« جنایت افسانه نیست، اما مهروزی شما بدون شک افسانه است | صفحه اصلی | نوح سومری در هزاره های دور، یک جستجو ... »
December 17, 2005
باز هم نوشته های شبه علمی در رسانه ها، اینبار کشتی نوح

اول یک اشاره کوتاه. دوستان که وقتی برای خواندن این وبلاگ می گذارند حتما متوجه شده اند تلاش من آن نبوده که این یادداشت ها را به تحلیل ها و مقاله های سیاسی روز تبدیل کنم. یکی از آن جهت که این نوشته ها انعکاس آن چیزی است که روز نوشتن وبلاگ یا دو سه روزی پیش از آن در ذهن و روان من جریان دارد. که حتما هم محدود خواهد بود و چه بسا آن موضوع اصلا با آنچه خبر روز است رابطه ای نداشته باشد. دوم اینکه فکر می کنم درباره ی بسیاری خبرهای روز نوشتن، تکرار ملال آوری حداقل برای من بیشتر نیست مگر اینکه حرف تازه یا تجربه ی تازه ای در میان باشد. اگر هم درباره ی موضوعات روز نوشته ام یا بخاطر جرقه ای بوده که در ذهن و روح زده شده (مثل افسانه خواندن کشتار میلیونها انسان در کوره های آدم سوزی بوسیله مردمانی که امروز بر جامعه ی ما حکمرانی می کنند یا موضوع سقوط هواپیما) و یا وظیفه ی خودم بعنوان یک شهروند (هر چند مهاجر) دانسته ام که حتما درباره ی نظرم - درست یا غلط- بنویسم (مثل انتخابات).
----------

موضوع حساس بودن درباره ی آنچه در رسانه ها می خوانیم -دو پست پیش از این را خوانده اید؟- موجب شده تا این روزها ناخودآگاه با ریزبینی بیشتری به نوشته ها نگاه کنم. در خبرهای خبرگزاری ایسنا که باید از پرخواننده ترین ها باشد به خبری برخوردم درباره ی تلاش عده ای کوهنورد برای پیدا کردن کشتی نوح! ایسنا نوشته است: "به نقل از منابع خبري اينترنتي" که البته پیدا کردن منبع زیاد سخت نبود و با کمی جستجو معلوم است که خبر ایسنا ترجمه ی این گزارش در یک نشریه روسی است. در تیتر خبر آمده : محققان روس براي افشاي راز كشتي نوح تلاش مي‌كنند" که البته با خواندن خبر معلوم می شود این "محققان" در واقع کوهنورد هستند نه باستانشناس یا هر متخصص علمی. از آنجا که حالا دیگر معلوم شده است افسانه ی کشتی نوح ابتدا از افسانه های تمدن سومری مربوط به حدود 7000 سال پیش بوده که از آنجا به افسانه های تورات و بقیه ی کتب دینی راه پیدا کرده، کنجکاو شدم مطلب را بخوانم. بیشتر بخاطر اینکه همین روزها هم شایع شده بود دانشجوی ایرانی رشته مدیریت، معادلات اینشتین را حل کرده است و با این تاسف که تا کی ما به این افسانه ها دلخوش کرده ایم؟

بهرحال پس از شرح زیادی در گزارش که بیشتر شباهت به افسانه های "جزیره گنج" دارد تا یک تحقیق علمی - با کدام محقق؟ - در نوشته ی ایسنا آمده است: " در فاصله 3000 متري بالاي سطح دريا ولاديمير با دوربين‌ مخصوص خود تعدادي خطوط را در صخره پيش رويش ديد. اين خطوط شبيه خطوط كشتي بود كه بر يك طرف قرارداده شده بود . اين خطوط معمولا در تصاويري ديده مي‌شد كه معمولا همراه با مقاله‌هاي گوناگون براي محل كشف كشتي نوح چاپ مي‌شد. ولاديمير از اين فكر كه محل كشتي را پيدا كرده احساس خوشحالي مي‌كرد. نزديك اين خطوط، وي چيز ديگري شبيه يك تشت رختشويي ديد كه داخلش برف قرار داشت. اين تشت نيز معمولا در تصاوير مربوط به كشف كشتي نوح چاپ مي شد."
ولی گزارش ایسنا در همین جا قطع می شود و معلوم نمی شود که این خطوط چه هستند و جمله ی بعدی ایسنا این است که: "بسياري معتقدند كه اين خطوط عجيب و اشيايي كه ولاديمير ديده است بخشي از كشتي است كه شكسته شده و از كوه به پايين پرت شده است."
و این را به خواننده تلقین می کند که گویا ولادیمیر کوهنورد علامت های کشتی را دیده است. اما موضوع اینقدر ساده نیست و در اصل گزارش نشریه روسی دنباله ی "کشف" ولادیمیر کوهنورد آمده است که من ترجمه اش را در اینجا می نویسم: "متاسفانه ولادیمیر به خاطر مه غلیظ و باران سنگین روز بعد نتوانست محل را بررسی کند. وقتی که بالاخره به محلی که فکر می کرد کشتی در آنجاست رسید، معلوم شد که آن علامت توده ی یخی است با یک فرورفتگی بزرگ طبیعی در داخل آن. آن یکی قسمت دیگر هم که شبیه قطعه ای از کشتی بود، در واقع محصول کار طبیعت بود." و گزارش روسی بعد ادامه می دهد که حتی عکس های هوایی منطقه که توسط ماهواره ها گرفته شده هیچ چیز غیر طبیعی را در این منطقه نشان نمی دهند.

البته جای تمام این توضیحات در ترجمه ی ایسنا خالی است. گویی پس از چاه جمکران و زن ببر نما و ... دیگر کم کم امید است که نوبت باید به کشتی نوح برسد.

این پست خیلی طولانی شد. در پست بعدی باید فرصت کنم افسانه ی سومری کشتی نوح را که از روی کتیبه های سومری ترجمه شده و حاصل کار علمی محققان است در اینجا برای دوستان علاقمند بنویسم.

نوشته شده توسط پویا در 03:22 AM

نظرات (8)


نظرهای نوشته شده:

بنام خدای نوح
برای شما متاسفم که داستانی رئال و کاملا واقعی کشتی نوح را به افسانه تشبیه کردید!
در حالیکه علوم و منطق قرانی در باره همه مسائل شیفتگان بسیاری را از عام گرفته تا خاص محو زیبایهای باطنی و ظاهری خودش میکنه شنیدن حرفی به این سیاق از جانب جنابعالی فقط یادآور روحیه زخمت و قسی شماست!خود دانی!

نوشته شده توسط سروش در August 10, 2007 08:59 AM

اگه نمیدونستی بدون چون این داستان در همه جای این کره مطرح چه در امریکای لاتین و چه در آسیا و چه در آفریقا به عنواین مختلف و این نشون میده که این داستان کاملا واقعی و درست

نوشته شده توسط در August 10, 2007 09:16 AM

آيا فكر مي كنيد اين كار از خداوند ساخته نيست و يا اينكه قبول دارديد كه از خداوند ساخته است وليكن اين كار را انجام نداده است؟

نوشته شده توسط در September 5, 2007 10:44 AM

دوست روشنفكر من درود بر شما.شما مرا شگفت زده كرديد.با خوندن مقاله ي بسيار افشا گرايانه ي شما (در خصوص اسطوره ي گيلگمش يا آنچه كمي بيش از دو هزار سال است بصورت تحريف شده داستان نوح لقب يافته ) بقدري خوشحال شده ام كه بسختي مي توانم جلوي احساساتم را بگيرم.در اين مقاله شما پرده از حقايق بزرگي برداشتيد كه متعصبان و جزم انديشان مذهبي با تمامي نيرو سعي دارند آنها را پنهان نگاه دارند و انسان عصر علم و تكنولوژي را در دوران طفوليت عقلي و علمي بشر نگاه دارند. حيقت آنست كه من اين خرافه هاي شبهه علمي را در تلوزيون و يك مجله ديده و خوانده بودم.اما با توجه به اينكه شخصا به واقعي بودن اساطير معتقد نبودم و كشفيات عقلي و علمي را نيز در نقطه ي مقابل باورهاي بدون پايه و اساس خرافي مي ديدم ، شكه شدم و براي لحظاتي با خود انديشيدم آيا براي نخستين بار داده هايي باستانشناسي مبني بر وجود شخصيت هاي غير واقعيي همچون پيامبران به دست امده است؟و يا اينكه اعتبار اين خبر ها نيز به اندازه ي عكس ها و داستان هاي موهوم بشقاب پرنده ها و آدم فضايي ها است؟ و شما مرا از اين شك و شبهه كه حتي مي توانست باعث سقوط من در خرافه هاي باستاني گردد نجات داديد.من به سهم خودم در مقابل شما سجده كرده ، و بر پاهايتان بوسه مي زنم.چرا كه از ارزش افشاگرايانه ي مقاله ي شما آگاهم.

نوشته شده توسط كوروش در September 17, 2007 02:20 AM

داستان طوفان نوح باور نكردني است و اعتقاد به آن به منزله ي توهين به عقل و شعور خود است.براي مثال چطور مي توان باور كرد يك نفر در عرض چهل سال به اقسام نقاط دنيا سفر كند و موجودات زنده را از هر گونه و نژادي كه هستند بيابد و از هر نژاد يك جفت را همراه خود به كشتي بياورد و تا زمان طوفان و به پايان رسيدن آن از آنها نگهداري كند؟براي مثال به قطب شمال برود و از هر كدام از انواع و نژاد هاي جانوران قطبي از قبيل پنگوئن ، خرس ، روباه ، خرگوش و موش را كه تنها در مناطق قطبي قادر به حيات هستند از هر نوع و نژاد يك جفت با خود يه يك مكان گرم بياورد.و بعد با همان قايق هاي ابتدايي و چهارپايان به استراليا برود و كانگورو ، كوالا ، بومي وحشي ... با خود بياورد.و همچنين از ميان انواع و اقسام عنكبوت در سراسر جهان ، از هر نوع و نژادي يك جفت با خود بياورد.و حيواناتي همچون شير ، ببر و پلنگ را شكار نموده سالم با خود به كشتي بياورد.و از تمامي نژاد هاي بشري حتي سرخ پوستان آمريكا دست كم يك جفت را يافته ، متدين كرده و به كشتي بياورد.كه اگر اينكار را نكرده بود امروز ديگر اثري از آن جانوران بر روي زمين نبود چرا كه نسلشان بواسطه ي آن طوفان منقرض مي گشت.بنابراين حضرت نوح مي بايست با پاي پياده ، قايق ، الاغ و اسب و ... به پنج قاره ي دنيا سفر مي كرد و تمامي جزاير و خشكي ها را زير و رو مي كرد و دست كم تمامي جانوران ريز و درشتي را كه امروزه وجود دارند ، از هر نوع و نژاد يك جفت را پيدا كرده ، به دام مي انداخت و به هر طريقي كه شده به كشتي خود مي آورد و شرايط زيست محيطي مناسب براي حيات هر يك از آنها را نيز فراهم مي ساخت.از همه ي اينها گذشته ، اين يك جفت پيش از جدايي (به دليل مرگ يا ...) بايد فرزنداني متولد مي كردند كه آنها نيز تحت هيچ شرايطي نبايد ميمردند تا نسل خود را ادامه دهند.و بعد اين موجودات ظرف يك مدت بسيار كوتاه و حداكثر چند هزار ساله اي بايد هر يك از موانع طبيعي مي گذشتند و(به مناطقي كه امروزه در آنها ديده مي شوند و) با آنها سازگار بودند (زيست بوم هاي مناسب) مي رساندند و مثلا حيوانات قطبي از درياها مي گذشتند و به قطب شمال مي رسيدند.و همچنين است در مورد انسانها.از اينها گذشته اين چگونه بارش باران و طوفاني بوده كه همه ي زمين و حتي كوه هاي مرتفع را نيز به زير آب برده است؟آيا با چهل روز بارندگي مي توان انتظار داشت جنگل ها و كوه هاي تمام كره ي زمين به زير آب بروند؟ به نظر من حتي اگر چهل هزار سال هم بارندگي ميشد چنين اتفاقي نمي افتاد.مگر نه اينست كه باران حاصل تبخير آب دريا ها و اقيانوس هاست؟پس هنگامي كه بارندگي شديد پيش مي آمد ، در مناطق پست نهايتا سيل جاري ميشد و اين آبها بصورت جويبارها به رودها مي ريختند و اين رود ها به درياها و درياها به اقيانوسها.و هيچگاه مناطق مرتفع و بخصوص كوه ها به زير آب نمي رفتند.مگر اينكه اين آب حاصل تبخير اقيانوس ها نبوده باشد و آب اضافه اي باشد كه به طرزي جادويي از آسمان بر زمين بريزد.كه در اين صورت بايد پرسيد پس چگونه اين آب فرو كش كرده است؟مگر نه اينكه اين آب از ظرفيت مناطق پست (اقيانوس ها ...) بيشتر بوده ، و همه ي خشكي ها را در خود غرق ساخته ، پس بعد چه شده است؟كه ديگر اثري از آن نمانده؟به قول آقاي شفا

نوشته شده توسط دانش دوست در September 19, 2007 01:17 AM

((چگونه جناب نوح موفق شده اند که " از ميان پنجاه ميليارد نوع موجود زنده ای که بر روی کره زمين زندگی می کرده اند و بدليل انقراض بخش اعظمی از اين مجموعه عظيم، مجموعه ای باز عظيم مشتمل بر چهل ميليون گونه موجود زنده ای که بوسيله دانشمندان علوم طبيعی به دقت طبقه بندی شده اند" را، از هرگونه يک جفت گرد آوری و در يک کشتی آنهم به طول سيصد زراع و عرض پنجاه ذراع و ارتفاع سی ذراع نگهداری کرده باشد؟! و چگونه غذا و آب اين حيوانات را تأمين کرده است؟ و يا چگونه ممکن است که با ريزش چهل شبانه روز باران، تمامی کره زمينی که در بعضی از مناطق آن حتی بيش از اين مدت و مقدار در طول سال باران می بارد را آب پوشانده باشد؟! و يا اينکه چگونه ممکن است طوفانی که در 22 قرن قبل از ميلاد مسيح در کره زمين واقع شده، اهرام ثلاثه و هرم معروف و بزرگ آن "کئوپس" را که 29 قرن پيش از ميلاد مسيح ساختش به پايان رسيده را از بين نبرده باشد و تمامی آثار موجود از جمله موميائی ها و سنگنبشته ها و ديگر اشياء متعلق به دوران فراعنه موجود در اهرام را نابود نکرده باشد؟))
حال ممكن است سوال شود پس جريان اين كشتي بر فراز يك كوه چيست؟آنهم با مشخصاتي كه در كتاب عهد عتيق آمده است؟(از قبيل مكان ، اندازه ي كشتي ، حيوانات...)
اولا كه اين كشف هنوز جزو حقايق باستان شناسي محسوب نمي شود.بعبارت ديگر هنوز از نظر باستان شناسي مدارك قانع كننده اي كه ثابت كنند اين آثار بقاياي كشتي باصطلاح نوح هستند بدست نيامده است.(اين نظر گروه هاي باستان شناسيي است كه در كوه هاي آرارات مشغول تحقيق هستند.)منتهي افرادي هستند كه پيشاپيش داستان هاي عهد عتيق ... را نه اسطوره كه واقعييت مي دانند و از اين رو با كشف چنين آثاري آنها را به طوفان نوح نسبت مي دهند.درست مانند افرادي كه آثار كشف شده در كوه هاي البرز ايران ؛ كوه هاي سليمان ايران ، آثار يافته شده در عربستان و حتي يمن را متعلق به كشتي نوح مي دانند و عقيده دارند كه كشتي نوح را يافته اند.
اما آيا آثار يافته شده در كدام يك از اين مناطق متعلق به طوفان نوح مي باشند؟آيا كشتي نوح در ايران به گل نشسته يا در تركيه و يا در عربستان و يا در يمن؟

نوشته شده توسط دانش دوست در September 19, 2007 01:18 AM

از نظر علمي در هيچيك.بنظر مي رسد كه مردم باستاني ساكن در اين مناطق ، (يا دست كم مردم ساكن در تركيه ) پيشگويي مي كرده اند كه خداوند بعنوان عذاب سيلي را بر آنها جاري خواهد ساخت كه تمامي دنيا را در بر خواهد گرفت.از اين رو آنان كه به چنين پيشگويي ايمان داشتند براي در امان ماندن از اين طوفان ، بر فراز كوه هاي آرارات شروع به ساخت يك كشتي بزرگ كردند تا هنگام وقوع بلا ، جان خود و جانوران مورد علاقه شان را نجات دهند.آنها در اين منطقه به عبادت خدايان مي پرداختند و حيواناتي را براي آنها قرباني مي كردند.اما بدون شك چنين اين پيشگويي هرگز به حقيقت نپيوست و آنچه از آن كشتي بجاي ماند ، آثار فسيل شده ي چوب ... و اسطوره هاي مردم ساده و خرافيي است كه امروزه شاهد آنها هستيم.

نوشته شده توسط nadi در September 19, 2007 01:27 AM

اینها ثمره تحلیل های شخصیتونه آقایونه نظر دهنده؟!!! به جای ای همه وراجی کردن، کوچولوها، برید دو کلمه سواد یاد بگیرید که بفهمید همه اینها شدنیه... آه... بس خریت دیدم جواب نوشتم....

نوشته شده توسط mohsen f در July 10, 2008 02:41 AM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661