« ایدز و خشونت و نابرابری. گردهمایی قانونی در جلوی تاتر شهر | صفحه اصلی | تجمع دیروز ، وجدان بیدار و کوله بار کمی سنگین تر امروز »
November 30, 2005
پراکنده ها: از بخارا تا مصاحبه ی یک وبلاگ نویس آشنا

یکی از ویژگی های وبلاگ نویسی اینهم هست که می توان از کمی پراکنده نویسی نترسید.

اول اینکه خوشبختانه سایت نشریه ی معتبر و خوب بخارا دوباره به کار اقتاده است. این آدرس آن است.البته آخرین شماره ای که روی سایت قرار دارد، آخرین شماره چاپ شده نیست. تعجبی هم ندارد. نشریات فرهنگی مستقل، آن زمان که اینترنت هم نبود یا اینقدر گسترده نبود و خواننده مجبور بود که حتما مجله را بخرد، دچار بیشترین دشواری های مالی بوده اند. پس چگونه می توانند آخرین شماره را هم در یک سایت بدون اگهی بگذارند؟

یادم هست در دوران بحران کاغذ نشریات و روزنامه های دولتی بدون کمترین کیفیت یا خواننده ای حواله ی کاغذ دولتی شان بدون تاخیر می رسید. در همان زمان فکر می کنم نشریه کِلک که پیش از بخارا منتشر می شد از خوانندگانش تقاضای کمک مالی برای خرید کاغذ می کرد. در آن زمان ندادن کاغذ با قیمت دولتی به نشریات مستقل، عملا تعطیل غیر رسمی آنها بود.
امروز هم می دانم که انتشار چنین نشریه ی پرباری چقدر باید برای دست اندرکاران آنها مشکل باشد.

صحبت بخارا شد، در یکی از شماره های آن استاد ایرج افشار نامه ای را در سال 1357از وزارت اطلاعات و جهانگردی به کتابخانه ی دانشگاه تهران آورده است که در آن از دانشگاه تهران خواسته شده تا «روزنامه های دوره صفویه» را به مدت 48 ساعت برای نسخه برداری به امانت بگیرند! آقای مدیر کل چگونه تصور می کرده که ایران در زمان صفویه هم روزنامه داشته است؟ یک اشتباه تقریبا 200 ساله.
----------
آخرین مطلب پراکنده که شاید جا داشت در اول بیاید و یا اصلا مطلب جداگانه ای باشد اما امروز فقط اشاره ای.
پرستو که وبلاگ خوب زن نوشت را می نویسد و حتما بسیاری از شما دوستان آن را می خوانید، به مناسبت برنده شدن در مسابقه ی وبلاگ ها مصاحبه ای با سایت کانون زنان داشته که با فروتنی به سوالها جواب گفته است.

یک پرسش و جواب پرستو به آن بود که بیشتر در ذهنم نشست و کاش از چشم آنهایی که سعی در مطرح کردن وبلاگ نویسها دارند (و خیلی ها هم حتما با نیت های خوب) نگذشته باشد.
این قسمت را با هم بخوانیم:
"راستش را بخواهید خوشم نمی آید که اسمم مطرح شود.
خبرنگار: چرا؟مشهور شدن که چیز بدی نیست؟
چون اینجا معروف شدن اصلا ویژگی مثبتی نیست.اگر زمانی احساس شود که می توانی تاثیر گذار باشی،تحت فشارت می گذارند.در ایران مشهور شدن امر مطلوبی نیست."

فکر می کنم باید بیشتر به این فکر کنیم که مطرح شدن و چهره شدن شاید در طول زمان نه به نفع وبلاگ نویسی و نه به نفع وبلاگ نویس داخل ایران باشد. فکر می کنم پرستو خودش اصل مطلب را گفته است. مثالهای دیگر از این "تحت فشار" بودن فراوان است اما بگذاریم برای وقتی دیگر که نام کسی در میان نباشد.
برای یک وبلاگ نویس چه بهتر و امیدوارکننده تر از این که بداند نوشته اش خوانده می شود؟ قدردانی هم خوب است، به شرطی که به دردسر بعدی دچار نشود. شاید باید راههای دیگری برای مطرح کردن وبلاگها پیدا کرد.

نوشته شده توسط پویا در 08:18 PM

نظرات (1)


نظرهای نوشته شده:

Salaam Pouya aziz,dastat dard nakonad..."Bokhaara" mahshar ast
Baa dousti

نوشته شده توسط Yasseman در December 2, 2005 11:28 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661