« نگاهی کوتاه به تاریخ پیدایی مراسم عمرکْشان در ایران | صفحه اصلی | مدیریت برنامه‌ریزی علمی کشور از شیمی "بدش" می‌آید ولی ما کیک زرد را دوست داریم »
April 14, 2006
نتیجه‌ی بازی شطرنج کاندولیزا رایس با آقایان

جمله‌ی دوم یادداشت قبلی‌ام این بود: " یکی از خوبی‌های وبلاگ‌نویسی هم این است که لازم نیست حتما درباره‌ی مطرح‌ترین موضوعات روز نوشت". و حتما دوستان متوجه منظورم شده‌اند که مطرح‌ترین خبرهای روز درباره‌ی بحران اتمی و احتمال بمباران تاسیسات ایران است و نوشته‌ی من درباره‌ی عمرکشان. خوب، این برداشت من اشتباه بود. چون به یاد بخشی از نوشته‌ی همان سیمور هرش معروف در نیویورکر افتادم.

من چون ترجمه‌های فارسی مقاله‌ی هرش را نخوانده‌ام نمی دانم که متن در سایت‌های فارسی‌زبان کاملا ترجمه شده یا نه. بهرحال هرش در جایی از نوشته‌اش می‌نویسد: "در زمستان گذشته مشاوران دولت آمریکا که نزدیک به محافل غیرنظامی وزارت دفاع هستند، به من گفتند که واحدهای آمریکایی با گروه‌های اقلیت‌های قومی ایرانی کار می‌کنند. گروه‌هایی که شامل آذری‌ها در شمال،‌ بلوچ‌ها در جنوب شرقی و کرد‌ها در شمال غربی کشور هستند."
هرش پس از این ادامه می‌دهد که مشاور دولتی به او گفته است: "هدف بزرگتر و گسترده‌تر، تشویق و ترغیب تنش‌های قومی است".
حالا چه وسیله‌ای بهتر و کاراتر از به‌راه انداختن درگیری‌های مذهبی. می‌دانیم که اکثریت مطلق مردم در بلوچستان و کردستان سنی‌مذهب هستند که در تمامی این سال‌ها، هم از تبعیض قومی و هم تبعبض دینی رنج برده‌اند و سیاست "خودی و غیرخودی" آقایان را با شدت هرچه بیشتر تجربه کرده‌اند. نه اینکه به‌راه انداختن چنین درگیری‌های قومی به بهانه‌های مذهبی مثل عمرکشان و امثال آن، کار عاملان مستقیم نیروهای بیگانه باشد. فکر می‌کنم سیاست‌های آقایان اینقدر مشکل‌ساز برای کشور هست که نیازی به دخالت دیگران نباشد. اما بدیهی است که بدبین کردن و دامن زدن به درگیری‌های مذهبی و فرقه‌ای می‌تواند به یک‌پارچگی کشورمان لطمه‌ی جدی بزند. پس اینکه من از عمرکشان نوشتم شاید چندان هم بی‌ربط به موضوعات روز نبوده است.
-----
پس از اینکه رئیس سازمان انرژی اتمی دست خالی از تهران رفت،‌ بلافاصله وزیرخارجه‌ی آمریکا گفت که قطعنامه‌های شورای امنیت درباره‌ی ایران باید بر اساس اصل هفتم منشور سازمان ملل باشند. اصل هفتم منشور سازمان ملل "کشورهای عضو را مکلف به اجرای خواست های شورای امنیت می کند". طبق نوشته‌ی BBC "براساس اصل هفتم منشور سازمان ملل متحد، تنبيه های سیاسی، اقتصادی و نظامی علیه کشورهائی که خطری برای صلح جهانی شناخته شوند ممکن است. قطعنامه هائی که قبل از حمله نظامی به عراق در سال 2003 میلادی از سوی شورای امنیت صادر شدند، همگی بر اساس اصل هفتم بودند".

به نظر من آمریکا و بخصوص وزارت‌ خارجه‌ی آن کشور مشغول بازی کردن یک شطرنج سیاسی با ایران است و حرکت‌هایش بسیار دقیق و حساب‌شده است. یکی از مهم‌ترین حرکت‌هایش رسیدن به توافق با اروپا و هندوستان بود. این‌ها مواردی بودند که آقایان حساب بزرگی روی آنها باز کرده بودند. حالا هم آمریکا بطور فعال روی روسیه و چین کار می‌کند. سرانجام گویا بیشتر از چند کشور ضعیف - که همان‌ها هم چه بسا پای خودشان را از درگیری بیشتر بیرون بکشند- برای پشتیبانی آقایان باقی نمانند. فراموش نکنیم که در جریان عراق برعکس حالا، کشورهای بزرگ اروپا مانند آلمان و فرانسه و روسیه تا آخرین لحظه مخالف جنگ بودند. بزرگترین حرکت سیاسی آقایان اعلام دسترسی عملی به تکنولوژی اتمی است که معلوم نیست چه پیامدهایی خواهد داشت. آن‌هم وقتی که سازمان ملل درخواست توقف فعالیت‌های اتمی را داشته بود.
وقتی البرادعی می‌گفت که نمی تواند موضوع اورانیوم غنی‌شده ایران را تایید کند، فکر کردم این آقا شاید با زبان بی‌زبانی می‌خواهد بگوید که بهتر است این حرف‌ها و حرکت‌هایتان را پس بگیرید و مشکل بیشتر و یزرگ‌تری برای کشورتان فراهم نکنید. وقتی که صبر و این‌همه فرصت دادن و آرام کردن وضعیت متشنج را از طرف سازمان انرژی اتمی و البرادعی می‌بینم بی‌اختیار می‌پرسم مثل اینکه این آقا خطر واقعی را برای کشور ما بیشتر درک کرده و بیشتر در فکر منافع ملی ماست تا آقایان که "کیک زرد" به موزه‌ها هدیه می‌کنند.

هرچه بیشتر سایت‌های (نه وبلاگ‌ها) درون کشور و روزنامه‌ها را جستجو می‌کنم کمتر صدایی برخلاف صدای آقایان از آنها بیرون می‌آید. حتما فشار هست ولی این موضوع روز‌به‌روز حساس‌تر می‌شود. بدون شک در جنبش دانشجویی و اصلاح‌طلبان صادق و فعالان سیاسی کسانی که نظری دیگر در این‌باره داشته باشند کم نیستند.
این‌ که آقایان انجام می‌دهند سیاست نیست. ماجراجویی و نمایش است. تاوانش را اما مردم باید پس بدهند، یا از کیسه‌ی خالی‌شان یا با جان و خانه و دیارشان.

نوشته شده توسط پویا در 05:42 PM

نظرات (4)


نظرهای نوشته شده:

پویا عزیز!
همواره نوع نگاه پاکیزه ات را دوست داشتم. پویا جان همین چند روز بهترین دوستانم را به کمیته انضباطی فراخوانده اند. نمی دانی چه جو وحشتی جنبش دانشجویی را از یک سال پیش گرفته

نوشته شده توسط آوای رهایی در April 14, 2006 06:59 PM

پویا جان یکبار دیگر هم مثل اینکه سر موضوع دیگری بهت نق زده بودم که پنداری به این اصلاح طلبان توهم داری و یه جورایی فکر میکنی مثلاً اگر فرض کنیم ( یعنی فقط فرض کنیم) که در میان آنها آدم صادقی هم پیدا شود، میشود بر روی آنها حساب باز کرد. مثل اینکه باز هم باید بهت نق بزنم وقتی که از تو میخوانم: .... بدون شک در جنبش دانشجویی و اصلاح‌طلبان صادق و فعالان سیاسی کسانی که نظری دیگر در این‌باره داشته باشند کم نیستند.... فقط به عنوان دوست دارم بهت نق میزنم ها چون به نظر من به آن دید خوب دقیقت به مسائل جور درنمیآید.

نوشته شده توسط موناهیتا در April 14, 2006 10:09 PM

موناجان اولا که نقد کردن خوب است. اگر نقد نباشد و من فکر کنم هرچه نوشته‌ام درست است، خوب بیشتر و پیش‌تر از همه خودم به‌زودی به بیراهه خواهم افتاد. در مورد اصلاح‌طلبان حرف تو احتمالا بخاطر این است که فکر می‌کنی من ضرورتا اصلاح‌طلبان دولتی را می‌گویم. در حالی‌که من منظورم از صداقت همان ارجحیت اصلاح‌طلبی بر منافع قدرت است. اصلاح‌طلبانی هستند که در حاشیه قرار دارند هرچند که بخاطر روابط گذشته‌شان با سیستم حاکم بی‌ارتباط نیستند. فعالان سیاسی هم شامل سکولارها می‌شود، هم ملی-مذهبی‌ها. بدون شک منظور من از اصلاح‌طلبان یقه‌سفیدان نوکیسه که با استفاده از رانت‌های قدرت به منافعی رسیده‌اند نیست. یا سیاست‌مدارانی که از جناحی در قدرت به جناحی دیگر نوسان می‌کنند. اصلاح‌طلبانی مانند گنجی کم نیستند هرچند که نام‌شان چندان مطرح نشود. من سعی می‌کنم اسم نیاورم ولی کسانی مانند باقی و کدیور و عباس عبدی.
من یادداشت دیگری دو هفته پیش نوشتم که حتما خوانده‌ای:
http://www.pouyashome.com/weblog/archives/000516.html
در آخر هم این‌که من به اصلاحات بعنوان یک جنبش اجتماعی نگاه می‌کنم که در دوره‌ای 8 ساله جناحی از حکومت تا جایی با آن همراه بود ولی بخاطر وابستگی شدید به قدرت و بی‌سیاستی این جنبش را عقیم گذاشت و به چانه‌زنی پشت درهای بسته اکتفا کرد.
شاد باشی
پویا

نوشته شده توسط پویا در April 14, 2006 10:59 PM

آوای رهایی عزیز ممنونم از توجهی که داری. فکر می‌کنم هرچه در سیاست خارجی تهاجمی‌تر بشوند و ماجراجویی بیشتر باشد،‌ در داخل کشور سخت‌گیری بیشتر می‌شود که خودت هم می‌بینی و می‌دانی و گفتی. منظور من انعکاس صداهایی بود که لزوما مثل این صداهای رسمی نیستند. جنبش دانش‌جویی هم یکی از آن صداهاست.
شاد باشی
پویا

نوشته شده توسط پویا در April 15, 2006 01:37 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
لابلای اخبار جنگ در کنگو آدم ها نشسته اند - قربانیان
نمایش اعتراف عشا مومنی + ما فکر می کنیم به همه کلک می زنیم
فکرهای روز برنده شدن اوباما در انتخابات آمریکا
خویشاوندی پنهان - کتاب تازه ی آرامش دوستدار
آزمایش در جنگل
روزنامه نگار و گزارش از زندگی مردم - آنا پولیتوفسکایا
لغو اعدام نوجوان ها به قانون احتیاج دارد نه فقط بخشنامه + رابطه ی "مردانگی" با خشونت و غیرت
پیامبران "مدارا"، میزبانان نشست دین در دنیای معاصر- جلوه گری های بی مسمّا
لباس گلشیفته فراهانی، چرا قبا و گیوه ی مردانه نه؟ چارچوب های مرد-محور
بر طرف کردن موانع- خیانت و خدمت از نظر آقای خاتمی

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661