« پراکنده های یکشنبه ... | صفحه اصلی | نگرانی های بسیار پراکنده این روزها... »
October 11, 2005
هزاران سال است ...

دیروز روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام بود و ما شهروند کشوری هستیم که یکی از بیشترین موارد اعدام را دارد و در جای دوم قرار دارد. این را سازمان عفو بین الملل می گوید.
و شهروند کشوری هستیم که هر از چندی ساعت 5 صبح در این یا آن میدان شهر انسانی را به جرثقال می بندند و بالا می کشند. و چند صد نفری یا چند هزار نفری ایستاده اند تا هراس و دست و پا زدن انسانی و ضجه های مادری و همسری و بچه ای را تماشا کنند.
و هزاران سال است که هر تازه از راه رسیده ای، به چنگ افتاده هایش را به صلیب می کشد و گردن می زند و به گلوله می بندد تا روزی دیگر که خود به چنگ دیگری بیافتد.
و هزاران سال است که می گویند این بهترین راه از میان بردن جنایت و تبهکاری ست. در میدان شهر به دار کشیدن موجب هراس و عبرت سایرین است. و هزاران سال است که کسی عبرت نگرفته است.
و هنوز تبهکاری هست و جنایت و تجاوز هست، بی آنکه کسی در پی چرایی آن باشد. عاملین جنایت را به دار می کشیم غافل از اینکه صدها و هزاران برابر در شهر می لولند، یا قربانی و یا در پی قربانی.

در مستی انقلاب وقتی که انسانهایی را هرچند مجرم، در پشت بام مدرسه های انقلاب و زندانها به گلوله می بستند ما با مشت های گره کرده و چهره برافروخته بیشتر طلب می کردیم. در همان حال ما در خیابان فریاد می کردیم و خلخالی در زندان قصر و گوشه و کنار شهر، مسابقه ی اعدام را به راه انداخته بود و با اندک میانجی ها قایم باشک بازی می کرد. غافل ازاینکه در اندک مدتی دختربچه 13 ساله و پیرمرد 60 و 70 ساله است که باید "مایه عبرت دیگران" شوند. و ما هنوز مست حق و باطل بودیم.
----------------

ریشه ی بسیاری از بزهکاری و جرم های اجتماعی در شرایط نابسامان اجتماعی است. من سالهاست تهران را ندیده ام. ولی دانستن اینکه این توده های میلیونی حاشیه شهرها و این بچه هایی که در خاک و خل این کوچه ها روز را به شب می رسانند با شکم نیمه سیر و آرزوهای بی پایان، چه آینده ی وحشتناکی خواهند داشت سخت نیست.

دینی بودن منشا قوانین هم دست فعالان حقوق بشر را در ایران تنگ نگاه می دارد چون بسادگی می توانند توجیه شرعی درست کنند و حتی معترض را بعنوان نفی قوانین اسلامی مورد تعقیب قرار بدهند !

اما حرف های بالا برای درد دلی دوستانه فقط نبود. مهم اینست که از تجربیات استفاده کرد و امروز برای لغو مجازات اعدام در کشورمان تلاش کرد.
این را که من بعنوان یک شخص در شرایطی احساسی چه طور فکر خواهم کرد و چه خواهم گفت، نمی دانم اما عقل اجتماعی و انسانی حکم می کند که بدنبال راه های عملی و مدت دار برای مبارزه با جرمهای اجتماعی (و نه فقط مجرمان که خودشان هم قربانی اند) بود. چاره ای نیست جز امیدواری به اینکه در یک بحران شخصی هم انسان ماند.
------------

در کار تهیه فلش جدیدی هستم که نباید زیاد طول بکشد. اما فکر را مشغول می کند و وقت را هم.

نوشته شده توسط پویا در 05:58 PM

نظرات (2)


نظرهای نوشته شده:

سلام مهربانانه به پویای عزیز....../هفته ي يك بار به قتل مي رسد زني كه از دريا آمد/

في البداهه عادت كرده بود به چاقو/

دهانش را بو مي كرد شعري كه ازاينجا تهران/به امیددیداری دوباره

نوشته شده توسط ناماجعفری در October 12, 2005 03:52 PM

بهتره بهت بگم که اگه از تو ایران داری این جیزها رو مینویسی پس بدون که تو وزارت اطلاعات پرونده داری
تا اگه روزی اوضاع جنگی و یا انقلابی شد با اون لیست پاکسازی صورت بگیره
حالا هم اگه فیلتر نشدی میخوان که کل عقاید تو بفهمن

نوشته شده توسط یه پارسی در October 16, 2005 12:43 AM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661