« تقسیم زیبایی | صفحه اصلی | بخش سانسور شده ی کتابی درباره ی حقوق زنان-قسمت آخر »
March 03, 2006
بخش سانسور شده ی کتابی درباره ی حقوق زنان-10

امیوارم در پست بعدی بتوانم ترجمه ی این بخش از کتاب را تمام کنم و بزودی در یک فابل جداگانه و با تمام پانویس ها منتشر کنم. یادآوری می کنم پانویس هایی که در این پست های وبلاگی نیاوردم در واقع منابعی بوده که مطلب از آنها آورده شده است و تاثیری در بیان جامع تر متن نداشته است. دنباله ی فصل هفتم کتاب "جنبش حقوق زنان در ایران"را پی می گیریم.

ساناساریان ادامه می دهد:
صحنه ی سیاسی در در آن هفته ها و ماهها چنان سریع تغییر کرد که راست های افراطی ِ دیروز به لیبرالیسم متهم می شدند. در اواخر سال 1981 (1360) جمهوری اسلامی پشتیبانی بسیاری از محافظه کاران پیشین و ازجمله بسیاری از روحانیون را از دست داد. همان محافظه کارانی که در سال 1979 (1358) به طرفداری از رژیم جدید راه پیمایی می کردند و دیگران را به لیبرالیسم متهم می کردند.
زنان سنتی بطور همزمان هم سرکوب زنان را توجیه می کردند و هم با این سرکوب ضدیت می ورزیدند. در حالیکه توجیه سرکوب زنان برخاسته از احساسات قوی آنها نسبت به اسلام بود، اعتراضات آنها به مواردی که نشان از ستم بی حدو حصر به زنان داشت، از احساس نارضایتی درونی آنها سرچشمه می گرفت. این دسته از زنان، بدون اینکه آنها چیزی از طرفداری از حقوق زنان بدانند و یا به آن باور داشته باشند، وضعیت جدید، برخوردی میان ایده آل های اسلامی شان از یکسو و شناخت آنها از موضوع سرکوب زنان از سوی دیگر بود. بسیاری از این زنان شاید در زمانی بعد می توانستند جای خودشان را در سازمان مجاهدین خلق پیدا کنند که به آنها نقش فعال تری می داد و بیشتر از محافظه کاران افراطی حقوق زنان را به رسمیت می شناخت.

زنان در گروههای سیاسی دیگر
با اینکه تجزیه و تحلیل هر گروه کوچکی که پس از انقلاب شکل گرفت هدف این بخش از کتاب نیست، اما برخی از آنها را مورد بررسی قرار می دهیم.
اکثریت گروههای چپ ایرانی مانند همتایان شان در کشورهای دیگر، هرگز مسئله ی سرکوب زنان را جدا از ایدولوژی کلّی شان مورد نظر قرار نداده بودند. همه ی این گروهها اینطور استدلال می کنند که برقراری سوسیالیسم مسئله ی حقوق زنان را حل خواهد نمود. چرا که آنها سرکوب زنان را تنها در چارچوب طبقاتی می بینند و راه حل را در ویرانی سیستم طبقاتی می بینند. بنابراین گروههای چپ پیش از انقلاب و پس از آن درباره ی برداشت شان از حقوق زنان صحبتی نکرده بودند.
سازمان فدائی خلق یک نمونه ی نوعی و تیپیکال است. این سازمان در سال 1971 (1350) بنیاد گذاشته شد و سالها بعنوان یک گروه چریکی فعالیت داشت. این سازمان چند بار دستخوش انشعاب در رهبری خود شد و از درون آن سازمانهای دیگری پدید آمدند. فدائیان همراه با حزب توده تا مدت زیادی پس از انقلاب به خاطر موضع ضد آمریکایی و ضد امپریالیستی جمهوری اسلامی، به پشنیبانی خودشان از آیت الله خمینی ادامه دادند. با اینکه فدائیان خراب تر شدن وضع زنان پس از انقلاب را مورد تایید قرار می دادند اما این مسئله را بزرگ نکردند و از سه مورد تظاهرات زنان هم پشنیبانی نکردند. همانطور که پیش از این اشاره شد، آنها از روی قصد تظاهراتی را ترتیب دادند تا توجه دیگران به کنفرانس زنان را منحرف کنند. آنها همچنین مستقیم یا غیر مستقیم زنان را بخاطر احترام به فرهنگ اکثریت جامعه، تشویق به رعایت حجاب می کردند. تصویر فدائیان از زنان، تصویری از قهرمانی و قربانی شدن بود. بعنوان نمونه، آنها در یکی از نشریاتشان لباس دوختن زنان برای سربازان و تشویق آنان به جنگ با سربازان عراقی را اقدامی قهرمانانه از سوی زنان نامیدند(1). کلیشه های آنان از زنان، از گرایشات مردسالارانه ی کادر رهبری آنها که در همه ی گروههای چپ وجود داشت سرچشمه می گرفت. این کادر رهبری بدون شک آثار مارکس را مطالعه کرده بودند اما نتوانسته بودند فرهنگ پدرسالارانه و برتری جویی نسبت به زنان را از خودشان دور کنند. زنانی هم که به این سازمانها پیوسته بودند طبیعتا از همان منظر مردانه به موضوع نگاه می کردند، حتی اگر در جایی خواسته های آنان با خواسته های سازمانشان هماهنگی نمی داشت.
یک استثنا شاخه ی کوچک زنان در سازمان وحدت کمونیستی بود که «رهایی» نام داشت. این گروه یکی از گروههای زنان بود که بلافاصله و فعال تر از همه به قوانین آیت الله خمینی در مورد زنان اعتراض کرد. گروه رهایی، با قانون اساسی مخالفت نمود و حجاب اجباری، اخراج زنان از کار و قوانین ضد زن را محکوم کرد. این گروه، جمهوری اسلامی را "حکومت ارتجاعی خرده بورژوازی" نامید (2). همین جا ضروری است اشاره شود که این زنان هم باور داشتند آزادی واقعی زنان جدا از آزادی طبقه ی کارگر نیست. تفاوت اساسی این گروه با دیگر سازمانهای چپ این بود که اینان، به تشکیل گروههای مستقل زنان برای کمک به امر آزادی زنان در خط سوسیالیستی باور داشتند. از نظر اینان، این گروههای مستقل زنان، ابزاری ضروری برای بیان نیازهای زنان سرکوب شده ی جامعه به شمار می آمدند.
جالب ترین سازمان با دیدگاهی منحصر بفرد درباره ی زنان، سازمان مجاهدین خلق بود. این سازمان که در اوایل سالهای 1960 (1340) بنیاد گذاشته شده بود دارای ایدئولوژی بر پایه ی تفسیری چپ گرایانه از قرآن بود که از اسلام مترقی حمایت می کرد. یک سکولار غیر مذهبی نظرش را چنین بیان می کند:
"آنها (مجاهدین) می خواستند انحصار و مونوپل دینی روحانیون را در هم بشکنند و در صدد بودند اسلامی را ایجاد کنند که ترکیبی از سوسیالیسم اروپایی و باورهای مترقیانه شیعه ی دوران صدر اسلام باشد. و همچنین ترکیبی از پیشرفت های فنی و صنعتی با ارزشهای فرهنگی جامعه ی خودشان." (3)
وقتی که مباحثات قانون اساسی جمهوری اسلامی جریان داشت، مجاهدین 14 نکته ی پیشنهادی برای اضافه شدن به قانون اساسی ارائه کردند، که یکی از آنها برابری کامل اسلامی میان مردان و زنان بود. هیچکدام از 14 مورد پیشنهادی پذیرقته نشد و آنان از پشتیبانی قانون اساسی سر باز زدند. در یک نامه طولانی به بنی صدر در سال 1981 (1360) در زیر ماده 11 آنها از قانون قصاص انتقاد کردند و آن را غیر اسلامی و مغایر با تساوی میان مردان و زنان دانستند.
در سلسله مقالاتی که مجاهدین در نیمه ی سال 1980 (1359) بصورت یک جزوه منتشر کردند، دیدگاه های خودشان را درباره ی حقوق زنان اینطور ارائه کردند:
"زنان هیچگاه مسئولیت زندگی خودشان را بعهده نداشته اند چه کارگر بوده باشند یا دهقان. از آنجا که آنان نیمی از جمعیت هر اجتماعی را تشکیل می دهند، هیچ انقلابی بدون شرکت زنان کامل نخواهد شد. جایگاه زنان بعنوان شهروندان درجه دوم با تصویب چند قانون مانند قانون طلاق تغییر نخواهد کرد. چیزی که باید تغییر کند همه ی مناسبات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در ایران است. در تمامی این عرصه ها با زنان از روی جنسیت و نه انسانیت شان برخورد شده است. این برخورد غلط مایه ی شکل گرفتن کلیشه هایی از زنان شده است مانند تصویر آنان بعنوان مادر، که در نتیجه باعث حذف آنان از فعالیت های اجتماعی و سیاسی می شود. آزادی زنان تغییر ساختاری بسیاری از مناسبات سنتی را طلب می کند و حتی افکار مردان هم باید دستخوش تغییر اساسی شود. در عرصه ی خانواده، زنان مانند برده ها برای خدمت به شوهران شان به کار گرفته شده اند. سیستم سرمایه داری به زنان کمک می کند تا وارد بازار کار شوند اما نه وارد عرصه ی اجتماع." (4)
دیدگاه مجاهدین در مورد حقوق زنان، حداقل روی کاغذ، جالب و گیراست. در واقع این اعتبار باید به آنان داده شود که اصولا مسئله ی زنان را مطرح کرده اند، کاری که گروه های اندکی انجام داده اند. بسیاری از طرفداران حقوق زنان در غرب مشکلی با آنچه در متن نقل قول شده از مجاهدین آمده است ندارند و آن را تایید می کنند، اما نکات بیشتری هم وجود دارد. جزوه ی یاد شده ی مجاهدین از آیاتی از قرآن استفاده می کند تا نشان دهد اسلام از تساوی میان دو جنس طرفداری می کند اما اشاره ای به آیاتی که بطور صریح و مشخص حقوقی را از زنان سلب می کنند (مانند آنچه پیش از این آوردیم)، نمی کند. مجاهدین با این حال از پوشش اسلامی (بصورت روسری) برای زنانشان جانبداری می کنند ولی برای مردانشان محدودیتی قائل نیستند. یکی از زنان مجاهدین در یک مصاحبه ی شخصی، این تناقض را چنین توضیح می دهد: "ما به تغییرات تدریجی باور داریم. از آنجا که مناسبات طبقاتی برقرار است و انسانها از روی جنسیت شان قضاوت می شوند، زنان بعنوان یک شیئ جنسی مورد بهره برداری قرار می گیرند. برای از میان بردن چنین برداشتی و حفظ سلامت جامعه، زنان باید از لباس ساده و روسری استفاده کنند." وقتی که پرسیده شد چرا مردان مورد چنین محدودیتی قرار ندارند او پاسخ داد: "به زنان بیشتر از مردان بعنوان یک شیئ جنسی نگاه می شود." باید اضافه کرد با اینکه مجاهدین از حجاب اجباری در جامعه حمایت نمی کنند اما آنها از هیچکدام از فعالیت های اعتراضی زنان در سالهای 1979 و 1980 (1358 و 1359) پشتیبانی نکردند. همانطور که یکی از اعضای مرد این سازمان گفت: "با اینکه موضوع زنان گاه بزرگ می شود اما مسئله ی زنان، یک مسئله ی اصلی نیست که نیاز داشته باشد بخاطر آن، توجه مان را از مبارزه با امپریالیسم منحرف کنیم."
(5).
ادامه دارد ...

1- مصاحبه با چند زن فدائی و همچنین نشریه کار 16 اسفند 1359
2- رهایی، بهمن 1358
3- ارواند آبراهامیان، جنبش چریکی ص. 9
4- زن در مسیر رهایی. تیر 1359
5- مصاحبه با فرد هالیدی

قسمت 1 - قسمت 2 - قسمت 3
قسمت 4 - قسمت 5 - قسمت 6
قسمت 7- قسمت 8- قسمت 9

نوشته شده توسط پویا در 05:39 PM

نظرات (0)


نظرهای نوشته شده:
 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
لابلای اخبار جنگ در کنگو آدم ها نشسته اند - قربانیان
نمایش اعتراف عشا مومنی + ما فکر می کنیم به همه کلک می زنیم
فکرهای روز برنده شدن اوباما در انتخابات آمریکا
خویشاوندی پنهان - کتاب تازه ی آرامش دوستدار
آزمایش در جنگل
روزنامه نگار و گزارش از زندگی مردم - آنا پولیتوفسکایا
لغو اعدام نوجوان ها به قانون احتیاج دارد نه فقط بخشنامه + رابطه ی "مردانگی" با خشونت و غیرت
پیامبران "مدارا"، میزبانان نشست دین در دنیای معاصر- جلوه گری های بی مسمّا
لباس گلشیفته فراهانی، چرا قبا و گیوه ی مردانه نه؟ چارچوب های مرد-محور
بر طرف کردن موانع- خیانت و خدمت از نظر آقای خاتمی

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661