« خصوصی‌سازی و منطق خربنده‌گی | صفحه اصلی | سرنوشت کشور ما با کدام بندهای منشور سازمان ملل روبه‌رو است؟ + دو نگاه کوتاه »
July 14, 2006
به دل‌سوزی برای مردم فلسطین دل خوش نکنیم

یادم هست که مدت زیادی از آخرین جنگ بزرگ لبنان در سال 1982 نگذشته بود که یاسر عرفات در یک سخنرانی‌اش به این اشاره کرد که جنبش فلسطین یکی از بیشترین لطمه‌ها را از دولت‌های عربی خورده است. دولت‌های عربی که در آن سال‌ها هر گاه به نفع خودشان بود، به روش‌های مختلف جنگ و خون‌ریزی به پا می‌کردند و در مراحل حساس و خطرناک، پشتیبانی خودشان را قطع یا کم‌رنگ می‌کردند بطوری که یک‌باره فلسطینی‌ها در برابر نیروهای اسرائیلی تنها می‌ماندند و حاصل این، فرسایش نیروهای فلسطینی و آتش‌بس‌هایی بود که پس از آن تازه امتیاز دادن‌ها شروع می‌شد.
یادم هست عرفات اشاره کرد که گویا یکی از دولت‌های عربی (شاید سوریه یا لیبی)‌ قول پرواز هواپیماهای جنگی به طرفداری از فلسطینی‌ها را داده بودند، هواپیماهایی که اصلا از آشیانه‌های‌شان پرواز نکرده بودند.
از همان سال‌های 1982 آقایان انقلابی شده‌ی ایران هم که جای یک نیروی شیعه‌ را در لبنان و فلسطین خالی دیده بودند در کنار دولت‌های عربی دست به یارگیری و گروه‌ سازی زدند.

در همه‌ی این سال‌ها دولت‌های عربی و آقایان ِ ما برای تثبیت موقعیت داخلی‌شان و همینطور برای بزرگ‌تر کردن حاشیه‌ی امنیتی‌شان در بحران فلسطین و اسرائیل دخالت داشته‌اند. با این تفاوت که هزینه‌ی ماجراجویی‌های این‌ها را مردم لبنان و فلسطین می‌دادند و این دولت‌ها می‌توانستند در داخل کشورشان، مردم اغلب فقیر و ساده‌باورشان را مطمئن کنند که آنها پشتیبانان خلق عرب فلسطین هستند. در خیلی از موارد رقابت‌های درونی میان این دولت‌ها هم بین گروه‌های هوادارشان در لبنان حل شده است، مثل رقابت حزب بعث عراق و حزب بعث سوریه. از طرف دیگر حکومت اسرائیل هم همیشه مایل بوده که درجه‌ای از خشونت و بحران در آن منطقه وجود داشته باشد. اسرائیل به همین بهانه سالیانه چند صد میلیون دلار کمک اقتصادی و نظامی از آمریکا دریافت می‌کند. اقتصاد اسرائیل بدون این کمک‌ها معلوم نیست چندان دوامی داشته باشد.

آخرین نمونه‌ی این دخالت‌ها ماجرای کاریکاتورهای پیامبر اسلام بود که سوریه به خاطر اینکه برای قتل حریری زیر فشار بود،‌ این بلوا را به راه انداخت تا هم فضا را متشنج کند و هم به غرب نشان بدهد که هنوز در لبنان وفلسطین آنقدر پایگاه دارد که خودی نشان بدهد. البته به همت ساده‌دلان و متعصبان که غیرت دینی‌شان همیشه در حال غلیان است و منتظر جرقه‌ای تا سرریز شود، آقای بشار اسد سکولار به اهدافش رسید.

امروز هم به نظر من این سوریه و متاسفانه آقایان حاکم بر ما هستند که موقع را مناسب دیده‌اند تا میزان تشنج را آنقدر بالا ببرند تا فعلا همه چیز روی این جنگ خونین متمرکز شود. گویی این وضعیت بحرانی کشور ما نیست که قرار است از فردا روی میز رهبران کشورهای G8 در روسیه قرار بگیرد و برای ما تصمیم بگیرند.
آقایان که این همه سال سازمان و گروه در لبنان و فلسطین ساخته‌اند پول پخش کرده‌اند و گاه و بی‌گاه موجب بلوا و بحران هم شده‌اند، حالا می‌توانند در چنین موقعیتی نتیجه‌ی آن را ببرند. از طرف دیگر اسرائیل هم بار دیگر همه‌ی دنیا را مطمئن کرده است که هنوز در خطر جنگ و نابودی است و نیاز به پشتیبانی سیاسی و اقتصادی دارد. برنده در این میانه کیست؟

رهبران فلسطینی و نیروهای معینی در اسرائیل از مدت‌ها پیش به این نتیجه رسیده بودند که با شعارهای انقلابی و تندروانه دیگر نمی توان کاری از پیش برد. بارها تجربه کرده بودند که برنده‌ی این میدان نه آنها، که دیگرانی هستند که می‌خواهند از این نمد کلاهی برای خودشان فراهم کنند. فلسطینی‌ها دیده‌اند که در شرایط صلحی هر چند لرزان و با تقویت زیربنای یک کشور فلسطینی می توانند در مدتی قابل پیش‌بینی به شرایط قابل‌قبولی برسند. اما در این میانه هم تندروهای اسرائیل و هم مداخله‌گران عربی و دیگران و از جمله آقایان ما ترجیح داده‌اند تا وضعیت بحرانی گذشته همچنان ادامه داشته باشد.

و حالا من ِ روشنفکر‌ ِ سبک‌بار ِ بر ساحل نشسته می‌توانم یک بار دیگر افتخار کنم و وجدانم راحت باشد که از حقوق "خلق قهرمان فلسطین" و "جنبش انقلابی" دفاع کرده‌ام. با ساده‌اندیشی به دنبال عکس‌های دل‌خراش و آمار کشته‌های مردمی باشم که تا چند روز دیگر منتشر خواهند شد. اینکه حکومت‌های در بحران از شرایط مردم فلسطین برای نفع خودشان استفاده می‌برند و هر از چندی غائله‌ای درست می‌کنند در چارچوب تفکر انقلابی من نمی‌گنجد.
این جنگ شاید در مدت کوتاهی فروکش کند. میلیون‌ها دلار کمک که به سوی لبنان سرازیر خواهد شد، همان تاسیساتی را خواهند ساخت که در تمام این سال‌ها دوباره و چندباره خراب و ساخته شده بودند. از چند هفته‌ی دیگر فلسطینی‌ها هنوز باید هزار‌هزار هر صبح برای کار و لقمه‌ای نان از پست‌های کنترل اسرائیلی بگذرند و شب با تنی خسته و احساسی تحقیرشده به خانه‌های تنگ‌شان برگردند.

تا چند روز دیگر معلوم خواهد شد این بار برنده کیست. نباید زیاد به این احساس افتخار و همدردی امروز دل‌خوش کرد.

نوشته شده توسط پویا در 11:54 PM

نظرات (16)


نظرهای نوشته شده:

جک نگو مومن.

نوشته شده توسط ملول در July 15, 2006 06:55 AM

مردم جدي جدي مي‌ميرند تا برخي قدرت خودرا نشان دهند

نوشته شده توسط نسيم در July 15, 2006 07:28 AM

فقط می تونم بگم موافقم .... گرچه شاید کامنت جالبی نباشد !

نوشته شده توسط پريناز در July 15, 2006 12:40 PM

ba nazar shoma kamelan movafegham.inha ba bohran taghzieh mishavand

نوشته شده توسط siamak farid در July 16, 2006 01:47 PM

پویای عزیز باز هم همانی را گفتی که به خاطر الکن بودنم چها روزه دارم مینویسم و پاک میکنم. با اجازه ات به آن هر جا توانستم لینک میدهم.

نوشته شده توسط موناهیتا در July 16, 2006 03:00 PM

ضمناً این لینک هم بی ربط نیست:
http://www.irna.ir/en/news/view/menu-237/0607054709194123.htm

نوشته شده توسط موناهیتا در July 16, 2006 03:03 PM

مونا جان ممنونم.
شکسته‌نفسی می‌کنی اما.

شاد باشی
پویا

نوشته شده توسط پویا در July 16, 2006 03:06 PM

سلام. معضل اسرائیل به پیش از تاریخ جمهوری اسلامی برمیگردد. این که تهاجم و جنگ ماهیت این ساختار تبه­کارانه را تشکیل می­دهد، مورد توافق متفکران زیادی است.

اینکه سوریه مسئول «بلوا»ی ماجرای کاریکاتورها است را از کجا آورده اید، لطفا مأخذ ذکر کنید.

لطفا توضیح دهید با این توصیفات، چه چیزی در چارچوب تفکر انقلابی شما – روشنفکر سنگین بار- می­گنجد.
امیدوارم حرف شما درست دربیاید که تا چند روز دیگر معلوم شود که ... مفسرین غربی که منطقه را در آستانه یک جنگ بزرگ می دانند، که خیلی وقت پیشتر نقشه اش کشیده شده است.

نوشته شده توسط مانی در July 16, 2006 03:11 PM

مانی گرامی، این واضح است که اختلافات و جنگ میان اعراب و اسرائیل به سال‌های پیش از جمهوری اسلامی بر می‌گردد. اما این زمان بلندمدت در هر دوره‌ای طبیعتا ویژگی‌های سیاسی و تاریخی خودش را دارد. یکی از این ویژگی‌ها پس از برقراری جمهوری اسلامی، گروه‌سازی و اِعمال نفوذ در منطقه بخصوص در میان شیعه‌ی لبنان بود. بالاترین مقامات جمهوری اسلامی بارها به این موضوع افتخار کرده‌اند. وزیر امور خارجه‌ی وقت ایران در جریان آزادی گروگان‌های آمریکایی در لبنان افتخار می‌کرد که ایران از "نفوذ" خودش در میان گروگان‌گیرها استفاده کرده تا در قبال امتیازاتی، گروگان‌ها در لبنان آزاد شوند.
هر کس می‌تواند در قبال چنین جنگ و بحرانی، فکر و برداشتی داشته باشد که با استفاده از داده‌ها و و خوانده‌ها و حافظه‌ی تاریخی‌اش شکل گرفته است.

درباره‌ی بحران کاریکاتورها، این کاریکاتورها در ماه سپتامبر در یک روزنامه‌ی مصری چاپ شده بودند بدون هیچ عکس‌العملی. تصویر آن روزنامه‌ی مصری با کاریکاتورها در این آدرس هم هست که متعلق به یک وبلاگ‌نویس مصری است. خبر این در خبرگزاری‌های مختلف هم آمده بود.
http://egyptiansandmonkey.blogspot.com/2006/02/boycott-egypt.html
نکته‌ی بعدی زمان و مکانی است که این بلوا شروع شد. در فلسطین و درست در زمانی که سوریه بخاطر ترور رفبق حریری زیر فشار و بازرسی سازمان ملل بود. یکی از بزرگ‌ترین حملات "خود جوش" به سفارت‌خانه‌های خارجی در دمشق پایتخت سوریه بود. می‌دانیم که دستگاه‌های امنیتی سوریه با چه دقت و خشونتی این حرکات را زیر نظر دارند. حکومت سوریه یک حکومت دیکتاتوری سکولار است (مانند حکومت صدام حسین). معنی تظاهرات و حمله‌های "خود جوش" در کشوری مانند سوریه و لبنان بیش از آن آشکار است که بخواهیم بر سر آن جدل کنیم.
این نظرات نخست‌وزیر دانمارک به نظر من قابل توجه بوده است.
http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=289816

به نظر من راهی (هر چند پرپیچ و خم و دشوار) که گروه‌های فلسطینی برای ایجاد یک کشور فلسطینی در پیش گرفته بودند، راهی است که با نشان دادن مسئولیت و پای‌فشاری می‌تواند در درازمدت به نتیجه برسد. متاسفانه تندروها و بنیادگراها در هر دو سو (فلسطین و اسرائیل) بر این هستند که چنین روندی به نفع‌شان نیست. در جریان هر مذاکره یا توافقی یک‌باره بمبی منفجر می‌شود، یا از آن طرف در مقابله با آن راه‌ها را می‌بندند یا تظاهرکننده‌گان را به گلوله می‌بندند. به نظر من نیروها و جنبش صلح‌طلبی هم در میان فلسطینی‌ها و هم اسرائیل وجود دارد که باید آن‌ها را تقویت کرد. همانطور که نوشتم به نظر من دولت‌های خارجی در لبنان و فلسطین مداخله‌ی مستقیم دارند، نه برای حقوق مردم فلسطین که بیشتر برای مصرف داخلی خودشان و همچنین ایجاد یک سپر و حاشیه‌ی امنیتی. مورد استفاده‌ی آقایان از "نفوذشان" برای آزادی گروگان‌های آمریکایی در لبنان و گرفتن امتیازات یکی از مثال‌ها می‌تواند باشد. مثال دیگر به نظر من همین جلسه‌ی سران G8 است که قرار است پرونده‌ی اتمی ایران را دوباره به شورای امنیت بفرستند.

در مورد نظر من درباره‌ی ادامه یا خاتمه‌ی این جنگ، دوست من، نه من که حتی آنان که دستی از نزدیک هم بر آتش دارند فکر نمی‌کنم بدانند. بیشتر منظورم این بود که به هر حال این جنگ روزی (امیدواریم همین حالا) خاتمه پیدا کند. بحث بر سر این است که مردم فلسطین (همان‌ها که قربانی واقعی تندروهای دو طرف هستند) برنده نخواهند بود.

پویا

نوشته شده توسط پویا در July 16, 2006 04:22 PM

پویا جان در تأیید حرفهایت این میزگرد را گوش بده، بخصوص در مورد گفته های آقای دباشی و آقای امیر که هردو بر این نکته اشاره میکنند که حزب الله در چند قدمی خلع سلاح بودند و حتی از طریق مردم لبنان در اینمورد تحت فشار بودند.

http://www.voanews.com/wm/voa/nenaf/pers/pers1730vbFRI.asx

نوشته شده توسط موناهیتا در July 16, 2006 06:00 PM

مونای گرامی ممنونم. خوشبختانه یا متاسفانه به نظر من شواهد زیادی برای این دخالت و ایجاد بحران وجود دارد. یادمان باشد که گروه‌های تندرو معمولا برنامه‌ی مشخصی برای حل مشکل ندارند و بر احساسات و غلیان‌های اجتماعی تکیه می‌کنند. در حالی که مردم آن سرزمین به سیاست‌های روشن و مشخص و مطابق منافع ملی خودشان (و نه دیگران) احتیاج دارند.
در جمهوری اسلامی فکر می‌کنم اولین کسی که جرات کرد این را اعلام کند عبد‌الله نوری در دفاعیاتش در دادگاه در دوره‌ی اصلاحات بود.

شاد باشی
پویا

نوشته شده توسط پویا در July 16, 2006 06:37 PM

پویا جان اینهم از زاویه دیگری به این مسئله:

http://naslefarda.blogfa.com/post-117.aspx

نوشته شده توسط موناهیتا در July 17, 2006 12:22 PM

دفاع می کنم از مردم لبنان و فلسطین ولی نه از موضع حقوق بشری بلکه یک قدم جلوتر و از موضع بقا! درگیری های لبنان و فلسطین جنگ اصلی نیست، یه پیش درآمده، این سناریو رو برای ما نوشته اند!

نوشته شده توسط چریک در July 20, 2006 02:18 PM

ساده لوحانه است که همیشه نگران بحران هسته ای باشیم .بحرانی وجود نداردماکارمان راکرده ایم باقی چیزهاهمان جنگ سرداست اگرمی توانستند کاری بکنندنمیگذاشتند به اینجابکشد.G8هابرای فراری دادن اسراییل اززیر فشارهای بین المللی است.جنگ خونبارفلسطین سابقه30ساله نداردکه ان رابه ایران نسبت می دهید.اگرتمام مردم مثل شما گول بازی سیاست استعمارگران رامی خوردندهنوززیرطرح کشف حجاب رضا خانی مانده بودیم .جهادهم واجب نمی شد .زیر چتر صلح هم می توان زندگی کرددروغی برای گول زدن مجاهدان است وخلع صلاح یک ملت .وقتی دزدی درخانه توست صلح اراجیف و دلیلی برای ترس است .قصدمتجاوز غارت توست؟؟ ملت های عرب راباایران مقایسه نکن.مایک باردلایلمان رابا انقلاب ثابت کرده ایم .زیر چکمه استعمار گلوی هیچ مسلمانی نباید باشد .طرح ابتکاری سوریه تان راازکجا اورده اید.سفسطه بافلسفه توفیردارد

نوشته شده توسط زند در September 24, 2008 03:38 PM

برادریمان سر جای خود کلاهی سر خودت گذاشتی می خواهی سر ماهم بگذاری ؟؟؟؟؟

نوشته شده توسط در September 24, 2008 03:42 PM

داداشم حالا همه نظراتی که بهت دادن یه کنار دو کلام حرف ما را هم گوش کن
اگه این «آقایان ما» صرفا به قول شما پی قدرت بودن عقل سالم اقتضا نمی کرد مثل همون دولت قبلی همپیمان اسرائیل بمونن؟ اینطوری هم به منطقه مسلط می شدن هم عوض این همه دشمنی جهانی کمک وافر بین المللی بود که سرازیر می شد به کشور و از حق وتوی همه ی اعضای شورای امنیتم برخوردار بودیم
چیزی که من بچه دبیرستانی عقلم می رسه یقین بدونین اونا بهتر عقلشون می رسیده
نگین مردم انقلابی نمیذاشتن. بالاخره چیزی که اینقدر لازم باشه می شه یه توجیهی براش تراشید مهم شاه بود که سقوط کرد
البته هر حکومتی پی قدرت هست و بایدم باشه. ولی اگه حکومت ایران دنبال فداکردن دیگران برا قدرت طلبی اش بود سی سال پیش همه ی چیزایی که می گین را داشت نیازی به دردسر کشیدن نبود

نوشته شده توسط مریم در September 25, 2008 09:08 AM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
کتاب خوانی در تعطیلات: پیدایش رمان فارسی
باز هم دگراندیشان
دگرانديشان
Neveshteye emrooz
Tozih ...
سرشار شدن تن و روح در کرت
چرا این قانون "حمایت" از خانواده، قانون من نیست؟
سیاست ایرانی یا Politics of the Absurd ؟
اعدام یک روزنامه نگار و وبلاگ نویس - دستگیری، محاکمه و اعدام پشت درهای بسته ی حکومتی
باج گیرهای جوان - شغل جدید قربانیان؟

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661