![]() |
|
|
« سالروز تولد مصدق و اندیشهی تجددخواهی در عمل |
صفحه اصلی
| "کمتر بودن از زن" و نوشتهای دیگر »
May 21, 2006
وبلاگ جای بلند فکر کردن هم هست- چند خطی دربارهی خودکامهگی این را بیشتر بعنوان «کمی بلند فکر کردن» من برای انسجام دادن به بعضی اطلاعات، بخوانید. نظر غالب این است که یکی از مهمترین پایههای خودکامهگی تاریخی در کشور ما مالکیت بیچون و چرای شاه و سلطان بر ابزار اصلی تولید یعنی زمین و آب بوده است. خشکی آب و هوا و محدودیت منابع آب، تولید کشاورزی را وابسته به سیستم فنی و اداری پیچیدهای میکرده است که جز با دخالت مستقیم حکومت و در راس آن پادشاه، امکانپذیر نبوده است. مالک اصلی زمین شاه بوده و شکلهای دیگر مالکیت همه از او ناشی میشده است. شکلهای دیگری بصورت واگذاری (اقطاع) زمین (یا عواید زمین) به اعضای خانوادهی سلطنتی یا سرداران و فرماندهان جنگی و یا روحانیون انجام میشده است. این شکلهای مختلف واگذاری که با نام تیول هم خوانده میشده، به معنی از میان رفتن مالکیت پادشاه بر زمین نمیشده است و با ارادهی او، مالکیت میتوانسته هر زمان پس گرفته شود. در مورد واگذاری، با اینکه این شکل مالکیت محدود خصوصی از ورود اسلام به بعد بود که بیشتر رواج پیدا کرد، اما از دورهی ایران باستان وجود داشته است (و پیش از آن در بینالنهرین. در قوانین حمورابی این زمینها ایلکو نام دارند). یکی از نمونهها واگذاری زمین به جنگجویان در دوران سلوکیه پیش از سلسلهی اشکانیان است. این زمینها کلروس نام داشتند که در واقع بخشی از زمینهای شاهی بودند. "مالک" جدید (یک نمونه با نام منسیماخ) همچنان باید مالیات زمین را به خزانهی شاه میپرداخت. در قرارداد واگذاری قید شده بود که پادشاه میتواند این قرارداد را فسخ کند: "شاه حق دارد زمین مذکور را از اختیارصاحب آن خارج کند".شاه همچنین میتوانست زمینهایی را که به شهرها واگذار کرده بود پس بگیرد و هستی اهل شهر را متزلزل کند. در سال 32 میلادی شاه زمینهایی به بابل و دو شهر دیگر واگذار کرد ولی در سال 37 همهی زمینها و محصولات و دامها را پس گرفت که به این ترتیب این چند شهر در وضعیت بسیار سختی قرار گرفتند و چه بسا که شهرهایی از میان میرفتند یا مردم به گرسنگی و مشقت میافتادند. در شکلی از واگذاری زمین که سیورغال نام دارد و از زمان حکومت ایلخانان (بعد از مغول) رسم شد، این مالکیت از پرداخت بسیاری از مالیاتها (نه همهشان) معاف بود. از طرف دیگر پس از مرگ کسی که این زمین و عواید آن به او تعلق گرفته بود، مالکیت کامل به وراث او میرسید (احتمالا پس از تایید نمایندهی حکومت یا شاه). این شکل واگذاری بوده که پایهی زمینهای اربابی را در قرون بعدی و بخصوص در زمان قاجاریه گذاشته است. نوشته شده توسط پویا در 12:32 PM دوست عزیزم مدتی بود دلم از همه تنگ بودواقعا ازمقاله ات درباره ی افسردگی ممنونم جواب نظرم رابفرست به نشا نی2500 _sma
نوشته شده توسط نادر در May 22, 2006 01:55 PM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: