![]() |
|
|
« نگاهی کوتاه به تاریخ پیدایی مراسم عمرکْشان در ایران |
صفحه اصلی
| مدیریت برنامهریزی علمی کشور از شیمی "بدش" میآید ولی ما کیک زرد را دوست داریم »
April 14, 2006
نتیجهی بازی شطرنج کاندولیزا رایس با آقایان جملهی دوم یادداشت قبلیام این بود: " یکی از خوبیهای وبلاگنویسی هم این است که لازم نیست حتما دربارهی مطرحترین موضوعات روز نوشت". و حتما دوستان متوجه منظورم شدهاند که مطرحترین خبرهای روز دربارهی بحران اتمی و احتمال بمباران تاسیسات ایران است و نوشتهی من دربارهی عمرکشان. خوب، این برداشت من اشتباه بود. چون به یاد بخشی از نوشتهی همان سیمور هرش معروف در نیویورکر افتادم. من چون ترجمههای فارسی مقالهی هرش را نخواندهام نمی دانم که متن در سایتهای فارسیزبان کاملا ترجمه شده یا نه. بهرحال هرش در جایی از نوشتهاش مینویسد: "در زمستان گذشته مشاوران دولت آمریکا که نزدیک به محافل غیرنظامی وزارت دفاع هستند، به من گفتند که واحدهای آمریکایی با گروههای اقلیتهای قومی ایرانی کار میکنند. گروههایی که شامل آذریها در شمال، بلوچها در جنوب شرقی و کردها در شمال غربی کشور هستند." به نظر من آمریکا و بخصوص وزارت خارجهی آن کشور مشغول بازی کردن یک شطرنج سیاسی با ایران است و حرکتهایش بسیار دقیق و حسابشده است. یکی از مهمترین حرکتهایش رسیدن به توافق با اروپا و هندوستان بود. اینها مواردی بودند که آقایان حساب بزرگی روی آنها باز کرده بودند. حالا هم آمریکا بطور فعال روی روسیه و چین کار میکند. سرانجام گویا بیشتر از چند کشور ضعیف - که همانها هم چه بسا پای خودشان را از درگیری بیشتر بیرون بکشند- برای پشتیبانی آقایان باقی نمانند. فراموش نکنیم که در جریان عراق برعکس حالا، کشورهای بزرگ اروپا مانند آلمان و فرانسه و روسیه تا آخرین لحظه مخالف جنگ بودند. بزرگترین حرکت سیاسی آقایان اعلام دسترسی عملی به تکنولوژی اتمی است که معلوم نیست چه پیامدهایی خواهد داشت. آنهم وقتی که سازمان ملل درخواست توقف فعالیتهای اتمی را داشته بود. هرچه بیشتر سایتهای (نه وبلاگها) درون کشور و روزنامهها را جستجو میکنم کمتر صدایی برخلاف صدای آقایان از آنها بیرون میآید. حتما فشار هست ولی این موضوع روزبهروز حساستر میشود. بدون شک در جنبش دانشجویی و اصلاحطلبان صادق و فعالان سیاسی کسانی که نظری دیگر در اینباره داشته باشند کم نیستند. نوشته شده توسط پویا در 05:42 PM پویا عزیز!
نوشته شده توسط آوای رهایی در April 14, 2006 06:59 PM پویا جان یکبار دیگر هم مثل اینکه سر موضوع دیگری بهت نق زده بودم که پنداری به این اصلاح طلبان توهم داری و یه جورایی فکر میکنی مثلاً اگر فرض کنیم ( یعنی فقط فرض کنیم) که در میان آنها آدم صادقی هم پیدا شود، میشود بر روی آنها حساب باز کرد. مثل اینکه باز هم باید بهت نق بزنم وقتی که از تو میخوانم: .... بدون شک در جنبش دانشجویی و اصلاحطلبان صادق و فعالان سیاسی کسانی که نظری دیگر در اینباره داشته باشند کم نیستند.... فقط به عنوان دوست دارم بهت نق میزنم ها چون به نظر من به آن دید خوب دقیقت به مسائل جور درنمیآید.
نوشته شده توسط موناهیتا در April 14, 2006 10:09 PM موناجان اولا که نقد کردن خوب است. اگر نقد نباشد و من فکر کنم هرچه نوشتهام درست است، خوب بیشتر و پیشتر از همه خودم بهزودی به بیراهه خواهم افتاد. در مورد اصلاحطلبان حرف تو احتمالا بخاطر این است که فکر میکنی من ضرورتا اصلاحطلبان دولتی را میگویم. در حالیکه من منظورم از صداقت همان ارجحیت اصلاحطلبی بر منافع قدرت است. اصلاحطلبانی هستند که در حاشیه قرار دارند هرچند که بخاطر روابط گذشتهشان با سیستم حاکم بیارتباط نیستند. فعالان سیاسی هم شامل سکولارها میشود، هم ملی-مذهبیها. بدون شک منظور من از اصلاحطلبان یقهسفیدان نوکیسه که با استفاده از رانتهای قدرت به منافعی رسیدهاند نیست. یا سیاستمدارانی که از جناحی در قدرت به جناحی دیگر نوسان میکنند. اصلاحطلبانی مانند گنجی کم نیستند هرچند که نامشان چندان مطرح نشود. من سعی میکنم اسم نیاورم ولی کسانی مانند باقی و کدیور و عباس عبدی.
نوشته شده توسط پویا در April 14, 2006 10:59 PM آوای رهایی عزیز ممنونم از توجهی که داری. فکر میکنم هرچه در سیاست خارجی تهاجمیتر بشوند و ماجراجویی بیشتر باشد، در داخل کشور سختگیری بیشتر میشود که خودت هم میبینی و میدانی و گفتی. منظور من انعکاس صداهایی بود که لزوما مثل این صداهای رسمی نیستند. جنبش دانشجویی هم یکی از آن صداهاست.
نوشته شده توسط پویا در April 15, 2006 01:37 PM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: