ادامه ی فصل هفتم کتاب "جنبش حقوق زنان در ایران" را پی می گیریم:
ساناساریان می نویسد:
وقتی که قانون اساسی به اجرا گذاشته شد و انتخابات سراسری انجام گرفت، از 217 نماینده ی انتخابی مجلس شورای ملی، فقط 2 نفرشان زن بودند و هر دوی آنها از حزب جمهوری اسلامی. آنها در جلسات مجلس با پوشش سنتی چادر سیاه شرکت می کردند. محافظه کاران راست گرا می دانستند که چقدر ساده می توانند از کمک زنان فقیر، بی سواد و خرافاتی برای رای گرفتن و برنده شدن استفاده کنند. آنها همچنین از احساسات طرفدارانه ی زنان باسواد طبقه ی متوسط نسبت به آیت الله خمینی آگاه بودند. چرا باید این منبع اساسی پشنیبانی زنان را از دست می دادند؟ حق رای زنان بعنوان هدفی برای کسب پشتیبانی زنان از جمهوری اسلامی حفظ شد.
قانون اساسی 1358 زنان را در قالب خانواده در نظر می گرفت و تاییدی بود بر برداشت فرهنگی از زن بعنوان یک همسر و مادر. این نگاه چندان تفاوتی با نگاه رهبر اصلی جمهوری اسلامی یعنی آیت الله خمینی نداشت.
دیدگاه های آیت الله خمینی نسبت به زنان
ما دیدگاه های آیت الله خمینی نسبت به زنان را با استفاده از نوشته ها، سخنرانی ها و مصاحبه های او تجزیه و تحلیل خواهیم کرد. هدف از این بخش، بررسی عقاید سیاسی، اجتماعی و اقتصادی او نیست چرا که این کار بطور پیگیر و جدی توسط دیگران انجام شده است.
شاید اولین باری که ایرانیان تحصیل کرده و همینطور جهان با نظرات حقیقی آیت الله خمینی درباره ی زنان آشنا شدند پس از انتشار مصاحبه ی او با اوریانا فالاچی در سپتامبر 1979 بود. جالب این است که مصاحبه ی فالاچی با شاه هم، احساسات درونی او را در رابطه با زنان آشکار کرد. توانایی فالاچی در هدف قرار دادن هسته و مرکز موضوع مورد سوال و در خواست او برای گرفتن پاسخ های صریح به پرسش های صریحش موجب آشکار شدن دیدگاه های هر دو مرد درباره ی جنس مونث شد. منظر و دیدگاه شاه نسبت به زنان، نگاهی شدیدا مردانه از نوع مدرن و جدید آن بود. برای او زنان وسیله ای برای لذت و زاد و ولد (ترجیحا پسر) بودند. او به توانایی های عقلی و فکری زنان باور نداشت. در باور او زنها در واقع جنس پایین تر بودند. با این حال علی رغم باور شخصی خود، شاه برای اینکه در نظرها مترقی جلوه کند، از وارد شدن زنان به عرصه های مختلف اشتغال استقبال می کرد. اساسا او مردی بود با عقده های فراوان روحی و احساس حقارت و خود کم بینی که همین ها موجب سردرگمی سیستم ارزشی او با نگاهی سودجویانه و استثمارگرایانه نسبت به زنان می شد.
آیت الله خمینی از سوی دیگر، در دنیایی جدا از دنیای شاه زیسته بود. او یک مرد مذهبی بود و برای او پاسخ تمام پرسش ها، مشکلات و برخوردها در اسلام یافت می شد. مانند هر باورمند متعصب (در واقع بسیار شبیه همکاران مسیحی خود در قرون وسطی و یا نخبه گرایان مذهبی ِ امروزی)، شخصیت او و دین او در برداشت و تفسیرش از قوانین اسلامی، یکی شده بود.
دیدگاه آیت الله خمینی نسبت به جنس مونث بر اساس تفسیر و برداشت کلاسیک او از قرآن بنا شده بود. که طبق این برداشت زن مظهر و سمبل بی نظمی، منبع شیطانی و علت «فتنه» یا فریب بود. (1). این صفات، جزئی از ذات و طبیعت جنس مونث است، بنابراین او باید خودش را بپوشاند و فرمانبردار قوانین تنظیم کننده و سخت اسلام باشد. در اوایل سال 1981 آیت الله خمینی در یک سخنرانی برای گروهی از زنان، اعلام کرد که یکی از بزرگترین دستاوردهای انقلاب اسلامی بازگشت حجاب بوده است. اگر انقلاب اسلامی هیچ دستاوردی هم بجز حجاب زنان نداشت، همین خودش برای انقلاب کافی بود."(2)
وقتی که فالاچی درباره ی چادر از آیت الله خمینی پرسید، او چنین پاسخ داد:
"زنانی که در انقلاب اسلامی شرکت داشتند زنانی با پوشش اسلامی بوده و هستند، نه زنان شیک پوشی مانند شما، که بدون حجاب رفت و آمد می کنید و به دنبال خودتان گروهی مرد را راه می اندازید. زنان عشوه گری که آرایش می کنند و به خیابان می روند و شانه هایشان و موهایشان را نمایش می دهند و فرم بدنشان را، با شاه مبارزه نکردند. آنها هیچ وقت کار مثبتی نکردند، نه آنها ... و این بخاطر این است که با نپوشاندن خودشان، حواس مردان را پَرت و آنها را اغوا می کنند.(3)
فکر و وسواس دائمی درباره ی حجاب زنان و این باور که زنان بدون حجاب حواس مردان را پرت و آنها را اغوا می کنند، اشاره به تفسیر و برداشت کلاسیک درباره ی جنس مونث بعنوان منحرف کننده ی جنس مذکر است. حجاب نه وسیله ای برای محفاظت از زن، بلکه وسیله ای برای محافظت مرد از دسیسه و فریب زنان است.
ادراک آیت الله خمینی از زندگی و دنیا از زمان پیامبر اسلام بدون تغییر مانده است. دلایل او برای طرفداری از چندهمسری یکی از این موارد عدم تغییر است:
"قانون داشتن 4 زن عقدی یک قانون بسیار مترقی است و برای نفع زنان نوشته شده است، از آنجا که تعداد زنان بیشتر از مردان است. تعداد بیشتری زن در مقایسه با مردان متولد می شوند و مردان بیشتری در جنگ کشته می شوند. یک زن به مرد احتیاج دارد، پس ما چه می توانیم بکنیم از آنجا که تعداد زنان بیشتر است؟ آیا ترجیح می دهید آن تعدادی که بیشتر هستند روسپی بشوند یا اینکه با مردی که زنان دیگری هم دارد ازدواج کنند؟"(4)
بدین ترتیب زنان ازدواج نکرده عجب امکان انتخابی دارند! ازدواج (حتی با مرد متاهل) یک مکانیسم قانونی برای فشار اجتماعی و جنسی به زنان و روشی برای کنترل آنان است و در ضمن نشانه ای از یک ترس عمیق از استقلال و آزادی زنان هم هست.
ادامه دارد ...
1- Beyond the veil: Male-Female Dynamics in a Modern Muslim Society. Fatima Mernissi
2- روزنامه پردیس، شماره 14 فروردین 1360.
3-اوریانا فالاچی - مصاحبه با [آیت الله] خمینی. New York Times Magazine ، اکتبر 1979 .
4- همان.
قسمت چهارم
قسمت سوم
قسمت دوم
قسمت اول
نظرهای نوشته شده: