![]() |
|
|
« زنان و تروریسم، ترجمهای تازه |
صفحه اصلی
| مادر، دختر، خواهر، بمبگذار »
April 07, 2006
وقتی تلویزیون تظاهرات را نشان میدهد من کانال را عوض میکنم ابو سامافو که ساکن پاریس است میگوید: "وقتی تلویزیون تظاهرات جوانان را نشان میدهد ما کانال را عوض میکنیم. این، مبارزهی ما نیست." حتما شما دوستان هم تا حالا خبرهای مربوط به تظاهرات جوانان دانشآموز و دانشجو در پاریس را شنیدهاید. موضوع بر سر قانونی است که کارفرما بتواند بسادگی جوانان زیر 26 سال را استخدام و اخراج کند و این جوانان تامین شغلی نداشته باشند. نوشته شده توسط پویا در 08:25 PM پویا عزیز برداشتی از مطالبتان داشتم که آنرا بازگو می کنم و همچنین پرسشی .
نوشته شده توسط آشیل در April 7, 2006 10:45 PM آشیل جان تا جایی که من میدانم و کوتاه هم در متن نوشتم، زمینهی تظاهرات قانونی بوده که کارفرما میتواند افراد جوان زیر 26 سال را بآسانی استخدام کند و در مقابل تعهد و تامین شغلی هم به آنها ندهد و بتواند در صورتی که بخواهد بآسانی اخراج کند. معلوم است که چنین قانونی واکنش جوانها را بیشتر از بقیه برانگیزد، چون آنها هستند که راهی بازار کارند. البته اتحادیههای کارگری هم طبیعتا همبستگی کردهاند. اما موضوعی که من مطرح کردم چیزی بیش از این قانون و تبعات آن بود. موضوع اصلی من در این نوشته بیتفاوتی بخشی از جامعه است به آنچه در آن جامعه میگذرد. که در اینجا جوانان مهاجر را در نظر داشتهام. اگر به نقلقول های متن نگاهی بیاندازی میبینی که موضوع فراتر از "طبقهی شغلی" و منافع متفاوت است. موضوع بر سر این است که بخشی از جامعه خود را اصلا در چارچوب بحثهای اجتماعی روز نمیبیند. یعنی نسل جوان مهاجر حس میکند که جایی تعریفشده در جامعهی فرانسه ندارد. این نسل اینطور میاندیشد که اصولا او حاشیهنشین است. بعنوان مثال اصلا کاری به او نمیدهند تا نگران قرارداد اینچنینی یا آنچنانی باشد.
نوشته شده توسط پویا در April 8, 2006 12:03 AM آشیل گرامی ضمنا این مقاله انگیزهی جلب نظرم به این موضوع شد: چرا تعداد کمی از مهاجرین جوان در اعتراضات پاریس شرکت میکنند؟
نوشته شده توسط پویا در April 8, 2006 12:15 AM پویا عزیز ممنون.
نوشته شده توسط آشیل در April 8, 2006 03:00 PM سلام پویا عزیز صحبت ات من را یاد جوانی که اهل سومالی است انداخت. یک جوان 24 ساله آنقدر بدبین به جامعه سوئد بود و در حضور همکارهای خود آنقدر بد می گفت که تا حدودی از رفتار او تعجب کردم. بعد از یک سری صحبت ها متوجه شدم که هم در جامعه اینجا زیاد محرومیت کشیده هم در خانواده. دلش می خواست یک پولی در بیاورد و برگرد به زادگاه خود. گاه برای اعتراض بایست نگاهی وسیع داشت و...
نوشته شده توسط خیال تشنه در April 9, 2006 01:01 PM حمیراجان مشکل اینجاست که دوست سومالیایی تو وطنی، دیاری و یاری را دارد تا برگردد اما این نسل دوم و سوم فرانسه و انگلستان و آلمان و ... وطن و دیارشان و خانوادهشان همانجاست که اینقدر از آن دور و منزوی هستند. آنها مسائل جامعهشان را مسائل خودشان نمیدانند. این بیگانگی عصیان و مشکلات زیادی را به بار خواهد آورد. این جوانها در جستجوی محیطی هستند که انسان بدون آنها را به رسمیت بشناسد و آنها را خودی بداند. حالا اگر این یا آن گروه افراطی هم چنین محیطی برایشان فراهم کند تعجب نباید کرد اگر به آنسو کشیده شوند. مشکل نسلی است که در کشور خودش، جامعهای که در آن بدنیا آمده و رشد کرده، حاشیهنشین است.
نوشته شده توسط پویا در April 9, 2006 03:00 PM خــــــــــب به میمنت و مبارکی دولت فرانسه باخت و قانون را لغو کرد جای شما خالی که قیافه نخست وزیر را ببینید وقتی این خبر را میداد!!!
نوشته شده توسط وبلاگوار در April 10, 2006 02:17 PM شادی گرامی، منهم در اخبار خواندم. جالب بود و نشان داد که فشار افکار عمومی و حرکتهای مدنی (از حوادث خشونتبارش که بگذریم) به نتیجه میرسد. البته اگر طرف حاکم به افکار عمومی اهمیت بدهد و حربهی زدن و شکنجه و توبهی معترضین را بکار نگیرد.
نوشته شده توسط پویا در April 10, 2006 07:22 PM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: