« "یکسال در میان ایرانیان"، کتابی که اینروزها می خوانم | صفحه اصلی | آیت الله منتظری اشتباهات گذشته را کمرنگ نمی کند. ما چطور؟ »
March 30, 2006
باز هم هفت شین ها و نظر الپر و حاشیه ای از سیبستان

در پی انتشار هفت شرط پیشنهادی سایت زنستان من مطلبی در دو پست پیش از این نوشتم که دوستانی هم لطف کردند و به آن لینک دادند. در قسمت نظرخواهی وبلاگم دنباله ی بحث با میلاد گرفته شد و من سعی کردم آنچه را در متن اصلی نوشته بودم با استفاده از مواد قانونی بازتر و دقیقتر کنم. چون مطمئن نیستم آن نظرات خوانده شده و از طرفی از طریق وبلاگ سیبستان نوشته ی الپر را هم در اینباره خواندم، بد ندیدم که نوشته ی الپر گرامی را پایه ی یک مطلب دوم قرار بدهم. هم یک جمعبندی از نوشته ی قبلی باشد و هم اینکه گفتگویی انجام شده باشد، شاید حداقل نظر خودم را روشن تر بیان کرده باشم. چون بحث بیشتر روی دو موضوع "حق انتخاب محل اقامت" و "حق حضانت" بوده من هم نوشته را به همین دو موضوع محدود می کنم. حتما در جاهایی نوشته ی قبلی تکرار خواهد شد که چاره ای هم نیست.
الپر در ابتدای نوشته اش چند موضوع را مطرح می کند: موضوع عدالت و اینکه آیا می شود آنچه را که در گذشته بوده، امروز ناعادلانه دانست یا نه، موضوع اینکه این شرایط به هرحال وجود داشته و اینکه او نمی خواهد در مورد درست یا غلط بودن این شرایط اظهار نظری کند.
به نظر من اگر تاریخ را بعنوان یک روند در نظر بگیریم و چگونگی شرایطی را که امروز وجود دارند از زمان شکل گیری شان درگذشته - همان تاریخ- جستجو کنیم و پی بگیریم، موضوع ارزش گذاری ها شکل دیگری پیدا می کند. اینکه شرایطی پیش از این وجود داشته و از صد سال پیش شرایط جدیدی پدید آمده، توضیحی برای اینکه این شرایط امروز از کجا آمده و چگونه شکل گرفته نیست. "شرایط دیروز" و "شرایط امروز" دو پدیده اجتماعی بدون رابطه با هم نیستند. شرایطی که زنان جامعه امروز در آن قرار دارند حاصل یک روند تاریخی چند هزارساله است. سیستم قوانین ما در شرایطی شکل گرفته که مردان در جامعه دست بالا را داشته اند و سیستم قوانین در جهت منافع آنان شکل گرفته است. یک نمونه ی مشخص این بوده که در جامعه ی ایران در طول سده ها (از هزاره ها نمی گوییم) زن ایرانی در انزوای کامل اجتماعی زندگی می کرده و از شرکت فعال در زندگی بیرون از خانه محروم بوده است. این عدم شرکت فعال موجب می شده که پیداکردن توانایی هایی مانند داشتن سواد یا مهارت های شغلی برای او غیر لازم شمرده شود. از استثناها که بگذریم، این محدودیت ها طبیعتا آثار خودش را بتدریج ظاهر می کرده است تا به دورانی که ما در آن زندگی می کنیم برسد. منظورم این است که پدیده های تاریخی در ارتباطی تنگاتنگ قرار دارند. ریشه ی سیستم قوانین امروز را هم باید در دیروز جستجو کرد. از این موضوع کلی بگذریم.

