« موضوعاتی که فمینیسم مطرح می کند | صفحه اصلی | روشنفکران سکولار و "ایران برای همه ی ایرانیان" »
January 05, 2006
مرز پرسشگری کجاست؟

زنده یاد ادوارد سعید روشنفکر درگذشته ی فلسطینی-آمریکایی در جایی می گوید: "من هیچگاه قادر به داشتن زندگی بدون تعهد نبوده ام." حالا می توانیم بگوییم تعهد روشنفکری.
تعهد را هر زمان به چیزی معنا کرده اند. اگر در همین جغرافیای فکری خودمان بمانیم شاید تعریفِ "آگاهی دادن" از تعهد، مورد بیشترین توافق بوده است. اما فکر می کنم مشکل آنجا بود که این "آگاهی دادن" را از "اعتقاد به حقیقتی مطلق" آغاز می کرد.
گویی روشنفکر کسی ست که نور و حقیقتی بر او آشکار شده (یا آموخته) و حالا کار او بردن این آگاهی به میان افرادی ست که آن را نمی دانند. به این ترتیب برای «پرسشگری» مرزی قائل می شد و ما به جایی می رسیدیم که در آنجا «پرسیدن و چون و چرا کردن ِ» بیشتر جایز نبود. نه اینکه این حقیقت مطلق، حتما باید الهی می بود. هر دستگاه ایدئولوژی که معتقد باشد هستی را بطور کامل تعریف کرده و به حقیقت مطلق دست پیدا کرده خواه ناخواه راه را بر پرسیدن می بندد. حالا در جایی کمی دورتر یا نزدیکتر.

نه اینکه به این معنی باشد که ما به نسبیت مطلقی برسیم و در آن نتیجه بگیریم "من هیچ چیز نمی توانم بدانم". پرسشگری ِ ادامه دار به معنای پذیرش اینست که برداشت من و تعریف من از هستی هیچگاه مطق نیست و همواره باید در کار نقد و پرسش درباره ی آگاهی خودم باشم. شاید در بسیاری موارد این "آگاهی دادن"، به نوعی تلاش برای طرح سوالهای بهتر و چرا های ِ روشن کننده تر است، تا جوابهایی مطلق و "هوشمندانه".

نه اینکه فکر کنیم در فرهنگی که "تقدس" و "ایمان" این چنین جای والایی دارند پایبند بودن به این پرسشگری، همیشه ساده است. و نه اینکه فکر کنیم این فقط در چارچوب تقدس و ایمان دینی است که اصلا حرف من درباره ی آن نیست. غیر دینی ترین برداشتها هم می توانند شکل تقدس بگیرند. به نظر می رسد خودِ همین «پایبند بودن به پرسشگری، و انتقاد از داشته ها و دانسته ها» احتیاج خیلی زیادی به مراقبت دارد. مبادا که در جایی متوقف شود.

شاید تعریف دیگری از آن "تعهد" حفظ فکر و روحیه ی نقاد و تلاش برای جلوگیری از دربَند کردن وجدان انسان هاست. با برداشتی انسان گرایانه، این شامل ایستادن در برابر بی عدالتی هم هست. برای روشنفکر «متعهد» چیزی به نام نظام مقدس وجود ندارد. آنچه وجود دارد جستجوی مداوم راهی ست برای جامعه ای که آزادی و عدالت برای انسانها وجود داشته باشد.

اگر دوستانی این نوشته را تکراری و از بدیهیات می بینند، فقط باید بگویم این، دغدغه ی فکری این یکی دو روزه ی من بوده است. پیش از این بطور پراکنده در این باره اشاره کرده بودم اما شاید باید یک بار هم هرچند کوتاه در اینجا نوشته می شد.

نوشته شده توسط پویا در 04:40 PM

نظرات (1)


نظرهای نوشته شده:

سلام پویا جان
خسته نباشی از زحماتی که می کشی. هستند کسانی که می گویند هنرمند و یا روشنفکر هیچ تعهدی به جامعه ندارد. اما در دنیایی که ما می زییم آنقدر بدبختی زیاد است که بی تعهد کاری پیش نخواهد رفت. البته گاه باید دانست برداشت آدمها از این واژه چیست زیرا برداشتهای ما متفاوت است.
پایدار باشی
دارم در کار و از کار می میرم. قوتی می خواهم برای توان آن همه کار و آن همه درد نهانی

نوشته شده توسط خیال تشنه در January 6, 2006 09:33 AM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661