![]() |
|
|
« به دنبال کردهها و ناکردههای جهانبگلو نباشیم |
صفحه اصلی
| نگاهی دوباره به الگوهای ما دربارهی حقوق زنان »
May 09, 2006
در تاریخ بدنبال الگویی برای حقوق و موقعیت زنان نگردیم. تلاش کنیم تاریخ را به سهم خودمان بسازیم دوستان امیدوارم حوصلهی خواندن مطلب نه چندان کوتاه امروز را داشته باشید. تا جایی که من میدانم و فکر میکنم چندان دور از واقعیت هم نباشد قدیمیترین سندی که دربارهی حجاب زنان در تمدن بینالنهرین دیده شده مربوط به قوانین جامعهی آشور حدود 1200 پیش از میلاد یعنی 3200 سال پیش است. متن قانون آشوری این محدودیت را برای همهی زنان بجز روسپیان و خدمتکاران الزامی میداند: میدانیم وقتی قبایل آریایی به سرزمین ایران پا گذشتند پیش از آنان حداقل حدود 4000 سال فرهنگ در این سرزمین و همسایگانش وجود داشته و با آمیخته شدن آریاییان با اقوامی که قبلا در این سرزمین زندگی میکردهاند، درآمیختگی فرهنگی هم صورت گرفته است. در مورد مشخص حجاب، اگر این را به معنی کلی آن یعنی وسیلهای برای جداکردن زنان از اجتماع و "حفظ" آنان در نظر بگیریم، میدانیم که در دوران پادشاهان هخامنشی حداقل در مورد زنان دربار و اشراف چنین جدایی و محدودیتهایی وجود داشته است. یکی از نشانهها وجود خواجههای درباری بوده که وظیفهی مراقبت و نگهداری حرم شاهی و اندرون اشراف را بعهده داشتهاند. بعضی از این خواجههای درباری هخامنشیان به اسم، در تاریخ شناخته شدهاند. منظورم در اینجا از خواجه، مردانیست که در دوران کودکی و نوجوانی اخته میشدند تا بتوانند در اندرون شاهان و اشراف آزادانه رفت و آمد کنند. وظیفهی اصلی خواجهها همان رفع نیازهای روزانهی زنان حرم برای ارتباط با دنیای خارج یا مردان بوده است. واژهی انگلیسی Eunuch (اخته) از واژهی یونانی اونوخوس Eunoukhos میآید که در اصل به معنی "نگهبان تختخواب" است. حالا که دربارهی حرم و زنان شاه و اشراف گفتم خوب است به موضوع چندهمسری هم اشارهای کنم: البته در همین زمان بودند دختران جوان درباری که همپای پسران ورزش و تیراندازی و اسبسواری میکردند. با وجود این، به نظر میرسد که گرایش غالب، بر جدایی اجتماعی زنان، حداقل در سطح اشرافی و درباری بوده است. نکتهای هم از ساختار خانواده در جامعهی ایرانی بگویم که به گفتهی دکتر مظاهری، پدر در آن دارای قدرت مطلق بود و ساخت پدرسالانهی خانواده اختیار نسبتا نامحدودی به رئیس خانواده میداد. اختیاراتی در حد "کشتن، به بردگی فروختن، از خود ندانستن (یا عاق کردن)، شکنجهدادن و رها کردن و سرراه گذاشتن" زنان و فرزندان. برای اینکه این مطلب از یک نوشتهی وبلاگ طولانیتر نشود، به موضوع حقوق زنان در دورهی ساسانیان و پیش از آمدن اسلام در پست بعدی اشاره میکنم. نوشته شده توسط پویا در 07:15 PM متاسفانه برخی به خاطر ناراضی بودن از وضعیت فعلی و اینکه نمی تونن به راحتی به خودشون بقبولونن که فرهنگشون اینه سعی می کنند از گذشته های دور برای خودشون اسطوره بسازن و یه جورایی دل خودشون رو خوش کنن. ولی اگه چشامون رو باز کنیم می بینیم واقعیت یک چیز دیگه است. من خودم همیشه درباره زنها در زمان هخامنشی ها و ساسانیان تصورات غیر واقعی داشتم به خاطر کاری مجبور به تحقیق در این مورد شدم و به اون چیزهایی رسیدم که شما نوشتید.
نوشته شده توسط لیلا در May 9, 2006 07:49 PM پویا جان پس چرا خبر ندادی که پذیرائی کنم. البته دوستی که موردی را که تو به آن اشاره میکنی تا آنجائیکه من متوجه شدم منظورش مطرح نبودن حجاب برای همان مردم عادی بود، و وی هم گفت که در میان اشراف و طبقات بالا همیشه حجاب وجود داشته. نکند من خواسته ام که اینجوری بشنوم؟؟؟...
نوشته شده توسط موناهیتا در May 9, 2006 09:01 PM موناهیتا جان، منظورم دوست شما که سخنران جلسه بود نیست، منظورم کسانی بود که نظر میدادند و گفتههای سخنران اصلی را که فکر میکنم اسمش ارکیده بود، نقد میکردند. این باستانگرایی یک موضوع کلیتر از این هم هست. نمیدانم فقط در خارج اینطور هست یا در داخل کشور هم هست. چیزی از همان جنس «نامهی یزدگرد به عمر» که چند وقت پیش در نت منتشر شد.
نوشته شده توسط پویا در May 10, 2006 06:40 AM .Salaam Pouya aziz, khaste nabaashi
نوشته شده توسط یا سمن در May 10, 2006 04:36 PM من یکی از تحلیل گران بودم. و صحبتم را با این جمله شروع کردم که حجاب پیش از اسلام بوده حتی پیش از مسحیت بوده پیش از موسی بوده اما برای زنان و مردان. در میان اینها هنوز سیک هارا مثال زدم که با دستاری موی سر خود را می بندند. من هرگز نگفتم که پیش از اسلام همه چیز خوب بوده. و تا جایی که خاطرم هست کسی هم از زنان نگفت که حجاب مختص اسلام است. حرف موناهیتا درست است من اشاره کردم که طبقه اعیان از حجاب محمکمتری استفاده می کردند. تا زنان معمولی جامعه و کارگران. و چدا سازی مرد و زن هم در فرهنگ های مختلف ایرانی با هم فرق داشت. مثال از زنان شمال ایران آوردم که جداسازی بین زن و مرد نیست چون که همه آنها در کنار هم در مزرعه کار می کردند.
نوشته شده توسط مرجان در May 11, 2006 03:34 PM مرجان گرامی، همانطور که گفتم منظورم دو سخنران جلسه نبود. فکر میکنم جوانی بود که باور داشت حجاب و بطور کلی انزوا و انقیاد زنان پدیدهای بوده که با آمدن اسلام به ایران بوجود آمده و پیش از آن در ایران باستان وجود نداشته است. من چون حس کردم آن مرد جوان واقعا فکر میکند که اینطور بوده و شنیدهام و دیدهام که بخصوص در دوران اخیر تعداد اینان کم نبوده و از جور روزگار به باستانگرایی روی آوردهاند، این یادداشت را نوشتم. وگرنه حرفهای به نظر من بیهوده و خشمناک و تحقیرآمیز از طرفهای گوناگون کم نبود که متاسفانه به خصلت چنین بحثهایی بدل شده است. یادداشت من دربارهی آنها نیست.
نوشته شده توسط پویا در May 11, 2006 04:39 PM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: