« با نقد بدون ‌پایه‌ی علمی فمینیسم به جایی نخواهیم رسید | صفحه اصلی | خصوصی‌سازی و منطق خربنده‌گی »
July 10, 2006
زنان: مقصر و قربانی در یک زمان، دو نمونه

زندگی زنان در جامعه‌ی مردسالار از راه‌های مختلف بصورت تابعی از منافع و پسند مردان در می‌آید. بسیاری از این راه‌ها جنبه‌ی حقوقی و قانونی بخودشان می‌گیرند مانند قوانین ازدواج و ارث، بسیاری دیگر بوسیله‌ی قوانین نوشته‌نشده‌ی اجتماعی و آداب و رسوم اِعمال می‌شوند مانند ختنه‌ی زنان یا ازدواج‌های اجباری بخصوص در میان عشایر و در شهرستان‌های کوچک.

یک نمونه را حدود نه ماه پیش در وبلاگم آوردم که حکایت از چاق کردن اجباری دختران پیش از ازدواج‌شان داشت.
نمونه‌ی دیگر را همین روزها در یکی از سایت‌های خبری دیدم که متاسفانه لینک آن را دیگر ندارم و باید مدت بیشتری به دنبال آن بگردم. موضوع درباره‌ی وضعیت دختران نوجوان در یکی از کشورهای آفریقایی بود که برای این‌که در نوجوانی و بلوغ مورد تجاوز و سوء‌استفاده قرار نگیرند، سینه‌های‌شان توسط زنان خانواده سوزانده می‌شود. هنگام بلوغ که سینه‌ها رشد می‌کنند، آنها را با ابتدایی‌ترین وسایل که در واقع یک نوع شکنجه است می‌سوزانند تا جلوی رشدشان را بگیرند. بسیاری از این دختران دیر یا زود به بیماری‌هایی جدی مبتلا می‌شوند که تازه این علاوه بر درد و رنج بدنی و روحی است که باید تحمل کنند.
در پایان گزارش آمده بود که با وجود این روش غیرانسانی، هنوز 41 درصد از خود زنان با انجام این کار موافق هستند. فراموش نکنیم که اندیشه‌ی این زنان در چه محیط فرهنگی شکل گرفته است و چگونه زنان از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی‌شان برای زندگی کردن در جامعه‌ای مرد‌محور می‌گذرند.
----------
نوشته‌اند و امضا کرده‌ایم که از جمله: "ما بويژه خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط آقایان منصور اسانلو رئیس هیات مدیره سندیکای شرکت واحد، رامین جهانبگلو استاد دانشگاه و اندیشمند سرشناس کشورمان و آقای موسوی خوئینی از مدافعان حقوق و آزادی های سیاسی و مدنی و ديگر بازداشت شدگان دوره اخير هستیم."

انتظار بی‌جایی نیست که این عبارت "دوره اخیر" را روشن‌تر می‌نوشتند. این دوره چقدر اخیر است؟ تفاوت آدم‌هایی که برای اندیشه و سلیقه‌ی فکری‌شان، در "دوره اخیر" یا در دوره‌ی دیگری در بند نشسته‌اند چیست؟
جامعه‌ی مدنی و دموکراسی تفاوتی میان "دوره‌ اخیر" و دوره‌های دیگر نمی‌گذارد، همانطور که مفاهیمی مانند "خودی و غیرخودی" را رسمیت نمی‌دهد.
امضای این بیانیه، تایید روح کلی آن است بدون چشم‌پوشیدن بر کاستی‌های آن که فکر می‌کنم جدی هم هستند.

نوشته شده توسط پویا در 03:33 PM

نظرات (4)


نظرهای نوشته شده:

سلام

وقتی در میان زنان دیگر به این موضوع می رسی می گویند این کارهای مال 1000 سال پیش است وقتی خبر را می خوانی تازه می دانند چی شده است. اما من می گویم همه این خشونت ها شکل دیگر هم دارد. همین که مردی اجازه نمی دهد همسرش از خانه بیرون رود و یا بی احترامی می کند نوعی دیگر از خشونت است.

نوشته شده توسط ايران امروز - علي در July 10, 2006 07:11 PM

علی جان سلام. من هم موافقم که محدود یا پایمال کردن حقوق طبیعی زن شکل دیگری از خشونت است، هرچند که به هزار بهانه و از جمله اینکه "برای حفظ خود زن" است متوسل شویم.
راست است که انواع این خشونت‌ها ریشه‌ی تاریخی دارد. مشکل آنجاست که اینقدر سفت و سخت جاگیر شده است و هر روز به بهانه‌ای توجیه می‌شود.
شاد باشی
پویا

نوشته شده توسط پویا در July 10, 2006 07:50 PM

پویا جان من یکی که دیگر اطلاً هیچ بیانیه ای را امضا نمیکنم. خیلی مشکل دارم بر سر این بیانیه ها فقط در مورد کسی که نزدیک به اعدام باشد اینکار را میکنم چرا که فکر میکنم شاید ....ضمناً مرسی از ایمیلت.

نوشته شده توسط موناهیتا در July 10, 2006 09:42 PM

موناجان گویا جز این‌ها چندان حرکت و عکس‌العملی هم نباشد. یادم هست (در همان ذهن نوجوانی‌ام) که پیش از انقلاب آن نامه‌های حاج‌سیدجوادی و یا بیانیه‌های کانون نویسنده‌گان چه جنبش و جوش فکری حداقل در میان طبقه‌ی متوسط و قشرهایی که روشن‌فکر تلقی می‌شدند، ایجاد کرده بود. آن‌قدر بود که من‌ ِ نوجوان 16-15 ساله هم کنجکاو بودم و سعی می‌کردم آن نامه‌های بلندبالا را کمی بفهمم. حالا که نامه از پس نامه است و بیانیه‌های 500 و 600 نفره به مناسبت‌های مختلف و اما گویی در اقیانوسی از بی‌عملی و بی‌تفاوتی گم می‌شوند. قصدم مقایسه‌ی مستقیم نیست اما چراها همیشه آدم را راحت نمی‌گذارند.

شاد باشی
پویا

نوشته شده توسط پویا در July 10, 2006 10:46 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661