![]() |
|
|
« فکرهای این دو روزه - درد باتوم آرام میشود، نگاههای بیتفاوت رهگذران چه؟ |
صفحه اصلی
| مسئول امور زنان جانش را میدهد تا قوانین برابرحقوقی زنان تصویب نشوند »
June 17, 2006
گردش تابستانی در قلعهی قدیمی پینوشت: یاسمن گرامی گذاشتن متن نوشین احمدی خراسانی در مورد سرکوب خشن تجمع زنان را یادآوری کرد که لینک آن را در اینجا میگذارم. ياران جنبش زنان را آزاد كنيد ... همینطور که راهنمای جوان برای گروه ما تعریف میکرد، بیاختیار به یاد همین صحنهها افتادم که گاه و بیگاه در گوشه و کنار دیار ما انجام میشود. این بار مجازاتکنندگانی دیگر اما همان روشها، همان منطق. کسی هم زحمت این را به خودش نمیدهد که آیا آن شیوهها جواب داد؟ صحبتهای راهنما که تمام شد و پس از این گردش تابستانی برای شام خوردن برگشتیم، باز هم این سوال در ذهنم مانده بود که ما در کجای تاریخ ایستادهایم؟ چرا هنوز هر گوشهای از زندگی و اندیشهمان در دورانی اینقدر دور از هم پَرسه میزند؟ نمونهها زیاد است. و تلاش کردهام هرازگاهی که چیزی به ذهنم میرسد در این وبلاگ بیاورم. نوشته شده توسط پویا در 08:44 PM سلام پویا جان برایت آرزوی موفقیت دارم به ما هم سر بزن
نوشته شده توسط فریبا محمدی در June 20, 2006 03:18 PM مگر شریعتی کمونیست و ضد انقلاب نبود؟
نوشته شده توسط elahe در June 20, 2006 03:19 PM پویا جان یک سری به ایمیلت بزن که منتظر جوابم. مرسی
نوشته شده توسط موناهیتا در June 20, 2006 05:56 PM الهه گرامی من متوجه رابطه ی سوال شما با مطلب این یادداشت نشدم. یادم هم نمی آید تا به حال چیزی درباره ی شریعتی نوشته باشم.
نوشته شده توسط پویا در June 20, 2006 08:52 PM دست مریزاد. سری به ولاگ من بزنید: سمفونی احساس همه ی زندگی ام را در این وبلاگ می بینید : بعد از خواندن هر بخش آهی از ته دل می کشید... . و ... نظر شما راجع به زندگی من ... ؟ تشکر
نوشته شده توسط aszaka در June 21, 2006 10:01 AM زنده باد کاغذ
نوشته شده توسط عاطفه در June 21, 2006 10:08 AM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: