« بر الهام افروتن در زندان چه رفته است؟ | صفحه اصلی | بخش سانسور شده ی کتابی درباره ی حقوق زنان -4 »
February 18, 2006
بخش سانسور شده ی کتابی درباره ی حقوق زنان - 3

در این پست قسمت سوم فصل هفتم کتاب "جنبش حقوق زنان در ایران" که در چاپ فارسی نیامده است را پی می گیرم.
ساناساریان در ادامه می نویسد:

دومین اقدام جمعی گروههای طرفدار حقوق زنان برای بیان نظراتشان، کنفرانس اتحاد زنان در ماه دسامبر 1979 بود. کار تبلیغاتی بسیار کمی درباره ی این کتفرانس انجام گرفته بود. در واقع هم گروههای چپ گرا و هم گروهای راست کوشیده بودند که از شرکت زنان در این کنفرانس جلوگیری کنند. با وجود توصیه ی گروههای طرفدار حقوق زنان برای خودداری از این جلوگیری ها، سازمان فدایی در همان روز و همزمان با برگزاری کنفرانس تظاهراتی برپا کرد که به این ترتیب توجه بسیاری از زنان و از جمله هواداران زن این سازمان از موضوع کنفرانس به چیز دیگری جلب شد. بنیادگرایان مذهبی با قطع برق ساختمان، تلاش کردند جلوی برگزاری کنفرانس را بگیرند که علی رغم این، کنفرانس با روشن کردن شمع کار خودش را ادامه داد.
گروههای مختلفی در این کنفرانس شرکت کردند: برخی از آنها گروههای شغلی زنان مانند کانون ترقیخواه بانک مرکزی بودند ولی بیشتر آنها با گروههای کوچک چپ گرا مربوط بودند. مانند انجمن رهایی زن که با سازمان چپ گرای وحدت کمونیستی در ارتباط بود و همینطور جمعیت زنان ایران که با حزب رنجبران رابطه داشت. با اینکه این گروهها در توجهشان به موضوع حقوق زنان صادق بودند اما وابستگی آنها به احزاب مختلف از همکاری نزدیک تر میانشان جلوگیری می کرد. گروههای زنان در سالهای 80-1979 شباهت هشداردهنده ای با سازمانهای زنان در سالهای 1940 و اوایل 1950 (سالهای میان 1320 و 1332 خورشیدی) داشتند. همانطور (که در فصلهای پیش) دیدیم در سالهای 1940 گروههای طرفدار حقوق زنان با احزاب مختلف سیاسی مربوط بودند و به همین خاطر برای سازمان دادن زنان زیر یک پرچم واحد دچار مشکل بودند. ایدئولوژی اکثریت احزاب سیاسی و اعضای مرد آنها مقدم بر طرفداری و توجه گروهها نسبت به حقوق زنان بود. در عمل، موضوع حقوق زنان اسیر سیاست عمومی احزابی بود که این گروهها به آنها وابسته بودند. سازمانهای زنان در سالهای 80-1979 مانند سازمانهای مشابه شان در سالهای 1940 فاقد شخصیت مستقلی بودند که سازمانهای زنان در سالهای 1920 (حدود سالهای 1300 خورشیدی) داشتند.
سومین اقدام جمعی از سوی هواداران حقوق زنان در تیر ماه 1359 انجام شد. در اواخر خرداد ماه آن سال آیت الله خمینی اعلام کرد که تمام نشانه ها و سمبل های حکومت شاه (شامل عکسها و سَربرگ نامه ها و مانند اینها) باید از میان برود. او همچنین زنان را به رعایت حجاب مقید کرد. وقتی که فرمان آیت الله خمینی به عمل گذاشته شد، حدود 2500 زن با پوشیدن لباس سیاه بر علیه این قانون اعتراض کردند. آنها شامل زنان شاغل، تحصیل کردگان غرب، غیر مذهبی ها و هواداران شاه بودند. تعداد شرکت کنندگان در این اعتراض به چند دلیل از تعداد زنان در تظاهرات یکسال پیش کمتر بود: 1- بسیاری از زنانی که می توانستند کشور را ترک کنند، از ایران رفته بودند. 2- احساس ناامیدی و ترس از حمله ی متعصبین بسیاری از زنان را از صحنه ی اعتراضات دور نگاه می داشت و 3- فضای سیاسی-اجتماعی بسوی سرکوب بیشتر پیش می رفت و هزینه ی شرکت در یک تظاهرات اعتراضی زنان را بالا می بُرد.
زنانی که بر علیه اعلامیه ی آیت الله خمینی اعنراض کردند، شجاعت زیادی بخرج دادند. وقتی که آنها شعار می دادند "ما انقلاب نکردیم که به عقب برگردیم"، حزب اللهی ها فریاد می زدند "مرگ بر عروسک های غربی" و می گفتند "وظیفه ی دولت است که این فاحشه ها را مجازات کند." تظاهرات زنان غیرقانونی اعلام شد و چند روز بعد 8 نفر که پنج نفر آنها زن بودند به جرم اقدام برای برگزاری یک تظاهرات دیگر برای طرفداری از حقوق زنان دستگیر شدند. همچنین اعلام شد زنانی که پوشش اسلامی را رعایت نکنند حقوق و مزایای شان را از دست خواهند داد.
این وقایع همزمان شده بود با دهه ی 1980 که سازمان ملل در کنفرانس کپنهاگ آن را «دهه ی زنان» اعلام کرده بود. (این کنفرانس قرار بود در تهران برگزار شود که با وقوع اتقلاب، محل برگزاری آن تغییر کرد). هیئت زنان ایرانی (که همه شان طرفدار آیت الله خمینی بودند) اعلام کردند که زنان ایرانی در انتخاب پوشش اسلامی آزاد هستند. در همین زمان حجت الاسلام علی خامنه ای که از روحانیون قدرتمند تهران بود و بعدا رئیس جمهور شد، در یکی از مراسم نماز جمعه در دانشگاه تهران درباره ی اعتراضات زنان گفت:
"من نمی خواهم آنها را روسپی خطاب کنم چون کار روسپی فقط مربوط به خودش می شود. کارهای این زنان (تظاهرکنندگان) مسئله ی جامعه است. برای همین من آنها را ضدانقلاب می نامم ... به این زنان که می گویند در این کشور آزادی نیست من پاسخ می دهم که اگر در این کشور آزادی نبود این یک موضوع طبیعی برای این ملت مسلمان بود که شما را موقع تظاهرات بکُشند."
ادامه دارد.

ترجمه ی بخش اول
نرجمه ی بخش دوم

نوشته شده توسط پویا در 01:18 AM

نظرات (9)


نظرهای نوشته شده:

فكر مي كني دليلي منطقي برايه سانسور اين مطالب ميشه پيدا كرد؟

نوشته شده توسط امیر حسین در February 18, 2006 03:54 AM

امیرحسین گرامی در تمام این سالها تلاش شده که تصویری خود ساخته و به نفع حکومتگران ما از تاریخ داده شود. نه فقط تاریخ اتقلاب که حتی از زمان مشروطه (به پیش از آن اشاره ای نمی کنم) به این طرف. این "خودی" و "غیر خودی"، این "دشمن"، این "توطئه" و "تهاجم فرهنگی" ... همه در سایه ی تصویر یکسویه ای است که از تاریخ ارائه شده است.
پویا

نوشته شده توسط پویا در February 18, 2006 11:18 AM

poya jaan, hamaantor keh mibin baaz ham dar safar hastam. faghat khastam begam keh You are an Angel.

نوشته شده توسط monahita در February 18, 2006 11:43 AM

مطالب ترجمه شده تان بسیار جالب بود و برای من جدید. متاسفانه اکثر لینکهایتان فیلتر شده اند لطفا اگر فیلترشکن سراغ دارید آدرس بدید.

نوشته شده توسط ليدا در February 18, 2006 12:35 PM

مونا جان ممنونم که مطالب را دنبال می کنی. و جمله ی آخرت شرمنده ام کرد.
پویا

نوشته شده توسط پویا در February 18, 2006 12:59 PM

لیدا گرامی از توجهت ممنونم. در بسیاری از سایت ها و وبلاگ ها این فیلترشکن ها را می نویسند و لیست هایشان را آپدیت می کنند. من متاسفانه در گیر آن نبوده ام. این سایت گویا فیلترشکن رادیو فردا یا رادیو آمریکا است: http://www.nikaktar.com/
شاد باشی
پویا

نوشته شده توسط پویا در February 18, 2006 01:10 PM

دوست عزیز حقیقتا که اینمطالب برای من تازگی داره و خیلی جالبه که بدونم اون اوایل انقلاب هم از این اعتراضات صورت می گرفته است و چیز کمی نیست برای ان دوره و در تعجبم که چگونه ناگهان و برای همیشه از اینگونه اعتراضات مخصوص زنان حالا نه به خاطر حجاب که به خاطر رسیدن به حقوق دیگرشان به ناگهان قطع شد و دفاع از حقوق زن را من انچنان که باید و شاید نشنیده ام که از سوی خود زنان صورت گرفته باشد در این چند سالی که من یاد دارم.ایا بوده است!؟در ضمن شما حتما و حتما در هر مقاله جدیدی که می نویسید سعی کنید تا پیوندهای مقالات قبلی را در مقالات بعدی قرار بدهید تا بقیه که می خواهند از اصل قضیه با خبر شوند بتوانند به راحتی تمامی مقالات را پیدا کرده و بهتر راهنمائی شوند.با سپاس فراوان به خاطر زحمتی که برای این مطالب می کشید.

نوشته شده توسط قلم در February 18, 2006 05:07 PM

قلم گرامی خوشحالم که توانستی از این مقاله استفاده کنی. می دانی که بلافاصله پس از این بود که جنگ ایران و عراق شروع شد و از طرف دیگر حذف همه ی گرایش های دیگر هم از سطح جامعه بسرعت و شدت دنبال شد. تا آن موقع همینطور هم که خودت می خوانی، مسئله ی حقوق زنان همیشه در حاشیه مطرح می شد (اگر می شد) و پس از آن هم دیگر جامعه آنقدر بسته شده بود که دیگر مجالی برای طرح این حقوق نبوده است. البته همیشه حتما وجدانهای بیدار در جامعه هستند که بالاخره ساکت و آرام نمی نشینند اما خوب، میزان تاثیرگذاری آنها هم تابع شرایط دیگر جامعه است.
پیشنهاد خیلی خوبی کردی. در همین پست این لینک ها را می نویسم. وقتی هم که تمام فصل هفتم تمام شد، آ ن را یکجا در یک فایل پی دی اف می گذارم که داشتن و خواندن آن آسانتر باشد.
شاد باشی
پویا

نوشته شده توسط پویا در February 18, 2006 06:02 PM

vgahean jaleb bood, mamanoon.

نوشته شده توسط samaane در February 21, 2006 08:52 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661