![]() |
|
|
« با نقد بدون پایهی علمی فمینیسم به جایی نخواهیم رسید |
صفحه اصلی
| خصوصیسازی و منطق خربندهگی »
July 10, 2006
زنان: مقصر و قربانی در یک زمان، دو نمونه زندگی زنان در جامعهی مردسالار از راههای مختلف بصورت تابعی از منافع و پسند مردان در میآید. بسیاری از این راهها جنبهی حقوقی و قانونی بخودشان میگیرند مانند قوانین ازدواج و ارث، بسیاری دیگر بوسیلهی قوانین نوشتهنشدهی اجتماعی و آداب و رسوم اِعمال میشوند مانند ختنهی زنان یا ازدواجهای اجباری بخصوص در میان عشایر و در شهرستانهای کوچک. یک نمونه را حدود نه ماه پیش در وبلاگم آوردم که حکایت از چاق کردن اجباری دختران پیش از ازدواجشان داشت. انتظار بیجایی نیست که این عبارت "دوره اخیر" را روشنتر مینوشتند. این دوره چقدر اخیر است؟ تفاوت آدمهایی که برای اندیشه و سلیقهی فکریشان، در "دوره اخیر" یا در دورهی دیگری در بند نشستهاند چیست؟ نوشته شده توسط پویا در 03:33 PM سلام وقتی در میان زنان دیگر به این موضوع می رسی می گویند این کارهای مال 1000 سال پیش است وقتی خبر را می خوانی تازه می دانند چی شده است. اما من می گویم همه این خشونت ها شکل دیگر هم دارد. همین که مردی اجازه نمی دهد همسرش از خانه بیرون رود و یا بی احترامی می کند نوعی دیگر از خشونت است.
نوشته شده توسط ايران امروز - علي در July 10, 2006 07:11 PM علی جان سلام. من هم موافقم که محدود یا پایمال کردن حقوق طبیعی زن شکل دیگری از خشونت است، هرچند که به هزار بهانه و از جمله اینکه "برای حفظ خود زن" است متوسل شویم.
نوشته شده توسط پویا در July 10, 2006 07:50 PM پویا جان من یکی که دیگر اطلاً هیچ بیانیه ای را امضا نمیکنم. خیلی مشکل دارم بر سر این بیانیه ها فقط در مورد کسی که نزدیک به اعدام باشد اینکار را میکنم چرا که فکر میکنم شاید ....ضمناً مرسی از ایمیلت.
نوشته شده توسط موناهیتا در July 10, 2006 09:42 PM موناجان گویا جز اینها چندان حرکت و عکسالعملی هم نباشد. یادم هست (در همان ذهن نوجوانیام) که پیش از انقلاب آن نامههای حاجسیدجوادی و یا بیانیههای کانون نویسندهگان چه جنبش و جوش فکری حداقل در میان طبقهی متوسط و قشرهایی که روشنفکر تلقی میشدند، ایجاد کرده بود. آنقدر بود که من ِ نوجوان 16-15 ساله هم کنجکاو بودم و سعی میکردم آن نامههای بلندبالا را کمی بفهمم. حالا که نامه از پس نامه است و بیانیههای 500 و 600 نفره به مناسبتهای مختلف و اما گویی در اقیانوسی از بیعملی و بیتفاوتی گم میشوند. قصدم مقایسهی مستقیم نیست اما چراها همیشه آدم را راحت نمیگذارند. شاد باشی
نوشته شده توسط پویا در July 10, 2006 10:46 PM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: