![]() |
|
|
« صیغه در مدرسهی نمدمالان کرمان |
صفحه اصلی
| نگاهی کوتاه: اولین رمانهای فارسی را مخفیانه میخواندند »
July 26, 2006
نگاهی به سخنرانیهای گنجی: منطق سیاست جدید با موعظه و نصیحت خوانایی ندارد وقتی متن سخنرانی اکبر گنجی را در آمریکا میخواندم پیش از این که به این فکر کنم با او در تصویری که از دنیای امروز ارائه میکند موافقم یا نه، به این فکر میکردم که ما چرا هنوز به رابطهی زبان و منطق بحثی که داریم با نقش اجتماعی که برای خودمان انتخاب کردهایم پی نبردهایم؟ من در اینجا به نقش اجتماعی، جدای از چگونگی تفکر روزنامهنگار یا فعال سیاسی نگاه میکنم. این نظر من، هم در مورد یک روزنامهنگار و فعال سیاسی نواندیش دینی است و هم یک فرد پراگماتیست و یا چپ. مثلا شاید از گنجی بیشتر انتظار میرفت از کمرنگ بودن پیشنهاد اعتصابغذای عمومیاش گفتگو کند و اینکه در گام بعدی که گویا برای مطرح کردن مسئلهی زنان است، چه فکری کرده تا به سرنوشت گام اولی دچار نشود. یعنی گفتن از موضوعات مشخص، مشکلهای مشخص و راهحلهای مشخص. اما موضوع، تنها گنجی نیست. یادم هست که در اولین مصاحبهی شبکهی خبری CNN با خاتمی در سالهای اول پیروزی انتخاباتی، همه منتظر این بودند ببینند کسی که در پی این موج تازه و عظیم اجتماعی با شعار اصلاحطلبی به میان آمده چه برنامه و راهکاری برای سروسامان بخشیدن به موقعیت بینالمللی ایران و وضعیت بحرانی داخلی دارد. اما آقای خاتمی بیشتر وقت این مصاحبه را به کلیبافیهای تاریخی دربارهی جنبش پیورتنها و موعظههای اخلاقی اختصاص داد. یا در مسافرتش به ایتالیا دربارهی رومیان سخنرانی میکرد. اما آنگاه که کار به پاسخگویی از مسائل مشخص میرسید، یعنی همان نقشی که به عهده و وظیفهی یک رئیسجمهور است، کار به تناقضگویی و دلسرد کردن حتی طرفداران خودش میکشید. نمونهها کم نیستند: مثلا "اصلاح قانون اساسی خیانت است" یا درمورد وضعیت زندانیان سیاسی و مطبوعاتی: "از کجا معلوم که این متهمان مجرم نباشند؟" و یا در مورد شیرین عبادی: "جایزهی صلح نوبل مهم نیست، سیاسی است". اینطور به هم ریختهگی گویا در میان سیاستمداران ما به صورت یک عادت و مُد درآمده است. نامههای رئیسجمهور احمدینژاد به سران کشورها آنقدر کلیگویی و موعظهگرایی و فلسفهبافی دارد که سیستم سیاسی دیگر کشورها اصلا حاضر به پاسخ دادن چنین چیزهایی نیستند. چنین روشهایی اصلا درمنطق سیاست جدید جایی ندارد.
نوشته شده توسط پویا در 06:43 PM به این مطلب شما در بلاگ نیوز لینک داده شد
نوشته شده توسط Blog News در July 26, 2006 08:45 PM درباره گنجی، فارغ از اینکه با تصویر پیشنهادی او موافق باشیم یا نه، نظرش درباره اسلام و غرب تضادی با روزنامهنگاربودنش ندارد. روزنامهنگاربودن تنها به معنای گزارشگر بودن نیست. گنجی همان زمانی که فعالیت ژورنالیستی میکرد هم بیشتر یک تحلیلگر و ستوننویس بود. کسی به توماس فریدمن نمیگوید که «چون ژورنالیستی، کاری به نظرهای هانتینگتون و یا فوکویاما نداشته باش».
نوشته شده توسط محمود در July 27, 2006 04:00 AM درباره خاتمی و مصاحبه سیانان، بهنظر من مصاحبه خوبی بود. گفتن از پیوریتن ها هم با وجود بیربطی و نادرستی، خزعبل بیضرری بود که به کلیت مصاحبهاش لطمهای نمیزد (و حتی به پیامی که می خواست برساند کمک میکرد). در نقد خاتمی (چه عملکردش و چه سخنان و گفتگوهایش) نباید همه را یککاسه کرد. در نظر من، عملکرد و سخنان و موضعگیری های ۲ سال نخستش درکل خوب بود (برخلاف سالهای پس از آن، بهویژه ۴ سال آخر، که تجسم بیعملی و بیهودهگویی بود).
نوشته شده توسط محمود در July 27, 2006 04:13 AM پویا جان مثل همیشه نقدی به جا و وارد. ولی یک سئوالی که مرا به خود مشغول داشته این است که آیا این سیاستهایی که در این 27 سال به خصوص سیاستهای خارجی به اجرا درآمده و میبینیم که موفق هم بوده از مخیله کسانی مانند خاتمی و احمدی نژاد و یا مصباح یزدی و جنتی برخاسته؟؟ نگاه کن که اینها همیشه حتی در مقابل اروپائیهای و آمریکائیهای که به قول تو وارد به سیاستهای امروز هستند و به فلسفه بافی و یاوه گوئی هم اعتباری نمیدهند کارتهای برنده را داشته اند و در بازیهای سیاسی برنده های اصلی بوده اند. جریان چیست آیا این صحبتهای خاتمی و نامه های احمدی نژاد و خطبه های نماز جمعه برای رد گم کردن است؟
نوشته شده توسط موناهیتا در July 27, 2006 07:35 AM محمود گرامی فقط باید یادآوری کنم که منظور من از نوشتهام دربارهی سخنان خاتمی این نبود که آیا من یا شما با آنها موافقیم یا نه. نظر من به کلیگویی و مبهمگویی بود و اینکه کسی در مقام یک سیاستمدار و رئیسجمهور منطق سخنانش و محتوای سخنانش چگونه میباید باشد. مثلا صرفنظر از اینکه ما طرفدار جامعهی مدینهالنبی باشیم یا جامعهی مدنی، از مجموعهی چند سخنرانی آقای خاتمی هم نمیشد فهمید که در برداشت ایشان «به عنوان یک سیاستمدار» مرزهای میان این دو جامعه چیست.
نوشته شده توسط پویا در July 27, 2006 01:11 PM به گمانم، منظورم را درست نرساندهام. من میگویم برای یک ستوننویس و یا تحلیلگر روزنامه، سخن گفتن از مسائل کلی مانند اسلام و غرب، چیز بیربطی نیست. مثال توماس فریدمن (در مقابل هانتینگتون و فوکویاما) را هم برای همین آوردم. اکبر گنجی به عنوان یک فعال سیاسی (که پیشتر هم یک روزنامهنگار ستوننویس و تحلیلگر بوده است) درباره اسلام وغرب یک سخنرانی گذاشته است. نه عنوان سخنرانی از حوزه کار او (مانند هفتهنامه راه نو) جداست و نه محتوای سخنرانی نامرتبط به عنوانش. البته اینکه تصویر پیشنهادی او را بپذیریم یا نه بحث دیگری است.
نوشته شده توسط محمود در July 27, 2006 08:00 PM درباره خاتمی و مصاحبه سیانان هم نگفتم که کلیگویی و مبهمگویی نکرد. گفتم که آن کلیگویی (که بخشهای نادرستی هم داشت) برای آن مصاحبه خاص و در آن شرایط ایرادی نداشت. هدف مصاحبه این بود که تصویری بیخطر (و کمی قابل اعتماد) از ایران برای مخاطب آمریکایی نشان دهد.
نوشته شده توسط محمود در July 27, 2006 08:13 PM محمود گرامی، اکبر گنجی نه فقط در این سخنرانی آخر بلکه در سخنرانیهای دیگر خودش هم (در همین چارچوب روزنامهنگار-فعال سیاسی) بحث را به کلیگوییهایی مانند اسلام و دموکراسی و قرائتهای مختلف کشانده است. این فعال سیاسی که حرکتی سیاسی مانند اعتصاب غذا یا موضوع حقوق زنان را به میان آورده است، اگر بخواهد چارچوبهای ایدئولوژیک برای حرکت خودش قرار بدهد، این، همان در هم آمیزی است. اگر به همین سخنرانی آخر نگاه کنیم، شکل بحث، فلسفهی سیاسی و دین و قرائتهای مختلف دینی است اما مضمون آن موعظه و نصیحتگونهای بیشتر نیست. مانند بحثهای قبلی این سفر مربوط به اسلام دموکراتیک. به همین مصاحبهی آخر هم با رادیو فردا که گوش کنیم، ایشان از قالب یک فیلسوف نو اندیش دینی خارج شده و در قالب یک فعال و حتی رهبر سیاسی پروژهی جنبش ملی نافرمانی مدنی و مبارزهی سیاسی را مطرح میکند. (این مصاحبه همین حالا در سایت رادیو فردا هست) جنبشی که از حالا در قالبها و چارچوبهای فلسفی و جهانبینی (سخنرانی همین چند روز پیش) قرار دادهاند. دوست من، این درهم آمیزیها همانطور که نوشتم از طرفی بحث در مبانی را به نصیحت و موعظه و شعار تبدیل میکند و از طرف دیگر، مبارزهی سیاسی را هم به سردرگمی میکشاند. در مورد سخنرانی خاتمی، باز هم همانطور که اشاره کردم کار در حد حرف و نصیحت بوده و متاسفانه مانده است. در منطق سیاست امروز، این تصویر بیخطر و کمی قابل اعتماد از عمل در شرایط واقعی بر میآید. مصاحبهها آن هم با رسانهای که این حجم عظیم مخاطب را دارد، شاید وسیلهایست برای مطرح کردن خطمشیهای مشخص و دادن پیشنهادهای سیاسی عملی برای حل مشکلات. آنچه که کمتر در میان سیاستمدارانمان میبینیم.
نوشته شده توسط پویا در July 27, 2006 09:17 PM ثبت نام جشنواره کانون فیلم و عکس پلی تکنیک آغاز شد. کلاس هایی با حضور اساتیدی چون فرزاد موتمن، مهران مهاجر، اردشیر عالمی، مازیار اسلامی، محمد تهامی نژاد و... همچنین پخش و نقد فیلم به صورت هفتگی. لطفا لینک بدهید.
نوشته شده توسط کانون فیلم و عکس پلی تکنیک در July 28, 2006 02:47 AM salam:man ba ejazaton behetoon link dadam.piroz bashid.
نوشته شده توسط نازلی در July 28, 2006 07:06 AM
نوشته شده توسط سینا هدا در July 28, 2006 08:44 PM نازلی گرامی ممنونم.
نوشته شده توسط پویا در July 28, 2006 08:48 PM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: