![]() |
|
|
« "یکسال در میان ایرانیان"، کتابی که اینروزها می خوانم |
صفحه اصلی
| آیت الله منتظری اشتباهات گذشته را کمرنگ نمی کند. ما چطور؟ »
March 30, 2006
باز هم هفت شین ها و نظر الپر و حاشیه ای از سیبستان در پی انتشار هفت شرط پیشنهادی سایت زنستان من مطلبی در دو پست پیش از این نوشتم که دوستانی هم لطف کردند و به آن لینک دادند. در قسمت نظرخواهی وبلاگم دنباله ی بحث با میلاد گرفته شد و من سعی کردم آنچه را در متن اصلی نوشته بودم با استفاده از مواد قانونی بازتر و دقیقتر کنم. چون مطمئن نیستم آن نظرات خوانده شده و از طرفی از طریق وبلاگ سیبستان نوشته ی الپر را هم در اینباره خواندم، بد ندیدم که نوشته ی الپر گرامی را پایه ی یک مطلب دوم قرار بدهم. هم یک جمعبندی از نوشته ی قبلی باشد و هم اینکه گفتگویی انجام شده باشد، شاید حداقل نظر خودم را روشن تر بیان کرده باشم. چون بحث بیشتر روی دو موضوع "حق انتخاب محل اقامت" و "حق حضانت" بوده من هم نوشته را به همین دو موضوع محدود می کنم. حتما در جاهایی نوشته ی قبلی تکرار خواهد شد که چاره ای هم نیست. در مورد شرط پیشنهادی درباره ی حق انتخاب محل اقامت. من اول ترکیبی از نوشته ی اول و قسمت نظرخواهی آن را می آورم: در مورد حق حضانت هم من حرفهای گذشته ام را در متن قبلی و نظرخواهی آن می آورم: در مورد نگرانی الپر درباره ی حق طلاق و مهریه که می تواند توطئه ی زنان باشد که هم طلاق بگیرند و هم مهریه را مطالبه کنند: کار فرهنگی و تعامل نرم و تلاش های نرم نرمک نمی تواند از کار ِ آگاهی زنان به حقوقشان جدا باشد. این تعامل نرم را فعلا بیشتر در شکل قوانینی می بینیم که قدرت بی چون و چرایی در زندگی به مردان می دهند. باید راه حل های بهتری را پیدا کرد. این راه حل های بهتر نمی توانند جدا از حق استفاده ی زنان از حقوق شان باشند. و البته همانطور که الپر می گوید باید در دام اراده گرایی نیافتاد و تصور نکرد با بایدها و نبایدها می توان بر فرهنگ هزاران ساله غلبه کرد. نوشته شده توسط پویا در 05:05 PM ببين پويا جان هر فرهنگ و هر طيف فكر بايد به اين رشد برسه كه بتونه خودش براي خودش تصميم بگيره تو فكر مي كني شرايط زندگي يه زني كه تو شاليزارهاي شمال داره كار مي كنه با شرايط زني كه تو صحراهاي لرستان گوسفندان رو به چرا ميبره با زن تهراني يكي هستش ؟
نوشته شده توسط امير حسين در March 30, 2006 07:13 PM فت شين يه اشتباه بزرگ بود كه خيلي ها سعي كردن ماست ماليش كنند درسته شروطش جالبه اما بدرد جامعه اي كه مردمش يكباره از چهارچوب سنتي پرت شدند به پست مدرنيسم نمي خوره اين مردم هنوز فرهنگ اجتماعيشون بقدري بالا نرفته كه حقوق فردي خودشون رو بشناسند به ادمهاي دور اطرافت نگاه نكن فكر مي كني زني كه تو جردن مي شينه هم و غمش مصافرت هاي رنگ و وارنگ خارج با زنگي كه ت وقرچك يا باقرآباد ميشينه و تمام فكرش تامين معاش خانوادس يكي هستش ايا هر دوشون رو ميشه با يه چوب زد و براشون يه شرط مساوي گذاشت ببين قوائد و قوانيين زندگي بسيار متفاوت با قوائد جزايي براي جرايم هستش تو قوائد جزايي قانون گذار به شدت بر خورد مي كنه اما تو قوائد مدني قانونگذار عطوفت بيشتري به خرج داده درسته براي زن شمال شهر نشين مهريه يا نفقه به چشم نمياد ولي براي يه زن جنوب شهر نشين همين نفقه ماه مي تونه سرنوشت بچه هاشو عوض كنه
نوشته شده توسط امير حسين در March 30, 2006 07:22 PM ما براي نوشتن يه سري قوائد اول بايد همه رو در نظر بگيريم چه بالاي شهري و چه پايين شهري بعد بيايم به فكر تغيير اون چيزي باشيم كه براي هر دو تيپ نتيجه بخش باشه و تو قوائد زندگيشون تغيير ايجاد كنه
