« اعتصاب کارگران شرکت واحد چیزی جز حق مدنی آنها نیست | صفحه اصلی | مهدیه ی 12 ساله با صورت زخمی می گوید: پدرم فقط حق پایمال شده اش را طلب کرده است »
January 28, 2006
حرفهای تکان دهنده ی رویا طلوعی و خبرهای این روزها...

این یکی دو روزه روی یک گزارش تصویری درباره ی به نقل و انتقال غیرقانونی و به فحشا کشاندن کودکان کم سن و سال و زنان در کشورهای شرق آسیا کار می کنم که بصورت یک آلبوم فلش در سایت زنان ایران قرار بدهیم. اما خواستم به دو سه گزارش مهمی که در سایت های خبری خواندم حتما اشاره ای داشته باشم.
مطلب مربوط به حرف های خانم رویا طلوعی رئیس کانون حقوق بشر کردستان و از فعالان حقوق زن در کردستان را در سایت پیک نت خواندم که از مصاحبه ی ایشان با رادیو فردا نقل کرده است. در خبرهای رادیو فردا هم گزارش دستگیری های دست جمعی و سرکوب رانندگان شرکت واحد است. متن کامل آن را در این گزارش خواندم.
------------

ترجیح دادم که متن کامل مطلب خانم طلوعی را در اینجا بیاورم چون می دانم که بسیاری از سایت ها فیلتر شده اند:
دکتر رویا طلوعی رئیس کانون حقوق بشر کردستان و از فعالان حقوق زن در کردستان، از ایران خارج شد و بیان ناگفته‌های خود را آغاز کرد. رویا طلوعی که اخیرا از زندان سنندج آزاد شده بود، توانست خود را به خارج از کشور برساند و از آنچه در دوران بازداشت بر سر او آوردند سخن بگوید. او قرار است شکایت نامه ای خطاب به تمام مجامع حقوقی بین المللی منتشر کند. وی در مصاحبه بسیار کوتاهی که با رادیو فردا کرد، گفت: با من در زندان سنندج همان کاری را کردند که با زهرا کاظمی کردند. او گفت که پس از شکنجه وی، او را تهدید کردند که بچه‌هایش را به زندان خواهند آورند و در مقابل چشمانش خواهند سوزاند، مگر به آنچه بازجوها می‌گویند و می‌خواهند اقرار کند.
دهم مرداد شب ساعت ده و نیم دستگیر شدم. هفت نفر از اطلاعات نیروی انتظامی با مجوز و مسلح وارد خانه شدند و سه خانم و چهار آقا، در میان گریه بچه‌ها خانه را گشتند. بازرسی از خانه که تمام شد من را به زندان بردند.
اصرار داشتند که من اعتراف کنم که رهبری تظاهرات سنندج در اعتراض به قتل "شوانه قادری" را برعهده داشته ام، تا بتوانند این اعتراف را مبنی اقدام علیه امنیت کشور قرار دهند و بگویند خودش اقرار به اقدام علیه امنیت ملی کرده است.
در مجموع ده پانزده اتهام را مطرح کردند. هر چیزی را هم که برای دیگران جرم نبوده، برای بنده جرم حساب می‌کردند، از جمله کتابم که به زبان کردی در سلیمانیه عراق چاپ شده، برای بنده جرم حساب شده و خیلی موارد دیگر که مهمترین آن اقدام علیه امنیت ملی است و مصاحبه با رادیوهای مختلف را به عنوان نشر اکاذیب علیه نظام حساب کردند و موارد متعدد دیگر.
دوران بازداشت
من مجموعا 66 روز بازداشت بودم که از این مدت 17 روز اولش را در انفرادی در شرایط بسیار غیرانسانی به سر بردم و بقیه آن را برای این که از لحاظ روحی تخریب شوم به میان بند زنانی فرستادند که خانم‌هایی با جرایم قتل و مواد مخدر و غیره آنجا بودند.
من تحت شکنجه قرار گرفتم و این موردی است که می‌خواهم به تمام نهادهای حقوق بشر در جهان شکایت ببرم و صحبتم این است که جمهوری اسلامی را نباید فقط به خاطر مسائل اتمیش به شورای امنیت برد، بلکه مساله اصلی مردم ایران درواقع زیر پا نهادن حقوق بشر است و فشارهای فراوانی که توسط رژیم به ما وارد می‌شود.
من در سلول انفرادی تحت شکنجه قرار گرفتم و فقط می‌توانم بگویم از آنچه بر خانم زهرا کاظمی گذشت، فقط لنگه کفشش را کم داشتم. شخصا توسط امیری، معاون دادستان کردستان در تاریخ پانزدهم مردادماه تحت وحشیانه ترین شکنجه‌ها قرار گرفتم که واقعا قابل بیان نیست.
شب بعد از اتفاقاتی که افتاد، باز هم از من می‌خواستند علیه خودم اقرار کنم. من نوشتم تنها در حضور وکیلم صحبت می‌کنم که به من خندیدند و گفتند اصلا در مراحل اولیه بازرسی همچنین چیزی در قانون ایران نیست. من نوشتم ایران هنوز از پیمان حقوق بشر خارج نشده و این متناقض با حقوق بشر است و من باید از وکیل استفاده کنم، که کاسه صبر آقایان لبریز شد و دستور دادند بروند بچه‌هایم را بیاورند و تهدید کردند زنده زنده جلوی چشمانم بچه‌هایم را می‌سوزانند. من خیلی این مدت با خودم فکر کردم که آیا همچنان به سکوت ناشی از رعب و تهدید ادامه دهم یا بالاخره یک جایی حرف بزنم.

نوشته شده توسط پویا در 05:01 PM

نظرات (3)


نظرهای نوشته شده:

سلام پویا عزیز
تشکر از انعکاس این مطلب. دوست خوبم آنچه که در کشور ما غیرمعمولی است رعایت حقوق بشر است. قبلا هم گفتم خانه از بنیان ویران است. البته آدمهای مسئول و نازنینی همچون تو می توانند برای ساختنش گام بردارند. تو اولین آجر را چیده ای امیدوارم هر کسی آجری بر این آجر بگذارد. نمی دانم چرا یاد این شعر خیام می افتم:
از آمدن و رفتن ما سودی کو
آمد مگسی پدید و پودی گو
امیدوارم آنها که باید بیدار بشوند، بیدار شوند و گامی بردارند...

نوشته شده توسط خیال تشنه در January 29, 2006 07:48 AM

فقط میشه گریه کرد. چطوره از کشورهای خارجی دعوت کنیم برای حقوق بشر ما تظاهرات کنند؟

نوشته شده توسط حامد در February 24, 2008 01:28 PM

با درود
رفیق از اینکه قلم را برای عدالت اجتماعی علم کرده ای و اندیشه را تیشه ای برای انهدام دژخیمان اهریمن خو ساخته ای خرسندم و آواز ازادی خواهی در سرای هراندیشه ای پرواز خواهد و بیداری اساس نبرد است.
www.parsiiran.com

نوشته شده توسط فخرالدین در April 20, 2008 02:23 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661