در مورد شرط پیشنهادی درباره ی حق انتخاب محل اقامت. من اول ترکیبی از نوشته ی اول و قسمت نظرخواهی آن را می آورم:
در واقع همین حالا این حق انتخاب محل زندگی به مرد داده شده است و مخالفت زن با آن بمنزله ی "عدم تمکین" محسوب می شود. طبق نظر حقوقدان برجسته مهرانگیز کار : "هر زن شوهردار ایرانی طبق قانون مکلف است از شوهر خود تمکین کند... تمکین به مفهوم عام عبارت است از اینکه زن شوهردار مجبور است در همان خانه و شهری که شوهر انتخاب می کند سکنی گزیده و محل مسکونی خود را ترک نکند. مگر با اجازه شوهر. چنانچه زن به تمکین، که تکلیف قانونی اوست و جزو حقوق خدشه ناپذیر شوهر است عمل نکند مجازات می شود." پس چنین قانونی بطور اتوماتیک و بدون اینکه کسی آن را امضا کند به نفع مردان وجود دارد. به نفع مردان یعنی دادن حق انتخاب به مردان. توجه باید کرد که این حق تا آنجا به مرد داده شده که زن را عملا می توان مجازات کرد.
اما نکته ی مهمی که اینجا وجود دارد این است که قانونگذار در ماده ی 1114 تاکید می کند: "زن باید در منزلی که شوهر تعیین می کند سکنی نماید مگر آنکه اختیار تعیین منزل به زن داده شده باشد." تعجب می کنم دوستانی که قاعدتا خودشان را از قانونگذاران فعلی متجددتر می دانند چرا اینقدر حساسیت نشان می دهند.
شرایط مختلفی وجود دارد که موجب می شود دختر یا زنی پیش از ازدواج بخواهد این حق را برای خودش محفوظ نگاه دارد. بدون شک دختر یا زنی هم که ازدواج می کند مثل مرد برای خوشبختی و زندگی آرامی ازدواج می کند. تفاوت اینجاست که مرد بخاطر مخالفت با زن در مورد محل اقامت مجازات نمی شود. این به نظر من مقابله ی به مثل نیست. این احترام به آزادی آن زن در انتخابش بعنوان یک انسان است. طبیعتا شاید همه نخواهند از این حق خودشان استفاده کنند. برای بسیاری چنین مسائلی اصولا ایجاد مشکل نمی کند و با توافق طرفین حل می شود. اما موارد بسیاری هم وجود دارد که زن چنین موضوعی را ضروری می بیند. من تعجب می کنم ما چطور در خلوت خودمان می توانیم بنشینیم و تصمیم بگیریم که دیگری "چون زن است" نباید از حق قانونی خودش (ماده 1114) استفاده کند. نکته ی اصلی اینجاست که دختر و زن پیش از ازدواجش باید بداند، عدم استفاده از چنین حقی، به معنی تمکین دائمی او خواهد بود.
دوستان دقیقا درست می گویید که طبیعی ترین راه اینست که عقد و ازدواج با تفاهم صورت بگیرد. اما چنین تفاهمی باید آگاهانه باشد یا نه؟ و اصولا چگونه می توان این را که "حق تصمیم گیری با من است" را با تفاهم یکی دانست؟ از طرف دیگر اگر چنین تفاهمی مدتی پس از ازدواج به هر دلیلی دیگر درمیان نبود، شما بگویید که به ضرر که خواهد بود؟ زنی که «باید تمکین کند» یا مردی که قانون حق را به او داده است؟ از طرف دیگر اگر انتخاب محل اقامت با زن باشد و تفاهم پس از مدتی بر هم بخورد، تا جایی که من می دانم برای مرد مجازاتی تعیین نشده است. به نظر من این نکته ای است که باید پیش از آشفته شدن کمی درباره ی آن اندیشید.

در مورد حق حضانت هم من حرفهای گذشته ام را در متن قبلی و نظرخواهی آن می آورم:
در مورد حضانت مسئله بر سر مالکیت مرد و جد پدری بر فرزند است. طبق قانون سرپرستی کودک پسر از دوسالگی و کودک دختر از هفت سالگی با پدر است. این واقعیتی ست که وجود دارد و قانونی و نهادینه است. برای همین است که زن باید تلاش کند تا حقوقش را بصورت قراردادی در عقد قید کند. در غیر اینصورت شرایط به صورت اتوماتیک بر ضد او خواهد بود. الپرجان شما حتما بهتر از من می دانی تعداد زنانی که فقط برای از دست ندادن فرزندشان سالهای جوانی شان را در یک زندگی پرآزار می گذرانند، به چه میزان است.

در مورد نگرانی الپر درباره ی حق طلاق و مهریه که می تواند توطئه ی زنان باشد که هم طلاق بگیرند و هم مهریه را مطالبه کنند:
حق طلاق بدون شرط در واقع همین حالا برای مردان وجود دارد و طبق ماده 1133 قانون مدنی: "مرد می تواند هر وقت که بخواهد زن خود را طلاق دهد." در حالیکه برای زنان آنچنان شروطی پیش بینی شده که عملا تقاضای طلاق را به یک روند شکنجه ی روحی تبدیل می کند و در خیلی از موارد به صرف نظر کردن از حقوق دیگر مثلا مهریه یا از دست دادن حق سرپرستی فرزند می انجامد. تعداد زنانی که مهریه ی خودشان را می بخشند کم نیست. شاید بجای نگرانی از توطئه، راه حل بهتر توافق بر سر میزان مهریه باشد که طبیعتا رسیدن به توافق در آنجا با آزادی و انتخاب کامل می تواند صورت بگیرد. می توان از الپر که روزنامه نگار است و دسترسی بیشتری به آمار دارد خواست دنبال این را بگیرد که میزان طلاق هایی که با بخشیدن مهریه انجام می شوند در مقایسه با زندانیان مهریه چقدر است؟

کار فرهنگی و تعامل نرم و تلاش های نرم نرمک نمی تواند از کار ِ آگاهی زنان به حقوقشان جدا باشد. این تعامل نرم را فعلا بیشتر در شکل قوانینی می بینیم که قدرت بی چون و چرایی در زندگی به مردان می دهند. باید راه حل های بهتری را پیدا کرد. این راه حل های بهتر نمی توانند جدا از حق استفاده ی زنان از حقوق شان باشند. و البته همانطور که الپر می گوید باید در دام اراده گرایی نیافتاد و تصور نکرد با بایدها و نبایدها می توان بر فرهنگ هزاران ساله غلبه کرد.
------------
حاشیه ای که سیبستان در زیر مطلب الپر نوشته است، به نظرم آنقدر کلی آمد که برایم مشکل است درباره ی آن چیزی بنویسم. فقط می توانم بگویم که استفاده از ماده ی قانونی پیش بینی شده (مثلا در مورد حق انتخاب محل اقامت) نوعی تبعیض مثبت تلقی نمی شود. البته اگر منظور همین است. در مورد حضانت من معتقدم که تبعیض مثبت به نفع زنان، روی زندگی بسیاری از زنان تاثیر مثبت خواهد گذاشت و البته ضربه ای بر زندگی هایی بر اساس تفاهم دو طرف نخواهد بود، بویژه اگر حق سرپرستی مشترک هم در صورت خواست پدر قید شود. به عبارت دیگر اگر مادر از نظر رفتار اجتماعی (مثل جرایم) و یا از نظر روحی دچار اختلال نباشد فرزند به او تعلق می گیرد که باید با پدر درباره ی سرپرستی مشترک به توافق برسند. از آنجا که حق سرپرستی با مادر است، مرد از این بعنوان حربه ای بر علیه زن نمی تواند استفاده کند، آنطور که امروزه متاسفانه میزانش کم نیست.

نوشته شده توسط پویا در 05:05 PM

نظرات (12)


نظرهای نوشته شده:

ببين پويا جان هر فرهنگ و هر طيف فكر بايد به اين رشد برسه كه بتونه خودش براي خودش تصميم بگيره تو فكر مي كني شرايط زندگي يه زني كه تو شاليزارهاي شمال داره كار مي كنه با شرايط زني كه تو صحراهاي لرستان گوسفندان رو به چرا ميبره با زن تهراني يكي هستش ؟
حالا چون تو يه طيف زماني زنان زير استسمار مردان بودن نبايد اجازه داد كه براي تلافي هم كه شده يه تايمي مردان به زير استسمار مطلق زنان برند !!!!!
اگه حرفي داريم اگه نظري داريد اول بايد تمام شرايط رو بسنجيم بعد به عنوان شرط پيش از عقد براي تمام زنان ايراني مطرحش كنيم خدا وكيلي تو اين همه نوشته كه واقعا به بچه هاي حاصله از ازدواجي كه با اين شروط به متاركه ختم ميشه انديشيده ؟
ما بايد اول سطح فرهنگ جامعه رو بالا ببريم بعد به مردم اجازه بديم طبق شرايط و فرهنگ خانوادگي براي خودشون پيش فرضهايي رو به روي كاغذ بيارند و با توافق دو طرف در عقد نامه اضافه كنندش نه اينكه يه سري شرط براي زنان مرفه يا آرماني در نظر بگيريم بعد بگيم هاي زنان ايران اگه مي خوايد ازدواج كنيد بايد اين شرطها تو عقد نامتون باشه

نوشته شده توسط امير حسين در March 30, 2006 07:13 PM

فت شين يه اشتباه بزرگ بود كه خيلي ها سعي كردن ماست ماليش كنند درسته شروطش جالبه اما بدرد جامعه اي كه مردمش يكباره از چهارچوب سنتي پرت شدند به پست مدرنيسم نمي خوره اين مردم هنوز فرهنگ اجتماعيشون بقدري بالا نرفته كه حقوق فردي خودشون رو بشناسند به ادمهاي دور اطرافت نگاه نكن فكر مي كني زني كه تو جردن مي شينه هم و غمش مصافرت هاي رنگ و وارنگ خارج با زنگي كه ت وقرچك يا باقرآباد ميشينه و تمام فكرش تامين معاش خانوادس يكي هستش ايا هر دوشون رو ميشه با يه چوب زد و براشون يه شرط مساوي گذاشت ببين قوائد و قوانيين زندگي بسيار متفاوت با قوائد جزايي براي جرايم هستش تو قوائد جزايي قانون گذار به شدت بر خورد مي كنه اما تو قوائد مدني قانونگذار عطوفت بيشتري به خرج داده درسته براي زن شمال شهر نشين مهريه يا نفقه به چشم نمياد ولي براي يه زن جنوب شهر نشين همين نفقه ماه مي تونه سرنوشت بچه هاشو عوض كنه

نوشته شده توسط امير حسين در March 30, 2006 07:22 PM

ما براي نوشتن يه سري قوائد اول بايد همه رو در نظر بگيريم چه بالاي شهري و چه پايين شهري بعد بيايم به فكر تغيير اون چيزي باشيم كه براي هر دو تيپ نتيجه بخش باشه و تو قوائد زندگيشون تغيير ايجاد كنه

نوشته شده توسط امير حسين در March 30, 2006 07:24 PM

معمولا ادمها بدين خاطر به زير يوق استسمار ميرند چون از حقوق و حريم خودشون مطلع نيستند اگه حقوق فردي و حريمشون بهشون شناسونده بشه با چنگ و دندون ازش دفاع مي كنند بعضي وقتها هم به اشتباه فكر مي كنند چيزي حق مصلم اونهاست و لي در واقع تنها باعث تضعيع حقوق طرف مقابل ميشند

نوشته شده توسط امير حسين در March 30, 2006 07:27 PM

پويا جان اين يادم رفت كه بگم خيلي از موارد قانون ما فقط در كتاب درج شده اند اگه يه روزي به خودتون زحمت بدين و بريد يه سري به دادگاه خانواده بزنيد مي بينيد تنها شايد يك صد درصد بخاطر اين دو ماده به دادگاه مراجعه كردن اما 70 درصد به خاطر مهريه و به اجرا گذاشتن اون////////////// راستش اگه قراره كاري كرد بايد مشكل بزرگ رو ديد در ضمن من كلا با قسمت انتخاب محل زندگي توسط زن مخالف هستم اگر قراره محلي براي زندگي انتخاب بشه شرط اول اينه كه با تفاهم هر دو طرف باشه و شرط دوم اينه كه در شان خانواده پسر و دختر باشه محل زندگي اگر معني حرف من رو متوجه بشي حتما مشكلي كه با شرط شما پيش مياد رو مي توني پيش بيني كني مي دوني چقدرها چه زن چه مرد دارند از نكات قانوني براي گرفتن امتياز از طرف مقابل سو استفاده مي كنند ايا به نظر تو عاقلانه هستش دست ادم هاي سودجو رو براي ادمهاي سو استفاده چي باز گذاشت

نوشته شده توسط امير حسين در March 30, 2006 08:06 PM

پویا جان به این پستت در صبحانه لینک دادم. به این آقای امیر حسین هم باید گفت یک بار قبل از اینکه نظر بدهید لطفاً متن را با دقت بخوانید. وای از این ملت که همه نخوانده ملایند. ضمناً این آقایان مگه خواهر و یا دختر ندارند؟؟ برای لااقل حق آنها باید کمی عمیقتر بیاندیشند. آنها فقط خودشان و نوک دماغ خودشان را میبینند و بس.

نوشته شده توسط موناهیتا در March 31, 2006 07:43 AM

من فعلاً کاری ندارم به این قضیه که شرایط همه زنان ایرانی یکسان هستش یا نه و این شرایط برای زنان تهرانی بهتره و نه برای زنان روستایی و این جور بحث ها. علاقه ای هم ندارم که بحث رو زنونه - مردونه کنم. الپر یک سری حرف های منطقی مطرح کرده بود که جواب قانع کننده ای به اونها در نوشته شما ندیدم. ما نمی خوایم از قانون فعلی دفاع کنیم که شما می گی مرد این حق ها رو داره . شکی نیست که قانون فعلی تبعیض آمیزه ولی بحث خیلی روشنه آیا قانون جدیدی که پیشنهاد می شه از راه درستی استفاده می کنه برای مقابله با این تبعیض؟ اگر داریم راجع به زندگی مشترک صحبت می کنیم، اون جنبه هایی که مشترکه ( نه حقوق فردی - اجتماعی زن) باید بصورت مشترک راجع بشون تصمیم گیری بشه. من اون شرط ها رو قبول دارم اما دو شرط آخرش رو نه. چون این اصلاً استدلال جالبی نیست که بگیم مرد حق انتخاب محل سکونت رو داره حالا بگیم نه...مرد نداشته باشه؛ زن داشته باشه. چه فرقی کرد قضیه؟

نوشته شده توسط hamid در March 31, 2006 10:10 AM

در جواب مونوهیتا خانم هم باید بگم. متاسفانه نحوه صحبت کردن شما دقیقاً منطبق بر فرهنگ مرد سالارانه است. اینکه برای دفاع از هر حق زنانه صحبت از "مادر و خواهر" پیش کشیده بشه و بگیم تو مگه خودت خواهر مادر نداری؟! و لابد تحت این شرایط مرد هم باید رگ غیرت اش بزنه بالا و جونمردی کنه ! و همه شرایط و دربست قبول کنه. توجه کنید ما اینجا با کسی چونه نمی زنیم. عده کشی هم قرار نیست انجام بشه. یه بحث ساده است. همونطور که قانون فعلی ایراد داره، شرایط مطرح شده هم خالی از ایراد به نظر نمی رسن.

نوشته شده توسط hamid در March 31, 2006 10:20 AM

آقای حمید به شما توصیه میکنم عینک بدبینیتان را کمی خاکگیری کنید. منظور من این بود که در خاص به عنوان پدر و برادر از حقوق انسانی دختر و خواهرتان حمایت کنید و در عام جنبش رنان به پشتبانی همراهی مردان روشن فکر و آزاده و دموکرات برای رسیدن به هدفهایش محتاج است. ومن نگفتم رگ غیرت تان برند بیرون و پاشنه کفشتان رابالا بکشید و قمه بردارید و عربده بکشید که هی نفسکش اُمدم. این دوتا مسئله کاملاً روشن و واضح است البته اگر آدم بخواهد تفاوتها را ببیند و بفهمد.

نوشته شده توسط موناهیتا در March 31, 2006 10:59 AM

امیرحسین جان ممنونم که مطالب را پی گیری کرده ای. البته من فکر می کنم شما یک بدبینی و عدم اعتمادی به زنان داری که من آن را درک نمی کنم. فراموش نکن که انسان را بخاطر جنسیت او نمی توان از حقوقش محروم کرد. مطلبی که در مورد نفقه نوشتی، حتما در متن هم خواندی زنی که تمکین نکند مجازات می شود و حق گرفتن نفقه هم ندارد. دوست من فکر نمی کنی که این چگونه توافق و رابطه ای است که یک طرف "فقط بخاطر جنسیتش" و نه چیز دیگر باید در اختیار طرف دیگر باشد؟ آنجا که می نویسی بنشینند و با تفاهم شرط و شروطی را بگذارند. طبیعتا این ایده آل است. مشکلی که هست اینست که اولا این با آگاهی دو طرف به حقوقشان باشد و دیگر اینکه باید توجه کرد که اینکه بگوییم تو با من امروز در مورد محل اقامت توافق کن ولی فردا که این توافق به هم خورد تو مجبوری که تمکین کنی وگرنه از نظر قانونی مجازات می شوی. دوست من، من در متن هم نوشتم که مهم اینست که دختر یا زن بداند در چه شرایطی در اینباره قرار دارد. اگر قرار بر نگرانی از توطئه باشد، چرا همین نگرانی را در مورد مرد نداشته باشیم؟
آن شرط هایی را هم که شما می گذاری که محل اقامت باید در شان خانواده باشد و ... خوب دوست من به نظر شما دختر یا زن قدرت تشخیص این موضوع را ندارد و فقط ما مردها هستیم که این چیزها را بهتر درک می کنیم؟ من دقیقا نگرانی تو را درک نمی کنم. هر چند که غیر طبیعی هم نمی دانم.
شاد باشی
پویا

نوشته شده توسط پویا در March 31, 2006 04:59 PM

حمید گرامی البته من در اینجا فقط نظرات خودم را می نویسم که می تواند برای خیلی ها غیرقابل قبول باشد و آنها را قانع نکند. در مورد دو شرط آخری من واقعا آنچه می دانستم در متن و نظر بالایی در پاسخ امیرحسین نوشته ام. در مورد این سوال شما که حق اقامت را از مرد گرفتیم و دادیم به زن "پس چه فرقی کرد" باید تکرار کنم که از نظر حقوقی فرق می کند که در متن این را نوشته ام (موضوع تمکین زن و مجازات او) و دوم اینکه زن بعنوان یک شهروند این حق را دارد که اگر لازم بداند چنین شرطی را بگنجاند، چرا که چنین شرطی اتوماتیک برای مرد منظور شده است. من بیشتر همان نگرانی و عدم اطمینان را می بینم.
بدو ن شک بهترین راه حل این است که چنین شرطی (موضوع تمکین زن) را از قانون حذف کرد و حقوقی برابر برای هر دوطرف قائل شد اما خودت بهتر می دانی که قانون خانواده در ایران بر روی تفسیر حاکمان از متون دینی بنا شده است.
شاد باشی
پویا

نوشته شده توسط پویا در March 31, 2006 05:53 PM

(هفت شین) ها و غیرت ما

آری برادر ما بی غیرتیم زیرا:

به مواد غیرعادلانه قانون اساسی تن میدهیم که برعلیه مادران خواهران همسران و دخترانمان تدوین شده.

به زنان حق حضانت اطفال خود را نمیدهیم.

وقتی زنان ما حق بلاشرط طلاق ندارند.

زنان ما حق مسافرت (اخذ گذرنامه) ندارند.

زنان ما حق اشتغال ندارند.

سهم الارث دختران ما نصف بسران است.

وقتی به زنان حقوقدان جامعه مان حق قضاوت نمی دهیم.

وقتی زنان ما حق ادای شهادت ندارند.

ما بی غیرتیم زیرا در ریشه کنی قوانین متضاد باحقوق انسانی زنان مستحکم نیستیم.

ما بی غیرتیم زیرا دختران باکره را برای بسران بکارت دریده میخواهیم.

آری ما بی غیرتیم که همزمان با زیرباگذاری حقوق نیمی از جامعه مان تظاهر به آزادی خواهی می کنیم.

آری برادر ما هنوز غیرت لازم برای استقرار دموکراسی و تامین حقوق انسانی همگانی را فراهم نداریم.

شش سال بیش د رسفری به شیراز شعارهای ناب محمدی که با رنگ سیاه بر دیواره های تاریخی ارگ زندیه نوشته شده بود نظرم را جلب کرد. متن یکی از شعارها چنین بود: (مردان با غیرت زنان با حجاب دارند). این شعار اثرهای گوناگونی برمن گذارد و نخستین عکس العمل به آن چند خط بالا بود.

فرقی ندارد چه فرد یا گروهی این (شین) ها را شروع کرده باشد. حکایت مرغ و تخم مرغ شده.
هر فرد مسولی وظیفه دارد با زنان ایران برای رسیدن به حقوق انسانی همگام شود.


تامین حقوق انسانی زنان ضامن استقرار دموکراسی ایران.

امیر نورمندی

نوشته شده توسط امیر نورمندی در April 12, 2006 02:04 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی








ویلاگ های دوستان

وبلاگهای دوستان و آشنایان


آخرین نوشته ها
نقاشی های دلارا دارابی - اینبار بدون نقاش در صحنه
از نوشته ی یک سفر به سفری درونی!
اصلاح طلبی و تحول طلبی را خودمان تعریف کنیم - گفتمان مطالبه محور نه فرد محور
برداشتی کوتاه از «بی بی سی (BBC)» فارسی
آینده ی مبهم افغانستان
باخت تیم ملی، برکناری علی دائی - روابط مافیایی و نوشداروی پس از مرگ سهراب
دستگیری فعالان جنبش زنان - تفاوت فرهنگ کمپین 1 میلیون امضا با فرهنگ آقایان
نوروز و بهار مبارکتان باشد
"اصلاحات"
"طالبان میانه رو"- موجودی خودساخته. سرنوشت مردم افغان چه می شود؟

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661