« به دنبال کرده‌ها و ناکرده‌های جهانبگلو نباشیم | صفحه اصلی | نگاهی دوباره به الگوهای ما درباره‌ی حقوق زنان »
May 09, 2006
در تاریخ بدنبال الگویی برای حقوق و موقعیت زنان نگردیم. تلاش کنیم تاریخ را به سهم خودمان بسازیم

دوستان امیدوارم حوصله‌ی خواندن مطلب نه چندان کوتاه امروز را داشته باشید.
عصر شنبه‌ای که گذشت فرصتی دست داد تا سری به اتاق فمینیست‌های ایران در پالتاک بزنم که آدرس آن را موناهیتا برایم فرستاده بود و اینطور که می‌گفتند اولین شنبه‌ی هر ماه جمعی دارند و گفتی و شنیدی. موضوع این‌بارشان حجاب زنان بود.
موضوعی که توجه مرا بیشتر به خودش جلب کرد این بود که بعضی نظردهنده‌گان تلاش می‌کردند و فکر می‌کنم خودشان هم باور داشتند که وضع زنان ایرانی در دوره‌ی پیش از اسلام بسیار خوب بوده و نه خبری از حجاب بوده و نه انقیاد زنان و هر چه پس از آن آمده چیزی نه "ایرانی" که تحمیلی خارجی یا "انیرانی" بوده. فکر می‌کنم ریشه‌ی بسیاری از این تصورات به نارضایتی‌ها از وضع موجود بر می‌گردد که برای بعضی واکنشی به صورت باستان‌گرایی به همراه دارد. باستان‌گرایی به معنی قائل شدن به دوره‌ای طلایی و اندیشه‌ای عالی و والا که باید به همان بازگشت، به آنچه که در این دیدگاه "ایرانی"ست.
تلاش من برای سیاه یا سفید جلوه دادن وقایع تاریخی نیست. به نظر من تاریخ هم مانند هر پدیده‌ی انسانی، خاکستری است. گرایشات غالب هست، روندهای غالب هست، اما "همه یا هیچ" نیست. من چند نمونه‌ی تاریخی را که به موضوع زنان هم ارتباط مستقیم دارد در فکرم هست که همان‌ها را می‌نویسم، چرا که اصلا جرقه‌ی عصر شنبه را همین موضوع حجاب و روابط پدرسالارانه‌ی دوره‌ی پیش از اسلام، در ذهنم زد.

تا جایی که من می‌دانم و فکر می‌کنم چندان دور از واقعیت هم نباشد قدیمی‌ترین سندی که درباره‌ی حجاب زنان در تمدن بین‌النهرین دیده شده مربوط به قوانین جامعه‌ی آشور حدود 1200 پیش از میلاد یعنی 3200 سال پیش است. متن قانون آشوری این محدودیت را برای همه‌ی زنان بجز روسپیان و خدمتکاران الزامی می‌داند:
بند 1.40 – "اگر زنان یا دختران مردی به کوچه بروند، موهای آنان باید پوشیده باشد. روسپی خودش را نباید بپوشاند. زنان خدمتکار خودشان را نمی پوشانند. پیراهن روسپیان و خدمتکارانی که پوشیده باشند توقیف خواهد شد و 50 ضربه تازیانه خواهند خورد و روی سرشان قیر ریخته خواهد شد".

می‌دانیم وقتی قبایل آریایی به سرزمین ایران پا گذشتند پیش از آنان حداقل حدود 4000 سال فرهنگ در این سرزمین و همسایگانش وجود داشته و با آمیخته شدن آریاییان با اقوامی که قبلا در این سرزمین زندگی می‌کرده‌اند، درآمیختگی فرهنگی هم صورت گرفته است. در مورد مشخص حجاب، اگر این را به معنی کلی آن یعنی وسیله‌ای برای جداکردن زنان از اجتماع و "حفظ" آنان در نظر بگیریم، می‌دانیم که در دوران پادشاهان هخامنشی حداقل در مورد زنان دربار و اشراف چنین جدایی و محدودیت‌هایی وجود داشته است. یکی از نشانه‌ها وجود خواجه‌های درباری بوده که وظیفه‌ی مراقبت و نگهداری حرم شاهی و اندرون اشراف را بعهده داشته‌اند. بعضی از این خواجه‌های درباری هخامنشیان به اسم، در تاریخ شناخته شده‌اند. منظورم در اینجا از خواجه، مردانی‌ست که در دوران کودکی و نوجوانی اخته می‌شدند تا بتوانند در اندرون شاهان و اشراف آزادانه رفت و آمد کنند. وظیفه‌ی اصلی خواجه‌ها همان رفع نیازهای روزانه‌ی زنان حرم برای ارتباط با دنیای خارج یا مردان بوده است. واژه‌ی انگلیسی Eunuch (اخته) از واژه‌ی یونانی اونوخوس Eunoukhos می‌آید که در اصل به معنی "نگهبان تختخواب" ‌است.
پلوتارک تاریخ‌نگار یونانی می‌نویسد: (یونانی‌ها به شرقی‌ها بربر می‌گفتند)
"بربرها نسبت به آزادی روابط [زن و مرد] سخت حساسیت دارند، تا آن حد که اگر کسی به یکی از صیغه‌های شاه نزدیک شود و یا او را لمس کند، و یا حتی اگر در جریان سفر، از ارابه‌های حامل بانوان بگذرد و با آن تماس حاصل کند، با مجازات مرگ پاداش داده می‌شود".
در جای دیگر ادامه می‌دهد: "بربرها نه‌تنها زنان قانونی (hai gametai) خود را به سختی محفوظ می‌دارند، بلکه زنانی را که با پرداخت پول خریداری کرده‌اند و به آنها عنوان صیغه (pallakai) می‌دهند نیز تحت مراقبت شدید قرار می‌دهند تا هیچ فرد خارجی آنها را نبیند. آنها در خانه در انزوای کامل می‌مانند و در وقت سفر آنها را با ارابه‌های چهارچرخ که از هر چهار سو با پرده بسته است، حمل و نقل می‌کنند". گویا تنها اردشیر بوده که اجازه داد همسرش در ارابه‌ی روباز حرکت کند. از طرف دیگر می‌دانیم این رسم : "کورشو" و "دورشو" هنگامی که حرم شاه یا حاکم از کوچه می‌گذشته تا زمان قاجاریه هم وجود داشت که هرکس ازبی‌خبری یا تعلل بر سر راه می‌ماند سروکارش با شلاق و مشت و لگد بود و چه بسا سرش هم بر باد می‌رفت.

حالا که درباره‌ی حرم و زنان شاه و اشراف گفتم خوب است به موضوع چندهمسری هم اشاره‌ای کنم:
به گزارش هرودوت چندهمسری در میان ایرانیان رواج داشته است. بطور مشخص، در دربار شاهان و در میان اشراف، زنان به سه دسته تقسیم می‌شده اند: زنانی که بعنوان همسران رسمی به حساب می‌آمدند و وارث اصلی پدر از میان فرزندان آنها انتخاب می‌شده است. هرودوت به اینها نام gynaikes یا زن رسمی می‌دهد. دسته‌ی دوم زنان صیغه‌ای بودند که نام pallaki یا زنان مراقبت به آنها می‌دهد و دسته‌ی سوم هم زنان مجالس جشن و خوشگذرانی‌های شبانه بوده‌اند که با نام hetairai یا زنان عشرت از آنها یاد می‌کند. پلوتارک می‌گوید وقتی موقع مجالس خوشگذارانی می‌شد، زنان رسمی مجلس را ترک می‌کردند و به اندرون فرستاده می‌شدند.
وظیفه‌ی زنان رسمی بدنیا آوردن وارث تخت و تاج بود و ایجاد کانون خانوادگی، وظیفه‌ی زنان صیغه مراقبت و کارهای جاری روزانه بود (فرزندان آنها نمی‌توانستند به جایگاه رسمی برسند) و وظیفه‌ی زنان دسته‌ی سوم هم گرداندن مجالس شبانه و رقص و آواز.

البته در همین زمان بودند دختران جوان درباری که هم‌پای پسران ورزش و تیراندازی و اسب‌سواری می‌کردند. با وجود این، به نظر می‌رسد که گرایش غالب، بر جدایی اجتماعی زنان، حداقل در سطح اشرافی و درباری بوده است.
در مورد زنان معمولی جامعه مانند زنان کشاورز و زنانی که مردانشان یا خودشان پیشه‌ور بودند گویا اطلاعات زیادی بدست نیامده یا من ندیده‌ام. اما به دلیل شرایط کار و زندگی روزانه، در محیط‌های روستایی زنان نمی‌توانسته‌اند مانند شهر در اندرون بنشینند. شرایط زندگی خانواده، به اجبار زنان را به صورت نیروی کار فعال در می‌آورده است. اما بدون شک خانواده ساختار پدرسالاری خودش را حفظ می‌کرده و شرکت فعال زنان در کار هنوز نمی‌توانسته حقوقی را که پدر بعنوان رئیس مطلق خانواده داشته محدود کند.

نکته‌ای هم از ساختار خانواده‌ در جامعه‌ی ایرانی بگویم که به گفته‌ی دکتر مظاهری، پدر در آن دارای قدرت مطلق بود و ساخت پدرسالانه‌ی خانواده اختیار نسبتا نامحدودی به رئیس خانواده می‌داد. اختیاراتی در حد "کشتن، به بردگی فروختن، از خود ندانستن (یا عاق کردن)،‌ شکنجه‌دادن و رها کردن و سرراه گذاشتن" زنان و فرزندان. ‌

برای اینکه این مطلب از یک نوشته‌ی وبلاگ طولانی‌تر نشود، به موضوع حقوق زنان در دوره‌ی ساسانیان و پیش از آمدن اسلام در پست بعدی اشاره می‌کنم.
امیدم هم اینست که اگر از وضع موجود ناراضی هستیم، خودمان را با تصورات و خیالات تازه‌ای سرگرم نکنیم و الگوی جدیدی برای مدینه‌ی فاضله‌ در رویای‌مان نسازیم.

نوشته شده توسط پویا در 07:15 PM

نظرات (6)


نظرهای نوشته شده:

متاسفانه برخی به خاطر ناراضی بودن از وضعیت فعلی و اینکه نمی تونن به راحتی به خودشون بقبولونن که فرهنگشون اینه سعی می کنند از گذشته های دور برای خودشون اسطوره بسازن و یه جورایی دل خودشون رو خوش کنن. ولی اگه چشامون رو باز کنیم می بینیم واقعیت یک چیز دیگه است. من خودم همیشه درباره زنها در زمان هخامنشی ها و ساسانیان تصورات غیر واقعی داشتم به خاطر کاری مجبور به تحقیق در این مورد شدم و به اون چیزهایی رسیدم که شما نوشتید.

نوشته شده توسط لیلا در May 9, 2006 07:49 PM

پویا جان پس چرا خبر ندادی که پذیرائی کنم. البته دوستی که موردی را که تو به آن اشاره میکنی تا آنجائیکه من متوجه شدم منظورش مطرح نبودن حجاب برای همان مردم عادی بود، و وی هم گفت که در میان اشراف و طبقات بالا همیشه حجاب وجود داشته. نکند من خواسته ام که اینجوری بشنوم؟؟؟...

نوشته شده توسط موناهیتا در May 9, 2006 09:01 PM

موناهیتا جان، منظورم دوست شما که سخنران جلسه بود نیست، منظورم کسانی بود که نظر می‌دادند و گفته‌های سخنران اصلی را که فکر می‌کنم اسمش ارکیده بود،‌ نقد می‌کردند. این باستان‌گرایی یک موضوع کلی‌تر از این هم هست. نمی‌دانم فقط در خارج اینطور هست یا در داخل کشور هم هست. چیزی از همان جنس «نامه‌ی یزدگرد به عمر» که چند وقت پیش در نت منتشر شد.
شاد باشی
پویا

نوشته شده توسط پویا در May 10, 2006 06:40 AM

.Salaam Pouya aziz, khaste nabaashi
Baa tashakor

نوشته شده توسط یا سمن در May 10, 2006 04:36 PM

من یکی از تحلیل گران بودم. و صحبتم را با این جمله شروع کردم که حجاب پیش از اسلام بوده حتی پیش از مسحیت بوده پیش از موسی بوده اما برای زنان و مردان. در میان اینها هنوز سیک هارا مثال زدم که با دستاری موی سر خود را می بندند. من هرگز نگفتم که پیش از اسلام همه چیز خوب بوده. و تا جایی که خاطرم هست کسی هم از زنان نگفت که حجاب مختص اسلام است. حرف موناهیتا درست است من اشاره کردم که طبقه اعیان از حجاب محمکمتری استفاده می کردند. تا زنان معمولی جامعه و کارگران. و چدا سازی مرد و زن هم در فرهنگ های مختلف ایرانی با هم فرق داشت. مثال از زنان شمال ایران آوردم که جداسازی بین زن و مرد نیست چون که همه آنها در کنار هم در مزرعه کار می کردند.
اولا مرسی که عکس العمل نشان دادی دوم اینکه مطالب شما در مورد حجاب قابل تعمق است و با آنچه در آن جا عنوان شد هیچ مغایرتی ندارد و کاش شما هم صحبت می کردید. آقایی از جنبه روانی به حجاب برخورد کرد که آنهم بسیار جالب بود . اما کسانی هم همیشه همه جا هستن که حرف الکی می زنند. مثل مردی که دل پری از رابطه اش با زنش داشت و موناهیتا دو بار میک را از او گرفت و تذکر داد که از مسیر موضوع بحث خارج نشوند. در همین مباحث است که خیلی چیزها روشن می شود. خواهشن شکرت فعال داشته باشید. موفق باشید

نوشته شده توسط مرجان در May 11, 2006 03:34 PM

مرجان گرامی، همانطور که گفتم منظورم دو سخنران جلسه نبود. فکر می‌کنم جوانی بود که باور داشت حجاب و بطور کلی انزوا و انقیاد زنان پدیده‌ای بوده که با آمدن اسلام به ایران بوجود آمده و پیش از آن در ایران باستان وجود نداشته است. من چون حس کردم آن مرد جوان واقعا فکر می‌کند که اینطور بوده و شنیده‌ام و دیده‌ام که بخصوص در دوران اخیر تعداد اینان کم نبوده و از جور روزگار به باستان‌گرایی روی آورده‌اند، این یادداشت را نوشتم. وگرنه حرف‌های به نظر من بیهوده و خشمناک و تحقیرآمیز از طرف‌های گوناگون کم نبود که متاسفانه به خصلت چنین بحث‌هایی بدل شده است. یادداشت من درباره‌ی آنها نیست.
شاد باشی
پویا

نوشته شده توسط پویا در May 11, 2006 04:39 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661