« آیت الله منتظری اشتباهات گذشته را کمرنگ نمی کند. ما چطور؟ | صفحه اصلی | وقتی تلویزیون تظاهرات را نشان می‌دهد من کانال را عوض می‌کنم »
April 03, 2006
زنان و تروریسم، ترجمه‌ای تازه

"زنی به اسم دانو به انتظار راجیو گاندی نخست‌وزیر پیشین هندوستان ایستاده بود. بیست‌ویکم ماه مه 1991. دانو عینک بزرگی که چهره‌اش را می‌پوشاند به چشم داشت و سبد چوبی تاج گلی را که به دست داشت محکم گرفته بود. برآمدگی شکمش که از زیر لباسش معلوم بود حکایت از حاملگی او می کرد. همانطور که گاندی با قدم‌های بلند برای ایراد سخنرانی به سوی جایگاه مخصوص می‌رفت به ابراز احساسات طرفدارانش در کنار فرش قرمز پاسخ می‌داد. او دست‌های دانو را در دستانش گرفت و زن با حالت احترام در پیش پای گاندی زانو زد. دانو با دست راستش چاشنی مواد منفجره‌ای را که با کمربندی به شکمش بسته شده بود فعال کرد و همراه با خودش، گاندی و 16 نفر دیگر را به هلاکت رساند."

همه‌ی ما می‌دانیم که مشکل تروریسم موضوع پیچیده‌ای است که ساده‌ کردن آن فقط می‌تواند به رشد آن کمک کند. باز هم همه می‌دانیم که برای حل این مشکل یک راه‌حل طلایی وجود ندارد و یک مجموعه از تلاش‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را می طلبد تا بتدریج از میان برود. اما تروریسم و بخصوص آنها که جان خودشان را هم می‌گذارند یک جنبه‌ی فردی هم دارد. در این سال‌ها تعداد زنانی هم که دست به حملات انتحاری می زنند بیشتر و بیشتر می‌شود. شاید رسانه‌های ما بیشتر درباره فلسطین می‌گویند اما موارد بسیار زیاد دیگری هم هست که ما نمی‌شنویم. در آن موارد دیگر جنبه‌ی دینی چندان مطرح نیست و انگیزه‌های دیگری مانند ملیت و ناسیونالیسم و قومیت وجود دارند. این افزایش تعداد زنان و آن‌هم نه فقط زنان بیسواد بلکه زنانی که تعدادی از آنها تحصیل‌کرده هم هستند و فعالیت اجتماعی دارند، این کنجکاوی را برانگیخته است که انگیزه‌ها و دلایل این گرایش چیست. بدون شک اگر به دنبال راه‌حلی برای این مشکل هستیم باید برای چرایی آنهم کنجکاوی و جستجو کنیم. فکر کردم که خواندن و دانستن در اینباره بی‌فایده نباشد.
مدت‌ها بود که می‌خواستم یک مقاله را که حاصل یک تحقیق دانشگاهی درباره‌ی زنان انتحاری است،‌ ترجمه کنم که هربار به تاخیر می‌افتاد. متنی است همه‌فهم که همه‌ی دوستان می‌توانند از آن استفاده کنند. از امروز شروع کرده‌ام و امیدوارم بزودی بتوانم در یک سایت پربیننده منتشر کنم. نمی‌دانم که می‌شود در سایت‌هایی که در ایران منتشر می‌شوند منتشر کرد یا نه. اگر بشود که در سایت زنان ایران و اگر نشد که در جایی مثل گویا باید گذاشت.

موضوع "نیم‌فاصله‌ها" و نه "نیم فاصله ها" ‌را حتما بارها شنیده‌اید و بسیاری از شما دوستان خیلی پیش از من شروع به استفاده از آن کرده‌اید. به هر حال از این پْست من‌ هم با استفاده از این برنامه می‌نویسم و هرجا که رعایت نشد بدون شک از سهل‌انگاری ناخودآگاه من بوده است. همین دیروز هم تشکری برای خوابگرد فرستادم چون خودم هم از دیدن خط فارسی که درست‌تر نوشته می شود لذت می‌برم. برای آنها که نمی دانند این برنامه چیست و چگونه کار می‌کند ٰ‌اطلاعات در اینجا گذاشته شده است.

نوشته شده توسط پویا در 07:05 PM

نظرات (7)


نظرهای نوشته شده:

پويا بد گير دادي به زنان ها

نوشته شده توسط امير حسين در April 3, 2006 09:12 PM

همین امرزو نقدی شخصی بر این 7 شین نوشتم و داشتم مطالب مرتبط را می خواندم که نوشته شما رو دیدم و به نظر من این 8 شین شما از بسیاری از شین های بالایی هم تر بود و عدم توجه دوستان دست اندر کار به این وسیله برایم عجیب بود و باز هم به نظر من علت این عدم توجه درگیر نبودن این خانم ها با بطن جامعه مرد سالار و دید آنان به مسایلی است که هنوز از سوی بسیاری از زنان این سرزمین مسئله مهمی تلقی نمی شود و زنان ما ترجیحشان بیشتر اجازه تنفس است تا سفر به خارجه

نوشته شده توسط rouzbeh در April 4, 2006 10:08 AM

امیرحسین گرامی، این مشکل به هر حال هست و بعید هم نیست که در آینده بیشتر هم بشود. از طرف دیگر هم بدنیست بدانیم که آیا جنسیت در انگیزه‌ها تاثیری دارد یا نه و اگر تاثیری دارد چرا؟ شاید حتی این نقش هم از روشی که جامعه‌ی مردسالار در قبال زنان دارد جدا نباشد.
البته لحن تو شوخی بود ولی من از فرصت استفاده کردم که این را هم بگویم.
شاد باشی
پویا

نوشته شده توسط پویا در April 4, 2006 03:21 PM

روزبه جان من درست توجه نشدم. من نظر خودم را درباره‌ی این 7 شرط در دو نوبت نوشته‌ام که حتما خوانده‌ای. در مورد شرط هشتم، البته من بیشتر قصد مطرح کردن موضوع چندهمسری را داشتم که گویا در جامعه‌ی ما بصورت یک موضوع عادی درآمده است و تازه تشویق هم می‌شود.
شاد باشی
پویا

نوشته شده توسط پویا در April 4, 2006 03:27 PM

سلام پویای عزیز
تشکر از ترجمه های پر بارت.
دلم برای قرار تنگ شده است. گاه بیقراری مثل خوره رگ های روح را می جود

نوشته شده توسط خیال تشنه در April 6, 2006 05:02 AM

ممنونم ازت فلشي كه در مورد خشونت عليه زنان بود ....

نوشته شده توسط فريبا در April 6, 2006 03:49 PM

فریبا گرامی ممنونم از لطفت. برایم جالب است که پس از اینهمه مدت که از ساختن آن می‌گذرد دوستی آن را می‌بیند و کلمه‌ای محبت‌آمیز می‌گوید. شاید چون درد تازه است و گویی هرگز در جامعه‌ی ما کهنه نمی‌شود.
شاد باشی
پویا

نوشته شده توسط پویا در April 6, 2006 05:12 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661