![]() |
|
|
« بخش سانسور شده ی کتابی درباره ی حقوق زنان-8 |
صفحه اصلی
| بخش سانسور شده ی کتابی درباره ی حقوق زنان- 9 »
February 27, 2006
فقط بی تفاوت نباشیم ![]() می گویند سیذارتا شاهزاده ای بود که در دنیای زیبای خودش، دنیایی که برایش فراهم آورده بودند زندگی می کرد. روزی که راهی به بیرون از آن قصر طلایی پیدا کرد، چشمانش با دیدن پَلَشتی های این دنیا باز شد و دیگر آرام نگرفت. جستجو از همان جا آغاز شد. من هم این را شنیده بودم. حالا به این نتیجه رسیده ام که آن قصر طلایی و بی رنج شاید آرامش خیالی باشد که گاه گاه در درون ما رخنه می کند. همین کافی است که سرمان را از چنبره ی روزمره گی بیرون کنیم. پلشتی ها آنجاست. قصر طلایی سیذارتا یا بودا، بی تفاوتی ماست. پس از این که اولین بار به عکس های جان استن مایر نگاه کردم، هیچ تردیدی نداشتم که آنها را باید با دیگران تقسیم کنم. و برای همین در یک آلبوم فلش گردآوری کردم تا کسانی که علاقه دارند ببینند. این، به دنبال پلشتی دویدن نیست. لازم است که اصلا بدنبالش بدویم؟ زنده یاد کاوه گلستان می گوید: " من ميخواهم صحنههايي را به تو نشان دهم كه مثل سيلي به صورتت بخورد و امنيت تو را خدشهدار كند و به خطر بيندازد. ميتواني نگاه نكني، ميتواني خاموش كني، مي تواني هويت خودرا پنهان كني، مثل قاتلها، اما نميتواني جلوي حقيقت را بگيري، هيچ كس نميتواند." آلبوم تصویری از جهان را ببینید. عکس ها از عکاس معروف John Stanmayer است و آسیه شعر زیبایش را سروده است. نوشته شده توسط پویا در 05:31 PM پویا عزیز در بلاگ نیوز لینک داده شد
نوشته شده توسط Achilles- آشيل در February 27, 2006 06:54 PM ممنونم دوستان بلاگ نیوز از توجه تان. هم به این مطلب و هم ترجمه ی فصل سانسورشده ی کتاب.
نوشته شده توسط پویا در February 27, 2006 07:23 PM سلام پویای عزیز خسته نباشی
نوشته شده توسط خیال تشنه در February 28, 2006 02:13 PM Salaam Pouya aziz. Merci baraay-e tamaam-e kaar haay-e por baarat va tashakor az lotfat
نوشته شده توسط Yasseman در February 28, 2006 11:21 PM حمیراجان ممنونم که سر زدی. این واقعیت دردناک هم که می دانی در کنار بقیه ی واقعیت های دردناک قرار دارد. از متن عکس ها شاید بتوان فهمید که واقعیت دردناکی به نام نان و نیازهای اولیه ی هر انسانی وحود دارد که بخش بزرگی از انسانها از آن محرومند. در کنار این بگذار فرهنگی که برای انسانیت ارزشی قایل نیست. تعجب ندارد راننده ای که خودش می داند آن دختر 16 ساله با شکم گرسنه و روح خرد شده برایش می رقصد، به چه خیره شده است؟ و در کنار اینها پیدا کردن بسیاری از واقعیت های دردناک دشوار نیست.
نوشته شده توسط پویا در March 1, 2006 05:52 PM یاسمن جان ممنونم. این تنها کاری (و چه کار کوچکی) بود که از دستم بر می آید. امیدوارم برنامه تان با موفقیت باشد.
نوشته شده توسط پویا در March 1, 2006 05:54 PM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: