دوستان عزیز از محبتهای همگی شما درباره ی کار فلش ممنونم. همین واژه های محبت آمیز موجب دلگرمی است. از مریم گرامی هم بخاطر متن زیبایش تشکر می کنم. فلش «تصور کن» را سایت پیک نت هم لطف کرده اند و آن را در این آدرس منتشر کرده اند. هم بیننده ی خیلی بیشتری دارند و هم پهنای باند قویتری برای نمایش ان.
---------
در موقع انتخابات عراق فرصت نکردم درباره آنچه در فکرم بود بنویسم. برای همین در پست امشب می نویسم. موضوع هم گویا تا سالها تازه بماند.
شدت بحران و وضعیتی که آمریکا در عراق با آن روبه رو است و نامعلوم بودن رابطه ی گروههای مختلف اجتماعی با هم باعث شده که این قانون اساسی که همین روزها تصویب شد پر از تناقض باشد. مثل اینکه کسانی نشسته باشند و برای راضی نگاه داشتن همه و ساکت کردن تعداد هر چه بیشتری از این گروهها، موادی را که موجب رضایت همه باشد در این قانون نوشته باشند. گروههای اصلی که فعلا با قدرت و شدت درگیر هستند سنی ها، شیعه ها و کردها هستند.
برای راضی نگاه داشتن سنی ها و شیعه ها مجبور شده اند که دین رسمی برای کشور قائل شوند که خودبخود موجب امتیازات دینی می شود. اگر قرار بر دخالت امور دینی در حکومت نباشد طبیعتا مناسبتی هم وجود ندارد که دین رسمی برای کشوری قائل شد. از طرف دیگر هر کدام از شیعه و سنی خودشان را مذهب حقه می دانند و دیگری را ناحق.
مشکل وقتی ایجاد می شود که در اصل 2 * تاکید می کند منبع و منشاء همه قوانین، دین رسمی است. تلاش زیادی از طرف سکولارها شد که کار قوانین اجتماعی را از برداشتهای دینی جدا کنند و تصویب قوانین را به خرد جمعی مردم و نهادهای انتخابی بگذارند. ولی معلوم است که برای ساکت نگاه داشتن رهبران مذهبی به دینی بودن قوانین تاکید کرده اند. فکر می کنم در اینده همین موجب درگیری های زیادی در میان طرفداران این یا آن برداشت مذهبی خواهد شد. باضافه ی اینکه خود نهاد قانونگذاری را هم دچار مشکل می کند که در هر قدم باید اول توافق یک قانون را با این یا آن اصل مذهبی و طرز فکر این یا آن رهبرمذهبی هماهنگ کند.
زنان عراقی و بخصوص فعالین آنها نگران وضعیت زنان در قانون اساسی که منشا تمام قوانین دیگر است بوده اند. با اینکه در اصل 14 موضوع برابری همه عراقی ها صرف نظر از جنسیت، نژاد، قومیت، تبار، رنگ و باور و اعتقاد دینی مطرح شده است اما وقتی سرمنشاء همه ی قوانین، دینی باشد معلوم است که بخصوص در مورد زنان و اقلیت های دینی، این اصل برابری در حاشیه قرار می گیرد. در کشورهایی که قوانین دینی در آنها دست بالا را دارد، بجز اقلیت کوچکی از نواندیشان دینی برداشت غالب، اصل را بر نبود برابری بین زن و مرد و پیروان ادیان دیگر می گذارد. این حرفی نیست که از دهان مخالفان بیرون بیاید. در کشور خود ما هم علمای مذهبی بارها اعلام کرده اند که رابطه ی زن و مرد و حقوق زنان و اقلیت ها را اصول دینی معین کرده است. پس در امور اجتماعی، این برابری حقوق در سایه و حاشیه قرار می گیرد.
هدف من از این نوشته بررسی همه قانون اساسی نبود که هم تخصص می خواهد و هم جایی خیلی بیشتر از یک نوشته وبلاگی.
به نظر من این قانون اساسی تا مدت کوتاهی شاید بتواند گروههای درگیر را آرام نگاه دارد ولی متاسفانه از حالا پایه های درگیری های بزرگتری را گذاشته است.
بدون شک از بزرگترین بازندگان این رقابت ها و درگیری ها، زنان عراقی هستند که از همین حالا کم کم حقوقشان حتی در آمد و شد و طرز پوشش و فعالیت های اجتماعی محدودتر می شود.
من حدود شش ماه پیش مقاله ای را از زینب سلبی، از زنان فعال عراقی ترجمه کردم که در سایت زنان ایران منتشر شد. بد نیست اگر آن را نخوانده اید چند دقیقه ای را صرف آن کنید.
* منبع ترجمه قانون اساسی روزنامه ی نیویورک تایمز در تاریخ 15 اکتبر است.
نظرهای نوشته شده: