زیاد بر آن نبوده ام که درباره ی موضوع برنامه های اتمی آقایان و بحرانی که خروج از آن روز به روز برای کشورمان دشوارتر می شود، بنویسم. با اینکه این شاید مهمترین موضوعی باشد که رو در روی ما قرار گرفته یا بهتر بگوییم قرار داده اند. اینقدر حجم خبرها و نوشته ها زیاد است که من فقط گاه گاه مطلب کوچکی نوشته ام.
دیپلماسی بسیار ضعیف و فاجعه بار آقایان موجب شده که پرونده اتمی به شورای امنیت برود. آصفی سخنگوی وزارت خارجه امروز می گوید: :" شرايط عوض شده است، بايد صبر کرد و ديد تا تحولات در ميان کشورهای مختلف از جمله پنج کشور (عضو دائم شورای امنيت) چگونه پيش می رود."، این به نظر من جای نگرانی خیلی بیشتر از قبل دارد. معلوم است که نتیجه ی این نوع دیپلماسی در نهایت چه خواهد بود. آقایان به جای دنبال کردن یک سیاست منطبق با منافع ملی ما، آینده ی ایران را وابسته به نتیجه ی مذاکرات کشورهای شورای امنیت کرده اند. آنهم در شرایطی که آمریکا و فرانسه و تا حدود زیادی انگلستان هم سیاست های تقریبا واحدی را دنبال می کنند. به نظر من دغدغه ی چین هم در شرایط فعلی بیشتر در حفظ رشد اقتصادی سرسام آوری است که در این سالها داشته و معلوم نیست چرا باید بازارهای ثروتمند را فدای چند قرارداد با ایران بکند. اگر هم این خبرها که بحران نفتی احتمالی را با نفت عراق و عربستان جبران می کنند، درست باشند، معلوم نیست پشتوانه ی تهدیدها و پافشاری های آقایان چیست.
یادم هست پیش از این هم نوشته بودم که تجربه نشان می دهد اقدامات دیپلماتیک تا مرحله ای با کُندی و صرف وقت پیش می رود (مثل پرونده ایران در سازمان انرژی اتمی که چند سال طول کشید) ولی از مرحله ای به بعد دیگر آنچنان سرعت می گیرد که برای بیرون رفتن از بحران، در بهترین حالت باید هزینه های سنگین سیاسی و اقتصادی پرداخت. از همین حالا فشارهای آمریکا در شورای امنیت نشان می دهد که سرعت تحولات خیلی بیشتر از پیش شده است.
من که در اروپا زندگی می کنم و سعی می کنم مرتب در جریان خبرهای مربوط به پرونده ی اتمی باشم، تفاوت زیادی را با بحران پیش از جنگ عراق می بینم. به نظر من سیاست خارجی فعال عراق که دیپلمات باتجربه و کارکشته ای مثل طارق عزیز آن را هدایت می کرد، واقعا باعث شده بود که کشورهای اروپایی بسختی بتوانند موضوع حمایتشان را از حمله ی آمریکا برای افکار عمومی توجیه کنند. دیدیم که فرانسه و آلمان هم تا آخرین روزها مخالف این حمله بودند. و ازهمه مهمتر این که حتی چنین شرایطی هم باعث نشد تا سیاست های صدام حسین تا آخر کارگر باشد.
برعکس سیاست خارجی و یا بهتر بگویم بی سیاستی رهبران ما حتی افکار عمومی اروپا و آمریکا را هم نتوانسته با خود همراه کند. خودتان در نظر بگیرید عکس العمل مردم اروپا را در برابر حرف های رئیس جمهور ایران که می گوید کشتار یهودیان و جنایات نازی ها افسانه بوده است. آنهم اروپایی که چنین کشتار و جنایت وحشتناکی را با گوشت و خون خودش حس کرده است و هنوز افراد بسیاری از آن دوران زنده اند. و یا ادعای نابودی و محو این کشور و آن کشور. و پس از آن ریختن به سفارتخانه ها و آتش زدن پرچم کشورها. به لطف سخنرانی های درخشان آقایان، چهره ی کشور ما در افکار عمومی اروپا طوری جلوه داده شده که جنگ روانی جنگ طلبان آمریکایی چندان مانعی بر سر راه خودش ندارد. گویی بعضی ها در حکومت ما نقش بلندگوهای تبلیغاتی طرف مقابل را دارند.
به نظر می رسد که این سیاست های آمریکا و اروپا است که قدم به قدم پیروز می شود و آقایان منتظر حرکت های ابتکاری طرف دیگر مانده اند تا ببینند چه بکنند (اگر واقعا کاری بتوانند بکنند). دود این بی سیاستی از همین حالا هم به چشم مردم رفته است و گویی هر روز و هر هفته که می گذرد شرایط سخت تر هم بشود. مشکل اینجاست که اگر آقایان بخواهند شرایطی را بپذیرند، آنقدر صبر می کنند تا "افتخار داشته باشند" بیشترین امتیازها را از کیسه ی مردم بپردازند. در حالیکه چه بسا نیروهای با نفوذی هم در حکومت باشند که تصور کنند شاید حمله ی "محدود" اسرائیل یا آمریکا بتواند حکومتشان را بر عکس تقویت هم بکند.
نبود نهادهای انتخابی برای هدایت پرونده ی اتمی ایران از راهی که مطابق منافع ملی ما باشد، باعث شده که مردم بیشتر و اصلا نقش ناظر را داشته باشند. ناظرانی که دیگران برای سرنوشت و جان و مالشان در پشت اتاقهای دربسته تصمیم می گیرند اما نتیجه ی کار آن "دیگران" آشکارا روی زندگی دشوارشان تاثیر هر روز منفی تری می گذارد.
جسارت و شجاعت زنان به پاخاسته هم در برپايي تظاهرات درخفقان آخوندي، هم در مقاومت دربرابر يورش نيروهاي سركوبگر و هم در شعارها و پلاكاردهايي كه عليه سانسور، عليه سركوب آزادي و نقض حقوقبشر و عليه تبعيض و بيعدالتي حمل ميكردند، رژيم آخوندي و نيروهاي سركوبگر و اطلاعاتي و امنيتي آن را با واقعيتي روبهروكرد كه انتظارش را نداشتند اين دليري و پايداري، به رغم تدابير سركوبگرانه و سياستهاي انقباضي رژيم و اعلام جنگ حكومت آخوندي به مردم ايران و جامعه بينالمللي به راستي تحسينبرانگيز است و نشانهيي از وضعيت انفجاري جامعهيي است ...
نظرهای نوشته شده: