![]() |
|
|
« آیا مجرم نوجوان زیر 18 سال را باید با اعدام مجازات کرد؟ |
صفحه اصلی
| بچه های کار کنار پله های تاترشهر آدامس جشنواره تاتر را می فروشند »
January 22, 2006
مردم ما توان تحمل یک بحران اقتصادی جدی را دارند؟ امروز ترجمه متن "نظرگاه های فمینیستی درباره تولید و مثل و خانواده" تمام شد که آن را برای دوستان سایت زنان فرستادم تا در موقعی که مناسب می دانند منتشر کنند. ------ در کنار خبرهای نگران کننده ی فرستادن پرونده اتمی ایران به شورای امنیت، این خبر هم منتشر شد که بزرگترین بانک اروپا رابطه ی مالی خودش را با دولت ایران قطع کرده است. فکر می کنم دلیلی که آورده باید برای مردم عادی مثل من و شما نگران کننده باشد. سخنگوی بانک گفته است: "بالا رفتن ريسک اقتصادی کسب و کار با ايرانيان و ابهام درباره مسايل امنيتی و نظارتی" دلیل این کار بوده است. وقتی که ریسک اقتصادی در کشوری اینقدر بالا برود از نرخ بهره ی وام ها و اعتبارهای بین المللی تا قیمت بیمه ی آن کشتی که باید کالاهای من و شما را به ایران حمل کند، همه بالا می رود. به زبان ساده این یعنی گران شدن قیمت کالاهای مصرفی که نتیجه ی سیاست های آقایان است. آنهم در کشوری که اینقدر وابسته به واردات این کالاها است. من تخصصی در موضوعات اقتصادی ندارم ولی می توان در اینترنت اطلاعاتی هر چند عمومی درباره نتایج این کارها پیدا کرد. در همین یکی دو پست آخر نوشتم که شاید آقایان این سیاست ها را تا نقطه بحران ادامه بدهند و آنجا به اصطلاح سر عقل بیایند که آنوقت دیگران باشند که شرایط را تعیین می کنند. ----- وقتی در شب 18 تیر دانشجو را از رختخواب بیرون بکشند و از طبقه سوم یا حسین گویان به خیابان پرت کنند، تعجبی دارد اگر وقتی که همه چیز آرام است، دانشجوی دیگری را بجرم وبلاگ نویسی با دستبند به جلسه ی امتحان بیاورند؟ این خاطره شخصی را حدود یکسال پیش در یادداشتی نوشتم: خاطره ی شخصی از روز امتحانات نهایی دبیرستان در آن سالها دارم. صبح حدود ساعت 8 صبح کمی پیش از شروع امتحان نهایی آن روز، ما را در حیاط بزرگ مدرسه جمع کردند و جوانی 8-27 ساله که گویا مقامی امنیتی در جایی داشت پشت میکروفون رفت و پس از چند دقیقه سخنرانی در وسط حرف هایش گفت : «خیال نکنید که فقط درس خواندید دیگر همه چیز تمام است و راحت وارد دانشگاه می شوید (هنوز تا "انقلاب فرهنگی" !!! چند ماهی مانده بود). اگر اینطوری باشد هرچه توده ای و فدایی و ضدانقلاب است می رود دانشگاه. دانشگاه ما جای آدمهای مکتبی است.» حالا آدم حتما لازم نبود توده ای و فدایی و وابسته به گروهی باشد تا پیام آن جوان مسئول را گرفته باشد. اینطور جوانها را به سر امتحان فرستادن هم روشی بود که شاید در کمتر جایی از دنیای متمدن دیده بودیم. نوشته شده توسط پویا در 07:27 PM پويا جان
نوشته شده توسط هاني در January 23, 2006 06:55 PM هانی جان می دانم که بعضی اشکها از تاثیر ِ خاطره است در جان ما.
نوشته شده توسط پویا در January 23, 2006 07:45 PM I also want the Iranian people to hear loud and clear, and that is, we have no beef with you. We are worried about a government that is transparent whose aims and objectives are not peaceful, and, therefore, we don't think that you should have the capacity to make a nuclear weapon. George W. Bush
Salaam Pouya aziz, Merci !dastat dard nakonad baraay-e tarjome haay-e mataaleb-e feministi dar Zanan... kaash dar Iran kami bishtar dar raabete baa vaje feminism kaar mishod...
نوشته شده توسط Yassean در January 26, 2006 08:39 PM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: