« نگاهی دوباره به الگوهای ما درباره‌ی حقوق زنان | صفحه اصلی | واردات شکر با "منطق خربنده‌گی" »
May 14, 2006
چون و چرا کردن در سنّت‌- «مکتب تبریز» کتابی تازه

دکتر جواد طباطبایی در سال 1380 کتاب «دیباچه‌ای بر نظریه‌ی انحطاط ایران» را با این جملات به پایان می‌برد:
"در پایان دوره‌ی گذار [که با شکست جنگ چالدران آغاز شد] آگاهی از زوال اندیشه، بحران در ارکان تمدن ایران، جایگاه کشور در مناسبات جهانی و خودآگاهی «ملی»، تنها می‌توانست از «بیرون» و با پشتوانه‌ی ارزیابی از دگرگونی‌هایی امکان‌پذیر شود که ایرانیان سهمی در ایجاد آن نداشتند، اما هنوز آن دگرگونی‌ها به مرحله‌ای نرسیده بود که پیوند با آن امکان‌پذیر نباشد. با شکست ایران در جنگ‌های ایران و روس، نطفه‌ی آگاهی از بحران و خودآگاهی، در «خط مقدم جبهه»، در «دارالسلطنه‌ی تبریز»، بسته شد و با همین آگاهی و خودآگاهی، دوره‌ای از تاریخ ایران آغاز شد. با این آگاهی و خودآگاهی، و اثراتی که از نظر تاریخ و تاریخ اندیشه به دنبال داشت، سده‌ای- بهتر بگوییم، دورانی- در تاریخ ایران آغاز شد که زادگاه آن، تبریز بود. این سده، در تبریز، با واکنش به شکست ایران در جنگ‌های ایران و روس آغاز شد و با انقلاب مشروطیت به پایان رسید. این سده، سده‌ی مشروطه‌خواهی، و جایگاه و خاستگاه آن «مکتب تبریز» بود."

طباطبایی دنباله‌ی این دوره‌ی گذار پی گرفته و جلد دوم کتاب با نام «مکتب تبریز» در تهران منتشر شده است. من تا امروز جز چند متن کوتاه در معرفی کتاب ندیده‌ام و دوری راه از بازار کتاب ایران، باعث می‌شود که بی‌صبرانه منتظر بمانیم تا پست‌چی از راه برسد. مقاله‌ا‌ی دو قسمتی به قلم سیروس پرویزی که در سایت ایران امروز منتشر شده است، برای آشنایی با نظرات طباطبایی و کتاب «مکتب تبریز» جالب است. قسمت اول - قسمت دوم.
می‌دانم که این سایت در ایران فیلتر است. اگر دوستان مایل هستند، بنویسند تا من این مقاله را بصورت PDF در اینجا بگذارم.

اشاره‌ی طباطبایی به «خط مقدم جبهه» شاید به عباس میرزا ولیعهد روشن‌اندیش فتحعلی‌شاه باشد که هم فرمانده‌هی ارتش نه چندان مهیای ایران را در جنگ با روسیه به عهده داشت و هم مسئولیت مذاکره‌ی پس از شکست ایران را. جنگی که فقط با بی‌سیاستی دربار و رویاهای روحانیان که بر جهاد اسلام علیه کفر اصرار داشتند می‌توانست شکل بگیرد، که سرانجام آن، جز از دست رفتن بخش بزرگی از خاک کشور و تحمیل غرامت‌های کلان بر کیسه‌ی خالی مردم چیزی نبود.

حالا که به اینجا رسید از عباس‌میرزا بعنوان یکی از شخصیت‌های مرکزی «مکتب تبریز» هم کمی یاد کنیم: یک افسر فرانسوی که مدتی در تبریز در خدمت ارتش ایران بوده می‌نویسد:
"[عباس‌میرزا] چون می‌داند که برای موفقیت باید متحمل زحمات فراوان شود و اطلاعات وسیع داشته باشد به تحصیل می‌پردازد و از زنان دوری می‌جوید و اغلب شبها به مطالعه مشغول است ... در ضمن بسیار علاقمند است بداند چه عواملی باعث پیشرفت غرب گشته است و حاضر است همه‌ی سنن ملی و مذهبی را برای پیشرفت ایران کنار بگذارد و هرگونه تاسیسات نظامی و غیرنظامی که لازم باشد به سبک غرب بنیان‌گذاری کند..."

فرانسوی دیگری به نام ژوبر از آنچه در ذهن عباس‌میرزا می‌گذشته می‌نویسد و از گفتگویی که در اردوگاه نظامی ایران با او داشته می‌گوید. عباس‌میرزا از ژوبر می‌پرسد:
"آن چه قدرتی است که شما را تا این اندازه از ما برتر ساخته است. دلایل پیشرفت شما و ضعف ثابت ما کدام است؟ شما هنر حکومت کردن، هنر پیروز شدن، هنر به کار انداختن همه‌ی وسایل انسانی را می‌دانید. در صورتی که ما گویی محکوم شده‌ایم که در منجلاب جهل غوطه‌ور باشیم و به زور درباره‌ی آینده‌ی خود بیندیشیم. آیا قابلیت سکونت و باروری خاک و توانگری مشرق‌زمین از اروپای شما کمتر است؟ اشعه‌ی آفتاب که پیش از آنکه به شما برسد نخست از روی کشور ما می‌گذرد آیا تسبت به شما نیکوکارتر از ماست؟ آیا آفریدگار نیکی‌دهش که بخشش‌های گوناگون می‌کند خواسته است که به شما بیش ازما همراهی کند؟ من که چنین اعتقادی ندارم. ای بیگانه به من بگو که چه باید بکنم تا جان تازه‌ای به ایرانیان بدهم ...".

آنچه در ذهن عباس‌میرزا جرقه زده بوده، همین «چرا»هاست. تا پرسشی نباشد، تفکر و پیشرفتی را چگونه می‌توان تصور کرد؟
این پرسیدن ها را مقایسه کنیم با آنهایی که تکیه‌زده بر مخدّه‌ی سنت با تکبر می‌گویند: "صنعت و تکنولوژی غرب را می‌گیریم و بقیه‌اش را به دور می‌ریزیم ...". بی‌انکه آن تکبر فرصتی برای اندیشیدن بگذارد که در پس آن علم و فن، اندیشه‌ای خردگرا و «چون و چرا» کن نشسته است نه باورهای وهم‌آلود که هر آن ممکن است اراده‌ای نظم هستی را به تلنگری بر هم بزند ...
----------
پی‌نوشت:
یک نظر از دوست گرامی وبلاگ ایران امروز و دو ایمیل کوتاه کافی‌ست تا من متن مقاله‌ای را که در بالا لینک داده‌ام در اینجا بگذارم که دانلود کنید. فقط لازم است بگویم که این، به معنی تایید هر‌آنچه در آن مقاله آمده نیست. بخصوص نظرات نویسنده درباره‌ی کتاب بحث‌ انگیز «مشروطه‌ی ایرانی» جای گفتگوی زیاد دارد. اما هدفم بیشتر تحریک ذهن دوستان برای دنبال کردن موضوعات و بحث‌های مربوط به "گذار از سنت به مدرنیته" است که شاید با خواندن این مقاله به خواندن و تحقیق و گفتگوی بیشتر درباره‌ی این موضوع جلب شوند.
برای دانلود کردن، با یک کلیک راست روی لینک، گزینه‌ی Save Target As را انتخاب کنید.

نوشته شده توسط پویا در 03:56 PM

نظرات (7)


نظرهای نوشته شده:

سلام سایت خوبی داری به منم سر بزن...

نوشته شده توسط مبین زاده کوچک در May 14, 2006 05:44 PM

پویا جان دستت درد نکند. و اما به قول معروف زدی به خال. ولی موضوع مهم این است که همه قبول کنیم مشکلی داریم و به چرائی آن بپردازیم تا بعد بتوایم هر کس در محدوده خود به دنبال جوابی بگردد. ولی متأسفانه خیلی ها یا به روی خود نمیآورند و یا اصلاً این عقیده را ندارند که ما مشکلی داریم. بعضیها هم هستند که میگویند هر مشکلی که ما داریم کار غربیها است و الا که ما نوابغ روزگاریم. حال کسی نیست از آنان بپرسد چه شد که این غربیها این فرصتها را به دست آوردند و.... وای که خیلی کار داریم.

نوشته شده توسط موناهیتا در May 15, 2006 01:16 PM

پویا جان این مطلب را بعد از خواندن این پست تو خواندم و باز یاد تو کردم و در تأیید گفته هایت باید دوباره بگویم که وای که چقدر ما کار داریم:
http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-716021

نوشته شده توسط موناهیتا در May 15, 2006 03:50 PM

سلام
فایل پی دی اف را قرار بده. عالی است. کتاب هم خواندنی تر از مقاله . خلاصه هر چه هست و نیست قرار بده اینجا.

نوشته شده توسط ايران امروز - علي در May 15, 2006 07:13 PM

مونا گرامی ممنونم.
شاد باشی
پویا

نوشته شده توسط پویا در May 15, 2006 09:50 PM

ایران امروز گرامی، من فایل را در سایت گذاشتم. لطفا نگاهی به پی‌نوشت همین مطلب بیانداز.
شاد باشی.
پویا

نوشته شده توسط پویا در May 15, 2006 09:52 PM

آخرین اخبار انتخاباتی هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی تبریز در www.majless86.blogfa.com
حتما ببینین.........

نوشته شده توسط قاصدک در February 13, 2008 10:13 AM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
سایت پربار جنبش زنان + روز اول ماه مه - سمبل برابری طلبی برای قشرهای وسیع اجتماعی نه یک "قوم برگزیده"
کتابخوانی ما ایرانی ها - به فرهنگ شفاهی خو گرفته ایم
بر رحمان ها در سیبری چه گذشت؟ - نسل گمشده
تصاویری از تاریخ تئاتر ایران در سالهای 20
خانواده ی بدون مشکل یا تابوهای ریشه دار ما؟ -! Perfect family
چارچوب هایی اینقدر متفاوت
«فتنه» ؟
درگذشت زنده یاد فریدون آدمیت- و آرامگاه احمد کسروی کجاست؟
ضرورت استقلال جنبش زنان- به بهانه ی درگذشت مریم فیروز
آلبوم عکس های کارل هوئکر افسر SS آلمان

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661