![]() |
|
|
« خشونت پلیس بر علیه زنان در تجمع مدنی امروز در میدان 7 تیر |
صفحه اصلی
| گردش تابستانی در قلعهی قدیمی »
June 14, 2006
فکرهای این دو روزه - درد باتوم آرام میشود، نگاههای بیتفاوت رهگذران چه؟ برای حمایت از اقدام مدنی زنان و اعتراض به خشونت پلیس علیه این حرکت، وبلاگی به راه انداخته شده که میتوان با گذاشتن نام، در قسمت نظرخواهی آن به جمع امضاءکنندهگان پیوست. آدرس این وبلاگ در اینجاست. دلیل اینکه میگویم مشکل، این است که همین فعالان در کنار زندگی خودشان، در میان مردم فعالیتهای اجتماعی مهمی دارند که وظیفهی اصلی سازمانهای غیر دولتی هم هست. مثلا من میدانم که بسیاری از این فعالان برای زنان خدمات مجانی مشاورهی حقوقی میگذارند، یا سوادآموزی و کتابخوانی و آشنایی با حقوق اجتماعی و فعالیتهای فرهنگی و مانند اینها. و حتما شکلهای خیلی متنوعتری هم هست که من نمیدانم. اهمیت این فعالیتها را اصلا نباید دستکم گرفت. هرچند که بازتاب خیلی کمتری دارد، اما باعث میشود که مسئلهی حقوق مدنی و اجتماعی در ذهن مردم مطرح شود و از بحثهای صرفا روشنفکرانه به دغدغهی مردم بدل شود. سخنرانی دربارهی برابری حقوق زن در ازدواج در این یا آن تالار دانشگاه وقتی اثرگذار است که «دغدغه»ی دختران ما و خانوادههای آنان شود. امیدوارم دوستان پس از اینکه درد باتومها و توهینها آرامتر شد، بنشینیم و این حرکت را با سال پیش در مقابل دانشگاه مقایسه کنیم. آیا چهرههای جدیدی و آدمهای جدیدی به ما اضافه شده؟ آیا این حرکتها باعث میشود که اگر کسی هم امروز در خیابان با ما نیامد، لااقل دو روز بعد به مرکز فرهنگی یا انجمن مدنی ما بیاید و کنجکاوی کند که ما چه میگوییم؟ نه اینکه من جواب این سوالها را بدانم. من چطور جرات میکنم چنین ادعایی بکنم؟ کاش اینها به بحث گذاشته شود و به قول معروف با دلی گرم اما با سری سرد و حسابگر، در کارمان چون و چرا کنیم. هر بار در کنار نگرانی برای دلهای پرشوری که باتوم میخورند و هزار توهین میشنوند، نگرانی آن نگاههای بیتفاوت و قدمهای آرام آن خیل هزاران نفری مردم رهگذر هم هست. نوشته شده توسط پویا در 06:05 PM mesle hamisheh negarAn leila
نوشته شده توسط Leilaye leili در June 14, 2006 06:08 PM بطور 100% با تو دوست مهربانم موافقم... ولي همه يک چيز ديگري مي گويند... من بشخصه معتقدم نبايد اشتباهات گذشته را تکرار کرد... با برنامه ريزي دقيق، آموزش هاي همگاني، آشنا کردن چه زن، چه مرد به حقوق انسانيش و ... اين حرکتها بسيار تأثير گذار تر خواهد بود تا اين حرکتهاي ناگهاني که نتيجه اي جز خشونت و خفقان بيشتر و به انزوا کشاندن انسانهايي که مي توانند مفيد باشند، در بر ندارد ... شايد زمان بيشتري براي آموزش و آگاهي دادن نياز باشد، اما مسلماً نتيجه اش بهتر و همه گير تر خواهد بود. اين آموزش ها حتي مي تواند از تشکلهاي کوچک خانگي در ميان زنان و مردان فاميل صورت بگيرد. تنها اين زنان نيستند که بايد آگاه باشند، بلکه مردان نيز بايد بسياري از مسائل را بدانند.
نوشته شده توسط غزل در June 14, 2006 08:35 PM Salaam Pouya aziz
نوشته شده توسط Yasseman در June 14, 2006 10:30 PM این تجمع را نبوده ام . اما پویا من باب مثال در تجمعاتی که به جهت حمایت از گنجی و زر افشان تشکیل گردید چهره ها نا آشنا نبودند . نظرم نسبی ست البته . اما در اشاره به گفته های آغازینت آوردمش .
نوشته شده توسط آشیل در June 15, 2006 02:19 PM آشیل جان منظور من هم همین است که متاسفانه تعداد محدودی هستند که هر بار از خودشان مایه میگذارند و تقریبا همه جا هستند. از طرف دیگر همینها هم هستند که در انجمنهای مدنی فعال هستند، جایی که ارتباط مستقیم با مردم، حالا یا زنان یا کودکان کار و مثل اینها داری. نگرانی من این است که آن ارتباط بتدریج کمرنگ شود. حالا یا همین تعداد محدود را دستگیر کنند یا مزاحمشان بشوند و خستهشان کنند. بسیاری از دوستان ما از درون همین نهادهای مدنی و فعالیتهای مدنی جوشیدهاند. آنجا جایی است که میتوانی فعالیت اجتماعی و مدنی و دموکراسی را تمرین کنی و خودت و دیگران هم در عمل این را تجربه کنی. نه فقط با مقاله و سخنرانیهای فلسفی و جامعهشناختی که متاسفانه در کشور ما بهانهای شده برای کلیگویی و نگفتن گفتنیها.
نوشته شده توسط پویا در June 15, 2006 04:41 PM خصوص آنکه بسیاری از شرکت کنندگان به نوعی خود را غریب و تنها می پندارند در فراخوان هایی از این دست و زمانی باید تا به دیگران ملحق گردند ، که بر بانیان برگزاری ست که مدیریت بر فراخوان را به گونه ای فراهم آورند تا بر سرگشتگی و غربت بسیاری از مدعوین گمنام پایانی باشند .این را گفتم چون همیشه خودم هم احساسی این چنینی داشته ام . شاد باشید پویا
نوشته شده توسط آشیل در June 16, 2006 05:46 AM آشیل گرامی، این موضوع ناهماهنگیها و پراکندهگیها را در وبلاگهای دیگر هم که آمده بودند خواندم که وقتی به آنجا رسیده بودند نمیدانستند چه کنند و به اصطلاح کسی نبوده که آنها را پذیرا بوده باشد و راهنمایی کند. بعضی هم برداشت کرده بودند که شاید "خودی" نیستند. منظورم به هر حال وجود این بازتابها بود. هر چند که همهی اینها شاید فقط سوءتفاهم باشد و نه چیز دیگر. شاید هم واقعیت دارد.
نوشته شده توسط پویا در June 16, 2006 06:15 AM به نظر شما در برابر فیلنرینگ باید چه کا رکرد؟
نوشته شده توسط elahe در June 16, 2006 05:27 PM دلم خيلي برات تنگ شده دوست من
نوشته شده توسط سالومه در June 18, 2006 06:46 AM من هم اون روز به هفت تیر رفتم اما راستش جرات نکردم از یه حدی جلوتر برم. ببین من منکر تمام انرژی و از خود گذشتگی ای که توسط این فعالان هزینه می شه نیستم. اما این هم یک واقعیته که من با خودم فکر می کنم که اگر منو بگیرن هیچکس حتی متوجه هم نمی شه (ببین موضوع حتی بالاتر از نگرانی یک شب یا دوشب خانوادس و عدم اطلاعشون، موضوع اینه که وقتی دستگیر کنندگان هم بفهمن هیچ گروه یا دسته ای دنبال تو نیست و حتی تورو نمی شناسه، هیچ جا اسمت تو اینترنت و تو لیست دستگیر شده ها نیست و.. و.. اونجاس که دیگه هر برخوردی متصوره. چون براشون هزینه ای نداره.) مسلما همه خبرنگار، حقوقدان یا حتی فعال سیاسی و... نیستن که هم دوستان و ارتباطات گسترده تری در این زمینه ها داشته باشن و هم بتونن تمام وقت روی این موضوعات زمان بگذارن. پس اگر یک روزی تونستین که اونها (آدمهایی مثل من که راجع به ابن موضوعات دغدغه دارند اما درعین حال خودشونو غریبه می بینند) رو هم به مشارکت تشویق کنین این حرکتا می تونه موفق باشه، درغیر این صورت بیشتر هزینه خواهد داشت تا نتیجه.
نوشته شده توسط مینا در June 21, 2006 07:32 AM مینای گرامی، این موضوع غریبه بودن را این روزها در جاهای مختلفی در اینترنت خواندهام. من فکر میکنم اگر موضوع، به این حادی باشد جای نگرانی دارد. دوست من فقط خواستم بگویم نظری را که لطف کردی نوشتی بیتفاوت از کنارش نگذشتم.
نوشته شده توسط پویا در June 21, 2006 05:29 PM دوست عزیز موضوع واقعاً به همین حادیه، نه به خاطر مسایل احساسی و اینکه به همه باید احترام گذاشت، همه حق دارند و از این حرفها (که البته اینها هم به جای خودش درسته). اما به این دلیل که برای موفقیت (و بخصوص موفقیت سریعتر) هر حرکتی باید گروه های مختلف و بخصوص توده مردم رو به مشارکت تشویق و ترغیب کرد، نه اینکه باعث انفعال بیشتر شد. بخصوص در حرکتی مثل تجمع. اگر دقت کنی الان همه دارن راجع به این بحث می کنن که اصلاً تجمع درست هست یا نه؟ هزینه هاش بیشتره یا نتایجش؟ اون هم تازه یک تجمع بدون فریاد و کاملاً مسالمت آمیز. به نظر من در هر تجمعی یک نقطه سر به سر وجود داره!(ببخشید که یکم با دید حسابگرانه دارم می بینم!) یعنی اینکه اگر تعداد شرکت کنندگان از یک حدی کمتر باشه هزینه هاش برای برگذارکنندگان و کل فعالیت بیشتر از نتایجش خواهد بود و بالعکس هرچی مشارکت بره بالاتر نتایج بهتر از هزینه ها. نه اینکه واقعاً بشه حکم کلی داد که تجمع الان هزینه هاش بیشتره، یعنی می خوام بگم که این موضوع کاملاً با تعداد شرکت کنندگان و جذب مشارکت عمومی در ارتباطه.
نوشته شده توسط مینا در June 21, 2006 06:31 PM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: