در کشورهای با ساختارهای مدنی قوی مانند NGO های (سازمانهای غیر دولتی) زنان یا دفاتر دولتی «برابری جنسیتی»، این نهادها خیلی روی تصویری که شرکتهای بزرگ تجارتی برای تبلیغاتشان از نقش اجتماعی زنان نشان میدهند حساس هستند و مثل ما همه چیز را طبیعی نمیدانند. همینطور چنین نهادهایی برای دیگر موارد مانند تبعیض نژادی هم وجود دارند. شرکتهای تجارتی همیشه ادعا میکنند که آنها مسئول فرهنگ و سیاست در جامعه نیستند و "فقط میخواهند محصولشان را هر چه بیشتر به فروش برسانند". هر چند که با تلاشهای سازمانهای مدنی زنان (یا سازمانهای مربوط به مهاجران و ضد نژادپرستی)، این شرکتها و بخصوص بزرگترینها و معروفترین ِ آنها بیشتر و بیشتر مجبور به ارائهی برابری جنسیتی (یا نژادی) در آگهیهای تبلیغاتیشان میشوند. اما یک نگاه کوتاه به عادیترین آگهیهای تجارتی شرکتهای ایرانی در خارج از کشور نشان میدهد که ما چقدر از این مرحله دور هستیم. من دربارهی آگهیهای خارج از کشور مینویسم تا نشان دهم حتی با اینکه ممکن است برداشتها و فرهنگ مخاطبان آنها در خارج از کشور، دیگر آن شکل سنتی را نداشته باشد یا کمتر داشته باشد اما این آگهیها همان چیزی را نشان میدهند و همان طور تبلیغ میکنند که مثلا همان آگهی را میتوان درست 40 سال پیش هم در تلویزیون داخلی ایران نشان داد. مثلا آگهیهای مربوط به مواد غذایی را در نظر بگیرید که شرکتی مانند شرکت صدف در آمریکا برای محصولاتش پخش میکند. معلوم است که شرکت صدف محصولات خودش را در آمریکا تولید میکند و بازار آن هم در آمریکا و تا حدودی در اروپا است. یعنی مخاطب آگهی در آمریکا یا اروپا زندگی میکند. از طرف دیگر ساخت آگهی نشان میدهد که مخاطب اصلی قشر جوانتر ایرانیان هستند. بسیاری از این جوانان می توانند نسل دوم مهاجران ایرانی باشند یا نوجوانانی که در غرب بزرگ شدهاند. نقش جنسیتی زن و مرد در آگهیهای تجارتی ایرانی (نه فقط همین شرکت صدف) نقشی کاملا مجزا از هم و تعریف شده از پیش و طبق همان الگوی سنتی است. فکر میکنم متاسفانه دربارهی ساختار خانواده بخصوص دربارهی نسل جوانتر ایرانیان مقیم خارج تحقیقی جدی صورت نگرفته (البته تا جایی که من میدانم). آیا نسل جوانتر مهاجران با همان شکل سنتی خانوادهی دورهی کودکیشان زندگی میکنند؟ بیشتر به نظر میرسد که بسیاری از این جوانترها هم از نظر فرهنگی و هم از نظر ساختار کار و زندگی در اروپا و آمریکا دیگر به شکل سنتی زندگی نمیکنند. تعداد بسیاری از این نسل جوانتر یا تنها و یا با دوستانشان زندگی میکنند و اگر خانوادهای هم تشکیل میدهند، برای خانهنشین کردن زن و تحمیل خانهداری و آشپزی به او نیست. نکتهای که باز هم جالبتر است این است که آگهیهایی که دربارهی همان محصول ولی برای مخاطب آمریکایی ساخته میشود، نقش جنسیت در آنها به کلی تغییر میکند. در این آگهیها زن، نقش جنسیتی مدرن خودش را ایفا میکند. در حالیکه در نمونهی آگهی فارسی و عربی و ارمنی ِ محصولات غذایی (فیلم آگهی از فارسی به عربی و ارمنی دوبله شده است)، مصرفکننده، یک زن جوان ایرانی است که خودش پس از پخت وپز و پذیرایی از میهمانان (شوهر حضور فعالی ندارد چون اینجا دیگر حیطهی کار ِ زن ِ خانه است)، هم بعنوان یک «زن» نقش اجتماعیاش را (خانهداری را) بخوبی ایفا کرده و هم توانسته در رقابت با زن دیگری پیروز از کار در آید. متاسفانه پراکندهگی، نبود و یا فعال نبودن نهادهای مدنی ایرانی (مثلا گروههای زنان) و یا کم اهمیت دادن آنها به چنین موضوعاتی موجب کمک به جا افتادن چنین برداشتهای جنسیتی لااقل در سطح رسانهای میشود. نوشته شده توسط پویا در 12:25 PM magar jaye zane irani dar ashpazkhaneh nist? Leilaye leili لیلا جان سلام. شاد باشی
نوشته شده توسط پویا در September 12, 2006 08:47 PM اگر زنی انقدر خوش شانس هست که برای امرار معاش و کمک به اقتصاد خانواده مجبور به کار کردن در بیرون نیست، اگر امکان رسیدگی به بچه ها و شوهر رو داره، اگر آنقدر شعور داره که بدونه احترام به خانواده شوهر یعنی احترام به خود شوهر، باید هم به عنوان یک سمبل در یک اگهی تلویزونی تبلیغ بشه.
نوشته شده توسط مهرداد در September 13, 2006 09:49 AM I'm glad in huge amount when I heard things which are always on my nerve in your writing.
نوشته شده توسط parastoo در September 13, 2006 11:25 AM تحلیل خیلی جالبی بود ، و در یک کلام همان ضرب المثل قدیمی که : از ماست که بر ماست
نوشته شده توسط نهیب سکوت در September 14, 2006 02:19 PM I agree with your idea and I liked the way you analysed the representation of Iranian women in the media. It is true (to some part) that we need more campaigns on women's rights inside/ourside of Iran to achieve equality in all the spheres.
نوشته شده توسط Mastoureh در September 14, 2006 05:18 PM معرفی زن به نماد پخت غذا درست نیست هکذا به عنوان نمادی از جلوه های تصویری
نوشته شده توسط نتا در September 16, 2006 02:58 PM سلام خوبي وبلاگ پرمحتوايي داريد در مورد مطالبي كه نوشتيد بايد بگم اشكالي نداره اما حضور زن رو تو خونه نبايد به پخت و پز محدود كرد زنان در خانه نقش مهمي رو مخصوصا تو اين زمونه تو تربيت فرزندان ايفا مي كنن و اينو نميشه ناديده گرفت البته اين رو بگم كه بعضي وقتا هم كه آقايان در آشپزخانه حضور پيدا مي كنن و غذا درست مي كنن خودش معجزه باور نكردنيه!!!
نوشته شده توسط setareh در September 25, 2006 08:40 AM به قضیه جالبی اشاره کردین که مشکل جامعه ماست و حتی هنوز زنان جایگاه خودشون رو در خانواده و اجتماع نمیدونن وهمین زنان با این نگرش مسئولیت تربیت مردان و زنان اینده رو به عهده میگیرن.........پس چه توقعی از نسل اینده؟من فکر میکنم اول باید خودمون تغییر کنیم ..البته این که مردی با شعور مثل شما به این مسایل توجه میکنه واسه من یکی جای امید واریه
نوشته شده توسط nogol در October 10, 2007 12:57 PM به قضیه جالبی اشاره کردین که مشکل جامعه ماست و حتی هنوز زنان جایگاه خودشون رو در خانواده و اجتماع نمیدونن وهمین زنان با این نگرش مسئولیت تربیت مردان و زنان اینده رو به عهده میگیرن.........پس چه توقعی از نسل اینده؟من فکر میکنم اول باید خودمون تغییر کنیم ..البته این که مردی با شعور مثل شما به این مسایل توجه میکنه واسه من یکی جای امید واریه
نوشته شده توسط nogol در October 10, 2007 12:57 PM میتونم لینکتون کنم؟
نوشته شده توسط nogol در October 10, 2007 12:59 PM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: