پی نوشت 2:
به نوشته ی ایسنا و همینطور بسیار از دوستان وبلاگ نویس، اکبر گنجی روزنامه نگار شجاع که هیچوقت حقیقت را فدای مصلحت نکرد، از زندان آزاد شده است. او دیشب جمعه به خانه آمد. امیدوارم که خانواده نوروز شاد و پر امیدی را در کنار پدر و همسر آزاد شده داشته باشند. و اینکه آقایان باز به دنبال بهانه و پرونده ای برای برگرداندن گنجی به زندان نباشند. کاش بتوان همین را در مورد همه ی زندانیان سیاسی و از جمله رانندگان شرکت واحد گفت و کاش روزی برسد که در نوروز کسی به خاطر فکر یا مطالبه ی حقش در زندان ننشسته باشد. عکس از سایت کسوف.
----------
پی نوشت:
چون می دانم خیلی از دوستان بخصوص در ایران برای تعطیلات نوروزی آماده می شوند و ممکن است راهی سفر باشند، خواستم متن کامل فصل هفتم کتاب «جنبش حقوق زنان در ایران» را که در این وبلاگ در 11 شماره بتدریج منتشر شده بود، پس از کمی ویراستاری متن آن، یکجا و در یک فایل PDF به علاقمندان عیدی بدهم. در تعطیلات نوروز شاید بیشتر از روزهای دیگر فرصت مطالعه فراهم باشد. امیدوارم فرصت کنید و این متن را در کنار خود کتاب بخوانید.
فایل را در اینجا دانلود کنید. عید همگی تان هم مبارک! صرف نظر از اینکه این فایل را برداشته اید یانه ...
----------
با اینکه شاید علی تجویدی از نظر سنی به نسل پیش از ما تعلق داشته باشد اما موسیقی او چیزی بیشتر و فراتر از اینهاست. تجویدی از اولین برنامه ی گلهای رادیو با آن برنامه همکاری داشت. شاید برنامه ی گلهای رادیو را بیاد نیاوریم یا خاطره ی مبهمی از آن در ذهن مان داشته باشیم یا وقتی که ساخته های او را دلکش و مرضیه می خواندند، ما در بازیگوشی های بچگی غرق بودیم. اما هم، نسل ما و می دانم که هم نسل جوان امروز هنوز وقتی موسیقی او را می شنویم غرق زیبایی کار او می شویم. بخصوص که با شعری از رهی یا نواب صفا یا معینی کرمانشاهی همراه شود و صدایی خوش.
تجویدی در سال 1298 در خانواده ای هنرمند بدنیا آمد. پدرش هادی تجویدی در نواختن تا ر شاگرد درویش خان بود و در نقاشی شاگرد کمال الملک. خود علی تجویدی از کودکی با موسیقی آشنا شد و بعدها به کلاس ویولون حسین یاحقی و صبا رفت. تجویدی بسیاری از کارهایش را خودش برای ارکستر تنظیم می کرد. او پیش از انقلاب عضو شورای عالی موسیقی رادیو بود.
به نوشته ی بی بی سی: "چنين شخصيتی که تمام عمر خود را صرف موسيقی کرده بود پس از انقلاب از اتفاقاتی که برای موسيقی افتاد بسيار دلگير و افسرده خاطر بود و حدود بيست سال تا زمان وزارت ارشاد عطاء الله مهاجرانی در انزوا می زيست و به ياد دارد که پس از انقلاب مدتی وضع موسيقی روشن نبود. به نحوی که شخص من و ديگران سازهايشان را مخفی کرده بودند و متأسفانه به خاطر دارم که چه سازها که شکسته نشد." تجويدی در واپسين سالهای عمر می گفت: "بيست سال در تنهايی ويولن می زدم و تنها شنونده من ديوارهای اتاق کارم بود."
علی تجویدی در بامداد روز چهارشنبه از میان ما رفت. پیکر او فردا شنبه در جلوی تالار وحدت تشییع می شود.
مگر مهین اسکویی که بانوی تئاتر ایران نام گرفته بود، همین حرف را پیش از مرگش، در مورد تنهایی و کنارگذاشته شدنش به زبان نیاورد؟
گفتم زیبایی یکی از کارهای زنده یاد تجویدی را با شعر رهی معیری و صدای مرضیه، با هم تقسیم کنیم.
پشت هم گزارش سقوط مرگ
پشت هم خطابه سایه مرگ
خبر خود سوزی ترانه کش
خبر توقیف یک صدای خوش
خبر پریدن عطر گلاب
خبر دزدیدن یک شعر ناب
پشت هم مراسم جایزه دار
خبر قتل گلی وقت فرار
تو فقط مبارک و خوش خبری
از همه گل خونه ها تازه تری
تو فقط حادثه ای خجسته ای
که غریبانه به گل نشسته ای
پشت هم برنده ای از نا کجا
پشت هم دونده ای بی دست و پا
خبر بوسیدن گریه یار
خبر عروسی من با بهار
پخش یک مسابقه بی قهرمان
پخش چهچه تا سحر بی لقمه نان
پشت هم مصاحبه با میر غضب
پشت هم سوزن و نخ بر لب شب
تو فقط مبارک و خوش خبری
از همه گل خونه ها تازه تری
تو فقط حادثه ای خجسته ای
که غریبانه به گل نشسته ای
بهترین خبر همین حضور تو
خبر حادثه عبور تو
پخش یک گزارش از خنده تو
بغض تو پرواز پر کنده تو
پشت هم ضیافت موج و صدف
پیش تو ستاره ها آخر صف
پشت هم نمایش دیدار ما
من و تو بارون پشت شیشه ها
تو فقط مبارک و خوش خبری
از همه گل خونه ها تازه تری
تو فقط حادثه ای خجسته ای
که غریبانه به گل نشسته ای...
شهریار قنبری
Pouya aziz salaam,
Norouz pirouz va bahaaraanat khojast-e baad. Taskakor az eydi va tamaam-e zahamaati ke dar in saal keshidi... baaz ham migouyam va tekraar mikonam ke veblogat ghanimati ast va bihamtaa...omid in ke hamishe baashi va por omid tar az hamishe be roshangariyat edaame dahi
Baa aarezouy-e shaadi
salam
mamnoon az webloge khoobetoon
mikhastam ebdoonam mitoonam noskhe haye digei az sheraye aghaye rahmanio ba sedaye khoodeshoon dashte basham
mikhastam bedoonam shoma hich etelai az mahale sokoonate ya shomareye tamase khoonevadashoon darin
dar soorate emkane mishe be man e-mail bezanin
va begin mamnoon misham
agar ham dar morede zendegiye ishoon khodetoon ham etelai dashte bashin dar ekhtiyare man bezarin mamnoon misham
ba sepase faravan
sahar
نظرهای نوشته شده: