« نظری کوتاه به بحثی در وبلاگ فرنگوپلیس | صفحه اصلی | بچه‌های هندی در مدرسه یاد می‌گیرند که حیوان از زن بهتر است »
April 23, 2006
زن‌کشی: وقتی که قربانی به جای مقصر می‌نشیند و باید از سر راه برداشته شود

می‌گوید: "... تنها از پیری و خستگی نیست. از آن است که پیوندهای آلی اندیشه گسسته است. در هوای مانده و گندآلود این روزگار، در میان زوزه‌های دروغ و تهمت و فریب که به هزار زبان‌ مزدور تکرار می‌شود، با تهدید همیشگی بازخواست و شکنجه و زندان، مجال گفت‌وشنود ساده و سلیم نیست. گفتنی‌ها عقده‌ی ناگفتنی می‌گردد، اندیشه در لاک نومیدی و احتیاط فرو می‌رود،‌ ترس و بدگمانی ضرورت زندگی می‌شود، و آن دادوستد بحث آزاد که مایه‌ی بالندگی و پویایی دانش و هنر است رشته‌اش می‌گسلد. و تو می‌مانی و تنهایی‌ات، و جریان کند و فریب‌کار فروپوسیدن زندگی مثله‌گشته‌ات". محمود اعتمادزاده، م. ا. به‌آذین مترجم «ژان کریستف» و «جان شیفته» در اغماست.

به آخرین پست‌هایی که نوشته‌ام نگاهی انداختم. موضوع پنج یادداشت به دنبال هم درباره‌ی بحران اتمی است، چیزی که حکایت از نگرانی‌ها دارد. اما چیزهای دیگری هم ذهن را مشغول می‌کنند که درباره‌ی آنها خواهم نوشت تا در خبرهای روزمره غرق نشوم.

اولین‌ بار در گزارش سایت روز خواندم که باز مورد جدیدی از قتل‌ زنان به راه افتاده است. این بار در تهران.
سری اول در سال 1380 در مشهد اتفاق افتاد. 13 زن. عامل قتل‌ها در توجیه جنایاتش گفت که: "با انگيزه ديني و براي پاک سازي جامعه از فساد اقدام به قتل آن 13 زن کرده است".
سری دوم در کرمان. عاملان قتل‌ها گفتند که به باور آنها، قربانیان مهدورالدم بوده‌اند و سزاوار مرگ. باز هم انگیزه‌های دینی عنوان شد.
سری سوم به نوشته‌ی سایت روز حدود 6 سال پیش اتفاق افتاده بود اما هیچگاه بازتابی در روزنامه‌ها پیدا نکرد. گزارش سایت روز از دو زن نام می‌برد. عاملان، این‌بار هم وابسته به گروه‌های تندرو مذهبی بودند که در باصطلاح "دخمه" های‌شان حکم قتل این و آن را صادر و اجرا می‌کردند. "دخمه"ها محافل مذهبی هستند که در حاشیه مساجد و حسینیه‌ها شکل می‌گیرند. محافلی که در جریان دادگاه عامل ترور حجاریان ثابت شد که ارتباط تنگاتنگی هم با بعضی آقایان قدرقدرت دارند. دادگاه‌ها هم با چشم‌پوشی به این قتل‌ها نگاه می‌کنند و قاتلین به راحتی از مجازات معاف می‌شوند.
حالا هم صحبت بر سر قتل شش زن در تهران است. آیا باز هم محفلی به این نتیجه رسیده که این زنان عامل "فساد" و "تباهی" جامعه بوده‌اند؟
نگاه سنتی، زن را عامل آشوب و بی‌نظمی این جهان می‌داند. عاملی که با انواع قوانین و مقررات همواره باید مهار شود و زیر کنترل مردان و جامعه‌ی مردسالار باشد. چنین فرهنگی‌ست که پدیده‌هایی مانند خودفروشی را نه مشکلی با ریشه‌های اجتماعی و اقتصادی، که مشکلی جنسیتی می‌داند و برای حل "ریشه‌"ای مشکل، نماینده‌ی جنسیتی را که به گمان او عامل اصلی‌ست از سر راه بر می‌دارد. در فرهنگ سنتی قربانی واقعی، به جای مقصر می‌نشیند.

دو ترجمه‌ای را که درباره‌شان نوشته بودم به دوستان سایت زنان ایران تحویل دادم و مثل همیشه هر وقت منتشر شد در این‌جا هم خواهم نوشت.

نوشته شده توسط پویا در 05:45 PM

نظرات (2)


نظرهای نوشته شده:

پویا جان،
ببخش که کامنت بی ربط می گذارم، اما خواستم بدانی که پاسخی به نقد تو و موناهیتا نوشته ام. ممنون.

نوشته شده توسط سيما در April 25, 2006 06:55 AM

سلام دوست خوبم خسته نباشی
چه بگویم. انگار دیگر حرف دل هم تکراری شده است. وقتی زور، سنت ،بی سوادی و مذهب در هم گره می خورد محصولی جز خشونت و مرگ برداشت نمی شود.

نوشته شده توسط خیال تشنه در April 25, 2006 07:35 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
سایت پربار جنبش زنان + روز اول ماه مه - سمبل برابری طلبی برای قشرهای وسیع اجتماعی نه یک "قوم برگزیده"
کتابخوانی ما ایرانی ها - به فرهنگ شفاهی خو گرفته ایم
بر رحمان ها در سیبری چه گذشت؟ - نسل گمشده
تصاویری از تاریخ تئاتر ایران در سالهای 20
خانواده ی بدون مشکل یا تابوهای ریشه دار ما؟ -! Perfect family
چارچوب هایی اینقدر متفاوت
«فتنه» ؟
درگذشت زنده یاد فریدون آدمیت- و آرامگاه احمد کسروی کجاست؟
ضرورت استقلال جنبش زنان- به بهانه ی درگذشت مریم فیروز
آلبوم عکس های کارل هوئکر افسر SS آلمان

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661