« پشتوانه‌ای برای فریاد مدارا و صلح داریم؟ حقیقت یا فلسفه‌بافی؟ ... | صفحه اصلی | جای زن ایرانی هنوز در آشپزخانه است- آگهی‌های تجارتی این را می‌گویند »
September 07, 2006
حضور زنان ایرانی در استادیوم دمشق اما نه در استادیوم آزادی + انجمن‌های زنان در دوران مشروطه

دیشب به طور اتفاقی دیدم که تلویزیون جام‌جم ایران برای خارج از کشور، مسابقه‌ی فوتبال ایران و سوریه را نشان می‌دهد. چند دقیقه‌ای منتظر شنیدن نتیجه ماندم که دوربین، زنان ایرانی ِ مقیم سوریه را نشان داد که همراه بچه‌های کوچک‌شان در استادیوم دمشق روی سکوها نشسته بودند. همگی با حجاب کامل اسلامی و دل‌شاد و لبخندزنان در حضور هزاران مرد دیگر به تماشای مسابقه مشغول بودند. حدس ِ زیاد دور از واقعیت نیست که این زنان،‌ وابسته‌گان سفارت و ارگان‌های دولتی جمهوری اسلامی بودند.
نکته‌ای که توجهم را جلب کرد این بود که تفاوت این خانم‌های شاد و لبخند بر لب با زنان و دختران داخل کشور چیست که در کشور خودشان هم حق رفتن به استادیوم‌ها را ندارند؟ اگر سیاست آقایان اجازه بدهد بالاخره پس از کلّی سر پا ایستادن و توهین شنیدن و "این دفعه‌ی آخر باشد" بگذارند در استادیوم بنشینند و در حالی‌ که مردان جلوی آنها را گرفته‌اند مسابقه را تماشا کنند. آن وقتی هم که سیاست آقایان همین را هم نخواهد، با توهین و تحقیر سوار اتوبوس‌شان کنند و در میدان آزادی پیاده کنند.
چگونه است که "رعایت شئونات اسلامی" و "احترام به شان زنان" و "حفظ عفت عمومی"، در استادیوم آزادی جلوی ورود زنان را می‌گیرد و در استادیوم دمشق موجب حضور تفریحی زنان و دختران ِ آقایان و مسئولین می‌شود؟
-----------

"مستدعیم از جمیع خواتین وطن‌دوست که همه جمعه را بنده‌منزل که بین گذر مستوفی و گذر ِ قلی می‌باشد مجتمع شده وطن‌خواهی خود را آشکار کنند و هر کس از خواهرها بخواهد نطقی بفرمایند مختار و مجازند. کمینه (به معنی کمترین) عرض در فواید مشروطه و ذمائم استبداد خواهیم نمود و امتحانی از شاگردهای مدرسه هم داده می‌شود بلکه از همت خواتین با غیرت گرهی زودتر از کار باز شود. در جلسه‌ی ورود یک دفعه و در خروج یک دفعه قلیان داده می‌شود و قهوه‌ای هم که رفع کسالت شود تقدیم خواهد شد".
این آگهی بی‌بی خانم استرابادی در یکی از روزنامه‌های پس از مشروطه است که حدود 100 سال پیش منتشر می‌شد. می‌دانیم که بی‌بی خانم از اولین کسانی بود که مدرسه‌ی دخترانه را در ایران ایجاد کرد، به نام دبستان دوشیزگان.

چه در دوران مشروطه‌ی اول (پیش از به توپ بستن مجلس) و چه در دوران مشروطه‌ی دوم زنان روشن‌فکر و فعال شروع به تشکیل انجمن‌های زنان کردند. یکی از کارهای مهم و بزرگ این انجمن‌ها باز کردن و حمایت مالی و فکری از مدارس دخترانه بود. مدت کمی پس از اعلام مشروطه در سال 1284، تعداد مدارس دخترانه در سال 1292 به شصت و سه تا رسید که 2500 دانش‌آموز داشتند. فراموش نکنیم که ایجاد و حفظ این مدرسه‌های دخترانه چه کار دشواری بوده است. از یک طرف هیچ کمک دولتی به این مدارس نمی‌شد و از طرف دیگر مقاومت زیادی از طرف سنت‌گراها و بخصوص ملایان می‌شد.

به عنوان یک نمونه: ماهرخ گوهرشناس عضو یک انجمن انقلابی بود و اعضای این انجمن حلقه‌ای در دست می‌کردند که روی آن یک جفت دست به هم فشرده شده بود که علامت هم‌بستگی زنان بود. ماهرخ که مدرسه‌ی دخترانه‌ی ترقی را به راه انداخته بود، توانست به مدت دو سال فعالیتش را از چشم شوهرش پنهان کند. وقتی که شوهرش فهمید، در حال زدن بر سر وسینه‌‌ی خودش می‌گفت که وقتی در آن دنیا پدرت از من بازخواست کرد که دخترم را به تو سپردم چرا گذاشتی به کار خلاف دین و تقوی بپردازد چه جواب بدهم؟
اما این مشکلات موجب خسته‌گی و قطع فعالیت زنان نمی‌شد. حالا که فرصت و آگاهی برای فعالیت‌های اجتماعی با هزار سختی فراهم شده بود،‌ دیگر نمی‌شد زمانه را به عقب برگرداند. ماهرخ گوهر‌شناس، هم دبستان را وسیع‌تر کرد و هم اولین زنی بود که از معلمان مرد در مدرسه‌ی دخترانه استفاده کرد.

برای اینکه موضوع انجمن‌ها را ادامه بدهیم و در ضمن مطلب هم طولانی‌تر نشود، فقط به این اشاره می‌کنم که اولین انجمن‌های زنان تقریبا بلافاصله پس از اعلام مشروطه در سال 1906 تشکیل شدند. انگیزه‌ی تشکیل اولین انجمن‌ها ایده‌ها و احساسات ملی و عطش برای استقلال و پیشرفت کشور بود. با اقتصاد عقب‌افتاده و ریخت و پاش دربار و حاکمان ولایت‌ها، سرمایه‌ و پشتوانه‌ی مالی کافی وجود نداشت. تاسیس بانک ملی از اولین برنامه‌های مجلس اول بود که زمینه را برای اتحاد و فعالیت اجتماعی زنان باز کرد. این در حالی بود که در اولین قانون انتخابات علنا زنان را حتی از حق انتخاب کردن هم محروم کرده بودند.
در پست یعدی درباره‌ی اولین انجمن‌های زنان و فعالیت‌های آنها می‌نویسم.

نوشته شده توسط پویا در 07:41 PM

نظرات (0)


نظرهای نوشته شده:
 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661