« مذاکرات پنهان، نتایج آشکار | صفحه اصلی | زیبایی ماندنی ست »
March 15, 2006
آیا زنان باید فقط درباره ی مسائل حقوق زنان بنویسند؟

در پست قبلی تلاش کردم نظرم را درباره ی پرونده اتمی کشورمان که به همت آقایان به بحرانی تبدیل شده است، توضیح بدهم. آنچه امروز صبح با خواندن مقاله ای از منیره کاظمی در سایت اخبار روز در فکرم جرقه زد با مضوع پرونده رابطه ی مستقیمی ندارد هرچند که مقاله ی منیره کاظمی در ارتباط با آن نوشته شده است.
انگیزه کاظمی برای مقاله اش خودداری زنان ما از شرکت در بحث ها و نوشته هایی ست که درباره ی پرونده اتمی در گرفته است. حالا یا بصورت مقاله های بلند و تدوین شده در سایت ها و یا نوشته های کوتاه در وبلاگ ها. به نظر من موضوع خوبی را مطرح کرده است. من شاید چندین وبلاگ را و از جمله وبلاگ های زنان را می خوانم ولی بدون شک تعداد وبلاگ هایی که نمی خوانم بیشتر است و برای همین آماری در اختیار ندارم. اما حس می کنم کاظمی درست می گوید که مردان درباره ی این موضوع بیشتر می نویسند. نه اینکه زنان دغدغه ی مسائل سیاسی و اجتماعی را ندارند. تعداد زنانی که بیشتر نوشته هایشان درباره ی مسائل اجتماعی است کم نیست.
کاظمی درست می گوید که بیشتر نوشته ها هم در این مورد پیش از اینکه آماری و علمی باشد، انتقادی و هشداری است. این هم بسته به این است که پیش فرض کسی که می نویسد چیست. مثلا من خودم در نوشته ام فرض را بر این گذاشتم که درجه ی غنی سازی اورانیوم در جمهوری اسلامی از حد مورد احتیاج برای استفاده ی صلح آمیز بیشتر است. فرض دیگرم این بود که جمهوری اسلامی با سازمان بین المللی انرژی اتمی همکاری لازم را نمی کند و می خواهد با پنهان کاری به هدف های خودش دست پیدا کند. با این پیش فرض ها نوشته ی کوتاهی را شروع کردم که حاصلش پست قبلی بود.
بدون شک نگرانی زنان ما هم کمتر از مردان نیست و شاید دلایل دیگری دارد که در این باره کمتر می گویند. می توان تصور کرد فشارهای اجتماعی و مشکلاتی که زنان در جامعه تجربه می کنند وادارشان می کند تا از فرصتی که این نوشتن در اختیارشان می گذارد بیشتر برای بیان آن فشارها و جستجوی راه حل ها استفاده کنند. نه اینکه فشار و مشکلات برای مردان وجود نداشته باشد، اما نمی توان انکار کرد که مشکلات برای زنان، بخاطر زن بودنشان، بسیار بیشتر است.
آیا می توان اینطور فکر کرد که وقتی زنی در تمام طول روز و هفته باید توانش را برای اثبات خودش در محیط صرف کند، بیشتر و بیشتر درگیر این مسائل بشود تا موضوعی مثل بحران اتمی که اینقدر دور از دسترس می نماید و پر از ندانستنی ها و تناقض ها و جنگ قدرت و ... است؟
تصور دیگر می تواند این باشد که نوشته های بعضی از زنان ما در مورد مسائل اجتماعی بیشتر غریزی است و آنچه درباره موضوع مشکلات زنان می نویسند دلیل بر این نیست که آنها فعال سیاسی باشند. این یک ویژگی منفی هم نیست. بی جهت هم نیست که جنبش زنان ما فعال ترین جنبش اجتماعی است. بسیاری از زنان از روی غریزه حس می کنند که حقوق شان بعنوان انسانهایی برابر با دیگران (مردان) زیر پا گذاشته می شود. طبیعی است که عکس العمل نشان بدهند. عنصر آگاهی می تواند بطور موازی با این عکس العمل غریزی همراه شود.
اما دلیل دیگر می تواند آنچه کاظمی اشاره می کند هم باشد. و آن اینکه شاید زنان ما فکر می کنند باید یا بهترین و درست ترین حرف ها و دلیل ها را بگویند و یا اصلا نگویند. در حالیکه ما مردان عادت کرده ایم آزادتر بگوییم و درناخودآگاهمان کمتر از اشتباه گفتن و اشتباه کردن ترس داشته باشیم. ناخودآگاهی که در طول رشدمان از کودکی شکل گرفته است. من روانشناس نیستم اما در جوامع مهاجرپذیر هم این مشکل برای بچه های مهاجر در مدرسه و یا بزرگسالان در محیط های کاری هست که در گفتن و پیشقدم شدن محتاط ترعمل می کنند. گویی از اشتباه کردن بیشتر هراس دارند. طبیعی است که با در اختیار نداشتن امکانات برابر در محیط خانواده و اجتماع، این مسئله هم در مورد زنان ما وجود داشته باشد. تنها راه حل هم شاید همان شرکت فعال زنان بدون تردید و ترس، باشد که کاظمی اشاره می کند.
حس می کنم برای خیلی از فعالان حقوق زنان اینقدر کار انباشته شده و اینقدر امکانات انسانی و مادی کم در ایران (و گویا حتی در خارج از کشور) وجود دارد که آنها ترجیح می دهند همین اندک را هم صرف دغدغه ی اصلی شان بکنند. می توان امیدوار بود که با این بحث ها و گفتگوها توجه شان به موضوعات کلی تر هم جلب شود.
بدون شک موضوع حقوق زنان با دیگر مسائل اجتماعی و سیاسی اطراف ما رابطه ی تنگاتنگ دارد. از طرف دیگر شرکت فعال زنان در بحث های سیاسی روز حتما به پُربارتر شدن این گفتگوها کمک می کند. اگر بحث بر سر علمی بودن باشد بدون شک زنانی هستند که حداقل فیزیک دانشگاهی را خوانده اند و می توانند موضوعاتی مانند غنی کردن را توضیح کلی بدهند. اگر هم بحث بر سر نگرانی های سیاسی و هشدارها باشد که پیش از این زنان نشان داده اند دست کمی از مردان ندارند و سطح نوشته هایشان پایینتر از دیگران نیست.
نکته ای را که منیره کاظمی اشاره ای کوتاه به آن کرده و «مدیریت انرژی» را "کاری زنانه" نامیده، من درست متوجه نشدم. اگر مدیریت انرژی یک علم است چرا باید زنانه و مردانه اش کرد؟ چون وعده داده شده که این موضوع را در جای دیگری توضیح دهد، برای همین شاید بهتر باشد که صبر کنیم و منتظر آن نوشته بمانیم.

نوشته شده توسط پویا در 07:43 PM

نظرات (3)


نظرهای نوشته شده:

بلاگ نیوز به این مطلب شما لینک داد . شاد باشید پویا

نوشته شده توسط Achilles- آشيل در March 16, 2006 06:42 AM

در مورد مسایل اجتماعی نوشته زنان و مردان نداریم هزکس به نوبه خود واز دیدگاه خود به انتقاد از وضعیت موجود می پردازد مسایلی که زنان در موردش بیشتر می نویسند مشکلاتی است که وقتی صبح از خواب بیدار میشوند با آن مواجه اند پس بیشتر حساس هستند . واقعاً نمی دانم روی وبلاگها آیا خانمها کمتر به پرونده اتمی اشاره کرده اند یا نه بهر جال این مسئله ای است که زنان هم با آن درگیر خواهند شد در جنگها زنان بیشتر آسیب می بینند پس بی تفاوت نخواهند ماند شاید آن دسته از زنانی که هنوز عکس العمل نشان نداده اند امیدوارند این پرونده ختم به خیر شود .
در سالهای گذشته و افتخارات داخلی وخارجی که زنان ما کسب کرده اند گمان نمی کنم نیاز به اثبات توانایی هایشان داشته باشند

نوشته شده توسط شایان در March 16, 2006 08:02 AM

سلام آقا پوياي گرامي... اين مطلبت خيلي سر و صدا كرد رفيق... خوشم نمي‌آيد از اين مدل دعوت كردنها... اما چاره‌يي نيست... دوست دارم از نظراتت در مورد كارهايم بپرسم... پس سر بزن اگر وقت داشتي!!
http://kouroshz.blogfa.com

نوشته شده توسط كوروش ضيابري در March 16, 2006 11:56 AM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661