« راه حل خشونت علیه زنان، روان درمانی آنان است یا حمایت قانونی از قربانیان و کار موثر فرهنگی؟ | صفحه اصلی | ایدز و خشونت و نابرابری. گردهمایی قانونی در جلوی تاتر شهر »
November 28, 2005
خرافات، عوامفریبی؟ یا هر دو؟ نگاهی کوتاه هم به گذشته ...

مدتی ست که سایت اینترنتی نشریه فرهنگی و ادبی بخارا که به همت علی دهباشی در ایران منتشر می شود از کار افتاده است. یعنی گویا قرارداد آن را تمدید نکرده اند. نشریه بخارا که چنین سال است به دنبال نشریه ی سابق دهباشی به نام کِلک منتشر می شود اگر نه بهترین که یکی از بهترین نشریات فرهنگی و ادبی ست. مطالب آن را تقریبا به تمامی، دانشمندان و دست اندرکاران با تجربه می نویسند و همیشه تنوع موضوع موجب می شود که هر علاقمندی مطابق سلیقه اش مطلبی خواندنی در آن پیدا کند. هم کسانی که به صورت حرفه ای با این نوع مطالب سروکار دارند و هم دیگران.
این را نوشتم که هم تاسف خودم را از تعطیلی سایتشان گفته باشم و هم شاید تشویقی که دوستان علاقمند به این مطالب، خود نشریه را از ایران آبونه شوند.
----------
تقریبا همزمان با دو پست پیش که در رابطه با دخالت «دستهای غیبی» در کارهای روزانه ی این-جهانی بود، این روزها فیلم دیدار رئیس جمهور را هم با یکی از روحانیون سرشناس قم منتشر کرده اند که با آب و تاب از چشم های خیره شده ی حاضران و هاله ی نورانی -که منشاء آن-جهانی هم دارد- در جلسه ی سازمان ملل تعریف می کند و کسی هم حتی ابرویی در هم نمی کشد که این حرفها چیست؟ حتی آقای ابطحی هم در یادداشت خودش تقیه می کند و فقط ایراد به رئیس جمهور و همراه متملق او می گیرد. ایشان حتی جمله ای هم نمی نویسد که این حرفهای رئیس جمهور مگر مخاطب نداشت؟ و این مخاطبین که از آقایان و آقازاده ها بودند سرهایشان را به تایید چه چیزی تکان می دادند؟

جای تاسف دارد که نمونه های این خرافات و عوامفریبی های امروزه را باید در صدسال و دویست سال پیش پیدا کنیم.
می گویند در زمان فتعلیشاه قاجار علما و روحانیون برای تایید جهاد عیله کفار روس به حدود زنجان می رفتند- همان جهاد بیهوده ای که منجر به قرارداد ترکمنچای شد که فقط غرامت آن تا سالها بر دوش همین ملت سنگینی می کرد. آب خزینه ی حمام آقایان را در شهرها و روستاهای سر راه، مردم برای تبرک می بردند و گاه سرها و دستها بود که برای پیاله ای آب حمام این یا آن روحانی می شکست.

شیخ محمد تقی نجفی بزرگترین روحانی اصفهان در زمان ناصرالدین شاه در تمام آن منطقه صاحب مال و املاک بود و حتی یک دارودسته ی بزن بهادر هم داشت که در موقع خودش نقش سپاه این روحانی را ایفا می کردند. یحیی دولت آبادی می نویسد این روحانی تازه پس از سرشکن کردن بسیاری از درآمدهایش، باز هم فقط شصت هزارتومان آن روزگار به دولت مالیات می داد. اما شیخ در برابر مردم می گفت که اصلا چشمی به مال دنیا ندارد و حتی حساب بیشتر از پانصد را نمی داند. آقای نجفی وقتی می خواست بگوید «هزار تومان» می گفت «دو پانصد تومان».
به نظر شوخی می آید؟ مایه تفریح است؟ یکبار دیگر به فیلم رئیس جمهوری کشور ایران در سال 1384 خورشیدی و 2005 میلادی نگاهی بیاندازید.

نمونه ها بسیار است، هم از آن زمان که امروز تاریخ به حساب می آید و هم متاسفانه بیشتر و بیشتر از امروز که روزهای زندگی این نسل است.

نوشته شده توسط پویا در 08:22 PM

نظرات (3)


نظرهای نوشته شده:

پویا جان از آقازاده ها و آقای ابطحی چه اتنظاراتی داریها. مگر اینها حسابشان از آن از ما بهتران جا است؟ باید تا میتوانند همین آقازاده ها و آقای ابطحی و ...اینچنین فرهنگی را ترویج دهند تا بتوانند حکومت کنند. تو عزیز جان باید از دانشجویان و روشنفکران و زنان مترقی انتظار داشته باشی که در برابر این خرافات و دیگر مضخرفات معترض باشند و مدارا نکنند که میبینی آنها هم اینچنین نیستند. پویا جان قضیه این جاست که من هیچ امیدی به بهبودی وضع ایران ندارم چرا که میبخشی همه در یک گنداب گیر کرده اند و خیلیها هم میدانند که در چه گ... دارند دست و پا میزنند ولی نه تنها به روی خود نمیآورند بلکه با آن همراهی میکنند.

نوشته شده توسط موناهیتا در November 28, 2005 09:35 PM

پویا جان از آقازاده ها و آقای ابطحی چه اتنظاراتی داریها. مگر اینها حسابشان از آن از ما بهتران جا است؟ باید تا میتوانند همین آقازاده ها و آقای ابطحی و ...اینچنین فرهنگی را ترویج دهند تا بتوانند حکومت کنند. تو عزیز جان باید از دانشجویان و روشنفکران و زنان مترقی انتظار داشته باشی که در برابر این خرافات و دیگر مضخرفات معترض باشند و مدارا نکنند که میبینی آنها هم اینچنین نیستند. پویا جان قضیه این جاست که من هیچ امیدی به بهبودی وضع ایران ندارم چرا که میبخشی همه در یک گنداب گیر کرده اند و خیلیها هم میدانند که در چه گ... دارند دست و پا میزنند ولی نه تنها به روی خود نمیآورند بلکه با آن همراهی میکنند.

نوشته شده توسط موناهیتا در November 28, 2005 09:35 PM

موناهیتا جان من انتظار و توقعی از ابطحی و اصلاح طلبان حکومتی ندارم. خواستم فقط نشان داده باشم که "تقیه" ایشان از چشم منِ خواننده پنهان نمانده است. به نظر من هم اینان بیش از آن با ساختار قدرت گره خورده اند که بتوانند تغییری اساسی در آن بوجود بیاورند.
شاد باشی.
پویا

نوشته شده توسط پویا در November 29, 2005 06:11 AM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661