« فکرهای این دو روزه - درد باتوم آرام می‌شود، نگاه‌های بی‌تفاوت رهگذران چه؟ | صفحه اصلی | مسئول امور زنان جانش را می‌دهد تا قوانین برابرحقوقی زنان تصویب نشوند »
June 17, 2006
گردش تابستانی در قلعه‌ی قدیمی

پی‌نوشت: یاسمن گرامی گذاشتن متن نوشین احمدی خراسانی در مورد سرکوب خشن تجمع زنان را یادآوری کرد که لینک آن را در اینجا می‌گذارم. ياران جنبش زنان را آزاد كنيد ...
----------
هر سال پیش در آغاز تابستان و پیش از تعطیلات که هر کس به سویی می‌رود، در محل کار یک گردش دسته‌جمعی ترتیب می‌دهیم. گاهی یک گردش علمی در طبیعت، گاهی گردشی تاریخی در جایی که کمتر دیده یا شنیده‌ایم. عصری و شبی و شامی و شرابی و گپی.
امسال به همت منشی تاریخ‌دوست‌مان، برنامه، دیدن یک قلعه‌ی قدیمی قرون وسطایی بود که معمولا برای بازدید همگان نیست و گویا این خانم علاقمند از طرف انجمنی که عضو آن بود این امکان را برای ما هم فراهم آورده بود. راهنمای جوانی هم از همان انجمن ما را در این قلعه‌ی قدیمی به اعماق تاریخ برد.
در یکی از راهروهای تاریک این قلعه به سلول زندانیان که رسیدیم از مجازات‌هایی می‌گفت که در آن روزگار مرسوم بوده است. در حدود سال‌های بین 1600-1400 میلادی، مجرمی که برای اولین بار دستگیر می‌شد در میدان شهر شلاق می‌خورد. به اصطلاح امروزه در ملا‌ء‌عام. گاه آنقدر طولانی که باید شلاق به استخوان پشت مجرم می‌رسید. در صورت تکرار جرم به قطع عضوی از بدنش محکوم می‌شد که معمولا به نوع جرم بستگی داشت و انگشتان دست، خود دست و حتی از بازو را شامل می‌شد. قطع عضو‌ها هم در پیش چشم مردم انجام می‌شد.
فقهای مسیحی کلیسای حاکم در این دوران این مجازات‌ها را تعیین می‌کردند و انجام می‌دادند.
مجازات مرگ حتما در حضور مردم انجام می‌شد. و طبق گفته‌ی این راهنما، مردم زیادی هم برای تماشای جان دادن مجرم در میدان شهر جمع می‌شدند. در تمامی این مجازات‌ها و شیوه‌ی اجرای آن کلیسا نظارت کامل داشت و همیشه باید کشیشی برای نظارت بر اجرای درست مجازات در محل حاضر می‌بود.

همینطور که راهنمای جوان برای گروه ما تعریف می‌کرد، بی‌اختیار به یاد همین صحنه‌ها افتادم که گاه و بی‌گاه در گوشه و کنار دیار ما انجام می‌شود. این بار مجازات‌کنندگانی دیگر اما همان روش‌ها، همان منطق. کسی هم زحمت این را به خودش نمی‌دهد که آیا آن شیوه‌ها جواب داد؟
همین شیوه‌ی ما جواب داده است؟ پس چرا با وجود این همه موعظه‌های اخلاقی یا مجازات‌های این‌چنینی، روز به روز، هم جرایم و هم تعداد مجرمان زیادتر می‌شود؟

صحبت‌های راهنما که تمام شد و پس از این گردش تابستانی برای شام خوردن برگشتیم، باز هم این سوال در ذهنم مانده بود که ما در کجای تاریخ ایستاده‌ایم؟ چرا هنوز هر گوشه‌ای از زندگی‌ و اندیشه‌مان در دورانی اینقدر دور از هم پَرسه می‌زند؟ نمونه‌ها زیاد است. و تلاش کرده‌ام هرازگاهی که چیزی به ذهنم می‌رسد در این وبلاگ بیاورم.

نوشته شده توسط پویا در 08:44 PM

نظرات (6)


نظرهای نوشته شده:

سلام پویا جان برایت آرزوی موفقیت دارم به ما هم سر بزن

نوشته شده توسط فریبا محمدی در June 20, 2006 03:18 PM

مگر شریعتی کمونیست و ضد انقلاب نبود؟

نوشته شده توسط elahe در June 20, 2006 03:19 PM

پویا جان یک سری به ایمیلت بزن که منتظر جوابم. مرسی

نوشته شده توسط موناهیتا در June 20, 2006 05:56 PM

الهه گرامی من متوجه رابطه ی سوال شما با مطلب این یادداشت نشدم. یادم هم نمی آید تا به حال چیزی درباره ی شریعتی نوشته باشم.
پویا

نوشته شده توسط پویا در June 20, 2006 08:52 PM

دست مریزاد.

سری به ولاگ من بزنید: سمفونی احساس

همه ی زندگی ام را در این وبلاگ می بینید :
تصویر یک کودک قالیباف ... تصویر یک دانشجوی فقیر ... تصویر یک فعال سیاسی... تصویر یک عاشق دلسوخته ... تصویر یک کارتن خواب...
همه و همه چیز...

بعد از خواندن هر بخش آهی از ته دل می کشید... .

و ...

نظر شما راجع به زندگی من ... ؟

تشکر

نوشته شده توسط aszaka در June 21, 2006 10:01 AM

زنده باد کاغذ

نوشته شده توسط عاطفه در June 21, 2006 10:08 AM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661