نوشته شده توسط امير حسين در March 30, 2006 07:24 PM معمولا ادمها بدين خاطر به زير يوق استسمار ميرند چون از حقوق و حريم خودشون مطلع نيستند اگه حقوق فردي و حريمشون بهشون شناسونده بشه با چنگ و دندون ازش دفاع مي كنند بعضي وقتها هم به اشتباه فكر مي كنند چيزي حق مصلم اونهاست و لي در واقع تنها باعث تضعيع حقوق طرف مقابل ميشند
نوشته شده توسط امير حسين در March 30, 2006 07:27 PM پويا جان اين يادم رفت كه بگم خيلي از موارد قانون ما فقط در كتاب درج شده اند اگه يه روزي به خودتون زحمت بدين و بريد يه سري به دادگاه خانواده بزنيد مي بينيد تنها شايد يك صد درصد بخاطر اين دو ماده به دادگاه مراجعه كردن اما 70 درصد به خاطر مهريه و به اجرا گذاشتن اون////////////// راستش اگه قراره كاري كرد بايد مشكل بزرگ رو ديد در ضمن من كلا با قسمت انتخاب محل زندگي توسط زن مخالف هستم اگر قراره محلي براي زندگي انتخاب بشه شرط اول اينه كه با تفاهم هر دو طرف باشه و شرط دوم اينه كه در شان خانواده پسر و دختر باشه محل زندگي اگر معني حرف من رو متوجه بشي حتما مشكلي كه با شرط شما پيش مياد رو مي توني پيش بيني كني مي دوني چقدرها چه زن چه مرد دارند از نكات قانوني براي گرفتن امتياز از طرف مقابل سو استفاده مي كنند ايا به نظر تو عاقلانه هستش دست ادم هاي سودجو رو براي ادمهاي سو استفاده چي باز گذاشت
نوشته شده توسط امير حسين در March 30, 2006 08:06 PM پویا جان به این پستت در صبحانه لینک دادم. به این آقای امیر حسین هم باید گفت یک بار قبل از اینکه نظر بدهید لطفاً متن را با دقت بخوانید. وای از این ملت که همه نخوانده ملایند. ضمناً این آقایان مگه خواهر و یا دختر ندارند؟؟ برای لااقل حق آنها باید کمی عمیقتر بیاندیشند. آنها فقط خودشان و نوک دماغ خودشان را میبینند و بس.
نوشته شده توسط موناهیتا در March 31, 2006 07:43 AM من فعلاً کاری ندارم به این قضیه که شرایط همه زنان ایرانی یکسان هستش یا نه و این شرایط برای زنان تهرانی بهتره و نه برای زنان روستایی و این جور بحث ها. علاقه ای هم ندارم که بحث رو زنونه - مردونه کنم. الپر یک سری حرف های منطقی مطرح کرده بود که جواب قانع کننده ای به اونها در نوشته شما ندیدم. ما نمی خوایم از قانون فعلی دفاع کنیم که شما می گی مرد این حق ها رو داره . شکی نیست که قانون فعلی تبعیض آمیزه ولی بحث خیلی روشنه آیا قانون جدیدی که پیشنهاد می شه از راه درستی استفاده می کنه برای مقابله با این تبعیض؟ اگر داریم راجع به زندگی مشترک صحبت می کنیم، اون جنبه هایی که مشترکه ( نه حقوق فردی - اجتماعی زن) باید بصورت مشترک راجع بشون تصمیم گیری بشه. من اون شرط ها رو قبول دارم اما دو شرط آخرش رو نه. چون این اصلاً استدلال جالبی نیست که بگیم مرد حق انتخاب محل سکونت رو داره حالا بگیم نه...مرد نداشته باشه؛ زن داشته باشه. چه فرقی کرد قضیه؟
نوشته شده توسط hamid در March 31, 2006 10:10 AM در جواب مونوهیتا خانم هم باید بگم. متاسفانه نحوه صحبت کردن شما دقیقاً منطبق بر فرهنگ مرد سالارانه است. اینکه برای دفاع از هر حق زنانه صحبت از "مادر و خواهر" پیش کشیده بشه و بگیم تو مگه خودت خواهر مادر نداری؟! و لابد تحت این شرایط مرد هم باید رگ غیرت اش بزنه بالا و جونمردی کنه ! و همه شرایط و دربست قبول کنه. توجه کنید ما اینجا با کسی چونه نمی زنیم. عده کشی هم قرار نیست انجام بشه. یه بحث ساده است. همونطور که قانون فعلی ایراد داره، شرایط مطرح شده هم خالی از ایراد به نظر نمی رسن.
نوشته شده توسط hamid در March 31, 2006 10:20 AM آقای حمید به شما توصیه میکنم عینک بدبینیتان را کمی خاکگیری کنید. منظور من این بود که در خاص به عنوان پدر و برادر از حقوق انسانی دختر و خواهرتان حمایت کنید و در عام جنبش رنان به پشتبانی همراهی مردان روشن فکر و آزاده و دموکرات برای رسیدن به هدفهایش محتاج است. ومن نگفتم رگ غیرت تان برند بیرون و پاشنه کفشتان رابالا بکشید و قمه بردارید و عربده بکشید که هی نفسکش اُمدم. این دوتا مسئله کاملاً روشن و واضح است البته اگر آدم بخواهد تفاوتها را ببیند و بفهمد.
نوشته شده توسط موناهیتا در March 31, 2006 10:59 AM امیرحسین جان ممنونم که مطالب را پی گیری کرده ای. البته من فکر می کنم شما یک بدبینی و عدم اعتمادی به زنان داری که من آن را درک نمی کنم. فراموش نکن که انسان را بخاطر جنسیت او نمی توان از حقوقش محروم کرد. مطلبی که در مورد نفقه نوشتی، حتما در متن هم خواندی زنی که تمکین نکند مجازات می شود و حق گرفتن نفقه هم ندارد. دوست من فکر نمی کنی که این چگونه توافق و رابطه ای است که یک طرف "فقط بخاطر جنسیتش" و نه چیز دیگر باید در اختیار طرف دیگر باشد؟ آنجا که می نویسی بنشینند و با تفاهم شرط و شروطی را بگذارند. طبیعتا این ایده آل است. مشکلی که هست اینست که اولا این با آگاهی دو طرف به حقوقشان باشد و دیگر اینکه باید توجه کرد که اینکه بگوییم تو با من امروز در مورد محل اقامت توافق کن ولی فردا که این توافق به هم خورد تو مجبوری که تمکین کنی وگرنه از نظر قانونی مجازات می شوی. دوست من، من در متن هم نوشتم که مهم اینست که دختر یا زن بداند در چه شرایطی در اینباره قرار دارد. اگر قرار بر نگرانی از توطئه باشد، چرا همین نگرانی را در مورد مرد نداشته باشیم؟
نوشته شده توسط پویا در March 31, 2006 04:59 PM حمید گرامی البته من در اینجا فقط نظرات خودم را می نویسم که می تواند برای خیلی ها غیرقابل قبول باشد و آنها را قانع نکند. در مورد دو شرط آخری من واقعا آنچه می دانستم در متن و نظر بالایی در پاسخ امیرحسین نوشته ام. در مورد این سوال شما که حق اقامت را از مرد گرفتیم و دادیم به زن "پس چه فرقی کرد" باید تکرار کنم که از نظر حقوقی فرق می کند که در متن این را نوشته ام (موضوع تمکین زن و مجازات او) و دوم اینکه زن بعنوان یک شهروند این حق را دارد که اگر لازم بداند چنین شرطی را بگنجاند، چرا که چنین شرطی اتوماتیک برای مرد منظور شده است. من بیشتر همان نگرانی و عدم اطمینان را می بینم.
نوشته شده توسط پویا در March 31, 2006 05:53 PM (هفت شین) ها و غیرت ما آری برادر ما بی غیرتیم زیرا: به مواد غیرعادلانه قانون اساسی تن میدهیم که برعلیه مادران خواهران همسران و دخترانمان تدوین شده. به زنان حق حضانت اطفال خود را نمیدهیم. وقتی زنان ما حق بلاشرط طلاق ندارند. زنان ما حق مسافرت (اخذ گذرنامه) ندارند. زنان ما حق اشتغال ندارند. سهم الارث دختران ما نصف بسران است. وقتی به زنان حقوقدان جامعه مان حق قضاوت نمی دهیم. وقتی زنان ما حق ادای شهادت ندارند. ما بی غیرتیم زیرا در ریشه کنی قوانین متضاد باحقوق انسانی زنان مستحکم نیستیم. ما بی غیرتیم زیرا دختران باکره را برای بسران بکارت دریده میخواهیم. آری ما بی غیرتیم که همزمان با زیرباگذاری حقوق نیمی از جامعه مان تظاهر به آزادی خواهی می کنیم. آری برادر ما هنوز غیرت لازم برای استقرار دموکراسی و تامین حقوق انسانی همگانی را فراهم نداریم. شش سال بیش د رسفری به شیراز شعارهای ناب محمدی که با رنگ سیاه بر دیواره های تاریخی ارگ زندیه نوشته شده بود نظرم را جلب کرد. متن یکی از شعارها چنین بود: (مردان با غیرت زنان با حجاب دارند). این شعار اثرهای گوناگونی برمن گذارد و نخستین عکس العمل به آن چند خط بالا بود. فرقی ندارد چه فرد یا گروهی این (شین) ها را شروع کرده باشد. حکایت مرغ و تخم مرغ شده.
امیر نورمندی
نوشته شده توسط امیر نورمندی در April 12, 2006 02:04 PM |
![]()
![]() ![]()
|
نظرهای نوشته شده: