« بخش سانسور شده ی کتابی درباره ی حقوق زنان-10 | صفحه اصلی | سالروز درگذشت دکتر مصدق: آن کاخ ها ز پایه فرو ریخت---- و آن کرده ها بکار نیامد »
March 04, 2006
بخش سانسور شده ی کتابی درباره ی حقوق زنان-قسمت آخر

آخرین بخش ترجمه ی فصل هفتم کتاب "جنبش حقوق زنان در ایران" را در این پست می آورم. در این قسمت آخر باید بار دیگر از نوشین احمدی خراسانی قدردانی کرد که بیشترین بخش این کتاب را که تاریخی از جنبش زنان ایران از زمان مشروطه تا پایان سلسله ی پهلوی است، ترجمه و منتشر کرده است. این کتاب توسط نشر اختران در ایران منتشر شده است.
در اولین فرصت، مجموعه ی این ترجمه را در فایل جداگانه ای برای دوستان علاقمند در اینجا می گذارم که دانلود کنند.

ساناساریان در ادامه می نویسد:
ابدئولوژی مجاهدین خیلی به طرز فکر اکثریت توده ی شهری نزدیک است. محبوبیت بسیار زیاد آنان در میان طبقه ی متوسط سنتی و بازار دلیلی بر این ادعاست. آنها اولین گروه بزرگ طرفدار انقلاب بودند که بطور علنی با رژیم دینی و تئوکراتیک آیت الله خمینی مخالفت کردند. صدها نفر از مردان و زنان مجاهدین در شهرهای مختلف توسط مقامات جمهوری اسلامی دستگیر و اعدام شده اند. ماجرای اعدام 12 دختر نشان دهنده ی برخوردی است که با زنان مجاهدین می شود. این دختران در یک راه پیمایی ضد دولتی پس از برکناری بنی صدر دستگیر شدند. در طول بازجویی، آنها خود را فقط بعنوان مجاهد و فرزندان خلق ایران معرفی کردند و از دادن مشخصات خودشان سر باز زدند. همه ی آنها به اعدام محکوم شدند. چند روز بعد از اعدام آنها، عکس شان را در یک روزنامه ی دولتی چاپ کردند و بدون اشاره به موضوع اعدام، از والدین شان خواستند تا برای تشخیص هویت آنها به مقامات مربوطه مراجعه کنند. بزرگترین این دختران 18 ساله بود و بقیه زیر 16 سال داشتند. قاضی روحانی پرونده، آیت الله محمد گیلانی، که حکم اعدام ها را صادر کرده بود در یک مصاحبه چنین ادعا کرد: "طبق قانون اسلام، یک دختر 9 ساله بالغ به حساب می آید. برای ما تفاوتی میان یک دختر 9 ساله و یک مرد 40 ساله وجود ندارد."(1). این نظر نمونه ای از وضعیت، طرز فکر و جایگاهی است که یک رژیم تئوکراتیک نسبت به زنان دارد. زنان در موضوع مجازات، با مردان برابر هستند، اما نه در حقوق قانونی شان.

نتیجه گیری
جمهوری اسلامی، عقده های جنسی و حس تحقیر زنان را که در نسلهای مردان ایرانی وجود داشت آشکارا به روی صحنه آورد. این موضوع از تلاش ها و اقداماتی که برای جدا کردن و منزوی ساختن زنان و تمسخر و گوشه و کنایه زدن به آنها انجام می دهد آشکار است. رسمی شدن انزوای زنان نه فقط با استفاده ار حجاب بلکه از روش های دیگر هم اِعمال می شد. از جمله پناهگاه های جداگانه برای زنان و مردان در مناطق جنگی، تقسیم صندلی های اتوبوس ها (و بعدا اتوبوس های جداگانه) و ممنوعیت آمد و شد زن و مرد غریبه با هم در خیابان- که این اقدامی ضد انقلابی نامیده می شد.
تمسخر زنان شکل های بسیار متفاوتی به خود می گرفتند. در جریان تظاهرات زنان در سال 1979 (1358) گزارش شد که چند مرد که در دفتر سردبیری یکی از روزنامه ها کار می کردند دیده بودند زنان بدون حجاب آلت تناسلی خودشان را به نمایش گذاشته بودند. این زنان می گفتند که زنان، خواهان رابطه ی جنسی آزاد هستند و نه آزادی. نمونه ی دیگر در رابطه با مورد Cynthia Dwyer خبرنگار آزاد آمریکایی بود که بعنوان جاسوسی دستگیر شد. جنسیت او باعث شد تا جمهوری اسلامی اتهاماتی فراتر از اتهامات سیاسی به او وارد کند: او همچنین به ترویج فحشا، رابطه ی نامشروع با مردان و مصرف مشروبات الکلی متهم شد.
در حالیکه سیاست رژیم شاه در رابطه با حقوق زنان می تواند به خاطر نداشتن محتوای درست مورد انتقاد قرار بگیرد، حکومت آیت الله خمینی چیزی فراتر از این انتقاد است چرا که سرکوبی کامل زنان را در دستور کار خود قرار داده است. حالا دیگر پرسش بر سر درست یا غلط بودن، مثبت یا منفی بودن و جبری یا انتخابی بودن ِ موضوع قوانین حقوقی زنان نیست. زنان ایران امروز سرکوب نهادینه شده و سیستماتیک ادامه داری را تجربه می کنند که حتی مورد اعتراض مردانی که خود را لیبرال می خوانند و یا روشنفکران چپ هم قرار نمی گیرد. اولین تظاهرات پنج روزه ی زنان در سال 1979 (1358) فراتر از مسئله ی حجاب رفت. این تظاهرات همچنین حس درونی این زنان را نسبت به خطری که برای حقوق آنها بوجود آمده بود را نشان می دهد. این اعتراضات می توانند بعنوان بهترین آزمایش برای سکولاریسم در ایران مورد ارزیابی قرار بگیرد.
پس از اینها، اعتراض بزرگی در جریان نبوده است. این واقعیت که سرکوب زنان با تظاهر به فرهنگ و دین انجام گرفته، موجب شده است تا قربانیان که زنان باشند، نادیده گرفته شوند. گروه های دیگر مانند بهائیان، کردها و حتی مردان مسلمان هم از سرکوب رنج برده اند، اما نه به اندازه ی زنان و سرکوب گروه های یاد شده به هر حال صدایش در بیرون شنیده شده است.
این واقعیت بر جا می ماند که تبعیض و سرکوب زنان جهان، در نفس خود، هنوز امری پذیرقته شده تلقی می شود.
1- Iran Times, ده جولای 1981

قسمت 1 - قسمت 2 - قسمت 3
قسمت 4 - قسمت 5 - قسمت 6
قسمت 7- قسمت 8- قسمت 9- قسمت 10

نوشته شده توسط پویا در 12:14 PM

نظرات (3)


نظرهای نوشته شده:

پويا جان من خود از ديوانگان ورزش فوتبال هستم. اما اين کار را بايد بلاگرهايی که در ايران زندگی می‌کنند، مطرح و به سامان برسانند. خب من هم تا آنجا که می‌توانم حمايت می‌کنم.

نوشته شده توسط بیلی و من در March 4, 2006 02:28 PM

خسته نباشی پویا جان زحمت طلقت فرسایی بود. اگر چه انتقاداتی به این فصل در مورد اتهاماتی که به دولت موقت وارد کرده بود می توان داشت. اما هیچ به روح کلی کتاب لطمه نمی زند. این قصورات در نتیجه نزدیکی نوشتن این کتاب به وقایع است که در علم تاریخ گریز ناپذیر است. این زحمت از خاطر طرفداران حقوق بشر نخواهد رفت

نوشته شده توسط آوای رهایی در March 5, 2006 02:21 PM

ممنونم آوای رهایی گرامی.
هدف از این ترجمه همانطور که خودت هم شاید موافق باشی، انعکاس نظرهای "غیر خودی" است که در جامعه ی ما در طول سالهای پس از انقلاب امکان نشر نداشته است.
همانطور که اشاره کردی، برداشت های نویسنده در دوره زمانی است که این متن را نوشته. شاید یک نکته ی مرکزی همین دست کم گرفتن مسئله ی زنان و ارجحیت هایی بود که بعدا تجربه نشان داد زیاد هم با واقعیت همخوانی نداشته است. بعضی وقتها مثالی بیادم می آید که در درون جنگل بدنبال درختان می گشتیم. تو نگو جنگل مجموعه ی همین درختان جداگانه است. نقض اجزای دموکراسی یکی پس از دیگری، کم بها داده می شد. دوران پیچیده ای بود. با یکی دو جمله نمی توان بیان کرد.
شاد باشی
پویا

نوشته شده توسط پویا در March 5, 2006 06:07 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661