« نوح سومری در هزاره های دور، یک جستجو ... | صفحه اصلی | انسانهای فداکار، بدون وبلاگ و لینک و نظرخواهی ... »
December 21, 2005
شب یلدا، ترجمه ای دیگر و مرهم دردهای گذشته ....


بیتی از غزل خواجه ی شیراز
شب یلدا، شب تولد خورشید، به تمام دوستانی که این نوشته ها را می خوانند مبارک و شادی بخش باشد.
----------

این روزها مشغول ترجمه ی نوشته ای درباره ی فمینیسم از یکی از دانشگاههای معتبر دنیا هستم. متن با اینکه بوسیله ی متخصصین نوشته شده ولی برای خواننده علاقمندی که در جستجوی دانستن درباره ی فمینیسم است کاملا فهمیدنی است. آنچه بیشتر از همه چیز من را به این کار تشویق کرد، خلائی بود که در اینترنت فارسی و بخصوص در این وبلاگستان در این باره می بینم. آنچه برای من مهم است این نیست که کسی فمینیسم را می پذیرد، تا کجا می پذیرد و یا بکلی ردّ می کند.

آنچه مهم است اولا داشتن درک مشترکی از مفاهیم فمینیسم است که پایه مشترکی برای بحث و گفتگو شود و دوم اینکه برای علاقمندان و کنجکاوان پله ای کمکی و انگیزه ای باشد برای مطالعه ی بیشتر.
بعضی از آنچه در اینباره در نوشته های سایت ها و وبلاگ ها دیدم آنقدر تخصصی هستند که کمکی به خواننده ی کنجکاو نمی کنند و جای این بحث ها همان محافل دانشگاهی و سایت ها وبلاگ های تخصصی است. نه اینکه به چنین بحث هایی نیاز نباشد که هر موضوع علمی باید خود را مرتبا دقیقتر و مشخص تر کند. اما مهم این است که بدانیم مخاطب ما کیست.
در میان نویسندگان ادبیات "دانش عمومی" یا Popular Science مَثَل معروفی است که می گوید آوردن هر یک معادله و فرمول ریاضی در یک کتاب که مخاطب عمومی دارد، 10 درصد از خوانندگان کتاب کم می کند. حتی دانشمندان معروف مثل استفان هاوکینگ فیزیکدان معروف انگلیسی هم وقتی چنین ادبیاتی می نویسند اثری از عبارت های ریاضی در متن نمی بینی. هنر، توضیح آن عبارت ها با واژه ها ست. به نظر من چنین وضعیتی برای علوم انسانی و از جمله فمینیسم هم وجود دارد. یعنی قاعدتا باید بتوان موضوع را با حفظ درستی و علمی بودن به زبان عمومی تری توضیح داد. کاری که فکر می کنم نویسندگان این نوشته از عهده ی آن تا حدود زیادی بر آمده اند.

بعضی از نوشته ها هم به نظر می رسد که احتیاج بیشتری به تعریف مفاهیم دارند .گرنه تبدیل به گِلِه گذاری های "ما زنان ... شما مردان ..." و یا برعکس می شود و به نظر می رسد بحث ها بیشتر شخصی هستند تا یک موضوع جامعه شناختی. چنین بحث هایی که متاسفانه تعداد آنها کم هم نیست خیلی زود به تمسخر و تحقیر یکدیگر تبدیل می شود که فکر نمی کنم حاصلی جز خستگی و زَدِگی روحی داشته باشد.
به هر حال مشغول این ترجمه هستم و امیدوارم در اولین روزهای تعطیلات کریسمس تمام شود.
----------

این روزها یعنی در واقع روز 28 آذر سالگرد به بندکشیدن عباس امیرانتظام به بهانه ای واهی در چنین روزی در سال 1358 بود. "واهی" از این نظر که آقایان هیچگاه حاضر نشدند دادگاهی علنی و با وکلای مدافع و قضات بی طرف برای انتظام برپا کنند. از طرف دیگر کمتر صدای اعتراضی در برابر این بازداشت در موقع خودش بلند شد. کسی این را ندید که عاقبت چنین بازداشتهایی می تواند بسرعت دامنگیر همه شود. عجبا که آن روزها همه "لیبرال ها" را "جاده صاف کن دشمن" می دانستند، بی آنکه متوجه باشند چه وحشت و سکوتی در کار رقم خوردن است. به قول فرج سرکوهی در آن "دوران سنگین، فرهنگ تک صدایی جز صدای خود هیچ صدایی را تاب نمی آورد."
بسیاری از ما نه دغدغه ی آزادی داشتیم و نه قانون. تمام آنچه در طول تاریخ بر ما گذشته بود، در واژه های امپریالیسم و شیطان بزرگ «ساده» شده بود. هیولاهایی که غلبه بر آنها از گذرگاه «آزادی و قانون عادلانه و بدون خودی و غیرخودی» نمی گذشت. آزادی و قانون «توطئه» بود. و توطئه ماند. اما بسیاری هم بودند که به پرسش ها رسیدند و چراهای تاریخی از پس آنچه بر انتظام ها وکشتارهای سالهای دهه ی شصت رفت، سر برآورد. برای بعضی این پرسشها از حلقه ی کیان سروش و "قبض و بسط شریعت" سر برآورد و برای بعضی دیگر از چون و چرا در مقدس ترین مفاهیم "سوسیالیسم علمی".

شاید بزرگترین مرهم درد کسانی مثل انتظام همین امید به این باشد که: " امروز بیش از هر زمان دیگری به ترویج فرهنگ عاری از خشونت و همزیستی مسالمت آمیز نیازمندیم." و " همه‌ی ما وظیفه داریم که از فرصت‌ها و پتانسیل‌های موجود در جامعه استفاده کرده و جنبش ملی آماده‌سازی ایران برای همزیستی مسالمت‌آمیز و آینده‌ای عاری از خشونت آماده سازیم. همچنین بایستی برپایه‌ی ترویج فرهنگ صلح پایدار و همزیستی مسالمت آمیز و گسترش فضای تفاهم و همدلی نیروهای اجتماعی، را به حرکت در آورده ...".

نوشته شده توسط پویا در 08:15 PM

نظرات (2)


نظرهای نوشته شده:

شب یلدایت مبارک پویای عزیزی.
منتظر ترجمه ات هستم.

نوشته شده توسط سیما در December 21, 2005 09:23 PM

حتما، سیما جان شب یلدای تو هم مبارک باشد. همانطور که نوشتم امیدوارم در اولین روزهای کریسمس تمام کنم ودیگر می ماند تصمیم دوستان سایت زنان تا چه موقع منتشر کنند که بی گمان طول زیادی نخواهد کشید.
شاد باشی.
پویا

نوشته شده توسط پویا در December 21, 2005 09:44 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661