از دوستانی که این مطالب را پی می گیرند ممنونم.
نوشته ی ساناساریان را دنبال می کنیم:
جالب توجه ترین نظرات آیت الله خمینی در مورد زنان و هر چیز جاندار و بی جان دیگر در رساله ی توضیح المسائل مندرج است که بصورت کتابی در ماههای اولیه بازگشت او به ایران منتشر شد. این کتاب، بسیاری از روشنفکران را حیرت زده کرد. هر زمان که به آن بعنوان نمونه ای از دیگاه های آیت الله اسنتاد می شود، طرفدارانش می گویند آن نمونه از زمینه ای که آن حرف در آنجا بیان شده، خارج شده است. کتاب بصورت مسئله های جداگانه با شماره و بدون ارتباط با هم نوشته شده است. نوع نوشته آنقدر جامع و دربرگیرنده است که امکان ندارد آن را بدون زمینه ای که مطرح بوده و تنها بصورت یک ادعا بیان کرد. این کتاب همه نوع موضوعات را مورد توجه قرار می دهد، مثلا اینکه چطور خود را باید شُست، چگونه باید نمار گزارد، چگونه باید مردگان را دفن کرد، چگونه باید حیوانات را ذبح اسلامی کرد، چگونه کار خرید و فروش را انجام داد و همینطور قوانین مربوط به ازدواج و طلاق. در مجموع این یک مجموعه احکام ِ شخصی، برای شیوه زندگی اسلامی است.
در رابطه با ترسیم دیدگاه های آیت الله خمینی درباره ی زنان، من قسمت هایی از کتاب او را انتخاب کرده ام: (ترجمه ی این قسمت مستقیما از متن رساله ی آیت الله خمینی است- م)
"مسئله ی 2395 - اگر [مردی] با دختر عمه يا دختر خاله خود ازدواج نمايد و پيش از آن كه با آنان نزديكى كند با مادرشان زنا نمايد عقد آنان اشكال ندارد.
مسئله ی 2397 - زن مسلمان نمىتواند به عقد كافر در آيد، مرد مسلمان هم نمىتواند با زنهاى كافره غير كتابيه بطور دائم ازدواج كند و به احتياط واجب ازدواج دائم با زنهاى كافره اهل كتاب نيز جايز نيست، ولى صيغه كردن زنهاى اهل كتاب مانند يهود و نصارى مانعى ندارد.
مسئله ی 2412 - زنى كه عقد دائمى شده نبايد بدون اجازه شوهر از خانه بيرون رود و بايد خود را براى هر لذتى كه او مىخواهد، تسليم نمايد و بدون عذر شرعى از نزديكى كردن او جلوگيرى نكند و اگر در اينها از شوهر اطاعت كند تهيه غذا و لباس و منزل او و لوازم ديگرى كه در كتب ذكر شده بر شوهر واجب است و اگر تهيه نكند چه توانايى داشته باشد يا نداشته باشد مديون زن است."
در جای دیگر کتاب، آیت الله خمینی می خواهد که زنان، خودشان را حتی از پسری که به سن بلوغ نرسیده ولی خوب و بد را از هم تشخیص می دهد و ممکن است تمایلات جنسی داشته باشد بپوشانند. یا اینکه، اشکالی ندارد که از چهره ی زنی عکس گرفته شود ولی مرد پس از آن نباید به عکس نگاه کند. اگر مردی بتواند زنی را تنها با نگاه کردن معالجه کند، نباید به او دست بزند، و در غیر اینصورت او باید از نگاه کردن به بدن زن خودداری کند.(1).
با همه ی اینطور مطالب این کتاب، مجتهدین دیگری هم کتابهای مشابهی درباره برداشت خودشان از نوع زندگی اسلامی نوشته اند و این ادعا که نوشته ی آیت الله خمینی استثنا است، ادعای درستی نیست. او نماینده ی آشکاری از همان طرز تفکر درباره ی زنان است. شاه و آیت الله خمینی دو موضوع مشترک داشتند: خواستشان برای داشتن قدرت و عدم علاقه ی درونی شان به جنس فریبنده و اغواکننده. هر دو از یک برداشت فرهنگ سنتی و قدیمی مذهبی و برداشت کلیشه ای در مورد نیمی از جمعیت ایران رنج می بردند. در حالیکه شاه احساسات خودش را در زیر پوششی از پیشرفت پنهان می کرد، آیت الله خمینی احساساتش را بی پرده بیان می کرد. در حالیکه شاه (مانند هزاران مرد ایرانی دیگر) در تناقض و دوگانگی نفوذ شرق و غرب گرفتار بود، آیت الله خمینی در جایگاه سنتی خودش مانده بود. او خودش را مفسر کلمات پیامبر می دانست، و هیچکس به جز خدا نمی توانست باورهای او را تغییر بدهد. نمونه هایی که در بالا آوردیم چیزی فراتر از طرفدار حقوق زنان بودن یا نبودن (در مورد شاه) است، اینها بیان آروزها و باورهای یک عالم دینی است.
سرکوب انحراف: جایگاه زنان
اقدامات سرکوبگرانه علیه زنان به یکباره انجام نشد بلکه بتدریج در طول سه سال 1981-1979 (1360-1358) اِعمال شد. در طول این سه سال اوضاع سیاسی و اقتصادی خرابتر شد. در سال 1980(1359) تولید صنعتی با یک سوم ظرفیت خود جریان داشت و میزان بیکاری به 30 درصد رسیده بود.(2) . جنگ با عراق موجب ضربات زیادی به منابع انسانی و مادی کشور شده بود. مسائل اقوام مختلف، از آن جمله موضوع کردستان حل نشده باقی مانده بود و ادامه داشت. حتی اقلیت هایی مانند یهودیان که جنبش و حرکت اجتماعی هم نداشتند مورد حمله و اتهام جاسوسی قرار می گرفتند. بهاییان بیشتر از بقیه گروههای دینی مورد رفتار خشن قرار می گرفتند و رهبران و فعالین آنها زندانی و اعدام می شدند.
تعداد زندانیان سیاسی و همینطور تعداد اعدام ها پس از برکناری رئیس جمهور بنی صدر در تیرماه 1360 بسرعت افزایش پیدا کرد. طی چهارماه پس از برکناری بنی صدر، طبق آمار رسمی بیش از دو هزار نفر اعدام شدند. (3) تعداد اعدام های اعلام نشده معلوم نیست.
با بکارگیری روشهای اِعمال قدرت فیزکی و روانی بر علیه زنان، آنچه از بهبودی وضع شان را که در زمان شاه بدست آورده بودند از دست دادند. پایین آمدن جایگاه زنان نتیجه ی سیاست های ارتجاعی حکومت بود که حضور زنان را از قلمرو حقوقی، اقتصادی و سیاسی حذف می کرد. سرکوب زنان عمدتا با سه روش انجام شد: جدا کردن زنان از نیروی کار اجتماعی و اشتغال، حجاب اجباری و تدوین قوانین ضد زن.
از زمان روی کار آمدن حکومت آیت الله خمینی، هزاران زن از محل های کار خودشان اخراج شده بودند. با این حال، کنار زدن جمعی زنان از نیروی کار اجتماعی یکباره انجام نشد. هر گروهی از زنان به روشی خاص و در دوره زمانی خاصی مورد فشار قرار گرفتند. در سال 1979 زنانی که مشاغل بالای اجتماعی داشتند مورد فشار و حمله قرار داشتند. این ها شامل قضات، وکلا، مهندسین و استادان دانشگاه بودند. اکثریت آنها خیلی زود از کار اخراج شدند. گروههای دیگر زنان شاغل مدتی بعد به دلایل مختلف مورد اخراج قرار گرفتند. برای نمونه در جولای 1980 (مرداد 1359) چهل و سه پرستار در شهر مسجدسلیمان از بیمارستان شرکت ملی نفت اخراج شدند. دلیلی که برای این کار آورده شد این بود که آنها از رعایت "پوشش اسلامی" خودداری کرده بودند.(4) در نیمه ی دوم سال 1980 (1359) سی نفر از معلمان زن در شهر سنندج مورد اتهام فحشا قرار گرفتند و از کار اخراج شدند. شرکت ملی نفت گروهی از زنان را مجبور به بازنشستگی پیش از موعد کرد و این کار بدون هیچ پرداختی انجام شد. در کارخانه ی پارچه بافی ساوه؛ 35-30 نفر از زنان شاغل در خط تولید از کار اخراج و به جای آنها کارگران افغانی به کار گمارده شدند. (5) در اکثر موارد زنان بدون ارائه ی هیچ توضیحی از کار برکنار می شدند.
ادامه دارد ...
1- مسائل 2435 و 2439 و 2441 .
2- Time ماه مه 1980.
3- Iran Times اکتبر 1981.
4- همان. جولای 1980
5- "کارنامه" ص. 21
قسمت پنجم
قسمت چهارم
قسمت سوم
قسمت دوم
قسمت اول
نظرهای نوشته شده: