« خانواده و کیسه ی پُرشده و ادامه ی جستجو | صفحه اصلی | اولین دوره ی اصلاحات در 154 سال پیش. اکنون؟ ... »
January 14, 2006
در جستجوی نام و ننگ در میدان وبلاگ ها و چند موضوع پراکنده

فکر می کنم بحث و جدل های بین وبلاگ ها که دوباره این روزها بر سر موضوع جدیدی شدت پیدا کرده، بیشتر به جدل های شخصی شبیه است و خیلی زود آنقدر شکل شخصی بخودش می گیرد که موضوع اصلی خیلی زود به حاشیه می رود. آنچه باقی می ماند اثبات خود است و حرف خود را به کُرسی نشاندن - به هر قیمت. برای همین، تجربه ی من که از سال 2002 با دنیای وبلاگ ها آشنا شدم این بوده که این بحث ها هرچند پرطمطراق و به ظاهر با اندیشه ای در پشت آن شروع می شود، خیلی زود بالاخره از راهی به ابتذال کشیده می شود. و برای همین است که بسیار کم برخورد اندیشه است و بسیار زیاد برخورد اشخاص است. و فرهنگ قبیله ای هم در پَس هر جدل وبلاگی، گروهی از دوستان ِ این یا آن را به جبهه ی دیگری روانه می کند تا استادشان، دوستشان و به نظر من "هم قبیله شان" تنها نماند.
برای همین، مطرح کردن اندیشه ای و گفتگو درباره ی آن در میان ما کمتر جذابیت دارد. بی جهت هم نیست که آنچه در پَس این جدل ها می ماند چیزی جز خستگی روحی نیست. گویی اندیشه در گوشه ای به جریان خودش ادامه می دهد و ما مانند اجداد باستانی مان در میانه ی میدان پنجه در پنجه ی همدیگر انداخته ایم و آنچه در خطر است «نام» ماست. متاسفانه این تصویری است که من در طول این چند سال گرفته ام و هیچ چیز هم هنوز آن را کمرنگ تر نکرده است.

این روزها ترجمه ی «خانواده از دیدگاه و منظر فمینیستی» ادامه دارد که هر چند بدلیل مشغله های کاری کمی کند تر شده است. این تعطیلات آخر هفته فرصت خوبی ست. دوست عزیزی هم پیشنهاد یک فلش را برای 8 مارس روز بین المللی زنان مطرح کرده که علاوه بر اینترنت شاید بتوانند در دانشگاه ها و اجتماعاتشان نمایش بدهند که من فکر می کنم ایده ی بسیار خوبی است ولی باید زودتر دست به کار شویم که روزها خیلی زود می گذرند.

این روزها کتاب «شرق شناسی» (Orientalism) زنده یاد ادوارد سعید را بدست دارم و صفحات آن آرام آرام جلو می رود.
---------

حالا شاید بعضی آقایان قصد داشته باشند کار دنیا را (در واقع کار خود ما را) به هرج و مرج بکشانند تا کار ظهور را به جلو بیاندازند. در جایی خواندم یک نماینده ی مجلس گفته بود تا دوسال دیگر امام ظهور خواهد کرد.
تهدیدات آقایان و درافتادن با کشورهای جهان و شاید بزودی با سازمان ملل، مبادا کاری کند که در آخرین لحظات یا مجبور شویم به درگیری های ناخواسته تن بدهیم و یا برای فرار از آن بار دیگر چاره ای جز دادن امتیازها و پذیرش شرایطی مغایربا منافع ملی مان نداشته باشیم.
همانطور که پس از فتح خرمشهر رویاهای آقایان برای فتح کربلا و قدس آنچنان منافع ملی و زیربنای اقتصادی ما را به بازی گرفت تا در شرایطی که دیگر توانی برای کشور نمانده بود امضا در زیر آتش بس گذاشتیم. شاید فقط آیت الله منتظری بود که سر در گریبان نکرد و این را گفت و یکشبه از «فقیه عالیقدر» و «جانشین امام» به «شیخ ساده لوح» تبدیل شد و در خانه به حبس نشست. بعد ها هم که گنجی این به بازی گرفتن منافع ملی را در اشاره ای (شاید چند جمله ی کوتاه) نوشت، تا امروز در کنج ناکجاآبادهای امنیتی انداخته شده است.

این بی خبری و بی تفاوتی ملی مبادا که روزی به انگشت پشیمانی گزیدن و اشک حسرت ریختن و فریاد درد کشیدن تمام شود. همه چیز «الخیر فی ما وقع» نیست. بعضی چیزها اگر «واقع» شود می تواند هستی کشور ما را و مردم ما را بر باد بدهد.

نوشته شده توسط پویا در 02:02 PM

نظرات (6)


نظرهای نوشته شده:

سلام، به نظر من بهترین کار در این هیاهوها سکوت است.همین.

نوشته شده توسط بیلی و من در January 14, 2006 03:07 PM

اسد گرامی سلام،
من می خواهم اضافه کنم به نظرت: و ادامه ی آن کاری که فکر می کنی ارزش دنبال کردن را دارد. بدور از جنجال اما بدون شک مخاطب خود را پیدا می کند.

شاد باشی
پویا

نوشته شده توسط پویا در January 14, 2006 03:12 PM

سلام به پویای عزیز من همیشه از نوشتهای شما چیز ها می آموزم . در مورد فرهنگ قبیله ایی که فرمودی واقعا همین است به جای اینکه از بحث ها چیزهای جدید بیاموزیم یا تفکرات خودرا در مبحثی نو کنیم بیهوده وار یا کورکورانه از تفکرات قرون وسطاییمان حمایت میکنیم بطوریکه تفکر مقابل را به دشمنی و به انحراف اخلاقی متهم می کنیم . متاسفانه این واقیعت مردم ایران است

نوشته شده توسط شراره در January 15, 2006 08:28 AM

در ضمن از حمایت شما از زنان سپاس گزارم و متاسفانه اینکه صدای خودمان را خودمان می شنویم

نوشته شده توسط شراره در January 15, 2006 08:35 AM

شراره گرامی ازتوجه و مهر شما ممنونم. یادم هست درنظرخواهی دوستی که از محفل های وبلاگی با عنوان سرمایه اجتماعی یاد کرده بود نوشتم که این پتانسیل در گروهها و محفل های وبلاگی هست. اما اگر همین محفل ها به جمع های دربسته ای که شکل قبیله ای و "خودی و غیرخودی" بگیرند تبدیل شوند و تبادل اندیشه ای میان آنها نباشد، معلوم نیست که دیگر سرمایه ی اجتماعی باشند. شاید حتی برعکس.
به امید روزهای بهتر
شاد باشی
پویا

نوشته شده توسط پویا در January 15, 2006 10:53 AM

سلام پویا جان
با حرفهایت کاملا موافقم. متاسفانه خیلی از ماها در پی این نیستیم که موضوعی را که به بحث گرفته ایم را با دلیل و برهان به نقطه ای منطقی سوق بدهیم. خیلی وقتها جنگ جنگ رقابت و مطرح شدن است. انگار کمتر کسی دغدغه اش کار خبری، فرهنگی و یا ادبی است. اینجاست که آدم می گوید مهر جهان سوم بی خود بر پشانی امان حک نشده است. راستی کدام امام قرار ظهور کند؟جورج بوش، میمونش یا بلیدر؟
قربانت حمیرا

نوشته شده توسط خیال تشنه در January 15, 2006 03:33 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661