« بچه‌های هندی در مدرسه یاد می‌گیرند که حیوان از زن بهتر است | صفحه اصلی | پراکنده‌های امروز: ترجمه‌ای تازه، حضور زنان در استادیوم‌ها و یک گزارش »
April 27, 2006
نگاهی به نقد فرنگوپلیس بر نوشته‌ی من

همانطور که در پست قبلی نوشتم سیما در یادداشتی به نوشته‌ی من پرداخته است. چون یادداشت او نقد دو نوشته‌ی جداگانه را در بر می‌گیرد، من بخش مربوط به پویا را اینطور جدا می‌کنم تا مشخص‌تر باشد:
1- نقد نوشته‌ی میا بلوم با نام «مادر، دختر، خواهر، بمب‌گذار».
2- ضرورت شفافیت طرح‌های اتمی آقایان.
3- موضع‌گیری در برابر ماجراجویی‌های آقایان و تاکید یکسویه روی طرح‌های گسترده‌ی بین‌المللی محافظه‌کاران آمریکایی.

1 - در مورد اول می‌خواهم تاکید کنم که ترجمه‌ی یک متن به معنی تایید همه‌ی نظرها، فرمول‌بندی‌ها و نتیجه‌گیری‌های نویسنده‌ی اصلی نیست. این که می‌دانیم یک موضوع کلی است. اما در مورد متن میا بلوم می‌خواهم بر یادداشت خودم پیش از انتشار ترجمه تاکید کنم که درباره‌ی پیچیدگی و چندجانبه نبودن موضوع بمب‌گذاری‌های انتحاری نوشتم: "مشکل تروریسم موضوع پیچیده‌ای است که ساده‌ کردن آن فقط می‌تواند به رشد آن کمک کند. باز هم همه می‌دانیم که برای حل این مشکل یک راه‌حل طلایی وجود ندارد و یک مجموعه از تلاش‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را می طلبد تا بتدریج از میان برود. اما تروریسم و بخصوص آنها که جان خودشان را هم می‌گذارند یک جنبه‌ی فردی هم دارد. در این سال‌ها تعداد زنانی هم که دست به حملات انتحاری می زنند بیشتر و بیشتر می‌شود".
معلوم است که باید به هرکدام از این جنبه‌ها بطور جداگانه پرداخت و البته آن را در زمینه‌ی گسترده‌تر دید. اما اینکه بخواهیم در هر مقاله همه‌ی جنبه‌ها را با هم بررسی کنیم یا هر مقاله‌ یک جزوه و کتاب می‌شود و یا مجبوریم در سطح بمانیم و به کلی‌گویی اکتفا کنیم. مقاله‌ی بلوم روی موضوع نقش جنسیت در موضوع بمب‌گذاری‌های انتحاری تمرکز کرده بود. به نظر من این بررسی از دو نظر اهمیت داشت: یکی اینکه جنسیت چه نقشی در کشیده شدن دختران و زنان جوان به سوی گروه‌های تروریستی دارد و دیگر اینکه آیا عملیات زنان در این گروه‌ها که تا سطح رهبری و قربانی کردن خودشان بالا رفته چه تاثیری روی برداشت‌های سنتی جامعه‌شان دارد.
در مورد اول این مهم است که بدانیم گروه‌های رادیکال و سازمان‌های تروریستی وابسته به آنها در جامعه‌ی میزبان‌شان نقش غیرفعال و زیرزمینی ندارند. اتفاقا آنها در زندگی جامعه‌شان بسیار فعال هستند و در خیلی از موارد جای خالی دولت مرکزی را در بخش‌هایی از زندگی مردم پر می‌کنند و این یکی از روش‌های مهمی است که مردم بسوی آنها کشیده می‌شوند. ما در این مقاله با نقش فعالی که دختران و زنان جوان می‌توانند در این گروه‌ها بعهده بگیرند و تا حدودی از قالب سنتی‌شان بیرون بیایند آشنا شدیم.
در پاکستان بسیاری از بچه‌ها امکان رفتن به مدرسه را ندارند. یا راه‌ها آنقدر دور است و دولت بودجه‌ای برای مدارس پراکنده ندارد یا اینکه خرج رفتن به مدرسه بر خانواده تحمیل می‌شود. گروه‌های مذهبی رادیکال با پراکندگی و بودجه‌ای که دارند مدارس دینی را تاسیس کرده‌اند و بخصوص در نقاط دورافتاده دست بالا را در سیستم آموزشی پاکستان دارند. مدارسی که در کنار درس دینی و آموزش بنیادگرایی و رادیکالیسم مذهبی در ضمن جایی برای داشتن غذا و استراحت و زندگی هم هستند. اعضای طالبان از درون همین مدارس مذهبی بیرون آمدند و هنوز هم تعداد این مدارس بیشتر می‌شود.
یا اینکه مثلا گروه‌های رادیکال در لبنان و فلسطین بسیاری از نیازهای دکتر و درمان مردم را حل می‌کنند و موسسات خیریه‌ی فعالی دارند که به مردم کمک مالی می‌کنند. نمی‌خواهم درباره‌ی این بیشتر بنویسم. خواستم با دومثال نشان بدهم که ضرورت دارد در جنبه‌های مختلف یک موضوع پیچیده مانند تروریسم عمیق‌تر شد و از حرف‌های کلی که در سطح، بارها تکرار شده کمی به درون جزئیات هم سرک کشید.

در مورد ضرورت شفافیت سیاست‌های اتمی آقایان به نظر من این موضوع که چون آمریکا و اسرائیل در این مورد شفاف نیستند ما هم می‌توانیم نباشیم، دلیلی برای بخطر انداختن منافع ملی ما نمی‌تواند باشد. مشکل این‌جاست که وقتی کشوری با پنهان‌کاری و دور از چشم سازمان‌های بین‌المللی دست به پروژه‌های حساس اتمی می‌زند، بطور خودکار به این معنی است که در حال انجام کارهایی غیر از طرح‌های صلح‌آمیز است. ایران تعهدنامه‌ی عدم گسترش سلاح‌های هسته‌ای را امضا کرده و تمام فعالیت‌هایش باید زیر نظر سازمان انرژی اتمی باشد. برای محدود کردن و مقابله با گسترش سلاح‌های اتمی باید با سیاست‌های روشن و صلح‌طلبانه تلاش کرد نه اینکه ما با بلندپروازی‌ها و ماجراجویی‌ها کشورمان را در خطر قرار بدهیم. باز هم نوشته‌ی قبلی‌ام را تکرار می‌کنم که اولا این سیاست‌ها در یک فضای باز سیاسی و با دست نمایندگان انتخابی مردم انجام نشده و دوم اینکه اصولا چرا باید کشور را به سرحد جنگی که از ابتدا معلوم است بازنده‌ی اصلی و ضررکننده‌ی اصلی آن کیست کشاند. من فکر می‌کنم که منافع کشور ما با یک سیاست صلح‌طلبانه و هوشیارانه حفظ می‌شود. به نظر من فشار افکار عمومی ما باید روی این باشد که کشور ما یک سیاست اتمی آشکار (نه برای آمریکا) بلکه برای سازمان انرژی اتمی و کشورهای دنیا و منطقه داشته باشد. این راه شاید جواب بدهد وگرنه اینکه ما فکر کنیم با تظاهرات میلیونی در اروپا و بدست گرفتن پلاکاردهای "جنگ نه!" می‌توانیم کاری کنیم،‌ به نظر من در کوتاه مدت این عملی نیست حتی اگر چنین صحنه‌هایی برای ما خیلی هیجان‌انگیز و جالب باشد. تجربه‌ی عراق این را نشان داد. امروز کشور ما از آن‌هم منزوی‌تر است. یادمان باشد که ما حتی پشتیبانی کشورهای غیر متعهد مانند هندوستان را هم از دست داده‌ایم. من نمی‌خواهم نقش جنبش جهانی صلح را کمرنگ کنم اما باید محدودیت‌های آن را لااقل در کوتاه‌مدت در نظر داشت و بیش از حد خوشبین نبود.
ما یک بار دیگر هم چنین فرصت‌هایی را از دست دادیم. پس از فتح خرمشهر همین شعارهای پیروزی بر قدرت‌های جهانی را دادیم و بجای حفظ منافع ملی‌مان و گرفتن غرامت از دولت‌های عربی خواستیم نظم جهانی را بر هم بریزیم و شعارها دادیم که ما آمده‌ایم تا "طرحی نو دراندازیم". نتیجه‌ی آن را با تلخی تجربه کرده‌ایم.

در مورد پارگراف آخری که سیما در پاسخ من نوشته،‌ این موضوع را مطرح کرده که چون ما در ایران زندگی نمی‌کنیم پس "می گویم من شخصاً چون سالهاست از ایران دور بوده ام چنین کاری را نمی کنم. شیوه فعالیت خودم با توجه به دانش و قابلیت های خودم است و منظورم تجویز یک فرمول برای فعالیت برون مرزی نیست! اما این را هم دیده ام که کسانی که افکارشان در مورد ایران در 27 سال پیش یخ زده، برای خود موقعیت "متخصص" را فرض می کنند و بدون آگاهی لازم در مورد شرایط ایران، برای ایران نسخه می پیچند. اگر برای میلیون ها آدم ضرری نداشت، یک حرفی بود. اما ترس من از این است که چنین "متخصص" هایی جان آنهایی را که در ایران هستند را انگار از سر راه آورده اند و با توهم هایشان غیر مسئولانانه عمل می کنند. حالا چه برای منافع شخصی باشد و چه به خیال خودشان برای "منافع ملی"."
من هم موافق این نسخه پیچیدن‌ها برای اینکه مردم چه باید بکنند یا نه، نیستم. با سیما هم موافقم که کم نیستند کسانی که در محافل تصمیم گیرنده یا مشاور مانند Think Tank ها نشسته‌اند و طرح و پیشنهاد می‌دهند. این اصلا آن چیزی نیست که من نوشته‌ام. آنچه در فکر من بوده و در یادداشتم آمده اتفاقا در همین رابطه بوده که ماجراجویی و قدرت‌طلبی راهی دوطرفه است و نقش ماجراجویان این طرف آب را هم دست‌کم نگیریم. به راه انداختن جنگ‌های دینی و برخورد تمدن‌ها تنها تراوشات مغز محافظه‌کاران آمریکایی مانند هانتینگتون و برنارد لوئیس نیست. در اینجا هم آقایانی هستند که می‌خواهند زمینه‌ساز حکومت ایده‌آل خودشان باشند و اگر نه در جهان، که حداقل در همین خاورمیانه نقش اصلی را بازی‌ کنند.
من درست متوجه نمی‌شوم که آیا به نظر سیما این، نسخه نوشتن برای کسانی است که در ایران زندگی می‌کنند؟ و این که ما چگونه باید برای حفظ منافع ملی کشورمان موضع بگیریم؟ یعنی اگر من در ایران زندگی کنم باید فشار افکار عمومی را روی حکومت متمرکز کنم و اگر در آمریکا یا اروپا هستم روی جنگ‌طلبان آنجا؟ فقط به نظر من باید به یاد داشته باشیم که این موضوع با انتخابات ریاست‌جمهوری فرق دارد که بگوییم "آنها" خودشان تصمیم بگیرند و "ما" هم چون در آنجا نیستیم چیزی نگوییم. من باز با این موافق‌تر هستم چرا که فعالان اجتماعی در هر لحظه بهتر می‌دانند که از شرایط چگونه استفاده کنند. اما موضوع بحران اتمی ایران که به نظر من عامل اصلی آن ماجراجویی‌ها وبلندپروازی‌های حاکمان ماست، چیزی بکلی جداست. این‌جا هم پای جان ومال خود مردم در کوتاه‌مدت در میان است و هم استقلال و موجودیت کشور برای نسل‌های بعدی در خطر است. نه فقط وقتی که جنگی به راه بیافتد بلکه همینطورهنگامی که آقایان در پشت درهای بسته آنچنان امتیازاتی بدهند که تاوان سنگین آن به گردن مردم و کشور باشد.

نوشته شده توسط پویا در 06:43 PM

نظرات (3)


نظرهای نوشته شده:

زن بودن یعنی بدبختی تحقیر شدن بی ارزش شدن وهمیشه منتظر آزادی بودن...به نظر من زن میتونه خیلی خوشبخت تر باشه.

نوشته شده توسط آدمک برفی در April 28, 2006 07:39 PM

پویا جان دوست دارم نظر تو را هم بدانم، چرا که فکر میکنم در مواردی هم با تو اختلاف خواهم داشت.

http://javaanehaa.blogspot.com/2006_04_01_javaanehaa_archive.html#114630296515937238

نوشته شده توسط موناهیتا در April 29, 2006 10:35 AM

مونای گرامی، حتما می‌خوانم. این دنیا آنقدر پیچیده هست که جا برای اختلاف نظر باشد. بالاخره تلاش برای دست‌ یافتن به حقیقت،‌ یک تلاش جمعی است.
شاد باشی
پویا

نوشته شده توسط پویا در April 29, 2006 01:54 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661