« یک ضعف تاریخی: قدرت عرفی و قدرت شرعی | صفحه اصلی | نه مرثیه‌خوانی، نه فراموشی: به یاد اخوان با صدای خودش »
August 27, 2006
حقارت یا آگاهی؟ استیصال یا چون و چرا؟

سیر و سفر در طبیعت زیبا و متنوع ایران اگر برای من یک آرزوست، برای اینانلو یک زندگی است. مصاحبه‌ای خواندنی درباره‌ی طبیعت ایران.
----------
اکبر گنجی در ابتدای مقاله‌ای درباره‌ی تاریخ روشن‌فکری، که به نظر من بسیار با عجله روی آن کار شده، می‌نویسد:
"‌می ‌توان نقطه‌ شروع شکل‌ گيری جريان روشنفکری را آغاز قرن نوزدهم ميلادی و به ويژه دوران دشوار جنگ‌ های ايران و روس دانست. شکست ايران در برابر روسيه و از دست دادن مناطق وسيع و حاصلخيزی در شمال غرب ايران بر اساس عهدنامه ‌های صلح (گلستان و ترکمانچای)، افرادی از حاکمان جامعه را به اين فکر انداخت که اين تنها شکستی در برابر ارتشی از نظر نظامی قويتر نبود؛ بلکه شکست نتيجه برخورد با نيرويی بود که از نظر عقلانی و فرهنگی و معنوی برتر بوده است. عبارت مشهوری از عباس‌ ميرزا، وليعهد ايران، نقل شده که از يکی از سفيران خارجی پرسيده بود ".. ای اجنبی به من توضيح بده که شما در ولايت غرب چه کرده‌ايد که به اين حد از پيشرفت و قدرت نائل آمده ‌ايد." اين احساس ضعف و حقارت در برابر تمدن غربی و شيوه‌ زندگی اروپاييان تا امروز ميان ايرانيان باقی مانده است."

من فکر می‌کنم مشخصه‌ی دوران پس از شکست ایران از روسیه‌ی تزاری و اصلاحات عباس‌میرزا، نه احساس حقارت، که «عنصر آگاهی» است. آگاهی از بحرانی که سراسر زندگی سنتی ما را فرا گرفته بود. احساس حقارت بیشتر استیصال و تسلیم می‌آورد. اما «آگاهی» عباس‌میرزا و وزیر روشن‌اندیش او قائم‌مقام از عقب‌مانده‌گی ما، تلاش‌ها و اقدامات عملی را به دنبال داشت تا بر این عقب‌مانده‌گی غلبه کنیم: از جمله به کار گرفتن افسران فرانسوی برای آموزش نظامی و علمی و همینطور فرستادن اولین دانشجویان ایرانی به اروپا برای یاد گرفتن علوم جدید.
خود عباس‌میرزا پیش همین افسران فرانسوی ریاضیات جدید و فن رسم فنی و نقشه‌کشی می‌خواند و شب‌ها تا دیر وقت مطالعه می‌کرد.
"احساس ضعف و حقارت در مقابل بیگانه " نمی‌گذارد تا قصد واقعی او را درک کنی اما دستگاه عباس‌میرزا و قائم‌مقام از جمله به ماهیت سیاست انگلستان در مورد ایران بدبین بود و با هوشیاری مراقب اقدامات آنها بود. یکی از افسران فرانسوی می‌نویسد:
"عباس‌میرزا با نظر بدی به سفیر انگلستان آقای ملکم می‌نگریست. به عقیده‌ی وی سفیر انگلیس با جیب پر از پول آمده است تا ایران را بخرد. او بارها از بدرفتاری بریتانیا با مردم هند سخن می‌گفت و سیاست آنها را برای انهدام امپراطوری مغول هند (گورکانیان هند)‌ محکوم می‌کرد."

آن رشته‌ای که با عباس‌میرزا و قائم‌مقام شروع شد و با امیرکبیر و سپهسالار و روشن‌فکران پیش از مشروطه و پس از آن ادامه پیدا کرد، بیشتر از آن که احساس حقارت کند، به دنبال چرایی‌ها می‌گشت. ارزش این پرسش‌گری را باید شناخت.

نوشته شده توسط پویا در 02:22 PM

نظرات (1)


نظرهای نوشته شده:

سلام
اون مصاحبه راجع به طبيعت ايران خيلي جالب بود..ممنون

نوشته شده توسط omid در August 28, 2006 07:13 AM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661