![]() |
|
|
« نگاهی کوتاه: اولین رمانهای فارسی را مخفیانه میخواندند |
صفحه اصلی
| نگاهی دیگر: خرافات از دیروز تا امروز، انگیزههای مشترک »
July 30, 2006
یک نگاه تاریخی: محکمهی شرع ملا قربانعلی در زنجان پینوشت: روحانیون با داشتن حق قضاوت و برپایی دادگاههای شرعی در شهرها، قدرت اقتصادی و اجتماعی فراوانی داشتند که در مقابل از دست دادن آن شدیدا مقاومت میکردند. آنها هرگونه تغییر و عرفی کردن قوانین را برنتابیدهاند و کوشیدهاند با سلاح "بدعت در دین" و تکفیر، این کوششها را بیاثر کنند. شیخ ابراهیم که در این زمان از روحانیون بلندپایهی زنجان بوده ادامه میدهد: "اما در میان شیعه که دولت و شاه و حکام را غاصب و باطل و ظلمه میخوانند، قاضی شرع شدن از کارهای مهم و عجیب غریبی است، اغلب آنانی که از عتبات [مانند حوزهی نجف در عراق] برگشتهاند همه خود را مجتهد و حاکم شرعی و نایب امام و پادشاه حقیقی و ولی شرعی و قاضی شرعی میدانند و مینامند. گویا سابقا باز یک چیزی بوده که مثلا یکی از اساتید و فقهای مسلّم عتبات یکی اجازهی اجتهاد میگرفته یا ثابت میکرده مجتهد است یا تدریس مینموده، در زمان ما آن هم متروک شده بکلی. یعنی شیخ مرتضی قدسالله روضه بس که دیده این اجازهدارها در ایران افساد میکنند و به جمع مال و منال و جاه و جلال و ارتکاب خلاف شرع و تعدیات میپردازند، بکلی در ِ اجازه دادن را بسته و پس از او متروک گردیده است. حالا بدبختانه همه سرخود بلامانع مدعی این مقام هستند و خود را اهل میشمارند، لکن به طوری این امر فاسد شده و مصدر فساد و تعدیات و خلاف گردیده، کسی که با دیانت است قبول قضاوت نمیکند. این امر ِ پناه بردن مردم از شر حکام و مامورین به ملاها و حمایت آنها به واسطهی تکیه به عامه و شورانیدن بر ضد جابرین و قضاوت علما در امر حقوق، به واسطهی فاسد شدن ملاها و اتباع [وابستگان] ایشان و طمع فسق ایشان صورتهای عجیب و غریب به خود گرفته بود. از اول هر ملا میخواهد ترقی کند و ریاست و مال به دست آرد کوشش میکند که خود را مجتهد به خرج داده و مرجع و رئیس باشد تا مردم به او پناه ببرند؛ و مردم هم از اول ملایی میجویند که به قول خودشان بسته و مرید او باشند برای روزی که مامورین متعرض به ایشان میشوند و این مرید شدن باید با کارها و خدمتهایی باشد. به نماز ایشان به جماعت بروند، مهمان بکنند، در عروسی و عقد و عزا و وصایت به ایشان رجوع کنند، سالیانه وجوهی بدهند، هدایا بدهند.... همچنین اگر اتفاق مرافعه و قضاوت افتاد ملا به حمایت او و حقانیت او سند و حکم بدهد، مفت نمیشود، پول لازم دارد..." این موقعیت اجتماعی با این همه قدرت، نیاز به دستگاهی دارد که شیخ ابراهیم آن را این طور توصیف میکند: در هر شهر و منطقه چندین محکمهی شرع در رقابت با هم وجود داشت و بدیهی است که این وضع، چه بیقانونی و وضعیت مبهمی را برای زندگی مردم رقم میزد و به قول شیخ ابراهیم "هر یک دیگری را تکذیب میکند و بیدین و ناحق میخواند و بر ضد یکدیگر اقدام میکنند... این هم یک بدبختی است برای مردم. میبینم در یک قضیه چندین سند و حکم و کاغذ بر ضد هم و متناقض و متناسخ در دست متخاصمین است که انسان حیرت میکند". شیخ ابراهیم در ادامه از وضعیت زنجان نمونه میآورد: شیخ ابراهیم از کارهای این دستگاه عریض و طویل "شاهد ِ عادل ساز" و بگیر و ببند میگوید: نباید تصور کرد که چنین وضعیتی در زنجان، یک مورد استثنا بوده است. از موقعیت امامجمعه در تهران که هیچ نگوییم شیخ محمد تقی نجفی بزرگترین روحانی اصفهان در زمان ناصرالدین شاه در تمام آن منطقه صاحب مال و املاک بود و حتی یک دارودسته ی بزن بهادر هم داشت که در موقع خودش نقش سپاه این روحانی را ایفا می کردند. یحیی دولت آبادی می نویسد این روحانی تازه پس از سرشکن کردن بسیاری از درآمدهایش، باز هم فقط شصت هزارتومان آن روزگار به دولت مالیات می داد. اما شیخ در برابر مردم می گفت که اصلا چشمی به مال دنیا ندارد و حتی حساب بیشتر از پانصد را نمی داند. آقای نجفی وقتی می خواست بگوید "هزار تومان" می گفت "دو پانصد تومان". این نمونهها را برای این آوردم تا شاید مایهی لحظهای برای تفکر باشد در ضرورت یک نظام حقوقی منطبق بر قوانین عرفی و قابل تغییر. مجموعهی قوانینی که حق مردم وابسته به سلیقه و تفسیر یک نفر نباشد و همه در برابر قوانین مشخص و تعریفشده برابر باشند. و از همه مهمتر این که چنین قوانینی همراه با ضرورتهایی که با پیشرفت جامعه پدید میآیند قابل تغییر باشند. تا شاید زمانی برسد که از نهاد عدالت، به گفتهی خود آقایان "ویرانهای" نسازیم تا چه رسد که به سهم خودمان، "ویرانه" را ویرانهتر کنیم. نوشته شده توسط پویا در 05:58 PM در مسئله قضاوت در دوره قاجار ۲ مسئله بسیار مهم است. یکی اینکه قانونی در عمل وجود نداشت و دیگر اینکه قضاوت و آموزش در دست ملاها بود. برطرف کردن هر دو از خواستههای نخستین روشنفکران دوران مشروطه (و نسل پیش از آن) بود. ددرمورد قانون، میرزا ملکم خان غیر از اینکه نام روزنامهاش را قانون میگذارد، بیشتر مقالاتش درباره نیاز به وجود مجموعه قوانین مشخصی است که همه ملزم به تبعیت از آن باشند. ددر مورد ساختار قضایی، تحولی که داور در وزارت عدلیه بهوجود آورد، دستآورد کمنظیری بود. قانون مدنی مصوب آن دوره نیز از نظر اهمیت و محتوا، معادل ایرانی قانون ناپلئون (Napoleonic code) بود.
نوشته شده توسط محمود در July 31, 2006 12:22 AM با شما در مورد نقش داور در تحول سیستم قضایی قضایی و جانشین کردن قوانین عرفی به جای قوانین سنتی ِ شرعی موافقم. یکی از کارهای مهم داور سپردن کار ثبت اسناد به دست وکلای غیر روحانی بود که جلوی منبع درآمد کلانی را برای وکلای شرعی میگرفت. به نظر من تجربهی تاریخی در عین حال نشان داد که در روند تجدد و رفتن به طرف یک جامعهی مدنی، چقدر نقش نهادهای جامعهی مدنی و از جمله مجلس انتخابی و احزاب و تشکلهای مدنی مهم است. آن خرد جمعی و شرکت فعال مردم از راه همین نهادها عمل میکنند. نهادهایی که متاسفانه بتدریج یا شکل غیر واقعی به خود گرفتند (مثل مجلس) و یا اصلا از میان رفتند (مثل احزاب و سازمانهای مدنی و از جمله سازمانهای زنان و ...) و شکل دولتی به خودشان گرفتند. تجربه نشان داد که تحول قضایی و اداری بدون وجود نهادهای مدنی، هنوز برای تحول بنیادی جامعه از سنت به مدرنیته کافی نیستند. برای همین، همان "اقتدار حکومت مرکزی" تبدیل به سیستمی متشکل برای سرکوب و تمرکز قدرت میشد که حتی میتوانست دامن افرادی مانند خود داور را هم بگیرد که مجبور به خودکشی با تریاک شود تا پروندهای رسوا برایش نسازند، یا مالکیت زمین توسط خود شاه در مقیاس کلان. تجدد بدون وجود نهادهای مشارکت مردمی و بخصوص با بودن یک عامل بزرگ گرایش سنتی، میتواند عقیم شود و به بیراهه بیافتد.
نوشته شده توسط پویا در July 31, 2006 07:32 PM با سلام انشا الله هميشه موفق باشيد.[گل] جمال گيوه ای www.gewehe.persianblog.ir
نوشته شده توسط جمال گیوه ای در December 3, 2007 07:55 PM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: