ادامه ی نوشته ی ساناساریان را با هم بخوانیم:
علاوه بر اخراج های ناگهانی زنان، انواع روش های روانی و زبانی هم بکار گرفته شد تا کار اخراج ها را آسانتر کند و خود زنان را به استعفا تشویق کند. برای نمونه در یک اداره دولتی وقتی زنی برای پرستاری از کودک مریضش درخواست مرخصی کوتاهی کرد، به او گفته شد که بهتر است از شغلش استعفا بدهد، در خانه بنشیند و از کودکش پرستاری کند. در مورد دیگری، به معلمان زن گفته شد که نمی توانند بچه های کوچکشان را با خودشان به مدرسه بیاورند. در جاهایی که معلمان به این موضوع اعتراض کردند، به آنها گفته شد که کارشان را ترک کنند، به خانه شان بروند و از شوهر و فرزندانشان مراقبت کنند. دولت جمهوری اسلامی برای دلسرد کردن زنان از کار در بیرون از خانه همان چند مهد کودک موجود در کشور را هم تعطیل کرد. (1)
حجاب اجباری وسیله ی دیگری بود که برای سرکوب زنان به کار گرفته شد. با اینکه قانونی برای حجاب وضع نشده بود، اذیت و آزار اجتماعی و مقررات اداری، اکثریت زنانی را که تا پیش از آن بدون حجاب بودند، مجبور به رعایت حجاب کرد. نوع این حجاب از یک شال یا روسری تا پوشش کامل چادر تفاوت می کرد. نداشتن حجاب به بهانه ای برای برکنار کردن زنان از شغل شان تبدیل شده بود. موضوع حجاب اجباری از سوی دیگر انگیزه ای هم برای اعتراضات و تظاهرات زنان در مارچ 1979 (اسفند 1359) و جولای 1980 (تیر 1360) شده بود.
اجبار زنان برای حجاب از راههای غیر رسمی هم انجام می شد، مانند مواردی که فروشندگان از فروختن جنس به زنان بی حجاب خودداری می کردند. مواردی هم از حمله ی فیزیکی به زنانی که حجاب نداشتند وجود داشته است. در مارس 1980 ( اسفند-فروردین 1359) بیش از پنج دختر در شهر ارومیه بخاطر نداشتن حجاب مورد هجوم قرار گرفتند.(2) در مورد دیگری در شهر رشت زنی باحجاب با چوب به زنی بدون حجاب حمله کرد. این ماجرا منجر به درگیری میان طرفداران و مخالفان حجاب شد و چند نفر زخمی شدند. (3). حجاب در طول تاریخ مدرن ایران، همواره در مرکز "مسئله ی زنان" وجود داشته است. تلاش طرفداران حقوق زنان برای برداشتن حجاب را در سالهای 1920 ( 1299) در نظر بگیرید، غیرقانونی کردن شتاب زده ی حجاب بوسیله ی رضاشاه، بازگشت حجاب در سالهای 1320، از میان رفتن تدریجی حجاب در دوران محمد رضا شاه و سپس استفاده گسترده از حجاب بعنوان سمبل اعتراض در سال 1357. اهمیت موضوع حجاب تنها مربوط به ایران نمی شود. استفاده از حجاب بعنوان وسیله ای برای منزوی کردن زنان و جدایی آنها از اجتماع برای حفاظت از مردان، امری پذیرفته شده در کشورهای اسلامی است. پوشاندن جنس مونث راهی برای اِعمال کنترل جنسی در هنگام حضور اوست، که به این موضوع اساسی برای همه گیر کردن حجاب، جنبه ی سیاسی داده اند. برای مثال جامعه ی زنان انقلاب اسلامی که گروهی طرفدار آیت الله خمینی است، در سال 1980 (1359) در بیانیه ای از همه گیر کردن حجاب در جامعه پشتیبانی کرد. این زنان، موضوع حجاب را مساوی با مسئولیت اجتماعی دانستند و اعلام کردند که زنان بعنوان مادران نسل های آینده نمی توانند بی تفاوت به مسائل مذهبی بمانند. "خواهرم، تو می دانی که در جامعه نباید بعنوان شخصی که در پی ارضای هوا و هوس های خودش است معرفی بشوی." این بیانیه سپس زنان را تشویق می کند تا با حجاب شان با امپریالیسم مبارزه کنند. (4)
موضوع اساسی که در اینجا مطرح می شود این است که جنسیت زن منبعی شیطانی است و زنان باید این را بپذیرند و تلاش کنند برای کنترل آن خودشان را بپوشانند. زن در اجتماع چنین می آموزد که نسبت به جسم خود و تمایلات جنسی اش دیدی منفی داشته باشد. او همان درک مردانه را نسبت به خودش دارد و می پذیرد که جنسیت او مرد را تحریک می کند. مقامات جمهوری اسلامی با اعلام این که مقاومت در برابر حجاب، توطئه ی آمریکا برای نابودی نظام است، به این موضوع جنبه ی سیاسی داده اند. حمایت آنها از حجاب نه بر اساس حفظ فرهنگ و سنت بلکه بهانه ای برای رسیدن به هدفی سیاسی است. همانطور که یکی از نمایندگان مجلس صریحا اعلام کرد: "بجث حجاب نه بعنوان یک مسئله ی دینی، بلکه بعنوان مسئله ای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مطرح است."(5). اینکه چطور تاریخ تکرار می شود جالب است. اعلام کشف حجاب توسط رضاشاه در سال 1936 (1317) اقدامی آزادیخواهانه برای جنبه ی سیاسی دادن به یک پدیده ی
اجتماعی- فرهنگی بود. نه رهبران ِ مردِ طرفدار تجدد و نه آنانکه بر ضد تجدد بوده اند، هیچگاه نخواسته اند به مسئله ی حجاب در مفهوم فرهنگی آن بعنوان وسیله ای برای سرکوب تمایلات جنسی جنس مونث برخورد کنند.
اقدامات دیگر جمهوری اسلامی در موضوع قوانین، حقوق ناچیزی را که زنان بدست آورده بودند به سوی نابودی برد. در همان چند ماهه ی اول پس از پیروزی انقلاب، قانون حمایت خانواده با دستور مستقیم آیت الله خمینی از اعتبار ساقط شد. قانون حمایت خانواده غیر اسلامی اعلام شد. دادگاه های ویژه ی مدنی که توسط روحانیون اداره می شدند برای رسیدگی به دعواهای حقوقی تعیین شدند.
ادامه دارد...
1- نشریه انجمن رهایی زن. نیمه دوم 1359
2- روزنامه انقلاب اسلامی. تیر 1359
3- همانجا شماره 16 تیر
4- کارنامه. ص 11
5- Iran Times ، آگوست 1980
قسمت 1 - قسمت 2 - قسمت 3
قسمت 4 - قسمت 5 - قسمت 6
نظرهای نوشته شده: