« بخش سانسور شده ی کتابی درباره ی حقوق زنان - 1 | صفحه اصلی | بر الهام افروتن در زندان چه رفته است؟ »
February 15, 2006
بخش سانسور شده ی کتابی درباره ی حقوق زنان - 2

8 مارس روز جهانی زن نزدیک است و مقدار زیادی از وقت آزادم به ساختن فلشی برای مراسمی که دوستان در ایران دارند می گذرد. اما تلاش می کنم که متن سانسور شده ی کتاب را هرچند کم پی بگیرم.
ساناساریان در ادامه ی موضوع تغییراتی که بتدریج در وضعیت زنان ایجاد می شد اضافه می کند:

فضای سیاسی-اجتماعی کشور هم به این تغییرات حساس بود. تظاهرات ماه مارس فقط یک ماه پس از پیروزی انقلاب انجام می شد، زمانی که شور انقلابی هنوز گرم بود. در دوره ی بلافصله پس از پیروزی انقلاب، محیط برای همه گونه فعالیتی آماده بود. آزادی بیان بصورت کامل وجود داشت. نشریات متنوعی منتشر می شدند. همه نوع کتاب به سوی بازارسرازیر شده بود و افراد باسواد و تحصیل کرده بهترین دوران زندگی شان را تجربه می کردند. روزنامه ها که با آزادی کامل در مورد هر موضوعی می نوشتند به دولت هشدار می دادند که راهی را که شاه در جهت دیکتاتوری و فساد برداشته بود انتخاب نکند. کسانی که در اولین ماه پس از پیروزی انقلاب در ایران زندگی کرده اند ادعا می کنند که بهترین و هیجان اتگیزترین دوره ی زندگیشان را تجربه کرده اند. شور و هیجان انقلابی برای همه مردم و از جمله زنان تجربه ی تازه ای بود. در چنین حال و هوایی بود که تظاهراتی که برای یک روز برنامه ریزی شده بود، پنج روز به طول انجامید. بُعد دیگر مسئله می تواند حضور قابل توجه زنانی (عمدتا چپگرا) باشد که از خارج به ایران باز گشته بودند. بعضی از این زنان، دانشجویان دختر شاغل به تحصیل در خارج از کشور بودند که به خاطر شرکت در انقلاب و تجربه ی فضای انقلابی بازگشته بودند. حدود 50 درصد دانشجویان خارج از کشور را در سال 1356 زنان تشکیل می دادند.
موضوع پایه ای که از مرکز توجه بدور مانده بود، ریشه دار بودن مقاومت فرهنگی در مورد حقوق زنان در ایران بود. مردانی که بعدها در فضای سیاسی کشور به عنوان میانه رو و یا مترقی شناخته شدند، در مورد نگاهشان به موضوع زنان، دارای چنین ویژگی هایی نبودند. مهدی بازرگان، نخست وزیر ایران در سال 1358، در دیداری با مدافعین حقوق زنان تصدیق کرد که اسلام به زنان اجازه ی امام جماعت شدن و قضاوت دادگستری را نمی دهد چون زنان بیش از حد احساساتی هستند. او همچنین ادعا کرد: "از نظر طبیعی، هیچ تساوی میان زن و مرد در خصوصیات و طرز رفتار، در توانایی های جسمی و اخلاقی و یا استعدادهای ذاتی نیست." او کسانی را که مخالفت می کردند، ضدانقلاب و ضد اسلام خواند. این طرز نگاه، تفاوت اساسی با اظهار نظرهای آیت الله برجسته، طالقانی نداشت. با گفتن اینکه زنان در اسلام می توانند از حق مالکیت اموالشان برخوردار باشند (حقی که از آن عموما بعنوان تنها مثال برای حقوق زنان در جوامع مسلمان یاد می شود، مثل اینکه حق مالکیت اموال مهمترین مسئله ی زندگی یک زن باشد)، آیت الله طالقانی ادعا کرد که حالا زنان از آن مقدار آزادی برخوردارند که مردان باید برای احقاق حقوقشان اعتراض کنند! حتی طرز نگاهی که توسط بنی صدر ابراز می شد، تفاوت اساسی با دیگران نداشت. در یک مصاحبه طولانی، او با مبهم گویی ویژه ی خودش، طرفداری خودش را از حجاب اعلام کرد. در ژوئن 1980 دفتر ریاست جمهوری بنی صدر طی فرمانی از زنان شاغل در ادارات دولتی خواست که در سر کارهایشان پوشش اسلامی به تن داشته باشند. فرمان، این را یک اقدام انقلابی برای پیشبرد جمهوری اسلامی خواند.
تظاهرات ماه مارس زنان، پشتیبانی زیادی را ازسوی مردان تحصیلکرده و غیر مذهبی (سکولار) و با گرایشات لیبرال-دموکرات به خود جلب نکرد. اکثریت این مردان با همان نگاه سنتی، چنین تظاهراتی را با عنوان دسیسه های طرفداری از رژیم شاه، محکوم کردند. هدایت الله متین دفتری، وکیل و بنیادگذار جبهه دموکراتیک ملی در این میان یک استثنا بود. در یک سخنرانی پرشور در دانشگاه تهران او از تظاهرات برای حقوق زنان پشتیبانی کرد. با این حال مردانی مانند او در اقلیت بودند. در فضای ناباوری پس از انقلاب، بسیاری از گروههای سیاسی بر آن بودند که شاه می تواند با یک دسیسه ی بزرگ به قدرت باز گردد. مردان طرفدار سکولاریسم هم از این نظر استثنا نبودند و مانند همتایانشان در کشورهای دیگر، لزوما مفاهیم دموکراسی و سکولاریسم را با حقوق زنان برابر نمی دانستند. مسائل مهمتری توجه آنان را به خودش جلب می کرد، تا اینکه زنان باید حجاب اجباری را رعایت کنند. همانطور که یکی از این مردان به نویسنده (ساناساریان) گفت: "خوب که چه؟ حالا یک مدتی روسری گذاشتن، زنان را نمی کشد." جالب این جاست که یک سال دیگر (در هنگام بحران گروگانگیری سفارت آمریکا) طول کشید تا دموکرات های سکولار بطور عمومی تصدیق کنند که دنباله روی کورکورانه از گروههای مذهبی بیهوده بوده است. همانطور که ابوالفضل قاسمی (که زمانی از رهبران جبهه ملی بود) تصدیق می کند:
"نشانه های زیادی با بی توجهی روبه رو شدند. اهمیت این نشانه ها کوچک شمرده شد تا اینکه بالاخره دیر شد... ما با سادگی و معصومیت به موضوع اتحاد وفادار ماندیم." او سپس اینطور تفسیر کرد که: "شاید ایران در هر حال برای ما آماده نبود ... شاید ایران هنوز برای دموکراسی آماده نیست."

ادامه دارد ...

نوشته شده توسط پویا در 09:35 PM

نظرات (1)


نظرهای نوشته شده:

این پست به بلاگ نیوز ارسال شد

نوشته شده توسط بلاگ نیوز در February 16, 2006 08:53 AM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661