![]() |
|
|
« آیا همهی ما در برابر قانون مساوی هستیم؟ نگاهی به امروز از گذشته |
صفحه اصلی
| نظر کارشناس در جامعهی ما- مهمترين حقوق مرد بر زن: زن همواره در اطاعت از شوهرش باشد »
August 16, 2006
Z هنوز یک نوستالژی نیست نسلی که نوجوانی و جوانیاش را در اولین سالهای پس از انقلاب تجربه میکرد، حتما تب و تاب فرهنگی و هنری آن سالها را به یاد دارد. تب و تابی که در خیلی جاها سیاستزده بود و پس از سالها سکوت، زمان میخواست تا جای خودش را در جامعه پیدا کند و بتدریج از سیاستزدهگی و شعارزدهگی به روشناندیشی و پویایی و نقادی برسد. این زمان هرگز برای این نسل و این تب و تاب فراهم نیامد. نمیخواهم این یادداشت را با آنچه در پی آمد طولانی کنم.
دو سه روز پیش که این فیلم را پس از سالها دیدم، فکر کردم که در اینجا که خانهی شخصی ِ پویا هم هست دربارهی آن بنویسم. در زیر هم دو قسمت کوتاه از موسیقی متن را از روی DVD آماده کردهام که با هم بشنویم. داستان فیلم Z از روی یک ماجرای سیاسی واقعی ساخته شده است: در جریان تحقیقات و دادرسی که پس از قتل لامبراکیس انجام گرفت، معلوم شد گروههای سازمان یافتهی لباسشخصی با بالاترین مقامات سیاسی و نظامی در ارتباط بودهاند و از طرف آنها برای بر هم زدن تظاهرات و همین قتل لامبراکیس، هدایت و پشتیبانی میشدهاند. در جریان دادرسی و پس از آن، جنبش صلح و عدالت اجتماعی، رشد و اقبال زیادی در میان جوانان ِ یونانی پیدا کرد و گروه «جوانان لامبراکیس» تشکیل شد که اولین رهبر آن میکیس تئودوراکیس بود. شعار اصلی این جنبش همان حرف Z یا کوتاه شدهی Zei بود، به معنی «او زنده است!». وقتی که فیلم را میدیدم به این فکر میکردم که «Z» برای ما یک نوستالژی، یک خاطره، نیست. متاسفانه پس از حدود 40 سال از ساخته شدنش و پس از 27 سال که از نمایش آن میگذرد، هنوز، بخشی از واقعیت ِ زندگی ما و جنبش مدنی ما است. فیلم، سیاستمداران و نظامیانی را نشان میدهد که جنبش مدنی را یک "بیماری اجتماعی" تعریف میکنند که به هر وسیله و از جمله چماق و زنجیر میخواهند "عامل بیماری و فساد" را از میان ببرند. اما در پشت سخنرانیها و شعارهای این "مصلحان اجتماعی" تفکری متعصب و انحصارگر نشسته، تکیه زده بر صندلی یا مُخَدّهی قدرت وثروت. افسوس که Z هنوز برای ما یک نوستالژی نیست. نوشته شده توسط پویا در 05:55 PM یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود دوست خوبی نشسته بود. آن دوست خوب ....
نوشته شده توسط خیال تشنه در August 18, 2006 06:55 AM ممنونم حمیرا جان.
نوشته شده توسط پویا در August 19, 2006 01:35 AM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: