« نگاهی دیگر: خرافات از دیروز تا امروز، انگیزه‌های مشترک | صفحه اصلی | دو نگاه: چرا با ادبیات فیلترکننده‌گان از خودمان دفاع کنیم؟ «زمانه» و صداهای متفاوت »
August 05, 2006
ما مشروطیت را چگونه تعریف کرده‌ایم و فهمیده‌ایم؟

امروز 14 مرداد، یک‌صدمین سالروز اعلام فرمان مشروطه است. جنبشی که پس از صدها سال خموده‌گی اجتماعی و فکری، تحولی بنیادی در کشور ما ایجاد کرد. تحولی هم در زندگی اجتماعی و سیاسی، هم در اندیشه‌ها و برداشت‌های فکری.
تحولی که صد سالی پیش از انقلاب مشروطه در دستگاه عباس‌میرزای ولیعهد و قائم‌مقام شروع شده بود. و در تمام سال‌های پس از آن با کوشش‌های کسانی مانند امیرکبیر و میرزاحسین خان سپهسالار و امین‌الدوله ادامه پیدا کرده بود. روشن‌فکران و روزنامه‌ها و مدارس جدید نقش بزرگی در این تحول داشتند. اما آنچه نقش جنبش مشروطه را برجسته می‌کند مطرح شدن ضرورت تحولات در میان مردم بود و کشیده شدن اندیشه‌ی آزادی و عدالت و قانون، از محافل روشن‌فکری به خیابان‌ها و میدان‌های شهر. می‌گویند در دوران تب و تاب مشروطه حدود 200-180 انجمن فقط در شهر تهران وجود داشته است.

آنچه در پس ِ پیروزی انقلاب مشروطه آمد و این که امروز ما در اینجا هستیم و هنوز پس از صد سال خواسته‌های‌مان در اساس، تفاوت چندانی با آن زمان ندارد، باید ما را قاعدتا به این فکر بیاندازد که عامل نرسیدن ما به آن شعارها و آرمان‌ها چه بوده. البته می‌توان همه‌ی صورت مسئله را ساده کرد و با یک "توطئه‌ی خارجی" یا "سرکوب و دیکتاتوری" همه‌ی پرونده را بست. اما این چه کمکی به ما برای شناخت آنچه بر ما رفته، می‌کند؟ نه اینکه توطئه‌ی خارجی یا سرکوب و دیکتاتوری نبوده، اما پاسخ را در آن زمینه‌های اجتماعی و اندیشه‌گی خود ِ ما باید پیدا کرد که همیشه زمین حاصل‌خیزی برای رشد این‌ها بوده است.

من تا حالا، آنجا که مناسبتی بوده درباره‌ی نظر خودم درباره‌ی این آسیب‌های مشروطه‌خواهی ما نوشته‌ام. از آنجا که جنبش مشروطه، این قدر گسترده بوده و جوانب بسیاری از زندگی ما را تحت تاثیر قرار داده،‌ آسیب‌های آن و علت عقیم ماندن آن در طول زمان هم، آن قدر همه جانبه و پیچیده است که شاید بتوان گفت ما در آغاز راهی برای شناخت آنها هستیم. آن هم با تلاش و کوشش متفکران و مورخانی که شاید زیاد هم با هم توافق اندیشه و راه نداشته باشند، اما کار ِهمه‌شان در قراردادن قطعات این موزائیک ِ تاریخی ارزش‌مند است.

در این چند سال اخیر، فکرم بیشتر به جنبه‌ی اندیشه‌گی و برداشت‌های ما از مفاهیمی که در جنبش مشروطه مطرح بوده‌اند،‌ پرداخته است. این که ما ملت، از روشن‌فکر تا آدم کوچه و بازار، واقعا چگونه مفاهیمی مانند ملت، وطن، آزادی، قانون، عدالت، مجلس شورای ملی، حزب و انجمن و نهادهای مدنی و یا مشارکت مردمی و خرد جمعی را فهمیده‌ایم؟

روشن است که بسیاری از این‌ها، برای ما مفاهیم جدیدی بوده‌اند که بیشتر هم از تمدن مدرن اروپایی در فرهنگ ما مطرح شدند. اما آیا ما در ترجمه‌ی واژه به واژه‌ی این مفاهیم، مضمون آن‌ها را هم به فرهنگ‌ خودمان وارد کرده‌ایم؟
مثلا آیا وقتی ما پارلمان را به مجلس شورای ملی ترجمه کردیم، منظورمان همان شورایی برای وضع قوانین بشرساخته و مبتنی بر نیازهای جامعه‌ در هر دوران تاریخی و بر اساس عقل و خرد جمعی «همه‌ی افراد جامعه» بود یا برداشتی مطابق «وشاورهم فی‌الامر» «و امرهم شورا بینهم» بوده و هست؟ آیا واقعا این دو برداشت یکی هستند؟ و یا مفهوم «ملت» چیست؟ آیا ما تلاش کرده‌ایم این مفاهیم مدرن را در همان چارچوب فرهنگ سنتی خودمان تعریف کنیم و هر جا که تضادی دیدیم، آن مفهوم مدرن را به مفهوم سنتی و آشنای خودمان تقلیل بدهیم؟
آیا چنین تقلیل دادن‌ها بر حسب ضرورت و ترس و تقیه یا مقبولیت اجتماعی بوده است؟ اگر هم چنین بوده، چه نتایجی برای ما داشته است؟

به نظر من، این‌ها "مته بر خشخاش" گذاشتن نیست. همین تعریف ناروشن مفاهیم است که مثلا در مقوله‌ی ملت، ما امروز پس از صد سال با "خودی و غیر خودی" رو به رو هستیم. هنوز پس از صد سال مجبور هستیم برای جلب مردم به رای دادن شعار "ایران برای همه‌ی ایرانیان" را مطرح کنیم. و البته هنوز این «همه‌ی ایرانیان» در چاه تأویل مقاله‌نویسان و مفسران حرفه‌ای سر در گم مانده است. همین مشکل را در مقوله‌ی قانونگذاری و نقش و قدرت مجلس شورا هم داریم.
آنقدر که بتوانم اندیشه‌هایم را بیان کنم و در حوصله‌ي یادداشت وبلاگی باشد، خواهم نوشت.
----------

در بعضی وبلاگ‌ها خواندم که دوستانی علاقه‌ دارند درباره‌ی انقلاب مشروطه بیشتر بدانند و فقط به آنچه در کتاب‌های درسی آمده اکتفا نکنند. بخصوص کتاب درسی‌ای که تاریخ را از دریچه‌ی تنگ باورها و منافع سیاسی امروز ِ حاکمان نشان بدهد. مدت‌ها بود که می‌خواستم تاریخ‌گونه‌ای را از جنبش مشروطه در یک طرح فلش تهیه کنم. فکر کردم این طرح شاید بتواند تحریک‌ کننده‌ی ذهن ِ کسانی باشد که بخواهند بیشتر بدانند و خودشان بدنبال مطالب کامل‌تر و عمیق‌تر بروند. کار ساده‌ای که اصلا نیست و در یک‌صدمین سال هم که نشد، امیدوارم در یک‌صد و یکمین سال بشود.

نوشته شده توسط پویا در 11:52 AM

نظرات (1)


نظرهای نوشته شده:

یادم نبود که امروز ۱۴ مرداد است. همیشه دلخوشکنکی هست. چه دلخوشکنکی بهتر از صد‌سالگی مشروطه.

نوشته شده توسط محمود در August 6, 2006 01:33 AM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661