« صیغه در مدرسه‌ی نمدمالان کرمان | صفحه اصلی | نگاهی کوتاه: اولین رمان‌های فارسی را مخفیانه می‌خواندند »
July 26, 2006
نگاهی به سخنرانی‌های ‌گنجی: منطق سیاست جدید با موعظه و نصیحت خوانایی ندارد

وقتی متن سخنرانی اکبر گنجی را در آمریکا می‌خواندم پیش از این که به این فکر کنم با او در تصویری که از دنیای امروز ارائه می‌کند موافقم یا نه، به این فکر می‌کردم که ما چرا هنوز به رابطه‌ی زبان و منطق بحثی که داریم با نقش اجتماعی‌ که برای خودمان انتخاب کرده‌ایم پی نبرده‌ایم؟
به این فکر می‌کردم که ما چقدر علاقه داریم حتی اگر نقش سیاست‌مدار یا روزنامه‌نگار را هم انتخاب می‌کنیم، هم‌زمان نقش فیلسوف و اندیش‌مند آکادمیک را هم فراموش نکنیم. و از آنجا که این نقش دوم با جای‌گاه اصلی‌مان در آن زمان و مکان، هم‌خوانی ندارد، بحث و گفتگو بیشتر شکل بدون ربط و حرّافی و سخن‌سرایی به خودش می‌گیرد.
اکبر گنجی مایل است به عنوان یک روزنامه‌نگار و فعال سیاسی پذیرفته شود. چنین نقشی، زبان و منطق ویژه‌ی خودش را دارد. یک روزنامه‌نگار یا فعال سیاسی کلی‌گویی و فلسفه‌بافی نمی‌کند. نه اینکه کار او باری به هرجهت و سردرگم باشد، اما آنچه از او انتظار می‌رود بحث‌های مشخص اجتماعی و سیاسی و شکافتن ریشه‌ها و آگاه‌کردن دیگران از اخبار و رویدادهای مشخص است. و همینطور پیشنهاد راه‌کارهایی برای پیش‌برد نظرات و تاکتیک‌های سیاسی‌اش.

من در اینجا به نقش اجتماعی، جدای از چگونگی تفکر روزنامه‌نگار یا فعال سیاسی نگاه می‌کنم. این نظر من،‌ هم در مورد یک روزنامه‌نگار و فعال سیاسی نواندیش دینی است و هم یک فرد پراگماتیست و یا چپ. مثلا شاید از گنجی بیشتر انتظار می‌رفت از کم‌رنگ بودن پیشنهاد اعتصاب‌غذای عمومی‌اش گفتگو کند و این‌که در گام بعدی که گویا برای مطرح کردن مسئله‌ی زنان است، چه فکری کرده تا به سرنوشت گام اولی دچار نشود. یعنی گفتن از موضوعات مشخص،‌ مشکل‌های مشخص و راه‌حل‌های مشخص.
من رابطه‌ی میان بحث‌های کلی رابطه‌ی بین "جهان اسلام" و "دنیای مسیحیت" و موعظه‌های اخلاقی درباره‌ی ضرورت هم‌زیستی این "دو دنیا" و نقش مخالف ساموئل هانتینگتون را ایفا کردن را با این سفر دوره‌ای گنجی متوجه نمی‌شوم. فکر می‌کنم در اینجا کسی نقشی اجتماعی را ایفا کرده که با منطق و زبان و رفتار اجتماعی او خوانایی ندارد. چنین بحث‌های پایه‌ای و بنیادی برای پر کردن وقت سخنرانی نیست، جا و فرصت و ابزار خودش را دارد، وگرنه تبدیل می‌شود به شعار دادن با نصیحت کردن. و تازه درست بودن چنین تصویری از دنیای امروز - دو دنیای اسلامی و مسیحی غربی- هم بسیار مورد سوال و بحث‌های جدی است.

اما موضوع، تنها گنجی نیست. یادم هست که در اولین مصاحبه‌ی شبکه‌ی خبری CNN با خاتمی در سال‌های اول پیروزی انتخاباتی، همه منتظر این بودند ببینند کسی که در پی این موج تازه و عظیم اجتماعی با شعار اصلاح‌طلبی به میان آمده چه برنامه و راه‌کاری برای سروسامان بخشیدن به موقعیت بین‌المللی ایران و وضعیت بحرانی داخلی دارد. اما آقای خاتمی بیشتر وقت این مصاحبه‌ را به کلی‌بافی‌های تاریخی درباره‌ی جنبش پیورتن‌ها و موعظه‌های اخلاقی اختصاص داد. یا در مسافرتش به ایتالیا درباره‌ی رومیان سخنرانی می‌کرد. اما آن‌گاه که کار به پاسخ‌گویی از مسائل مشخص می‌رسید، یعنی همان نقشی که به عهده‌ و وظیفه‌ی یک رئیس‌جمهور است، کار به تناقض‌گویی و دل‌سرد کردن حتی طرف‌داران خودش می‌کشید. نمونه‌ها کم نیستند: مثلا "اصلاح قانون اساسی خیانت است" یا درمورد وضعیت زندانیان سیاسی و مطبوعاتی: "از کجا معلوم که این متهمان مجرم نباشند؟" و یا در مورد شیرین عبادی: "جایزه‌ی صلح نوبل مهم نیست، سیاسی است".

اینطور به هم ریخته‌گی گویا در میان سیاست‌مداران ما به صورت یک عادت و مُد درآمده است. نامه‌های رئیس‌جمهور احمدی‌نژاد به سران کشورها آن‌قدر کلی‌گویی و موعظه‌گرایی و فلسفه‌بافی دارد که سیستم سیاسی دیگر کشورها اصلا حاضر به پاسخ دادن چنین چیزهایی نیستند. چنین روش‌هایی اصلا درمنطق سیاست جدید جایی ندارد.
معلوم است ما هنوز با درک واقعی شرایط جدید دنیا و سیاست فاصله‌ی زیادی داریم. مهم نیست که اصلاح‌طلب و نواندیش هستیم یا بنیادگرا و عمیقا سنتی. مهم این است که هنوز در منطق سنت می‌خواهیم با موعظه و دعوت و امر به معروف، دیگران را به "مدینه‌ی فاضله"‌ ای که در ذهن‌مان وجود دارد بکشانیم. حالا یا در موضع اصلاح‌طلبی و نواندیشی دینی با موعظه‌ی "عشق جهانی " و یا در موضع بنیاد‌گرایی در سخنرانی سازمان ملل با " اي خداي بزرگ، درظهور آخرين ذخيره خود، موعود امم، يگانه هستي و انسان كامل و پاك، همو كه جهان را پر از عدالت و صلح خواهد كرد تعجيل فرما و ما را از ياران و پيروان و تلاش گران در راه او قرار بده".
----------
پی‌نوشت فوری. جمع‌آوری امضا برای جلوگیری از حکم سنگسار یک زن ایرانی:
اشرف کلهری در آستانه اعدام شرعی (سنگسار) است. اشرف کلهر طبق محکومیت قانونی اش باید ده سال دیگر در زندان بماند. او زنی ۳۷ ساله است، چهار فرزند دارد و چهار سال است که آنها را ندیده است. ادامه ...
متن مصاحبه‌ی وکیل اشرف کلهری - مصاحبه‌ی جدید
آدرس امضای طومار در اینترنت


نوشته شده توسط پویا در 06:43 PM

نظرات (12)


نظرهای نوشته شده:

به این مطلب شما در بلاگ نیوز لینک داده شد

نوشته شده توسط Blog News در July 26, 2006 08:45 PM

درباره گنجی، فارغ از اینکه با تصویر پیشنهادی او موافق باشیم یا نه، نظرش درباره اسلام و غرب تضادی با روزنامه‌نگار‌بودنش ندارد. روزنامه‌نگار‌بودن تنها به معنای گزارشگر بودن نیست. گنجی همان زمانی که فعالیت ژورنالیستی می‌کرد هم بیشتر یک تحلیلگر و ستون‌نویس بود. کسی به توماس فریدمن نمی‌گوید که «چون ژورنالیستی، کاری به نظرهای هانتینگتون و یا فوکویاما نداشته باش».

نوشته شده توسط محمود در July 27, 2006 04:00 AM

درباره خاتمی و مصاحبه سی‌ان‌ان، به‌نظر من مصاحبه خوبی بود. گفتن از پیوریتن ها هم با وجود بی‌ربطی و نادرستی، خزعبل بی‌ضرری بود که به کلیت مصاحبه‌اش لطمه‌ای نمی‌زد (و حتی به پیامی که می خواست برساند کمک می‌کرد). در نقد خاتمی (چه عملکردش و چه سخنان و گفتگوهایش) نباید همه را یک‌کاسه کرد. در نظر من، عملکرد و سخنان و موضع‌گیری های ۲ سال نخستش درکل خوب بود (برخلاف سال‌های پس از آن، به‌ویژه ۴ سال آخر، که تجسم بی‌عملی و بیهوده‌گویی بود).

نوشته شده توسط محمود در July 27, 2006 04:13 AM

پویا جان مثل همیشه نقدی به جا و وارد. ولی یک سئوالی که مرا به خود مشغول داشته این است که آیا این سیاستهایی که در این 27 سال به خصوص سیاستهای خارجی به اجرا درآمده و میبینیم که موفق هم بوده از مخیله کسانی مانند خاتمی و احمدی نژاد و یا مصباح یزدی و جنتی برخاسته؟؟ نگاه کن که اینها همیشه حتی در مقابل اروپائیهای و آمریکائیهای که به قول تو وارد به سیاستهای امروز هستند و به فلسفه بافی و یاوه گوئی هم اعتباری نمیدهند کارتهای برنده را داشته اند و در بازیهای سیاسی برنده های اصلی بوده اند. جریان چیست آیا این صحبتهای خاتمی و نامه های احمدی نژاد و خطبه های نماز جمعه برای رد گم کردن است؟

نوشته شده توسط موناهیتا در July 27, 2006 07:35 AM

محمود گرامی فقط باید یادآوری کنم که منظور من از نوشته‌ام درباره‌ی سخنان خاتمی این نبود که آیا من یا شما با آنها موافقیم یا نه. نظر من به کلی‌گویی و مبهم‌گویی بود و این‌که کسی در مقام یک سیاست‌مدار و رئیس‌جمهور منطق سخنانش و محتوای سخنانش چگونه می‌باید باشد. مثلا صرف‌نظر از این‌که ما طرفدار جامعه‌ی مدینه‌النبی باشیم یا جامعه‌ی مدنی، از مجموعه‌ی چند سخن‌رانی آقای خاتمی هم نمی‌شد فهمید که در برداشت ایشان «به عنوان یک سیاست‌مدار» مرزهای میان این دو جامعه چیست.
در مورد گنجی، طبیعتا کسی نمی‌گوید چون روزنامه‌نگار هستی و یا فعال سیاسی (در جریان هدایت اعتصاب غذا) پس به موضوعات پایه‌ای کاری نداشته باش. مهم این است که در چه چارچوبی فعالیت می‌کنی و چه نقش اجتماعی داری. یک فیزیک‌دان هم موقع درس گفتن (یعنی در این نقش اجتماعی عمل کردن)، یک‌باره اصل موضوع را به تبعات فلسفی تئوری‌های جدید اختصاص نمی‌دهد.
امیدوارم توانسته باشم منظورم را بیان کرده باشم.
پویا

نوشته شده توسط پویا در July 27, 2006 01:11 PM

به گمانم، منظورم را درست نرسانده‌ام. من می‌گویم برای یک ستون‌نویس و یا تحلیلگر روزنامه، سخن گفتن از مسائل کلی مانند اسلام و غرب، چیز بی‌ربطی نیست. مثال توماس فریدمن (در مقابل هانتینگتون و فوکویاما) را هم برای همین آوردم. اکبر گنجی به عنوان یک فعال سیاسی (که پیشتر هم یک روزنامه‌نگار ستون‌نویس و تحلیلگر بوده است) درباره اسلام وغرب یک سخنرانی گذاشته است. نه عنوان سخنرانی از حوزه کار او (مانند هفته‌نامه راه نو) جداست و نه محتوای سخنرانی نامرتبط به عنوانش. البته اینکه تصویر پیشنهادی او را بپذیریم یا نه بحث دیگری است.

نوشته شده توسط محمود در July 27, 2006 08:00 PM

درباره خاتمی و مصاحبه سی‌ان‌ان هم نگفتم که کلی‌گویی و مبهم‌گویی نکرد. گفتم که آن کلی‌گویی (که بخش‌های نادرستی هم داشت) برای آن مصاحبه خاص و در آن شرایط ایرادی نداشت. هدف مصاحبه این بود که تصویری بی‌خطر (و کمی قابل اعتماد) از ایران برای مخاطب آمریکایی نشان دهد.

نوشته شده توسط محمود در July 27, 2006 08:13 PM

محمود گرامی، اکبر گنجی نه فقط در این سخنرانی‌ آخر بلکه در سخنرانی‌های دیگر خودش هم (در همین چارچوب روزنامه‌نگار-فعال سیاسی) بحث را به کلی‌گویی‌هایی مانند اسلام و دموکراسی و قرائت‌های مختلف کشانده است. این فعال سیاسی که حرکتی سیاسی مانند اعتصاب غذا یا موضوع حقوق زنان را به میان آورده است، اگر بخواهد چارچوب‌های ایدئولوژیک برای حرکت خودش قرار بدهد، این، همان در هم آمیزی است. اگر به همین سخنرانی آخر نگاه کنیم، شکل بحث، فلسفه‌ی سیاسی و دین و قرائت‌های مختلف دینی است اما مضمون آن موعظه و نصیحت‌گونه‌ای بیشتر نیست. مانند بحث‌های قبلی این سفر مربوط به اسلام دموکراتیک. به همین مصاحبه‌ی آخر هم با رادیو فردا که گوش کنیم، ایشان از قالب یک فیلسوف نو اندیش دینی خارج شده و در قالب یک فعال و حتی رهبر سیاسی پروژه‌ی جنبش ملی نافرمانی مدنی و مبارزه‌ی سیاسی را مطرح می‌کند. (این مصاحبه همین حالا در سایت رادیو فردا هست) جنبشی که از حالا در قالب‌ها و چارچوب‌های فلسفی‌ و جهان‌بینی (سخنرانی همین چند روز پیش) قرار داده‌اند. دوست من، این درهم آمیزی‌ها همان‌طور که نوشتم از طرفی بحث در مبانی را به نصیحت و موعظه و شعار تبدیل می‌کند و از طرف دیگر، مبارزه‌ی سیاسی را هم به سردرگمی می‌کشاند.

در مورد سخنرانی خاتمی، باز هم همان‌طور که اشاره کردم کار در حد حرف و نصیحت بوده و متاسفانه مانده است. در منطق سیاست امروز، این تصویر بی‌خطر و کمی قابل اعتماد از عمل در شرایط واقعی بر می‌آید. مصاحبه‌ها آن هم با رسانه‌ای که این حجم عظیم مخاطب را دارد، شاید وسیله‌ای‌ست برای مطرح کردن خط‌مشی‌های مشخص و دادن پیشنهاد‌های سیاسی عملی برای حل مشکلات. آنچه که کمتر در میان سیاست‌مداران‌مان می‌بینیم.
به هر حال این نظر من بود، محمود گرامی.
پویا

نوشته شده توسط پویا در July 27, 2006 09:17 PM

ثبت نام جشنواره کانون فیلم و عکس پلی تکنیک آغاز شد. کلاس هایی با حضور اساتیدی چون فرزاد موتمن، مهران مهاجر، اردشیر عالمی، مازیار اسلامی، محمد تهامی نژاد و... همچنین پخش و نقد فیلم به صورت هفتگی. لطفا لینک بدهید.

نوشته شده توسط کانون فیلم و عکس پلی تکنیک در July 28, 2006 02:47 AM

salam:man ba ejazaton behetoon link dadam.piroz bashid.

نوشته شده توسط نازلی در July 28, 2006 07:06 AM


سلام دوست عزیز!
راجع به گنجی و امثال او چیزی نوشتم.
آنچه مشکل اساسی جنبشهای دموکراسی خواهی و آزادیخواهان و مردم کوچه و بازار بنظر میرسد...
خوشحال می شوم آن را بخوانی.

نوشته شده توسط سینا هدا در July 28, 2006 08:44 PM

نازلی گرامی ممنونم.
پویا

نوشته شده توسط پویا در July 28, 2006 08:48 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661