![]() |
|
|
« شب یلدا، ترجمه ای دیگر و مرهم دردهای گذشته .... |
صفحه اصلی
| آرامش کریسمس. نا امنی اجتماعی و پنهانکاری ما »
December 22, 2005
انسانهای فداکار، بدون وبلاگ و لینک و نظرخواهی ... ![]() زنان و مردان، دختران و پسران بسیاری هستند که از جانشان و وقتشان برای کمک به انسانها مایه می گذارند. کسانی که نه وبلاگی دارند تا گزارش کارشان را بنویسند و نه نامی از آنها هیچگاه در ذهن ما جرقه ای خواهد زد. اما این مردمان هستند، به بودنشان احترام بگذاریم و یاریشان کنیم. می دانم که همین امشب چنین انسانهای گمنام و فداکاری در خرابه ها و کانتینرها در شهر بم در کنار بچه های بم خوابیده اند تا فردایی پُر از کار و کوشش را از سر بگیرند. در حالیکه همین روزها حتی مسواک های اهدایی برای این بچه ها را در خیابان ناصرخسرو تهران می فروشند. کسانی هم در همین شهر شلوغ و خفه شده از دود و سیاهی، در حالیکه بسیاری در جستجوی لقمه نانی می دوند و یا شاید بعضی از ما در همان حالی که با خیالی آسوده مشغول تماشای تاتر یا نمایشگاهی هستیم، به پای حرفهای بچه های کار و فقر در میدان شوش و دروازه غار نشسته اند. من مطمئنم بسیاری از ما نه نام این زنان و مردان فداکار را می دانیم، نه لینکی دارند که در وبلاگمان بگذاریم و نه نظرخواهیی که با چند واژه شادشان کنیم. مهم هم این نیست. شاید مهم تر از همه این است که بدانیم هستند و از هر راهی که می توانیم یاریشان کنیم. چند ساعتی وقت در هفته، پول، اهدای کتابهای خوب ... یک دوست گرامی این آدرس را از «انجمن حمایت از کودکان کار» که گویا در دروازه غار به فعالیت مشغول هستند برایم فرستاد. جای دوری هم نیستند، تهران، مولوی، باغ فردوس ... با 400 کودک کار که تحت حمایتشان گرفته اند. این را من در این فاصله ی دور می دانم. شما که در آنجا هستید حتما بیشتر و بهتر از من می دانید. نوشته شده توسط پویا در 08:32 PM Salaam Pouya aziz...dastat dard nakonad
نوشته شده توسط Yasseman در December 22, 2005 11:23 PM سلام پویای عزیز
نوشته شده توسط خیال تشنه در December 23, 2005 08:56 AM پوياي عزيز
نوشته شده توسط پارتيزان کوچولو در December 23, 2005 10:06 PM پارتیزان گرامی، فقط موضوع اینجاست که وبلاگی که درست کرده ای عمومی است و خوانندگانش فقط شامل دوستانت نیست. شاید علاقمندی باشد که بخواهد وقتی یا کمکی در این راه بگذارد. آنوقت نوشته ها ی شما و دوستانت چگونه می تواند راه او را آسانتر کند؟ راستش اگر من محفل دوستانی داشتم و می خواستم انتقاد کنم در جمع خودمان می کردم که گرهی از کار باز کند. امیدوارم همان جمله ی آخر کامنتی که گذاشتی همیشه در ذهن شما و دوستانت و همه ی ما ماندگار باشد.
نوشته شده توسط پویا در December 23, 2005 11:32 PM ممنونم از نکاتی که گفتید و آگاهی ای که می دهید.
نوشته شده توسط از زندگی در December 26, 2005 02:39 PM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: