|
« فیلم تظاهرات دیروز زنان آگاه و شجاع ما |
صفحه اصلی
| مذاکرات پنهان، نتایج آشکار »
March 11, 2006
طنز تاریخ؟ سالگرد قتل احمد کسروی امروز بیستم اسفند ماه سالگرد قتل متفکر و تاریخ پژوه برجسته، احمد کسروی در دادگاهی است که در سال 1324 برایش ترتیب داده بودند. اتهام او مخالفت با دین و توهین به مقدسات بود. در آخرین جلسه بازپرسی، افراد فدائیان اسلام جلو چشم بازپرس بر سرش ریختند و با ضربات چاقو او را از پای درآوردند. چند نفری که پس از آن بازداشت شدند با فشار روحانیون از زندان آزاد شدند، گویی که که هیچ اتفاقی نیافتاده است.
احمد کسروی که در سال 1269 خورشیدی در تبریز بدنیا آمده بود، با شروع جنبش مشروطه در تبریز به آنها پیوست. در همین سالها یعنی در 16 سالگی از لباس طلبگی بیرون آمد و در مدرسه ی آمریکایی تبریز شروع به تدریس زبان عربی و همچنین یادگرفتن زبان انگلیسی کرد. در 27 سالگی به تهران آمد و پس از مدت کوتاهی خدمت در وزارت فرهنگ (معارف) به تبریز برگشت و در دادگستری (عدلیه) شروع به کار کرد. از سال 1308 فقط به کار وکالت می پرداخت.
با اینکه کسروی در طول مدت کارش، وکالت چند پرونده جنجالی مثل پرونده ی 53 نفر در زمان رضاشاه و یا پرونده سرپاس مختاری رئیس شهربانی پس از سقوط رضاشاه را بعهده گرفت، اما بیشتر بخاطر نوشته هایش در مخالفت با شکل های مختلف خرافات و تبلیغ خردگرایی و همینطور تحقیقات تاریخی اش شهرت دارد.
کسروی از سال 1311 شروع به انتشار نظراتش درباره ی خردگرایی و تجدد کرد. و بخصوص پس از شهریور 1320 بود که مقاله ها و کتابهایی در نقد قشری گری دینی در شکل های مختلفش نوشت. انتقاد کسروی شامل ادبیات و فرهنگ کلاسیک ایران هم می شد. به نظر من مهم این است که ویژگی درونی انتقاد کسروی را که تشویق به خردگرایی و تجدد فرهنگی است، درک کرد. می توان با همه ی نظرات او موافق نبود و چه چیزی از این طبیعی تر؟
اما تلاش او را که ادامه ی نسل پیش از خودش یعنی میرزا آقاخان کرمانی و آخوندزاده بود، نمی توان کم اهمیت تصور کرد. به نظر کسروی تا جامعه ای خودش را از برداشت وهم آلود و رازآلود و مطلق گرا از دنیای پیرامون رها نکند، پیشرفته ترین اندیشه ها هم در این جامعه به معجون عجیب و غریب و عقیمی تبدیل خواهد شد. یادمان نرود که تقریبا بطور همزمان صادق هدایت هم به نقد برداشتهای سنتی جامعه، اما در شکلی دیگر و بصورت آثار ادبی و داستانهای کوتاه، پرداخته بود.
تحقیقات تاریخی کسروی هم بسیار با اهمیت هستند. دو جلد تاریخ مشروطه ی او از کتابهای مرجع در شناخت وقایع و ماهیت جنبش مشروطه است. کسروی در کتاب دیگرش به نام «شهریاران گمنام»، گوشه هایی از تاریخ ایران پس از تسلط اعراب را که تا آن موقع در تاریکی مانده بود به روشنایی دانسته های ما کشید. از دیگر تحقیقات تاریخی او «تاریخ پانصد ساله ی خوزستان»، «تاریخچه شیروخورشید» و «مشعشعیان» است.
با اینکه چند کتاب تاریخی کسروی در ایران بارها تجدید چاپ شده اما نوشته های انتقادی او هنوز پس از 60 سال اجازه ی انتشار ندارند، همانطور که پس از بیشتر از صد سال هنوز کتابها و نوشته های نسل پیش از کسروی، امثال میرزا آقاخان و آخوندزاده، در ایران چاپ نشده اند. در اینترنت چند سال است سایتی برای احمد کسروی وجود دارد که بعضی از نوشته های او را هم در آنجا منتشر کرده اند.
درباره ی قتل کسروی خاطره جالبی در کتاب خاطرات ایرج اسکندری که سالها دبیرکل حزب توده بود آمده است. اسکندری که مدت کوتاهی در کابینه ی قوام السطنه وزیر "پیشه و هنر" (اقتصاد) بود در خاطراتش از موضوعی که در جلسه هیئت وزیران پس از قتل کسروی در دادگاه، مطرح شده می گوید:
"قتل قبلا انجام شده بود و قاتلین را دستگیر کرده بودند. موقعی بود که ما در کابینه بودیم. .... در این کابینه بود که قبلا قاتل کسروی را گرفته بودند. امامی (قاتل کسروی) توقیف بود. شبي در جلسه هيئت وزيران، قوامالسلطنه به عادت مالوف كاغذي درآورد و نشان داد كه آقايان علماء نوشته و حاكي از آن بود كه تقاضا كردهاند امامي را كه در توقيف ميباشد مرخص نمايند. لذا عقيده آقايان وزراء را ميپرسيد. هژير بلافاصله گفت به عقيده من صحيح است و بايد موافقت نمود كه اين فرد از زندان آزاد شود. من اجازه صحبت خواستم و گفتم در روز روشن و در دادگاه و با حضور قاضي و ديگران، يك آدمي را زده و با كارد شكمش را پاره كرده و كشتهاند. حالا دادستان و قاضي حكم توقيف اين فرد را دادهاند. من نميفهمم. ما در هيئت وزيران چگونه ميتوانيم در اين مسئله دخالت كنيم. وقتي كسي همچو جرمي را مرتكب شده موضوع به دادگاه احاله ميشود و در آنجا رسيدگي و محاكمه ميشود كه يا قرار منع تعقيب صادر ميشود و يا اينكه تبرئه ميگردد و بكلي از زندان آزاد ميگردد. بعد [اللهيار] صالح وزير دادگستري را مخاطب قرار داده پرسيدم مگر شما حق داريد قرار مستنطق و يا تصميم قاضي را كه حكم توقيف كسي را صادر كرده است لغو نمائيد و رأساً اجازه بدهيد كه او را از زندان مرخص كنند؟ وزير دادگستري جواب داد نخير، من همچو حقي را ندارم. گفتم بنابراين معلوم نيست چرا يك چنين مطلبي در هيئت وزيران بايد مطرح بشود؟هژير اظهار داشت: نخير آقا، بنده عقيده دارم كه اين آدم مهدورالدم بوده (خونش هدر بوده) و اگر هم او را كشتهاند كار صحيحي بوده (يك همچو عبارتي). من اوقاتم تلخ شد. گفتم يعني چه آقا؟ مهدورالدم يعني چه؟ و تازه تشخيص آن با چه كسي است؟ هژير جواب داد با خود شخص! گفتم اگر اينجوره بنده هم تشخيص ميدهم كه شما مهدورالدم هستيد و همين الان اگر اجازه بدهيد شكم شما را سفره بكنم چون به قول شما تشخيص آ ن با خود من است. قوامالسلطنه محكم زد زير خنده. گفتم اينكه قانون نشد، مذهب نشد. شما يك فرد تحصيلكردهاي هستيد و از شما بعيد است كه در قرن بيستم يك همچو حرفهايي ميزنيد. مهدورالدم يعني چه؟ ما قانون جزا، قانون مجازات داريم و تمام اصول محاكماتي را معين كردهاند براي اينكه ما ديگر از اين حرفها نزنيم. قوامالسلطنه گفت بسيار خوب. و قضيه را مسكوت گذاشتند. و بعد از اينكه ما از كابينه بيرون آمديم و موسويزاده را وزير دادگستري كردند، فوري اينها را مرخص نمودند. همان موقع من در فرانسه بودم كه خبر رسيد هژير را كشتند، كه قاتل، همان امامي بود كه بعد از آزاد شدن از زندان او را كشته بود."
نوشته
شده توسط پویا در 01:24 PM
پویا جان خیلی خوب بود که یادی هم از کسروی کردی. مردی میهن دوست که خدمات بسیاری به تاریخ کرده است. البته باید آثار او در معرض نقد قرار گیرد خصوصا دیدگاه هایش در زمینه زبان ترکی که بسیار ناسیونالیست ها ترک را آزرده است. اما یک جای متن شما ایراد دارد و ان هم استناد به آقای اسکندری به عنوان تنها مرجع شاید زیاد صحیح نباشد. ان همکتابی که در بسیاری از جاها خصوصا دولت دکتر مصدق دروغ های اشکاری دارد. موفق باشید
پویا عزیز اتفاقا در اینجا تهران چند سال پیش کتابی تحت عنوان قتل کسروی به بازار راه یافته بود . البته توضیع آن مخفیانه صورت می گرفت... در بلاگ نیوز لینک داده شد . شاد باشید
باعث مرگ قتل کسروی تعصب بود.
سلام دوست عزيز. من هم فراموش كرده بودم. از يادآؤري و البته نوشتهي زيبايت تشكر ميكنم. به وبلاگ شما لينك دادم و اميدوارم در آينده هم نوشته هاي خوبي از شما بخوانم. به اميد دوستي هاي بيشتر. ارادتمند حامد
آوای رهایی گرامی البته با شما موافقم که باید اندیشه ها را نقد کرد. همانطور که خود کسروی اندیشه های غالب اجتماع را به نقد کشید. حالا یا در موردی که شما گفتید و من دقیقا با آن آشنا نیستم یا در مورد قضاوت های کسروی درباره تئوری های علمی مانند تئوری تکامل داروین یا شاید موارد دیگر. همانطور که در متن هم نوشتم جوهره ی تفکر اندیشمندان متجدد مانند کسروی مهم است که همان خردگرایی و رها شدن از پندارهای وهم آلود و رازآلوده باشد.
در مورد خاطرات اسکندری، او یک جلسه ی معمولی هیئت وزیران را توضیح می دهد و نمی دانم که نیازی به مراجعه به مرجع دیگری باشد. دو حادثه ی تاریخی در این میان هست که ربطی هم به خاطرات پیدا نمی کند. یکی کشته شدن کسروی بدست امامی و کشته شدن هژیر بدست همان شخص. در مورد اینکه این خاطرات دروغ هایی دارد، نمی دانم چه مواردی را می گویی. بیشتر تمجید دکتر مصدق است تا آنجایی که در خاطرم هست.
شاد باشی
پویا
Your link on news page
http://www.persiancultures.com/
All the best'
http://www.persiancultures.com/
mail@persiancultures.com
سلام . بهت لینک دادم منتظر لینکت هستم
به قول مرحوم هويدا در ايران ، آمار مثل مايوي دو تکه است، همه چيز را نشان مي دهد، بجز چيزهاي اصلي !!
Dooste gerami ba sepas az neveshteye shoma, agar midanid neshanie mazare Ahmade kasravi ra barayam beferestid
ba sepas
داغ ننگ قتل یک منقد آزاده بر پیشانی روحانیت متحجر عقب مانده تا ابد خواهد ماند . مرگ بر تروریست های متعصب از نواب گرفته تا بن لادن
جالب است که بعد از گذشت هزران سال از عصر تهجر هنوز نمی توانستند نظراتشان را به صورت ازادانه بیان کنند
با درود فراوان
جاي بسي خرسندي و شادماني است در كنار دوستاني بسر بردن كه چراغ خرد را فرا روي خود قرار داده و بر همه باورهاي تزريقي غلط و خرافي كه حاصل كج انديشي نسلهاي گذشته است پشت پا زده اند.
به همت و تلاش شما ياران خردمند آفاق را روشن ميبينم و ايمان دارم اگر من و تو دست به دست هم دهيم و كسانيكه كه با شمشير تازيان به كما فرو رفته اند را به هوش آوريم و از كورش و فردوسي و سعدي و ...... درس بياموزيم ميتوانيم آينده بهتري را براي نسل آريا رقم بزنيم
پاينده باشيد و شادمان و پاينده باد ايران آريائي
تا زمانیکه حتی یک عرب یا عرب پرست در این سرزمین می چرد، شاهد قتل بزرگمردانی همچون احمد کسروی خواهیم بود.
به امید زمانی که انتقام خون این عزیران را از اعراب پست بگیریم.
روحشان شاد.
جاوید ایران
به درک فی اسفل السافلین آدمهای توهین کننده به خدا همان بهتر که نابود شون لعنت بر کسروی
آن عرش شیران گذشت و رفت
ای غوغوی سگان نیز بگذرد
روحش شاد
به نظر من کسروی مثل هر محققی هم نظرات خوب وهم نظرات نادرسی دارد. این طبیعت علم است. کسروی در به حاشیه کشیدن و نابودی اق ایرانی بازوی رضا خان بود. او دانسته یا نا دانسته به اذربایجان خیانت کرد. دکتر ذهتابی با مدارک کاملا معتبر نظریات او را رد کرد
با درود
من برخی از کتاب های کسروی مانند شیعه گری را خوانده ام.کتاب های بسیار خوبی هستند.روح احمد کسروی شاد باد.در ضمن کسروی هیچ گاه به خدا توهین نکرد.آن کسی که این کامنت را گذاشت باید اول بره کتاب هاشو درست بخونه.من با 80 درصد نظرهای کسروی موافقم.درود بر کسروی.مرگ بر آخوند.جاوید ایران
سلام
من عاشق احمد كسروي هستم ! ميخواستم از شما بخاطر اين مطلب تشكر كنم
راستشو بخواين من تقريبا با همه ي تفكراتش موافقم بجز چندتا
مثل : عدم وجود حضرت مهدي (عج)
فعلا باي باي
|
نظرهای نوشته شده: