![]() |
|
|
« دوری از دیار آدمی را گوهرشناس می کند- تجربه های وبلاگی سال گذشته |
صفحه اصلی
| "یکسال در میان ایرانیان"، کتابی که اینروزها می خوانم »
March 25, 2006
"هفت شین" سایت زنستان و شین هشتم پیشنهادی پویا به نظر من یکی از نقطه ضعف های اساسی قانون مدنی در مورد ازدواج، وابسته کردن حقوق زنان به عقد قرارداد پیش از ازدواج است. یعنی اگر زن بدلیلی نتوانست حقوق خودش را در عقدنامه بگنجاند، پس از انجام عقد، دیگر عملا کار از دست او خارج می شود. این در شرایطی که زن بدلیل موقعیت اجتماعی و فرهنگی در شرایط نابرابری نسبت به مرد قرار دارد معمولا به سود زن تمام نمی شود. فراموش نکنیم که قانون فقط برای تعداد محدود زنان آگاه به حقوق خود و دارای حق انتخاب برای ازدواج در جامعه ای مثل جامعه ی ما نوشته نمی شود. قانون برای همه ی زنان از استاد دانشگاه تهران تا آن دختر جوان دهکده ی کوچکی در لرستان یا بلوچستان نوشته می شود. اما پیشنهاداتی که آمده است: 2- زوجه اجازه دارد از هم اكنون هرگاه خواست به خارج از كشور برود و نياز به اجازه مجدد زوج ندارد. چه براي اخذ يا تمديد يا تجديد گذرنامه و اين اجازه دائمي است. طبق قانون زن برای خروج از کشورباید اجازه ی شوهر را داشته باشد در حالیکه برای مرد آزادی کامل حرکت وجود دارد. وقتی که چنین حقی برای مرد وجود دارد چرا باید در مقابل حق برابر برای زن مقاومت بخرج داد و بدبین بود؟ زن هم بعنوان یک انسان آزادی حرکت دارد و نیازی به کنترل و محدودیت او توسط مرد نمی تواند وجود داشته باشد. فراموش نکنیم که در شرایط فعلی بسیاری از زنان مهاجر (حتی پس از طلاق عرفی در دادگاه کشور خارجی) مجبور به ادامه ی زندگی در غربت هستند چون شوهر با وجود برقرارماندن عقد شرعی می تواند زن را پس از برگشتن به ایران، ممنوع الخروج کند و مثلا او را از ملاقات فرزندانش در خارج محروم کند. 3- زوجه حق ادامه تحصيل تا هر مرحله اي كه لازم بداند و در هر مكان و محلي كه ايجاب نمايد مخير است. 4- زوج ، زوجه را در انتخاب هر شغلي كه مايل باشد و هر كجا كه بتواند كار كند، مخير ميكند و اجازه ميدهد كه مشغول به كار شود. 5- زوج و زوجه متعهد ميشوند هنگام جدايي اعم از اينكه متاركه به درخواست مرد باشد يا به درخواست زن، كليه دارايی كه بعد از ازدواج دائم زوجين به دست ميآورد بين آن ها به مناصفه تقسيم شود. 7- اگر در آينده زوجين داراي فرزند شدند و طلاق اتفاق افتاد حضانت فرزندان به عهده زوجه باشد و در صورت خروج از كشور نيازي به اذن پدر ندارند. دوستان فراموش نکنیم که زمینه ای دیرپا در ذهن ما وجود دارد که بر طبق آن، زن، سرچشمه ی "آشوب و فتنه" است و برای جلوگیری از چنین آشوب و فتنه ای باید او را به زیر کنترل و انقیاد گرفت. چنین برداشتی با اینکه در متون دینی جدیدتر شکل مدون گرفته اما ریشه ای بسیار قدیمی تر دارد و باید ریشه های آن را در فرهنگ بین النهرین مانند آشور و بابل جستجو کرد. شاید برای همین این است که بسیاری از ما از چنین پیشنهاداتی احساس بیگانگی و خطر می کنیم و شالوده ی خانواده را در خطر می بینیم. تفاهم و خوشبختی در یک خانواده به آن مفهومی که بیشتر ما در ذهن داریم، در سایه ی برابری کامل در تمام امور ازدواج و خانواده است نه با کنترل یکی توسط دیگری، آنگونه که امروز اِعمال می شود. * تمام مواد قانونی را از کتاب «پژوهشی درباره ی خشونت علیه زنان در ایران» - فصل سوم، نوشته ی مهرانگیز کار آورده ام. نوشته شده توسط پویا در 03:31 PM ما مسلمون ها اگه یه قرآن داریم که به هیچ وجه غلط نمیدونیمش، ظاهرا برای شما هم به این هفت شین ایمان آورده ای و این ها را می پرستی. توجیهاتت در باب قسمت ششم و هشتم فقط "توجیهات" هست. اصلا منطقی نیستند. شما هم به بیراهه زده اید. این چیز هایی که جلوی شماره های 6 و 7 نوشته اید با عرض معذرت ... (خودت پرش کن!) بیش نیستند. اما با شماره ی 8 ات حال کردم. این به اصطلاح فمینیست های "نه ضد مرد" اصل را ول کرده اند و فرع را گرفته اند. هوشمندی شما قابل تقدیره. ازدواج با چند نفر یک رسم جاهلی است. حتی اگه اسلام اجازه اش را داده باشد این رسم از زمان جاهلیت برای اسلام به ارث مانده و از نظر من باید شرعا هم حرام اعلام بشه. روی "توجیهات"تون در باب 6 و 7 فکر کنید. منطقی نیستند.
نوشته شده توسط milad در March 25, 2006 07:20 PM میلاد عزیز البته "ایمان" به این 7 شرط پیشنهادی را من متوجه نشدم که منظورت چیست. اما توجیهاتی را که گفتی و آن نقطه چین ها را که نوشتی بگذار به جای آن چیزی که شما می خواستی بنویسی با مواد قانون مدنی در مورد محل اقامت پُر کنیم: در مورد ایمانتان دوست من، برای مسلمانانی که معتقدند قوانین اجتماعی باید بر اساس متون دینی باشد، نص صریح کتاب مقدس یعنی آیه های دوم و سوم سوره نساء که نمی تواند حرام باشد آنطور که شما می گویید. میلاد جان من فکر می کنم اگر از ضدیت با آنها که این 7 شرط را نوشته اند چند دقیقه ای صرف نظر کنی می بینی که این شروط با آن عقلی که می گویی ناسازگار نیستند. اگر هم ضدیت های شخصی است که خوب، من دیگر چه می توانم بگویم؟
نوشته شده توسط پویا در March 25, 2006 08:05 PM به مطلبات لینک دادم پویا جان. منهم با شش و هفت موافق نیستم و باید به نحوی قانون رو تصحیح کرد. همه چیز باید مشترک باشه. این درست نیست که یک چیز غلط رو برداریم و یک چیز غلط دیگه رو جاش بگذاریم که ببینیم مزه میده یا نه! مردها هم معلول همان سیستم هستن و اگر اینطور در مملکت ما همیشه به زنها تازیدهاند بابت سیستم فرهنگی، اجتماعی و تربیتی خطا بوده وگرنه هیچ مرد زورگوئی به خودی خود مقصر نیست به اعتقاد من. به هر روی مثل همیشه نوشتهات رو دوست داشتم.
نوشته شده توسط هاله در March 26, 2006 01:18 AM هاله جان ممنونم. در مورد ماده ی 6 همانطور که نوشته ام قانون تمکین زن از شوهر اجازه نمی دهد که مطلبی درباره ی مشترک بودن تصمیم وجود داشته باشد. تمکین نکردن زن مجازات دارد. چنین زنی در قانون ناشزه نام دارد و نمی تواند تقاضای نفقه کند. تنها راهی که برای زن برای انتخابش می ماند اینست که انتخاب با او باشد. به نظر من (که حتما هم نباید کاملا درست و تغییرناپذیر باشد) در اینصورت مرد و زن در شرایط برابرتری قرار می گیرند. در متن نوشته ی من توجه کن که حتی قانونگذار جمهوری اسلامی هم چنین حقی را برای زن قائل شده که در شرایط عقد قید کند.
نوشته شده توسط پویا در March 26, 2006 09:27 AM راستش به نظر من این شروط مشکلی رو زیاد حل نمی کنه. برای اینکه ما داریم برای یه عده مرد نسبتن لیبرال شرط میزاریم و خیلی وقتا اون حاج آقایی هست که نه تنها شرط اول رو قبول نداره که هر هفت تای بعدی رو هم نقض میکنه تازه صیغه بیست و هفتم رو هم به شناسنامه اش اضافه میکنه. تا قبلش نظر من بود از اینجا نظر همسرمه. ایشون میگن باید برای رسیدن به این شروط و تغییر قانون باید کیس رو کشوند به دادگاه و فکر میکنه که اون جایزه نوبلی که به خانوم عبادی دادن برای ساپورت یه همچین چیزایی باشه نه سرمایه گذاری در زمینه پشم شتر. راستش وقتی یه زنی هم قدرت قانونی داره هم مالی و زده تو خاکی زیاد نشونه خوبی نیست.
نوشته شده توسط 40tike در March 26, 2006 09:27 AM پویا جان از توضیحت ممنونم. ببین! میشود به جای اینکه حق تعیین سکونت رو به زن داد اون رو خیلی راحت به توافق دوجانبه مشروط کرد و تغییر داد. به این می گن عدالت نه به اون. فکر می کنم شما هم با توافق دو جانبه موافق باشی تا حق قطعی و بدون برو و برگرد زن. اما متاسفانه توجیحات (بر وزن توضیحات) شما نشون می ده که شما فکر می کنی این دو یکی هستند. یعنی توافق دو جانبه و رای قطعی زن. در مورد حضانت هم به همین ترتیب هست. ما می تونیم عدالت رو جایگزین کنیم. عدالت هر چی هست من در جایی نیستم که پیشنهادش کنم. حقوق دان ها و انسان شناس ها باید تصمیم بگیرند اما فرض کن در کشور های خارجه تا ۷ سالگی بچه پیش زن است. خب ما این رو می تونیم ملاک کنیم تا اینکه بیایم الزاما ضد قانون را قانون کنیم. در رابطه با اسلام اشتباه برداشت شد. من منظورم این بود که این خواهر های محترم زورشان آمده هفت شینشان را اصلاح کنند عده ای هم که چشم بسته از ایشان دفاع می کنند خودشون رو در این برهه به بقیه می شناسونن. در رابطه با اسلام و زن باید بگم این مبحث خیلی طولانیه. اصول اسلام اعتقاد به خدا و وحی و روز آخرت است. از نظر شخص من این حقوق زنان با اسلام تناقضی نداره. اگر می بینید اسلام موارد دیگری را سفارش کرده من این رو به خاطر فرهنگ و تقاضای زمان می بینم. در ضمن در قرآن به مردان توصیه نشده که حقوق زنان را پایمال کنند. شما توجه کنید قانون برده داری و چند همسری از دوران جاهلیت به اسلام ارث رسیده. و خیلی رسومات دیگه از جمله دور کعبه دور زدن و ... . توضیح و شاید توجیه ما اینه که پیامبر نمی تونسته با قومی که این چنین برای صد ها سال رفتار می کرده اند به اذن خدا درس حقوق بشر دانشگاه های خارجی امروزی رو بدهند. وانگهی ایشون هم خودشون یک شخص بسیار فوق العاده ای نبوده اند. من نگاهم به پیامبر (که فکر می کنم به نگاه اسلام نزدیک باشد) به این صورت هست که ایشون یک شخص عادی و امین و درستکاری بوده اند که به تشخیص خداوند تعالی مامور می شن تا مردم را به راه «درست تر»ی هدایت کنند. پیامبر اسلام نه از علم طب سر رشته داشته اند نه از حقوق بشر نه از ریاضیات. قوانین اسلام به خواست خدا بر اساس همان موقع نوشته شده اند. ظاهرا و عقلا صلاح نبوده. در کل نتیجه اینکه من بسیاری از حقوق مطالبه شده رو خلاف اسلام نمی بینم. جاهایی را هم که می بینم مخالفت با حقوق زن نیست. اشکال از تعریف آزادی ایست که ما مسلمان ها داریم تا لیبرال ها. اگر زن یا مرد حق دارند به هم دیگر خیانت بکنند و هر وقت خواستند از هم طلاق بگیرند و هر لباسی بپوشند و ... . این دیگر حقوق زن یا مرد نیست. این اشکال سر تعریف آزادی است. موفق باشی.
نوشته شده توسط milad در March 26, 2006 07:01 PM میلاد عزیز من به آنجه که عقاید شماست احترام می گذارم. در مورد برداشتهای دینی میلاد جان چون باورهای دینی را یک موضوع شخصی می دانم، به عقایدت احترام می گذارم.
نوشته شده توسط پویا در March 26, 2006 07:34 PM پویا جان از توضیحاتت ممنونم. در مورد اول در صورتیکه حرف های شما صد در صد درست باشه و هیچ راه قانونی برای ایده ی من وجود نداشته باشه و از اونجا که اطلاعات چندانی در خصوص مسائل قانونی ندارم حرف شما رو می پذیرم اما عملا شخصا هرگز به چنین شرطی متعهد نخواهم شد. باید راه دیگری پیدا بشه. در مورد حضانت من فکر می کنم اگر بشود تعیین کرد چه کسی حضانت رو به عهده بگیره پس حتما میشه سنش رو هم تعیین کرد. من می گم احتمال داره که ممکن باشه که چیزی رو که عدالت می دونند در عقد نامه بیارند نه واگذاری کامل حضانت به زن. اگر این هم نمیشه باید حقوق دان ها راه جدیدی پیدا کنند. ممنون که توجه کردی.
نوشته شده توسط milad در March 27, 2006 08:29 AM میلاد عزیز ممنونم که مطالب را دنبال می کنی. بد نیست اگر فرصت کردی مطلب مربوط به دیدگاه های فمینیستی درباره ی موضوع خانواده را در این آدرس بخوانی که ترجمه ای است از یک متن دانشگاهی و برای آشنایی با دیدگاه های متفاوت درباره ی خانواده خوب است:
نوشته شده توسط پویا در March 27, 2006 07:58 PM سلام پويا جان
نوشته شده توسط مريم صورتك در March 28, 2006 01:08 PM من يكي با اين شرايط زن بگير نيستم
نوشته شده توسط رامين در November 14, 2007 09:42 PM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: